21 فروردین 1387
روزنامه نگاران بدبخت
اين روزنامهنگارهاي ايراني آدمهاي بسيار بدبختي هستند. به قيمت كالاهاي اساسي نگاه كنيد و به تورمي كه دولت به 18 درصد آن اعتراف كرده است. همه چيز گران و گرانتر ميشود الا حقوق روزنامهنگاران كه افزايش دستمزدش بسيار اندك است و هيچ سنخيتي با نرخ تورم ندارد.
يادم هست كه 6سال پيش وقتي مي خواستم اولين حقوق حرفهاي را در روزنامه بنيان دريافت كنم، 7 هزارتومان بود. بابت نوشتن يك ستون در مورد "چت" و رفتار اجتماعي جوانان ايراني. حالا مقايسه بكنيد با امروز كه اگر يك جوان تازه كار بخواهد در روزنامه اي ستون بنويسد. چقدر بابت يك ستون به او پول ميدهند؟ فكر نكنم بيشتر از 15 هزارتومان بشود مثلا براي 700 كلمه. اين را مقايسه كنيد با هزينهها كه چه قدر گران شدهاند.
چند روز پيش يكي از دوستانم تماس گرفت، خبرنگاري باتجربه و مستعد براي كاري ميخواست. گفتم چه قدر ميهيد. گفت براي يك روز كامل 300 تا 350 هزارتومان و بدون بيمه! ديروز هم جايي بودم كه ميخواستند صفحات جديدي ايجاد كنند و درآوردن يك صفحه كامل روزنامه 40 تا 50 تومان ميدادند.
يادم هست كه براي همان روزنامه مذكور 4سال پيش صفحه كامل درآوردم و 30 تومان ميدادند. حالا خودتان حساب كنيد هزينه هاي چهارسال پيش را و پرداختهاي امروزي را. نميدانم در اين جريان يقه چه كسي را بايد گرفت؟ انجمن صنفي؟ وزارت ارشاد؟ سردبيران و مديران مسئول را؟ با هم بگرديم پرتغالفروش را پيدا كنيم.
دوستم احسان كه عكاس و مديرهنري است، درباره قيمتهاي عكاسي و صفحهبندي نوشته:
۵ سال پيش صفحه بندي كه مي كردم
به ازاي هر صفحه معمول ۵ هزار تومان مي گرفتم …
الان همين قدر مي گيرم …
۵ سال پيش به ازاي هر برنامه عكاسي ۱۰ تا ۱۵ پرداخت مي شد
الان نهايت ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان
اون زمان حقوق ماهانه ۴۰۰ هزار تومان مي گرفتم
الان ۴۵۰ هزار تومان
اون زمان به مديرهنري ماهانه ۵۰۰ هزار تومان داده مي شد
الان نهايت ۶۰۰ هزار تومان
البته قيمت موادغذايي و ساير احتياجات روزانه رو هم نوشته كه خواندنش رو توصيه ميكنم. اينجارو كليك كنيد
سلام
تنها نیستی رفیق. بین دوستام استاد دانشگاه حق التدریسی هست که بعد از اینکه یک ترم برای درس سه واحدی درس داده وترم تموم شده هنوز تا الان حقوق ترم قبلشو نگرفته .میدونی چند؟ 120 هزارتومان بشرطی که بدهند اونم برای یک ترمدرس دادن تو دانشگاه با مدرک کارشناسی ارشد.کجایی عزیز. http://www.roozaznow.blogfa.com/
سلام حال شما خوبه شما فقط روزنامه نگارارو میبینی که بدختن؟ کارمندها بدبخت نیستند با این تورم و قشر متوسط و ضعیف جامعه؟
Posted by: گیجعلی at 22 فروردین 1387 1:23 قֽظֽیا حتی پرتقال فروش را!
Posted by: یک نفر at 22 فروردین 1387 4:03 بֽظֽوقتی مثل بولدوزر براشون کار کنی و به وعده بیمه عمل نشه و خیلی خیلی کمتر از چیزی که اینجا نوشتی حقوق بگیری چی؟
Posted by: لی لی at 22 فروردین 1387 5:49 بֽظֽمصطفی جان
بچههای اقتصادی (عمومشان؛ نه استثناها) را دیدهای؟ بچههای ورزشی را چه طور؟ از تیراژها چه طور؟ خبر داری!؟
ببین عزیزم
وقتی مشتی بازاریاب و دلال، وارد کار میشوند و پول آگهیها را که باید به جیب روزنامه برود، توی جیب خودشان میریزند؛ وقتی تنها چیزی که اهمیت ندارد، اصول حرفهای و اخلاقی کار است و به جای روزنامهنگار، همه دنبال بلهقربانگو و رپرتاژآگهینویس هستند؛ وقتی روزنامهنگاری این قدر بیپایه میشود که مملکت، یک دفعه به جای هزار و ده هزار، صد هزار «روزنامهنگار» دارد ... خوب طبیعی است. یک اصل اقتصادی است. تقاضا از عرضه بیشتر است و رابطه معنیداری هم بین کیفیت کار تحریریه با میزان تیراژ و آگهی نمیتوانی پیدا کنی.
