15 آبان 1387
فتح آمريكا با رمز"يا حسين"
اگر قرار باشد خبر انتخابات آمريكا به سبك خبري صداوسيما تنظيم شود نتيجه اينگونه ميشود. اين مطلب طنز است زياد جدي نگيريد!
مردم پر شور و هميشه در صحنه آمريكا با حضور گسترده در انتخابات نشان دادند كه استوار و مقاوم در برابر توطئههاي دشمنان ايستادهاند. از ساعات آغازين راي گيري صبح سه شنبه مردم آمريكا در حوزههاي انتخابيه رايگيري حاضر شدند و آراي خود را به صندوق ريختند. حضور غيورانه مردم در پاي صندوق هاي راي باعث شد تا زمان رايگيري چندين بار تمديد شود.
از شهرهاي مختلف آمريكا خبر ميرسد كه مردم در قالب دستهها و كارناوالهاي شادي به خيابانها ريخته اند و پيروزي باراك حسين اوباما را جشن ميگيرند. مردم با پخش ما الشعير و چيزبرگر اين پيروزي بزرگ را به يكديگر تبريك ميگويند. در نيويورك مردم به بالاي برج ها و ساختمانهاي بزرگ رفته اند و فرياد "يا حسين" سر مي دهند. مراسم شادي و سرور با حضور مداحان سرشناس لس انجلس همچون جاستين تيمبرليك و شان پول در شهر لس آنجلس برپاست.
مردم شهر واشينگتن با حضور در اطراف كاخ سفيد شعار" حسين حسين شعار ماست"مي دهند. انتخابات اولين رئيس جمهور سياهپوست آمريكا پاسخي به ياوه گويي هاي دشمنان و مشت محكمي بر دهان بيگانگان و توطئه چينان غرب و شرق بود.
از انتخابات اوباما ذوق زده نشويد
همانطور كه پيش بيني ميشد باراك اوباما پيروز انتخابات شد. پيشتر نوشته بودم، هم آمريكا و هم دنيا از بوش و تفكر او خسته شده بود. بنابراين نياز بود كه هرچند در ظاهر تغييراتي براي بهبود رابطه آمريكا با دنيا صورت بگيرد. دنياي بعد از اوباما دنياي راحتتري براي بسياري از كشورهاي توسعه يافته جهان است. اما لزوما براي ايرانيان داخل كشور اينطور نخواهد بود.
درست است كه اكنون بسياري از مردم و حتي مقامات مملكتي از پيروزي اوباما خوشحال هستند. اما يادمان نرود كه در اين 30 سال اخير هيچگاه رابطه خوبي ميان دولتهاي ايران و آمريكا بعد و قبل از انقلاب وجود نداشته است. شاه سابق ايران با جمهوري خواهاني مثل كندي مي جوشيد و در زمان كارتر دموكرات بود كه انقلاب ايران رخ داد. همچنين آزادي كاركنان سفارت آمريكا پس از پيروزي ريگان جمهوريخواه ممكن شد. در زمان ريگان ايران و آمريكا در ماجراي مك فارلين تا مرز مذاكره هم پيش رفتند.
در زمان بوش پدر جمهوري خواه، ايران براي جنگ اول خليج فارس چراغ سبز نشان داد و در زمان بوش پسر ايران به آمريكا براي جنگ با طالبان و صدام چراغ سبز نشان داد. همچنين در زمان بوش اولين مذاكره رسمي ميان آمريكا و ايران در عراق صورت گرفت. از ياد نبريم كه اوباما گزينه نظامي را كنار نگذاشته و بر "استراتژي تهاجمي"تاكيد دارد كه بر اين مبنا احتمال تحريمهاي بيشتر و از جمله تحريم بنزين وجود دارد. ممكن است تحريمها اين بار دامان مردم را بگيرد. بنابراين نميتوان به چندان به اوباما دلخوش بود.
6 مهر 1387
مك كين:صفر اوباما:صفر
مناظره 90دقيقهاي اوباما نامزد دموكرات و مك كين نامزد دموكرات انتخابات رياست جمهوري در شرايطي آغاز شد كه تا چند ساعت پيش از آن جان مك كين از حضور در مناظره سر باز ميزد، اما هنگامي كه روبرت خايات رئيس دانشگاه آكسفورد ميسيسيپي گفت كه بدون مك كين هم مراسم برگزار ميشود، جان مك كين در مناظره حاضر شد.
مناظره هيجان انگيزي نبود و هيچ كدام از دو طرف نتوانستند برتري محسوسي بر يكديگر پيدا ميكنند. نيم ساعت اول تقريبا به سوالات بحران اقتصادي آمريكا گذشت. هر دو نامزد طرح و برنامه مشخصي نداشتند و جيم لرر مسئول برگزاري مناظره مجبور شد كه نامزدها را با سوالاتي نظير "چه تفاوتي بين طرحهاي شما براي حل بحران اقتصادي وجود دارد"به چالش بكشد. مك كين از كاهش هزينهها و كم كردن مالياتها سخن ميگفت. اما اوباما ناگهان بازي را عوض كرد و موضوع را به جنگ عراق كشيد.
به نظرم اينجا تنها نقطه برتري مطلق اوباما در مناظره بود. انگار اين قسمت مناظره را از بر بود. مك كين را گوشه رينگ گذاشت و از هزينههاي جنگ عراق گفت و اينكه در آنجا سلاح كشتارجمعي پيدا نشده و شما جمهوريخواهان مردم آمريكا را گول زديد و حالا ميخواهيد از جيب مردم هزينه كنيد.
همين مسئله باعث شد تا مسئله بحران اقتصادي آمريكا تمام شود و سوالات در مورد جنگ عراق مطرح شود. مك كين گفت كه ما پيروز هستيم در عراق و اوباما مسئله زمان خروج سربازان آمريكايي از عراق و تحميل هزينههاي اضافي اين حضور را پيش كشيد.
مك كين در پاسخ به اين سوال كه "چه درسي از جنگ عراق گرفتيد" سعي كرد ذهن مردم را از خرابكاري در عراق و مسئله سلاحهاي كشتار جمعي منحرف كند. به همين خاطر به جنگ اول خليجفارس پرداخت و گفت كه من از اين جنگ حمايت ميكنم. (البته خسته نباشه با اين اظهار نظر. اين حرفا فقط براي خر كردن مردم ساده دل آمريكايي خوبه!)
در مورد افغانستان اوباما از حضور نظاميان بيشتر دفاع كرد و گفت كه در اين سالها نه طالبان از بين رفته و نه القاعده نابود شده و نه بن لادن دستگير شده. او گفت كه نبايد توانمندي هاي سربازانمان را هدر بدهيم و از آنها در كارهايي بيفايده استفاده كنيم.
