12 دی 1388
ويکتوريا همين نزديکي هاست
اکنون بايد به اين واقعيت تلخ اعتراف کرد که متاسفانه علاوه بر اخبار، مردم ايران کم کم سريال هاي خود را نيز «از آن طرف» نگاه مي کنند.
اگر در يک محفل خانوادگي يا دوستانه کلماتي چون ويکتوريا، انريکه، تاتيانا يا ماريانا شنيديد، اصلاً تعجب نکنيد. چندان عجيب نخواهد بود که دور و بري هايتان با شور و حرارت داستان هايي را تعريف کنند که در فرهنگ ايراني بسيار شخصي و خصوصي به حساب مي آيد.
صحبت از کانال ماهواره يي فارسي وان است که اين روزها علاقه مندان بسياري از قشر متوسط جامعه ايران را جلب سريال هايش کرده است. سريال هايي که با مضامين عشقي، جنايي، حادثه يي (اکشن) و کمدي پخش مي شود، در ماه هاي اخير توانسته خانواده هاي ايراني را متوجه خود کند.
چنان که در محفل ها و مهماني ها صحبت از ويکتوريا است و اينکه چگونه عاشق مرد جواني شده يا اينکه چرا انريکه سلسله عشقش جنبيده، همسرش را پس از 25 سال زندگي مشترک رها کرده و با زني کم سن و سال تر از خودش ازدواج کرده است.
اگر از دوبله هاي سراسر آماتوري اين شبکه ماهواره يي در سريال هايش بگذريم، با يک سوال اساسي روبه رو مي شويم که چرا اين شبکه با وجود ايرادات فراوان دوبله يي اينچنين با استقبال مخاطبان روبه رو شده است. چندي پيش اسماعيل ميرفخرايي يکي از تهيه کنندگان باسابقه تلويزيون با انتقاد از وضعيت فعلي رسانه ملي گفت؛ «صدا و سيما سريال هايي را مي سازد، ولي مردم مي آيند سريال و فيلم شان را اينجا مي بينند و بعد اخبار را از آن طرف گوش مي کنند.»
اما اکنون بايد به اين واقعيت تلخ اعتراف کرد که متاسفانه علاوه بر اخبار، مردم ايران کم کم سريال هاي خود را نيز «از آن طرف» نگاه مي کنند. تهيه کنندگان کانال فارسي وان به خوبي مخاطبان خود را در داخل ايران پيدا کرده اند و با يک هدف از پيش طراحي شده به جذب مخاطبان طبقه متوسط مشغول هستند. اين گونه سريال ها با کمترين حد سانسور پخش مي شوند و پوشش بازيگران زن آن نيز با فرهنگ اسلامي جامعه ايران همخواني ندارد.
ساخت سريال هاي soap opera که معمولاً با مضامين عشقي و عاطفي همراه است يکي از علاقه مندي هاي طبقه متوسط در سطح جهان است. در چنين سريال هايي موضوعات ساده و ملموس عشقي، خانوادگي و عاطفي را دستمايه ساخت سريال قرار مي دهند. اين موضوعات به سادگي قابل همذات پنداري است. يعني اينکه مخاطب به سرعت ياد مواردي مشابه آن مي افتد که در طول زندگي با آن برخورد کرده است.
در بسياري از سريال هايي که از صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز پخش مي شود، چنين مساله يي به سادگي اتفاق مي افتد. نظير اين همذات پنداري را مي توان در سريال هاي پربيننده يي همانند «دلنوازان» که به تازگي پخش آن از تلويزيون ايران به پايان رسيده مشاهده کرد.
اما در سريال ويکتوريا که از کانال فارسي وان پخش مي شود، همذات پنداري مخاطب نمود عيني تري دارد. در اين سريال تقريباً هر سن يا نسلي يک نماينده دارد. براي هر کدام از شخصيت هاي اصلي و فرعي اين سريال مي توان نماد هايي نوشت که اتفاقاً قرابت نزديکي با وضعيت امروزين جامعه ايران دارند. با آنکه اين سريال ممکن است موضوعاتي را مطرح کند که با فرهنگ اخلاقي و مذهبي جامعه ايران چندان تطابقي نداشته باشد اما تشابه مشکلات خانوادگي، تشابه بحران هاي عاطفي و تضاد ميان زندگي سنتي و مدرن در جامعه ايراني زمينه قرابت و همذات پنداري مخاطبان ايراني را با اين سريال فراهم کرده است.
به طور مثال فاصله نسل ها ميان فرزندان و والدين، نحوه ارتباط فرزندان با جنس مخالف، فاصله طبقاتي، بارداري هاي ناخواسته، مساله اعتياد به مواد مخدر، تفاوت ديدگاه ها در مورد ازدواج، عشق دوران کهنسالي و ميانسالي و بچه هاي طلاق از جمله مواردي است که در هر خانواده ايراني نمونه هاي آن ديده مي شود و در اين سريال ساخت کلمبيا نيز مي توان آنها را ديد.
اگرچه نحوه مواجهه آدم هاي اين سريال به دليل تفاوت هاي مذهبي جامعه ايران و کلمبيا با هم بسيار تفاوت دارد، اما به نظر مي رسد خانواده هاي ايراني خسته از مشکلات و مصائب روزانه خود راه حل هاي ويکتوريا را در تضاد با مشکلات جامعه سنتي اطراف شان دنبال مي کنند.
اگرچه يک زن 50ساله محجبه ايراني پايبندي به خانواده و تربيت فرزندانش را حتي در صورت ترک زندگي توسط شوهرش ترجيح مي دهد اما او نيز ممکن است در طول زندگي خود با چنين موقعيت هايي روبه رو شده باشد؛ موقعيت هايي که گاه بايد ميان عشق و تن دادن به وضعيت موجود يکي را انتخاب کرد. همين همذات پنداري ها باعث مي شود يک خانم معتقد به اصول و مباني مذهبي نيز به تماشاي اين سريال مشغول شود و گاه در پس زمينه فکرش به روياها و موقعيت هاي عشقي که برايش فراهم آمده فکر کند.
منبع: روزنامه اعتماد پنج شنبه 10 دي 1388
12 دی 1388 0:02 بֽظֽ | TrackBackبیاد رمان ( سهم من) افتادم.
Posted by: شازده at 16 فروردین 1389 3:04 بֽظֽ