[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

24 آبان 1387

تمام قد، احترامی به گذشتگان

چند وقتی هست که به عنوان کارشناس مجری برای برنامه ای به نام "تمام قد" با "رادیو تهران" همکاری دارم. در این برنامه ما با ادمهای نخبه با تجربه در کار خودشون صحبت می کنیم و تا الان با "ناصرتکمیل همایون" مورخ و پژوهشگر، خانم پریوش گنجی نقاش، حسن سربخشیان عکاس و هدایت الله تاجبخش پدر تاکسی درمی ایران گفتگو داشتم.


این برنامه جمعه شب ها ساعت 23 بر روی موج کوتاه AM 1332 و FM 95 پخش می شه و جمعه این هفته هم گفتگوی من با حسن سربخشیان پخش خواهد شد.


نکته جالب این آدمهای قدیمی اینه که همشون در خارج از ایران درس خوندن و زحمت کشیدن و با علاقه به ایران برگشتن و با همه بی محبتی ها در ایران ماندگار شدن. در ضمن بچه های اکثرشون به خارج از کشور رفتن. هر کدومشون داستانهای جالبی دارن از جوانی ها و سالهای سخت زندگیشون که می تونه یه کتاب بشه.


من که خیلی لذت می برم وقتی باهاشون حرف می زنم و کلی انرژی می گیرم و می فهمم که چه قدر نسلهای قبل از ما به ایران و ایرانیت علاقه داشتن.

Posted by ghajar at 7:42 بֽظֽ | Comments (9) | TrackBack

20 بهمن 1386

جشنواره فجر چه خوبه!

خنده بازاري است جشنواره امسال. برنامه‌ها را كه روزانه اعلام مي‌كنند. فيلمهاي خارجي را بدون رعايت كپي رايت و اجازه از روي DVD هاي داخلي كپي كرده اند و تازه فيلم را تكه پاره مي‌كنند و 60 دقيقه نشان مي‌دهند.


فيلمهاي "خاك آشنا"ي فرمان‌آرا و "دايره زنگي"پريسا بخت آور هم به دليل سانسورهاي چندباره انصراف دادند. اصولا وجود صف‌هاي طولاني جشنواره فجر به خاطر سانسور نشدن فيلمهاست كه پس از جشنواره تازه بايد بروند دنبال تدوين و اصلاحي براي اكران عمومي. اما امسال به نمايش در چند سينماي مختصر هم رضايت نمي‌دهند.


از بدي هاي جشنواره امسال گفتم. از خوبي‌هايش هم بگويم. سينما صحرا براي مطبوعات بسيار بهتر است. مخصوصا آن شركتي كه امسال ساندويچ كالباس مي‌دهد به اهالي رسانه و آن بانك محترم!

نامه سرگشاده اصغر فرهادي

سينما پادگان نيست

جشنواره فجر يا آزمايشگاه سانسور! - جعفر پناهي

Posted by ghajar at 0:28 بֽظֽ | Comments (5)

3 آبان 1386

كتاب بي كافه نمي چسبد

اداره اماكن علت پلمپ كافه كتابهاي ايران نداشتن مجوز و تداخل صنفي عنوان كرده است. از نظر قانوني حرف اداره اماكن نيروي انتظامي درست است و دليل نمي‌شود چون هركسي قانون را رعايت نمي‌كند ديگران هم رعايت نكند. اما مسئله اينجاست كه اين قانون مشكل دارد. چرا نبايد فرصتي فراهم شود كه موقع خريد كتاب بتوان چايي نوشيد يا قهوه‌اي خورد؟ چرا نبايد يك نويسنده و خوانندگانش دور يك ميز جمع شوند و درباره كتاب بحث كنند.

آخر اين چه قانوني است كه اهالي فرهنگ را محدود مي‌كند. چه اشكالي دارد كه كتابفروشي‌ها در اين روزگار كم رونق كتاب بتوانند با كافه دخل و خرجشان را متعادل كنند. نكته جالب آنكه اينگونه اقدامات درست در هفته نيروي‌انتظامي انجام مي‌شود كه هدف اين هفته آشنايي و آشتي هرچه بيشتر پليس با مردم است.

روزگارجالبي است نازنين

مشکل کتاب است، نه کافه!

كافه‌كتاب»های تهران پلمب می‌شوند

پيشنهاد جديد نيروي انتظامي:كتاب نخوان پفك نمكي بخور!

سرکوب جنبش کافه نشین ها

Posted by ghajar at 1:18 بֽظֽ | Comments (1) | TrackBack

31 مرداد 1386

مستند جنگاوري اديان از شبكه سي‌ان‌ان

اين روزها مستند gods.warriors (جنگاوري خدايان) از شبكه سي ان ان در حال پخش است. اين مستند به نزاعهاي امروزين اديان در مناطق مختلف مي‌پردازد. البته براي آن كه دچار پيش داوري نشويم بايد تا به انتها اين مستندها را نگاه كرد.