اما در مورد ايران مك كين گفت كه ما اجازه هولوكاست دوم را نميدهيم و ايران يك تهديد جهاني است و سربازان آمريكايي را در عراق ميكشد. اوباما هم گفت:ايران هستهاي رو تحمل نمي كند اما پاي ميز مذاكره با ايران مينشيند اگر به نفع آسايش و سلامتي مردم آمريكا باشد. اينجا مك كين تو حرفهاي اوباما پريد و خيلي سعي كرد فاميلي احمدي نژاد را درست تلفط كند(پدرش در اومد!) و گفت كه او امده به نيويورك و صحبت از محو كردن اسرائيل ميكند. سپس با حرارت بيشتري دستهايش را تكان داد و گفت مگر ميشود با يك ادم كه صحبت از محو شدن اسرائيل ميكند سر ميز مذاكره نشست خيلي خطرناكه!(اينجا معلوم بود كه حسابي به كسب راي يهوديان آمريكا و لابي اسرائيل داخل آمريكا اميدواره) اينجا اوباما ديگه جواب مككين رو نداد و هوشمندانه سعي كرد كه سوال بعدي مطرح بشه(فحش دادن به ايران البته مد هست و اوباما هم ميدونه كه اينجارو بايد جلوي مك كين كوتاه بياد و گرنه با لابي اسرائيل طرف ميشه)
در مورد روسيه هم تقريبا اتفاق نظر داشتن و به نظر ميرسيد كه چندان چالشي مطرح نيست. فقط اوباما پاي چين رو وسط كشيد و گفت كه ما با چين چالش داريم. سوال آخر هم كه خيلي كليشهاي بود در مورد 11 ستامبر. هر دو نامزد سعي كردن با يه لحن نرم و آرومي از اون روز ياد كنن و مناظره در فضايي آرام به پايان رسيد.
در پايان تقريبا مك كين دستشو به طرح اوباما دراز كرد و با هم دست دادن و زناشون هم پريدن وسط ماچ و بوسه و دست دادن زنهاشون به همديگه و تمام.
اولین مناظره مک کین – اوباما ، یک بر صفر به ضرر ایران
راند اول: مناظره یک بوکسور جوان با یک بازنشسته
21 مرداد 1387
رويارويي ورزشكاران ايران و اسرائيلي و بهره برداري تبليغاتي
مسئولان سياسي ايران بايد فكري به حال رويارويي با تيمهاي اسرائيلي بكنند. كناركشيدن محمدعليرضايي شناگر ايران در المپيك، ممكن بود منجر به اخراج همه كاروان ورزشي ايران از المپيك شود. ايسنا از قول سخنگوي كميته بين المللي المپيك نوشته است:«ما نيز با مسوولان كميته ملي المپيك ايران صحبت كرديم و آنها تاكيد كردند كه تمامي ورزشكارانشان در بازيهاي اينجا با ورزشكاراني از هر مليت مسابقه ميدهند. اين چيزي بود كه اين ورزشكار و هم كميته ملي المپيك ايران به ما گفتند.»
اين موضوع در بسياري از رسانههاي جهان منعكس شده است. روزنامه اينترنشنال هرالدتربيون از قبول توضيحات ايران توسط كميته بين المللي المپيك خبر داده است. در المپيك آتن مسئله انصراف آرش ميراسماعيلي نيز براي كاروان ايران مشكلاتي را ايجاد كرد. اما به نظر ميرسد در مقطع فعلي كه تيمهاي ورزشي جهان از برگزاري ديدار تداركاتي با تيمهاي ايراني سر باز ميزنند، حاضر نشدن ورزشكاران ايران در مقابل ورزشكاران اسرائيلي ممكن است عواقب جبران ناپذيري براي ورزش ايران به دنبال داشته باشد.
براي راهيابي تك تك ورزشكاران ايراني به المپيك و كسب سهميه اين بازيها سرمايهگذاريها و هزينههاي بسياري صرف شده است. بگذريم از آنكه يك شناگر براي كسب صدم ثانيه چهار سال رنج و مرارت كشيده تا بتواند در اين بازيها شركت كند و حالا تصور كنيد كه اگر باز هم در ادامه بازيها و به خصوص در رقابتهاي رودررو ورزشكاران با نمايندگان اسرائيل روبهرو شوند و از ادامه رقابت سرباز زنند، كاروان ورزشي ايران اخراج و احتمالا تحريمهايي بر ضد ايران در نظر گرفته ميشود.
مسئولان اجرايي و رده بالاي ايران بايد تدبيري تازه بينديشند كه ورزش ايران دچار تحريم نشود چرا كه هرگونه تحريمي ممكن است سالها روند روبه رشد ورزش ايران را با مشكل مواجه كند. ميتوان اين موضوع را بررسي كرد كه ورزشكاران ايراني در مقابل ورزشكاران اسرائيلي حاضر شوند و همه توان خود را براي شكست حريف به كار گيرند و حتي جوايز ويژهاي نيز براي برندگان در نظر گرفته شود. با توجه به سطح بالاتر ورزش ايران، احتمالا شكست حريف محتملتر است. ضمن آنكه در مقطع كنوني از نظر تبليغاتي و بالابردن روحيه عمومي نيز موثر است. نبايد از اين نكته غافل بود كه انصراف ورزشكاران ايراني سبب راهيابي ورزشكاران اسرائيلي به مراحل بعدي و محروم كردن ايرانيها از مدال ميشود و حس شكست و ضعف را به جامعه ايران تزريق ميكند. چرا كه حاضر نشدن در عرف جامعه نيز به معناي كم آوردن و ترس از شكست است و تزريق اين حس به مردم ايران درست به نظر نميرسد.
با نگاهي به جنگ 33 روزه با لبنان و برتري حزب الله در اين رويارويي، ميتوان از نتايج رويايي ورزشكاران نيز بهره برداري تبليغاتي و رسانهاي كرد. چرا كه اكنون ورزش از سياست چه بخواهيم چه نخواهيم جداشدني نيست.
تمجيد اورشليم پست از دست دادن نيكخواه بهرامي با مربي اسرائيلي روسيه
4 مرداد 1387
پایان عصربوش، آغازعصر اوباما
سخنرانی پرشور باراک اوباما در میدان "پیروزی"شهر برلین به طور مستقیم از کانالهای تلویزیونی آلمانی و رسانه های خبری جهان نظیر سی ان ان و بی بی سی به طور مستقیم پخش شد. بی شک توجه رسانه های جهان به نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نشان می دهد که باید طور دیگری به او نگاه کرد.
سخنرانی اوباما که معلوم بود روی نحوه بیان و حالت دست های اوباما کارشده، درنوشتن آن نیز دقتی خاص به کار رفته بود. آنجا که وی گفت:" میدانم ظاهرم شبیه آمریکاییهایی نیست"پیامی است به ملت های مسلمان خاورمیانه و دیگرنقاط جهان و کشورهای چپ گرای آمریکای جنوبی تا بدانند با آمریکایی متفاوت روبه رو خواهند بود و این تغییررفتار را در ظاهر این سیاهپوست آمریکایی هم می شود دید. اوباما نه در هیبت یک نامزد ریاست جمهوری، بلکه حتی فراتر از رئیس جمهور یک کشور سخنرانی کرد. سخنرانی او پیامی به همه ملت های جهان بود. آنجا که گفت:« مردم برلین و مردم جهان! چالش ما، چالشی بزرگ است. راه پیش روی ما، طولانی خواهد بود. ولی من پیش از شما خواهم گفت که ما، میراثدار نبرد برای آزادی هستیم.»
