خوب اگه که روزنامه نگاران شان و منزلت داشتند دیگه این بلاها بر سر روزنامه ها نمی اومد که!
Posted by صادق جم at 21 شهریور 1385 7:05 بֽظֽبیا تو وبلاگم این شعر و بخون
مرحمی باشد برای این درد
اگه خوشت اومد لینکش کن
تا بقیه هم فیضی ببرن
يه صدايي ، ندايي، اعتراض مدنيي ، چيزي به ذهنت ميرسه به ما هم خبر بدي؟ راستش خيلي نا اميد كننده است.
Posted by پرهيب at 22 شهریور 1385 10:26 قֽظֽباشگاه های بیلیارد هم همین وضهیت رو دارن، هر روز باید منتظر باشن تا فردا بیان ببندنشون
Posted by mehrdad at 22 شهریور 1385 9:36 بֽظֽاگه مردم می فهمیدن روزنامه نگارا چی می کشن، اون موقع که هنجره مونو پاره کردیم، به حرفمون گوش می دادن و می رفتن رای می دادن. نمونه: سر انتخابات به یه بنده خدایی گفتم چرا به رفسنجانی رای نمیدی؟ بدبخت می شیما. گفت یادت رفته دوره رفسنجانی موز اصلا پیدا نمی شد؟؟؟؟!!!!!! به خاطر موز به احمدی نژاد رای داد.... مردم اینن. هیچ کس نمی فهمه روزنامه نگاری که بچه مدرسه ای داره، الان که همه تو کوچه دارن کتاب و کیف می خرن، چی می کشه... دیگه چی بگم که سر ماه باید جواب صاحبخونه رو بدم....
Posted by s at 27 شهریور 1385 4:38 بֽظֽروزنامه نگاری یه جور شغل همیشه معلقه
Posted by sarabi at 31 شهریور 1385 0:20 بֽظֽ