به هر کاری و هر کسی که بگویی نه و شرایط بهتری بخواهی (یا اصطلاحاً ناز کنی) کس دیگری پیدا میَود که جایت را بگیرد و اتفاقاً هم مدیرمسئول را خوشحالتر کند و هم مسئولان یا مدیران مربوطه را
دوست عزيز خبرنگار سلام
همه خبرنگاران اگر بخواهند دراين مملكت صادق باشند, چيزي بيشتر از فقر و بدبختي گيرشان نمي آيد. بنابراين تنها راه نجات اين است كه خبرنگاران هم دست در دست بقيه عليه اين بيدادگري متحد شوند.
دوست عزيز ما جمعي از جوانان هستيم كه تازه وبلاگ راه انداخته ايم. مي خواهيم از دوستان خبرنگار هم كمك بگيريم. مي خواستيم درخواست كنيم كه اگر موافقيد با ما همكاري كنيد. اگر موافق بوديد , با ايميلي كه داده ام, تماس بگيريد. اگر شرايطي هم براي همكاري داريد, لطفاً اطلاع دهيد.
به اميد همكاري و پاسخ مثبت شما.
وبلاگ : ” خط شكن فرياد است”
به اعتراف یک اصولگرا که نامش خوش چهره باشد تورم بالای 30 درصد است
متاسفانه در کشور ما هر سال حقوق کارگران و کارمندان را بالا می برند و به تورم و نقدینگی اضاف می کنند بی توجه به اینکه وقتی حقوق یک قشر را بالا میبری مجبوری که حقوق همه را بالا ببری و این یعنی تورم
اصلا در نظام اقتصادی نباید هر سال حقوق ها را بالا برد و فقط باید با ارائه سوبسید ها و کمک های غیر نقدی کارمندان و کارگران را کمک کرد
راه حل تورم اضافه حقوق نیست
این وسط روزنامه نگاران از همه مظلوم تر
Posted by: مجتبی at 23 فروردین 1387 1:13 بֽظֽبه همه این ها اضافه کن تنگ تر شدن هر روزه فضای کار برای ما روزنامه نگاران را و از مهمتر این سکوت مرگ باری که بر ما حاکم شده و هر بلایی که دارن سر ما و روزنامه ها می اورند بی پاسخ می گذاریم و لال می شیم .
قبلا به هر حال روزنامه ها پر تعداد تر بود . دست کم روزنامه هایی که ما را راه می دادند این روزها دیگر هیات نظارت بر مطبوعات که مجوز صادر نمی کنه و زده توی کار لغو امتیاز و از طرف دیگر با بسته شدن روزنامه های اصلاح طلب و این همه روزنامه نگار بیکار کارفرماها هم می توانند با همان حقوقی که تو گفتی و کمتر خبرنگار استخدام کنند و همه می تونن سه ماه سه ماه و شاید هم بیشتر حقوق بدهند و کسی هم صداش درنیاد چون البته انچه به جایی نرسد فریاد است .
دیروز داشتم فکر می کردم این آقایانی که توی هیات نظارت مرتب مجوز مجله ها و تازگی حتی مجله های عامه پسند و بی بخار را هم لغو می کنند واقعا به بیچارگی قشر روزنامه نگار فکر می کنند ؟ البته پاسخ روشن است که کسی که همزمان از ده جا حقوق نمی گیره نمی تونه به نگرانی ها و استرس ها و این همه فشاری که متوجه ماست را نمی تونه درک کنه .
فقط روزنامه نگاران نیستند. قشر متوسط با شتابی روزافزون به زیر خط فقر میرود.
Posted by: Mehdi at 24 فروردین 1387 6:56 بֽظֽدر اين مورد منم نوشتم ...
http://ehsaaan.com/weblog/?p=649
Posted by: ehsan at 26 فروردین 1387 4:33 بֽظֽسلام باز شكرش باقي است كه حقوق شما كم نشده . راستش تو كار من در اثر رقابت زياد اصلا نرخ ها شكسته و سود كه نداريم هيچي كمي هم ضرر ميكنيم هر ماه اگر هم هستيم به خاطر اين است كه به برخي افراد تعهد داريم مثلا 3 ساله يا 5 ساله يا 10 ساله فروخته ايم . من كه رسما به فكر رفتن از اينجا افتاده ام
Posted by: عليرضا at 27 فروردین 1387 11:40 قֽظֽبابا من حاضرم برم عکاس بشم ماهی 500هزار بگیرم..
Posted by: گیجعلی at 30 فروردین 1387 3:50 قֽظֽسلام.
ميشه ديگه درباره ي اينا ننويسيد ؟؟
آخه من مي خوام روزنامه نگار بشم.
ببین مطصفی ، من فقط یه بار واسه یه تحریریه کار کردم ، خودمو کشتم ، کلی مطلب جمع کردم ، بعد از دو ماه گفتن " تشریف بیارین ، پولتونو بگیرین " ، وقتی تشریفمو بردم ، مبلغی که در پاکت بود سه هزار تومن بود :)
Posted by: زیگعلی at 17 اردیبهشت 1387 11:41 قֽظֽدوست عزیز بیکاری ها ! روزنامه نگاری هم شد کار !اصلأ استادی دانشگاه به چه دردی میخورد ؟ دانشگاه چیه که استادش چی باشه ؟ شاعر خوب گفت...رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی !
Posted by: خود خواه at 20 خرداد 1387 11:33 بֽظֽ