اوباما سفرش را از خاورمیانه آغاز کرد. از افغانستان به عراق، کویت، اردن، اسرائیل و سرانجام به فلسطین تا چهره بین المللی اوباما کامل شود. همچنان که گفته می شد نقطه ضعف اوباما در دیپلماسی بین المللی است و البته گافی که او در دیدار با نوری المالکی داد و به خبرنگاران آنچه را نباید می گفت، بیان کرد.
با این همه سفر اوباما به خاورمیانه و اروپا برای وی پربار بود و باعث شد درنظرسنجی ها فاصله خود را با جان مک کین بیشتر کند و تا پاییز نیز بر این فاصله افزوده خواهد شد.
او فقط یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری نیست. اوباما نویددهنده عصری جدید در تاریخ ایالات متحده است که با آمدن وی رقم خواهد خورد. دیگر دوران بوش سرآمده و سردمداران آمریکایی به این نتیجه رسیده اند که تگزاسی ها باید به مزارع خود برگردند.
15 خرداد 1387
یک هورای بلند برای اوباما
امروز خیلی خوشحالم و این پیروزی بزرگ رو به همه آمریکاییهای دموکرات و به همه ایرانیان طرفدار اوباما تبریک میگم. سناتور اوباما پس از ماه ها رقابت توانست کلینتون رقیب هم حزبی خودش رو شکست بده و اولین نامزد سیاهپوست انتخابات آمریکا باشه.
او با شعار "مذاکره" وارد صحنه رقابتها شد و حتی اگر هم در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مذاکره ای بین اوباما و احمدی نژاد شکل نگیره، باز هم فضای مثبت تری در روابط ایران و آمریکا ایجاد خواهد شد که به سود دو ملت و دو کشور است.
چرا که منطق اوباما منطق مذاکره است و نه منطق زور و شاید دوران ریاست جمهوری اوباما دورانی بهتری باشه. هرچند واقعا همه اینها یک آرزوست و ممکنه هزاران مسئله به وجود بیاد و حتی اوباما هم از مذاکره بدون قیدوشرط با ایران صرف نظر کنه
اما یک سری واقعیت ها وجود داره که غیرقابل انکاره . اوباما یک سیاهپوست عادی در آمریکا بود که با پشتیبانی جوانان آمریکایی و به مدد اینترنت وارد انتخابات شد و بدون حمایت های مالی که کیلنتون از اونها برخوردار بود برنده انتخابات حزب دموکرات شد.
اوباما اولین کسی است که قدرت اینترنت رو به طور رسمی نشان داد. فی الواقع او از تجربیات جان ادوارد و جان کری در انتخابات پشین استفاده کرد و سرانجام به همه سیاستمدارها سراسر دنیا ثابت کرد که اینترنت میتونه چه قدر ابزار مهم و کارایی باشه برای اتحاد، دوستی و برابری
تکمیلی
این حرفهایی هم که اوباما در شورای امریکای یهودی یا همان لابی اسرائیلیها زده، خیلی پیچیده و دور از انتظار نبود بهرحال هر کسی که در آمریکا میخواهد رئیس جمهور شود نمیتواند به لابی که ثروتمندان و قدرتمندان زیادی در ان وجود دارد و رای های نماینده چهار ایالت ثروتمند آمریکا در گرو آنهاست بی تفاوت باشد.
همیشه به این نکته فکر میکنم چرا اینقدر ایرانیان درون آمریکا با این همه تحصیل کرده و ثروتمند نمیتوانند یک لابی ایرانی در آمریکا به مانند لابی یهود تشکیل بدهند؟کسی جواب این سوال را میداند؟
دیدار محرمانه کلینتون و اوباما در واشنگتن
26 اردیبهشت 1387
ملکه انگلستان تیتر مطبوعات ترکیه
ملکه انگلستان این روزها تیتر مطبوعات ترکیه و جهان است. به طور معمول هنگامی که انگلستان قصد توسعه روابط با کشوری را داشته باشد ابتدا ملکه را می فرستد. حضور ملکه بیشتر حالت تشریفاتی و قراردادی امضا نمی شود، بیشتر مثل بازدید خانمهای فامیل داماد از عروس پیش از مراسم خواستگاری است.
اما جنبه جالب ماجرا برای روزنامه ها و مطبوعات ترکیه برخوردهای فرهنگی ملکه الیزابت در یک مکان مذهبی بود. ملکه در مسجد باشیل حجاب به سر کرد و بر خلاف عرف ورود مسلمانان به مسجد از یک صندل استفاده کرد. روزنامه ملیت عکس این صندل را با تیتر "camide sandalyede"در صفحه اول بزرگ کرده است.
در مراسم ضیافت شام که به افتخار ملکه انگلستان برگزار شده بود،دولت اسلامگرای ترکیه از یک راه حل جالب برای سرو مشروبات الکی استفاده کرد. در گیلاس همسر عبدالله گل و خیرالنسا گل و چندتن از مقامات ترکیه ای از آب میوه استفاده شد.
عکهسای روزنامه حریت ترکیه از ضیافت شام
16 فروردین 1387
ایرانی های مذموم
آیا برایتان پیش آمده در مسافرت های خارجی ملیت خود انکار کنید؟ واقعا برخی جاها نمی شود ملیت ایرانی گفت که شاید در برخی کشورها مثل تایلند به عملکرد ایرانیان برگردد.
اما دونظر سنجی خواندم که کمی نگرانم کرد از وضعیت پیش آمده. یکی نظرسنجی بی بی سی که دو سال است آنرا انجام می دهند و در آن بیش از 17 هزار نفر از 34 کشورجهان از جمله ایران مشارکت دارند، تا در مورد چهره مثبت و منفی کشورها اظهار نظر کنند. در این نظر سنجی ایران به همراه اسرائیل در ته جدول است و آلمان در مکان اول است. امسال تاحدودی چهره آمریکا هم بهبود پیدا کرده است. اما درصدهای ایران از این قرار است. 20 درصد ایران را چهره مثبتی می دانند و 54 درصد معتقدند که ایران چهره بدی در جهان دارد.
یک نظر سنجی دیگر را موسسه گالوپ انجام داده، که جزو موسسات نظرسنجی معتبر است. بر این اساس از هر 5 نفر جوان آمریکایی 1 نفر ایران را مهمترین دشمن آمریکا می داند. البته بر طبق نظر سنجی، این میزان در سال 2006 بیشتر بوده با 31 درصد و امسال به 25 درصد رسیده است. پس از ایران، آمریکایی ها عراق و سپس چین را مهمترین دشمن خود می دانند.