بهرحال مسئله جنگ تمدنها را هانگتينتون به پيش كشيده بود و مسئله جنگ اديان به نحوي ديگري بروز كرده و بايد تحقيق شود كه آيا ريشه اينهمه جنگ در فلسطين، عراق و يا مناطق ديگر جهان ديني است يا مسئله چيز ديگري است.


اگر به صفحه مخصوص اين مستند در سايت سي ان ان سربزنيد و بر روي هر دين كليك كنيد موضوعات مختلف دربرگيرنده دين‌هاي مسيحيت، يهود و اسلام را خواهيد يافت. كريستين امانپور تهيه كننده اين سلسلسه مستندها است.

گزارش جديد كريستين‌امانپور از خانواده شهيد ايراني

Posted by ghajar at 1:24 بֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

25 اسفند 1385

هديه نوروزي:ترانه هاي شجريان، بنان و سرهنگ زاده

انتخاب هديه نوروزي سخت است، آدم نمي داند چه چيزي هديه بدهد. اما مي خواهم امسال فيلم، كتاب و سي دي موسيقي هديه بدهم. اگر به كسي كه سن و سالي گذارانده و هنوز با صداي تاج اصفهاني، بنان و كوروس سرهنگ‌زاده حال مي‌كند مي خواهيد هديه بدهيد، توصيه مي‌كنم اينجا را كليك كنيد.


مجموعه اي از آثار صوتي كمياب صوتي ايران با كيفيتي عالي جمع آوري شده است. همچنين اگر به دنبال آثار ناياب تصويري ايران مثل کنسرت جشن هنر هستيد، اينجا را كليك كنيد.

در روزهاي آينده چند كتاب و فيلمي كه امسال ديدم و خواندم را معرفي و پيشنهاد مي‌كنم.

Posted by ghajar at 7:40 بֽظֽ | Comments (0) | TrackBack

4 بهمن 1385

آقای مدیری بی خیال فرهنگ سازی شوید

باغ مظفر تمام شد، منتظر بودم هرچه زودترتمام شود تا درباره اش بنویسم. اگر قرار باشد مهران مدیری برای نشاندن خنده بر لبان بینندگانش کلی آگهی به خورد مردم بدهد، بی انصافی است. بی انصاف تر از همه تهیه کنندگان و سازمان صداوسیما هستند که از پول بیت المال برنامه می سازند و به جای افزایش آگاهی عمومی به طور مستقیم انواع کالاها را تبلیغ می کنند.

اگرصداوسیما خصوصی بود اشکالی نداشت می گفتی: خرج دارد بایستی با آگهی جبرانش کنیم. اما تلویزیونی که روی قبض برق از مردم مالیات می گیرد و از بودجه جاری نیز سهم دارد و به علت انحصار تصویریری، از راه پخش آگهی های بازرگانی هم درآمد دارد، چرا باید تبلیغ گچ و خامه در وسط سریال داشته باشد. من بین تبلیغاتی که برای فرهنگ سازی می شود فرق می گذارم مثل(تبلیغ کارت هوشمند و صرفه جویی در مصرف گاز) اما تبلیغ در وسط سریال و با وجود تبلیغات 7 دقیقه ای میان برنامه ای واقعا شرم آور بود.

نکته دیگر شیوه بیان تبلیغات است که آنقدر لوس و بیمزه بود که حال آدم را به هم می زد. مثلا(تبلیغ گچ، ماکارونی و فرش)شیوه تبلیغ مستقیم دستوری که مثلا( گاز کمتر مصرف کنید در یک جای دیگه بچه های مردم ازسرما نلرزن) هم اصلا برای فرهنگ سازی مناسب نیست و حتی بیننده را دچار کسالت می کند.

برعکس باغ مظفر، سریال کتابفروشی هدهد مرضیه برومند به نوعی باعث رواج فرهنگ کتابخوانی شده است. به جای اینکه به طورمستقیم هی بگوید کتاب بخوانید سعی کرده اثرات خواندن کتاب را نشان دهد. حتی شنیده ام که کتاب"روی ماه خداوند را ببوس" پس از پخش این سریال کمیاب شده است.

دوستی چندوقت پیش هنگام شروع سریال باغ مظفرنوشته بود"خدایا این مهران مدیری را از ما نگیر"اما من دعا می کنم خدا مهران مدیری باغ مظفر را از ما بگیرد و مهران مدیری برره و پاورچین را برگرداند.