البته پرواضح است که رسانه در مثبت یا منفی نشان دادن یک کشور نقش دارند و این وظیفه هم رسانه های ایرانی، سفارت خانه ها، دولت و وزارت امورخارجه ایران است که روی تبلیغات مثبت برای ایران کار کنند.
11 فروردین 1387
اماراتی خواندن جزایر ایرانی این بار در دمشق!
همیشه برای من روابط ایران و سوریه جای سوال دارد. روابط ایران با حماس و حزب الله را میفهم اما روابط همیشه صمیمانه با سوریه را اصلا درک نمیکنم. البته می دانم که در زمان جنگ ایران و عراق سوریه از ایران حمایت کرد، اما در مقابلش منافع اقتصادی بسیاری نیز دریافت کرد و همیشه پلی بوده برای رسیدن به حزب الله و پایگاه حماس و جهاد هم در آنجاست.
اما آیا واقعا همین هاست؟ آیا روابط گرم ایران و سوریه باید باعث شود تا در دمشق ایران اشغالگر خوانده شود؟
در اجلاس سران عرب در دمشق باز هم بیانه ای صادر شده که سه جزیره ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی را سرزمین های اشغال شده ای خوانده اند که متعلق به امارات است. طبق معمول واکنش وزرات خارجه ایران در حد یک اعتراض است و دیگر هیچ.
واكنش سخنگوي وزارت امور خارجه به بيانيه اجلاس سران عرب در دمشق
موقعیت ایران و سوریه در بحران خاورمیانه(احمدزیدآبادی)
5 مهر 1386
تغيير شيوه مصاحبه با احمدي نژاد
زن:امروز رفتي بودي خونه مامانت اينا
شوهر:چه اهميتي داره رفته باشم يا نرفته باشم؟ من هر وقت دلم بخواد ميرم و بهشون سر ميزنم.
زن:حالا يه كلام بگو رفته بودي يا نه؟
شوهر:داري از من بازجويي ميكني
زن:بازجويي براي چي؟ من فقط سوال كردم كه امروز خونه مامانت اينا رفتي. يه آره يا نه گفتن كه اينقدر جنجال نداره
اگر كمي به مكالمه اين زن و شوهر توجه كنيد متوجه ميشويد تا حدودي به مصاحبههاي آقاي محمود احمدينژاد با خبرنگاران رسانهها شبيه است. اگر جاي زن را با خبرنگاران و جاي شوهر را با آقاي احمدينژاد عوض كنيد متوجه نحوه جواب دادن احمدي نژاد ميشويد.
هنگامي كه رئيس جمهور ايران بر اين مسند تكيه زد بسياري از خبرنگاران خارجي با او مصاحبههايي ترتيب دادند. او نيز استقبال كرد. مصاحبههايي كه طي سالهاي اخير انجام شده نشان ميدهد روش مصاحبه با احمدينژاد از مصاحبه با سوالهاي بيشتر باز و كمتر بسته به شيوهاي كاملا بسته تغيير كرده و همين عامل باعث شده تا او به خبرنگار CBS بگويد كه "مثل مامورين سيا بازجويي ميكند"
به گمانم بيشتر از همه خود احمدي نژاد مقصر است. اگر او به جواب جوابهاي چند پهلو ، پيچيده وسرشار از كلمات مطول مقصودش را در يك جمله بيان كند، شيوه مصاحبه با او تا اين اندازه بسته نميشود. يا اگر به نوشته نويسنده روزنامه گاردين از تاكيك مورد علاقهاش كه همانا "پاسخ به سوال با طرح يك سوال ديگر" دست بكشد ميتواند اعتماد بيشتري را در افكارعمومي مردم ايران و جهان ايجاد كند.
درست است كه به گمان رئيس جمهور نساختن سلاح اتمي امري بديهي است. اما گفتن قاطع اين جمله كه "سلاح هستهاي نخواهيم ساخت" ميتواند بسيار موثر و رساتر باشد. چرا كه از نظر ارتباطي پيامهاي ساده و صريح اثر بخشي موثرتري دارند. تصور كنيد در همان مثال اول اگر شوهر بگويد بله به خانه مادرم رفتم، نشان ميدهد از بيان اينكه بگويد به خانه مادرش رفته واهمهاي ندارد و هم اينكه زن مطمئن ميشود كه همسرش صادقانه رفتار ميكند.
اين نكتهاي است كه مشاوران احمدي نژاد بايد به او تذكر دهند. به جاي سخنان مطول از سخنان ساده و چند كلمهاي استفاده كند و در عوض زمان گفتگوها را كاهش دهد.
4 مهر 1386
تيتر شدن به چه قيمت؟
محمود احمدي نژاد از اينكه در تيتر روزنامهها و رسانه ها باشد لذت ميبرد. اما به چه قيمتي؟ به اين قيمت كه لس آنجلس تايمز تيتر بزند احمدي نژاد خرد شرد و روزنامه ايج استراليا تيتر بزند احمدي نژاد مسخره شد؟
واقعا او چه فكر مي كرد؟ فكر ميكرد دانشجويان برايش كف و سوت ميزنند و براي او هورا ميكشند. او با تمام هوشمندي هاي تبليغاتياش بايد فكر اين را ميكرد كه ممكن است دانشگاه كلمبيا يك دام باشد. مشخص بود كه پشت اين آزادي بيان نمايشي زشت از بي ادبي و هتاكي نهفته است.
آقاي احمدي نژاد درست يا غلط نماينده مردم ايران است و به سخرهگرفتن او خنديدن به ريش مردم ايران هم بود. با انكه بسياري از دانشگاهيان آمريكايي برخورد زشت رئيس دانشگاه كلمبيا را نكوهش كردند اما احمدينژاد بايد در اعتراض به اين بي ادبي صحنه را ترك مي كرد. نيويورك تايمز از قول مدير انسيتوي خاورميانه در دانشگاه كلمبيا نوشته:"لحن ميزبان بي تربيت و نامطلوب بود"همچنين حميد زنگنه استاد دانشگاه پنسيلوانيا گفته كه از برخورد رئيس دانشگاه كلمبيا متنفرم و او برخوردي غير متمدنانه و غير اكادميك با اقاي احمدي نژاد داشته است.
به نظر ميرسد بيش از هرچيز برنده اين نشست دانشگاه كلمبيا بود كه هم نمايشي از آزادي بيان را به روي صحنه آورد و هم در برابر فشارهاي دولتي با بيان انتقاداتي تند از احمدي نژاد همراهي خود را با دولت آمريكا در جنگ لفظي به نمايش گذاشت. هر چند به عقيده آقاي زيدآبادي عقب نشيني احمدي نژاد از مواضع گذشتهاش در ميان سخنان تند رئيس دانشگاه كلمبيا گم شد.
گفتههاي احمدي نژاد در مورد هموسكسوالها نيز آنقدر تعجب آور بود كه با هوي حضار روبرو شد. نويسنده روزنامه گاردين به آقاي احمدينژاد نشاني پارك لاله را داده است.
26 اسفند 1385
13-آينده آزادي
مسئله دوموكراسي در خاورميانه به يك مسئله پيچيده تبديل شده است. از يك طرف اگر شعار غربي ها حمايت از دموكراسي در كشورهاي خاورميانه باشد، ممكن است دولت هايي در اين كشورها سر كار بيايند كه با دولت هاي غربي موافق نباشند. به طورمثال برنده شده حماس در فلسطين، احمدي نژاد در ايران، هواداران مقتدي صدر در عراق، گروه هاي اسلامگرا در الجزاير را مي توان نام برد.
در آمريكاي جنوبي هم همين وضعيت ديده مي شود؛ هوگوچاوز در ونزوئلا و مورالس دربوليوي و دانيل اورتگا در نيكاراگوئه با نردبان دموكراسي بالا آمده، اما ضدآمريكايي و چپ هستند. فريدزكريا نويسنده هندي و دبيربين الملل هفته نامه نيوزويك در كتاب"آينده آزادي" اين مسئله را مطرح مي كند و معتقد است كه غرب چاره اي ندارد كه ليبراليسم را بردموكراسي ترجيح دهد. او مينويسد:"در ابتدا غرب بايد تشخيص دهد كه دست كم فعلا به دنبال دموكراسي در خاورميانه نيست. ما به دنبال ليبراليسم قانون سالاريم. حكومتهاي خاورميانه خوشحال مي شوند، وقتي متوجه شوند كه آنها را مجبور نخواهيم كرد كه همين فردا انتخابات برگزار كنند."
من اصولا با كتابهايي كه به طور نظري در مورد سياست و روابط بين الملل مينويسند مشكل دارم. اما اين كتاب فوق العاده بود. اولا كلي اطلاعات به روز از اوضاع جهان امروز ميدهد، ثانيا قلم ژورناليستي نويسنده باعث مي شود تا اين كتاب 336 صفحه اي با دقت و حوصله بخوانيد. اگر كتابي درباره روابط بين الملل و ديپلماسي مي شناسيد، معرفي كنيد.
آينده آزادي، اولويت ليراليسم بر دموكراسي/فريد زكريا، ترجمه اميرحسين حقيقت، ويراستار خشايار ديهيمي.- تهران:طرح نو1384/قيمت 4000 تومان
23 اسفند 1385
12-ژئوپلتيك شيعه
آيا ميدانستيد اعراب دروز تنها اعرابي هستند كه اجازه خدمت در ارتش اسرائيل دارند. مسئله وقتي جالب ميشود كه بدانيم دروزي ها فرقه اي از شاخه شيعه اسماعيله هستند. آيا مي دانستيد كه هفتاد درصد جمعيت خليج فارس را شيعيان تشكيل مي دهند. آيا مي دانستيد سكولارهايي كه در اصل حكومت امروزين تركيه را در دست دارند، شيعه هستند و به نوعي تقيه دست زده اند.
فرانسوا توال در كتاب "ژئوپلتيك شيعه"به بررسي جغرافياي سياسي شيعه و فرقه هاي گوناگون آن پرداخته است. اين نويسنده يكي از دلايل خيزش جنبش هاي شيعي را ستم تاريخي هزارساله مي داند. او در فصل آخر كتاب اينچنين نتيجه ميگيرد:"تشيع با تجدد زوال نخواهد يافت، زيرا تشيع به روز آخرين و به معاد معتقد است و در نتيجه از هيچ يك از مراحل تاريخي واهمه ندارد. در واقعيت، شيعي گري هم چنان كه از آغاز پيدايشش تحول يافته است از درون تحول پيدا خواهد ولي از هم نخواهد پاشيد."
ژئوپلتيك شيعه/ فرانسوا توال، ترجمه كتايون باصر/ تهران، نشر ويستار1382
1 مرداد 1385
اسرائیل ناقض بزرگ حقوق بشر
فاجعه ای که این روزها در لبنان به وقوع پیوسته، بسیار وحشتناک و زجرآور است. می دانم که بسیاری از خانواده های ایران به مثال داستان چوپان دروغگو اهمیتی به فجایع لبنان نمی دهند. چرا که نسبت به خبری که از تلویزیون دولتی ایران پخش می شود سمپات دارند. از سوی دیگر اینقدر گرفتاریهای اقتصادی مردم را به تنگ آورده که وقتی برای فکر کردن به این فجایع باقی نمی گذارد.
الحق که بد زمانه ای است.از یک طرف اسرائیل بیرحمانه حتی به غیرنظامیان لبنانی رحم نمی کند. از طرف دیگر گروهی از اینکه اتش جنگ در لبنان گسترده است خوشحالند. تازه باید آنجا بود و دید که چرا رسانه های جهانی مقابل این نسل کشی سکوت کرده اند. چرا همواره اسرائیل با آنکه حقوق بشر را زیر پا میگذارد مورد انتقاد قرار نمی گیرد؟ اینها سوالاتی است که پاسخش را واقعا نمی دانم.
صفحه مخصوص بی بی سی در رابطه با بحران خاورمیانه
حزب الله حاضر به مذاکره برای معاوضه سربازان اسرائیلی شد
حمله اسرائیل به تلویزیون LBCلبنان
چرا نگران ایرانی ها در لبنان نباشیم؟
سفير لبنان:ميراث فرهنگي و گردشگري لبنان در معرض نابودي است
نگاهی بعه پوشش خبری جنگ اسرائیل و حزب الله
گفتگو با عباس عبدی در مورد جنگ میان حزب الله و اسرائیل
24 تیر 1385
توجه به مخابرات و اینترنت در بسته پیشنهادی
"در زمينه فناوری مخابراتی نيز در اين موافقتنامه بندی برای نوسازی زيرساخت مخابراتی ايران و فراهم آوردن خدمات اينرنتی پيشرفته برای اين کشور در نظر گرفته شده است"
متن بالا قسمتی از بسته پیشنهادی کشورهای اروپایی و آمریکا به ایران برای دست کشیدن از غنی سازی اورانیوم است. اگر چه چگونگی نوسازی مخابرات ایران در بسته پیشنهادی مشخص نیست اما نمی توان به سادگی از آن گذشت. همین حالا اگر مخابرات ایران بخواهد نوسازی شود احتیاج به میلیاردها خرج دارد، فناوری های پیشرفته اینترنتی نظیر تماشای شبکه های تلویزیونی با اینترنت و برقراری ارتباط تجاری آنلاین با بانکهای بیین المللی اصلا در ایران وجود ندارد. متاسفانه مسئولان متوجه نیستند که چه قدرافزایش سرعت اینترنت می تواند به توسعه ایران کمک کند.
هرچند به نظر می رسد به طور کلی ایران قصد پذیرفتن این بسته پیشنهادی را ندارد اما باید این نکته را در نظر گرفت که با وجود ابهامات بسته به هیچ عنوان جنگ یا تحریم به نفع مردم ایران نیست. اسرائیل با بمباران لبنان و کشتن غیرنظامیان نشان داد که با کسی شوخی ندارد. دیپلماسی ایران در موضعی قرار ندارد که بخواهد برای به دست آوردن امتیازات بیشتر چانه زنی کند. اگر اسرائیل حزب الله و حماس را به نابودی بکشاند آنگاه ایران بیشتر کارت های برنده اش را دست می دهد
18 تیر 1385
آنجلا مرکل پادکست راه انداخت
آنجلا مرکل صدراعظم آلمان یک پادکست ویدئویی(وادکست) راه انداخته تا هر هفته بدون واسطه و به طور مستقیم با مردم آلمان صحبت کند. او در اولین برنامه پادکست خود اعلام کرد:"امروز من برای اولین بار با رسانه ای جدید به نام پادکست ویدئویی با شما سخن می گویم. فناوری های جدید فقط جوانان را مجذوب نمی کند، من هم با آنها سرگرم می شوم. همچنین تلاش دارم طی برنامه هایی منظم به طور منصفاانه احساساتم را از حرکت رو به جلوی دولت آلمان ابراز دارم. اینکه ما چه برنامه هایی برای پیشرفت داریم و واقعا چه اقداماتی را برای حرکت رو به جلوی آلمان انجام می دهیم. برای من ایمیل بزنید و مرا از نظرات خود مطلع کنید. من وافعا علاقه مندم نظرات شما را گوش کنم. به طور مثال به من بگویید که درباره اصلاحات دولت آلمان چه فکر می کنید."
پادکست ویدئویی(وادکست) کلیپ کوتاهی است که هر فردی می تواند آن را به صورت تصویری تهیه کند و آن را برای دانلود در اینترنت بگذارد. آنجلا مرکل یکی از مدرنترین و تازه ترین وسایل رسانه ای را برای ارتباط با مردم برگزیده است. این در حالی است که او اقدام در مقایسه با جورج بوش که هفته ای یک سخنرانی در رادیو دارد، بسیار مدرنتر است. کارشناسان این اقدام انجلا مرکل را یک گام به جلو در دموکراسی دیجیتال می دانند و معتقدند که او می خواهد جا پای جورج بوش بگذارد. اولین بار فرانکلین روزولت رئیس جمهور آمریکا در سال 1930 به طور هفتگی به رادیو آمد و از هنگام تاکنون رئیس جمهورهای آمریکا نطق های هفتگی دارند.
آنجلا مرکل که اولین زن صدراعظم در آلمان است اولین مقام سطح بالای سیاسی در دنیاست که از این فناوری برای ارتباط مستقیم با مردم استفاده کرده است. او با فناوری آشنایی خوبی دارد و معمولا ارتباطاتش با وزیران دولت آلمان را از طریق پیام کوتاه تلفن همراه(SMS) انجام می دهد. به نظر می رسد لحن خانم مرکل بیش اندازه رسمی و خشک است و چندان با مخاطبان خود راحت نیست. هر برنامه ویدئویی مرکل 2 تا 3 دقیقه طول می کشد. این برنامه در سایت آنجلا مرکل در دسترس قرار دارد.
نسخه چاپی روزنامه اعتماد ملی یکشنبه 18تیر1385
20 فروردین 1385
هسته ای که هنوز باز نشده
خیلی دوست دارم یک روز از خواب بلند شوم و ببنیم این ماجرای هسته ای ختم به خیر شده باشد. نه از جنگ خبری باشد و نه از تحریم. اما مثل این که نمی شود و ایران به سمت آینده ای نا معلوم در حرکت است. صحبت از حمله آمریکا مطرح است. از طرف دیگر محمد البرادعی و بازرسانش به ایران می آیند تا گزارشی تهیه کنند برای شورای امنیت و شاید آخر قصه شان تحریم های سبک و سپس تحریم های سنگین باشد.
ديويد آلبرايت رئيس انستيتو علم و امنيت بين المللى و بازرس سابق آژانس بين المللى انرژى اتمى است كه روزنامه نيويورك تايمز قبل از جلسات شوراى امنيت پيرامون برنامه هسته اى ايران با او گفت وگو كرده است. آلبرايت در لابه لاى صحبت هايش به اين نكته اشاره مى كند كه ايرانى ها قصد توليد بمب اتمى ندارند، اما او معتقد است كه بايد پرونده ايران در داخل آژانس بررسى شود.
این مصاحبه را که برای روزنامه شرق ترجمه وتلخیص کرده ام ، بخوانید
22 بهمن 1384
ايران زير ذره بين رسانه هاي غربي
شبكه هاي خبري سي ان ان ، بي بي سي و الجزيره سخنراني احمدي نژاد رئيس جمهور ايران را در مراسم راهپيمايي 22 بهمن به طور مستقيم پخش كردند.اين سه شبكه مهم خبري سخنان احمدي نژاد را به طور همزمان ترجمه كردند. اين در حالي است كه در سالهاي گذشته تنها سخنان مهم رئيس جمهور ايران به صورت گزيده در عناوين خبري پخش مي شد. اين كه چرا اين سه شبكه مهم تا اين اندازه به حرفهاي احمدي نژاد بها داده اند كه سخنان او را به صورت زنده ترجمه كرده اند جاي بحث و بررسي دارد.
به نظرم فارغ از اين كه احمدي نژاد ممكن است هر لحظه حرف تازه اي بزند و حرفش تيتر روزنامه هاي جهان شود، مسئله نام ايران مطرح است. افكار عمومي دنيا بايد ايران و رئيس جمهور آن را بدون هيچ تفسيري بشناسند و اين سخنراني فرصت خوبي براي شناساندن و برجسته كردن ايران است.
رسانه هاي خبري براي اين كه ايران را برجسته كنند و به مخاطبان خود بفهمانند كه چرا ايران را برجسته مي كنند، مجبورند تصويري خام از ايران ارائه دهند. ايران با موضوع هسته اي اينك نقل اول محافل رسانه اي جهان است و در دو صورت تحريم اقتصادي و حمله نظامي احتياج به برجسته كردن و تمركز كردن روي اين كشور گربه اي شكل است. اگر بررسي رسانه اي دقيقي اين پيش فرض به اثبات مي رسد كه رسانه هاي غربي براي ايران يك پرونده رسانه اي باز كرده اند. بايد منتظر ماند و ديد چه زماني اين پرونده بسته مي شود.
شبکه های خبری تلویزیونی "بی بی سی" و "سی ان ان" که سخنرانی دکتر احمدی نژاد در میدان آزادی تهران ، را به طور مستقیم پخش می کرد، بخش مربوط به سخنان وی درباره هولو کاست را حذف کردند .
به گزارش "مهر"، شبکه های سی ان ان و بی بی سی ضمن نشادن دادن تصاویر راهپیمایی امروز مردم ایران در دفعات مختلف، سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران را به طور زنده و مستقیم پخش کردند اما همزمان با آغاز اظهارات دکتر احمدی نژاد در خصوص هولوکاست و رژیم صهیونیستی ، پخش مستقیم را قطع کردند .
من با دقت این سخنرانی و ترجمه انگلیسی را مانیتور می کردم. اتفاقا سی ان ان از سخنان احمدی نژاد سوتیتر در می آورد و یکی از سوتیترها مربوط به هولوکاست بود. که احمدی نژاد گفت هولوکاست واقعی در فلسطین و عراق است. البته مترجم گاهی اوقات به خاطر سرعت ترجمه و این که عقب نماند سخنان احمدی نژاد را ساده می کرد و فحوای کلام او را می آورد. قطع شدن انتهای پوشش خبری این مراسم به دلیل یک breaking news مهم بود.حال شارون رو به وخامت گذاشت و بلافاصله تحت عمل جراحی معده قرار گرفت.
16 بهمن 1384
غرب در جنگ با ايران پيروز نمى شود
روزهای حساس پرونده هسته ای ایران وسوسه ام کرده که به دنیای پر هیجان سیاست ناخنک بزنم و مطلبی چند برای روزنامه شرق ترجمه کنم. اما نصحیت استاد دات را در گوش دارم که" مترجم زیاد است و ارتباط شناس کم"قول می دهم که به دنیای ارتباطات بازگردم.
این ترجمه و تلخیص مقاله سیمون جینکیز که تعریفش را اینجا کرده بودم. اگر هم دوست دارید مقاله اش را کامل و از منبع اصلی بخوانید اینجا را کلیک کنید.
11 بهمن 1384
موافقت چین و روسیه با ارجاع پرونده ایران شورای امنیت
تلویزیون ایران امروز صبح در کمال آرامش از روند خوب مذاکرات ایران و اروپا سخن گفت و این که مذاکرات ادامه دارد. این در حالی است که سی ان ان وبی بی سی در بخش های خبری خود از ارجاع قطعی پرونده ایران به شورای امنیت خبر می دهند. به نظرمی رسد که کار تمام شده و چین و روسیه طی موافقنامه ای از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت حمایت کرده اند. در شرایط حاضر پرونده ایران به شورای امنیت می رود و اگر ایران از آژانس بیرون بیاید و یا به اقدامی تلافی جویانه نظیر غنی سازی اورانیوم دست بزند ،آنگاه احتمال حمله اسرائیل به ایران کاملا محتمل خواهد بود.
Choice: Russia and China agreed to join the U.S., U.K., France and Germany in backing the referral of Iran's nuclear program to the United Nations Security Council at a Feb. 2 meeting of the International Atomic Energy Agency.click here...
5 بهمن 1384
ورزش از سیاست جدا نیست
فدراسیون فوتبال ایران:ببخشید تقاضای یک بازی تدارکاتی داشتم
فدراسیون فوتبال اسپانیا:با کدام تیم
فدراسیون فوتبال ایران:با تیم اصلی
فدراسیون فوتبال اسپانیا: کجا و کی
فدراسیون فوتبال ایران:هرجا که شما بفرمایید، اوائل ماه مارس(اسفندماه) چطوره؟
فدراسیون فوتبال اسپانیا:چه قدر پول می دهید؟
فدراسیون فوتبال ایران:هر چه قدر شما بفرمایید
فدراسیون فوتبال اسپانیا:خوبه اما باید بررسی کنیم و از وزارت خارچه استعلام کنیم
دو روز بعد
فدراسیون فوتبال اسپانیا:متاسفانه ما نمی توانیم با شما بازی تدارکاتی داشته باشیم. وزارت خارجه موافق برگزاری این بازی نیست.
فدراسیون فوتبال ایران:آقاجان شما چرا همه چیز رو با هم قاطی می کنید(با عصبانیت) ورزش از سیاست جداست.
فدراسیون فوتبال اسپانیا:اما ورزشکاران شما چند روز پیش دور مرکز ucf اصفهان حلقه زدند.
فدراسیون فوتبال ایران: این چه ربطی به فوتبال دارد، تازه آنها ورزشکاران مهمی هم نبودند.
فدراسیون فوتبال اسپانیا:اما این خبر در همه رسانه های دنیا بازتاب داشته. ضمن آنکه در مسابقه بایرمونیخ با پرسپولیس پارچه ای بزرگ که بر روی آن شعاری سیاسی نوشته بود، به زبان فارسی و انگلیسی به نمایش در آمد.
فدراسیون فوتبال ایران:یعنی شما حاضر به بازی با ایران نیستید
فدراسیون فوتبال اسپانیا:متاسفانه نمی توانیم با شما بازی کنیم.
Choice: Sports have always been politicized.but FIFA announced it would neither ban Iran from this summer's event nor get involved in political issues. German Chancellor Angela Merkel also stated Wednesday that she does not support expelling Iran from the tournament.click here...
28 دی 1384
روزنامه نگاران خارجی به ایران می آیند
تيموتی گارتن اش یکی از مشهورترین مقاله نویسان روزنامه گاردین است. او چندی پیش به ایران آمده بود تا درباره بحران هسته ای تحقیق کند. او در بازگشت به انگلیس مقاله ای در مورد ایران نوشت که زاویه دید ان با سایر مقالاتی که معمولا درباره ایران نوشته می شود، تفاوت دارد. او در مقاله اش هیچ راه حل مشخصی درباره ایران ارائه نمی دهد و تنها معتقد است که حمله و تحریم ایران، هر دو به ضرر جامعه بین الملل است. او به خوبی بر این نکته انگشت گذاشته که غرب باید مردم ایران بشناسد، انها در میان کشورهای خاورمیانه به غیر از اسرائیل بیش از همه ظرفیت غربی شدن را دارند. سیمون جنکینز دیگر مقاله نویس گاردین در مقاله خود درباره ایران به یادداشت گارتن اش هم اشاره کرده اما تفاوت دیدگاه های این دو نویسنده را می توانید با هم مقایسه کنید.
اكنون غرب چهره جديدي را محك مي زند. پس از عراق، ايران. جمهوري اسلامي اكنون پلمپ تجهيزات هسته اي را در نطنز شكسته و خود را براي غني سازي اورانيوم در سال جديد آماده ميكند. بدين ترتيب ايران قادر خواهد بود تا مواد لازم را براي ساخت سلاحهاي هستهاي توليد كند. اكنون ما در اروپا و آمريكا چه واكنشي نسبت به اين مسئله نشان مي دهيم. با چه روشي؟ اگرما بحران را به سمتي سوق داده ايم كه باعث شده تا راه ديگري به غير ازبرخورد نظامي نماند، اين به دليل عملكرد بد ما بوده و گذشته از اين پس از عراق، بحران ديگري براي غرب پديد آمده است.برای خواندن ادامه این مطلب اینجا را کلیلک کنید
Choice:The Iranian society is potentially our greatest ally - indeed, probably the most pro-western society in the Middle East outside Israel. please click here...
25 دی 1384
پاسخ هاى استراتژيك به ايران
چهار سال قبل از آنكه رئيس جمهور جديد ايران بر سر كار بيايد جورج بوش در سال ۲۰۰۲ و در سخنرانى سالانه خود ايران را در محور شرارت قرار داده بود و اين كشور را تهديدكننده صلح جهانى خوانده بود. با اين حال ايران براى گسترش فناورى هسته اى مصر است و آمريكا و اروپا طى سال هاى گذشته نتوانسته اند كوچكترين تاثيرى بر توقف برنامه هسته اى ايران بگذارند. غربى ها از اين همه گفت وگوى بى سرانجام خسته اند و به دنبال راه حلى براى اين مشكل مى گردند. آنهايى كه طرفدار برخورد نظامى با ايران هستند، گفته هاى احمدى نژاد را گواه مدعاى خويش مى دانند. آنها همچنين مى گويند كه برنامه هسته اى ايران نزديك به دو دهه بدون تعهدات بين المللى ادامه داشته و تنها از سال ۲۰۰۳ تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار گرفته است. اما آنهايى كه با برخورد خشن مخالفند، از تصميم گيرى هاى دسته جمعى در برخورد با ايران دفاع مى كنند. آنها مى گويند كه بايد ايران را به رعايت الزام هاى بيشتر متعهد كرد و بايد در مذاكرات امتيازات استراتژيك بيشترى از ايران گرفت.
براي خواندن ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد.
11 بهمن 1383
خبرهاي ساختگي
امروز خبري را خواندم كه ابتدا كمي شوك زده شدم.خبر اين بود:«روزنامه "الشعب" چين: حمله احتمالي آمريكا به ايران از دو پايگاه نظامي آذربايجان صورت خواهد گرفت ، ايلنا» كمي پيش خودم فكر كردم و گفتم شايد عرب ها در چين روزنامه منتشر كرده اند و اسمش را الشعب!! گذاشته اند.
به همين خاطر كنجكاو شدم جستجو كنم ببينم اوضاع از چه قرار است. گرچه اصلا باور نمي كردم چنين روزنامه اي بنا بر خبر ايلنا ارگان رسمي حزب كمونيست چين باشد
ابتدا به يك منبع معتبر روزنامه هاي جهان مراجعه كردم، چنين روزنامه اي وجود نداشت
سپس به اين سايت مراجعه كردم كه همه روزنامه هاي چين را آورده بود.اين جا هم خبري از روزنامه چيني الشعب نبود!!
باز هم براي اطمينان به دنبال روزنامه الشعب گشتم. روزنامه الشعب ارگان حزب عمل مصر است كه مواضعي نزديك به حزب الله لبنان دارد.
در اين گزارش هم نوشته شده كه روزنامه حزب كمونيست چين روزنامه خلق است
متاسفانه در زماني كه تعداد رسانه ها وسايت هاي خبري فراوان شده بعضي از خبرنويس ها مجبورند از ذهن خودشان خبر توليد كنند، در نتيجه چنين گاف هاي بزرگي پيش مي آيد.بهتر است خبرگزاري ايلنا تجديدنظري در سيستم خبررساني خود انجام دهد كه بي اعتمادي مخاطبين را به دنبال خواهد داشت
10 آبان 1383
واشينگتن تايمز رو در روى نيويورك تايمز
سه شنبه بزرگ سه روز ديگر از راه مى رسد و تا آن روز كانديدها از همه توان خود براى كسب آرا استفاده مى كنند. به گفته تحليلگران رسانه اى قدرت تاثيرگذارى روزنامه ها به دليل حضور اينترنت نسبت به ده سال گذشته كاهش پيدا كرده است. بنابراين مطالب روزنامه ها تاثير كمى بر روى انتخاب مخاطبان سنتى دارد. اما روزنامه ها مى توانند مردم ايالت هاى اوهايو، ويسكانسين، مينه سوتا،پنسيلوانيا وفلوريدا را در انتخابشان مردد كنند. لس آنجلس تايمز تيتر زده «بوش، كرى ميان سه ايالت تاب مى خورند» واشينگتن تايمز هم به جنگ علنى با روزنامه نيويورك تايمز دست زده است. واشينگتن تايمز، روزنامه نيويورك تايمز را كه رسماً از جان كرى حمايت كرده متهم كرده است با همدستى محمد البرادعى و آقاى كرى دروغى را علم كرده اند و هرچند كذب حرف هايشان برملا شده به دليل آنچه اين روزنامه «سياست بازى» خوانده، حاضر به پذيرش آن نيستند. مسئله گم شدن ۳۷۷ تن مواد منفجره دستاويز مناسبى براى دموكرات ها شد تا به جمهوريخواهان بتازند. بر طبق آخرين آمار ۱۲۸ سردبير طرفدار كرى و ۱۰۵ سردبير طرفدار بوش هستند. اما بوش در انتخابات سال ۲۰۰۰ تنها با ۴ روزنامه بيشتر بر ال گور پيروز شد چرا كه جان ادواردز رابطه بسيار بهترى نسبت به ديك چنى با مطبوعات برقرار كرده و توانسته حمايت آن ها را به خود جلب كند. به طور مثال روزنامه ديترويت نيوز كه در هيچ انتخاباتى از دموكرات ها حمايت نكرده بود در اين انتخابات تصميم گرفته تا از جان كرى حمايت كند. هيات مديره اين روزنامه احساس كرده كه در اين انتخابات حمايت از بوش درست نيست. روزنامه محافظه كار تمپاتريبون كه به طور سنتى از جمهوريخواهان حمايت مى كرد طى بيانيه اى اعلام كرد كه چرا از بوش حمايت نمى كند. در سايت اين روزنامه نوشته شده :«به دليل اغراق گويى جورج بوش درباره جنگ عراق و رقم بالاى كسر بودجه از جورج بوش حمايت نمى كنيم.» سابقه تاريخى پشتيبانى روزنامه ها از حزب دموكرات مربوط به سال ۱۹۱۶ و رئيس جمهورى ويلسون مى شود. با اين وصف جان كرى در ميان ارباب جرايد چهره محبوبترى دارد. اما اكثر روزنامه ها سعى مى كنند كه تائيد و حمايت خود را از كانديداها در سرمقاله ها بياورند و در گزارش هاى خود بى طرفانه عمل كنند. در حالى كه به گفته كارشناسان ارتباطات بسيارى از خوانندگان متوجه اين امر نمى شوند و ممكن است طرفدارى مطبوعات تاثير چندانى در عوض كردن راى مردم نداشته باشد. انتقال ياسر عرفات از غزه به فرانسه يكى از عناوين مهم همه روزنامه هاى جهان بود و بازتاب گسترده اى داشت. روزنامه هاى اروپايى بيشتر از روزنامه هاى آمريكايى به اين موضوع توجه كردند چرا كه اتحاديه اروپا واسطه انتقال عرفات به فرانسه شد.
نسخه چاپي روزنامه شرق شنبه ۹ آبان ۱۳۸۳