گفتگو با مرضیه برومند در مورد سریال کابفروشی هدهد

باغ مظفر؛ ادامه‌ی راه؟

Posted by ghajar at 9:28 قֽظֽ | Comments (9)

21 مهر 1385

ماه رمضان در فرانسه

به نظر شما چند درصد از مسلمان فرانسه روزه مي‌گيرند؟30 درصد؟50 درصد؟خير. احتمالا اشتباه حدس زده ايد. 88 درصد از مسلمان فرانسه روزه مي گيرند. اين در حالي است كه از اين تعداد 94 درصد زير 30 سال سن دارند. اگر 12 درصد باقيمانده را به حساب بيماران و كساني كه معذوريت هاي ديگر دارند بگذاريم، تقريبا همه مسلمان فرانسه روزه مي گيرند. آنهم در كشوري كه لائيستيه يكي از اركان جمهوريت محسوب مي‌شود و دولت از هرگونه دخالت دادن ايدئولوژي و مذهب در اداره حكومت برحذر است.


بد نيست دوره اي براي كارشناسان سازمان تبليغات اسلامي و ساير سازمانهايي كه در ايران به تبليغ دين مي پردازند گذاشته شوند تا آنها از فرانسوي ها ياد بگيرند. به گمانم صرف نظر از اين كه انجام تكاليف ديني ربطي به مومن بودن افراد ندارد، جامعه فرانسه، آمريكا و ساير كشورهايي كه دين را به صورت رسمي و مستقيم تبليغ نمي كنند داراي دينداران و مومنين بيشتري هستند.

بر اساس آماري كه به تازگي منتشر شده در كشوري كه لائيسيته ركن مهم جمهوري آن است، 88 درصد از مسلمانان روزه مي‌گيرند كه از اين تعداد 94درصد از آنها جوانان زير 30 سال هستند.
براساس گزارش ايرنا فرانسه صاحب بزرگترين جمعيت مسلمان اروپايي مابين 4 تا 6 ميليون از جمعيت 36 ميليوني اين كشور است. بيش از هزار و ‪ ۶۸۵‬مسجد و نمازخانه در سراسر فرانسه شمارش شده كه بيش از دو سوم اين مراكز معمولا روزانه پذيراي حدود ‪ ۱۵۰‬مسلمان است.
از اين ميان حدود ‪ ۲۰‬مسجد تا هزار نفر را در خود جاي مي‌دهند و ‪۵۴‬ باب مسجد نيز ظرفيت گنجايش بين۵۰۰‬ تا هزار نفر را دارند.


اجراي موسيقي عرفاني در رستوران‌هاي مسلمانان در پاريس بهانه‌اي است تا غربي‌ها نيز در شب‌هاي رمضان براي گوش سپردن به موسيقي و گاه ديدن مراسم سماع فرصتي پيدا كنند.
چاي نعناع، قليان، شوربا و كاسكسي (غذاي رايج مغرب عربي كه از بلغور گندم و گوشت تهيه مي‌شود) از جمله نوشيدني‌ها و غذاهايي است كه در هر رستوران عربي يافت مي‌شود. افطار تنها منحصر به مسلمين روزه‌دار نيست و همه مي‌توانند از آن بخورند. چنانكه در كنار متروي "كريمه" در پاريس، تابلوي "شوربا براي همه" نشان مي‌دهد. كافه "چهار برادر" خيابان "منيل مونتان" پاريس نيز يكي از مراكزي است كه هنگام افطار شلوغ مي‌شود. كباب كه بيشتر به نام تركي آن مشهور است(شبيه همان برگ و چنجه ايراني) در اين رستوران و ساير اغذيه فروشي‌ها عرضه مي‌شود.


در خيابان كوچك ولي پر جاذبه موفتار در مركز پاريس، اغذيه فروشي‌هاي فراواني را مي‌توان يافت كه با تابلوي "حلال" و آواي قرآن يا سرودهاي اسلامي و گاه موسيقي عربي به استقبال افطار مي‌روند.
در مسجد پاريس و ساير مساجد فرانسه رمضان ماه همگرايي و همبستگي است، در اين ماه غالب مسلمانان محله به نماز جماعت مي‌روند و بطور معمول با آب، چاي، شيريني، خرما و گاه آش يا شوربا از ميهمانان روزه‌دار پذيرايي مي‌شود. همچنين در اين مساجد با غذاي گرم از افراد بي‌خانمان و فقرا نيز پذيرايي مي‌شود. روزه‌داران پس از صرف افطار به جمع قليان كشان مي‌پيوندند كه اخيرا استعمال آن در فرانسه بسيار مرسوم شده است.


عيد فطر يكي از بزرگترين اعياد اسلامي و شايد بزرگترين آنها براي مردم مسلمان منطقه مغرب عربي و اتباع آنان در فرانسه است، نمازهاي عيد در مساجد برگزار و گاه سفره‌هاي پذيرايي اين روز نيز در اين مكان‌ها پهن مي‌شود. نذورات و زكات فطريه جمع‌آوري شده در اين روز براي توزيع به مراكزي ارسال تا به كشورهاي اسلامي درگير بحران يا جنگ مانند فلسطين و افغانستان فرستاده شود.
يكي از مسايلي كه در اين روز و عيد قربان به ويژه براي مسوولان فرانسه مطرح است، "قرباني" است. در فرانسه در اين دو عيد به‌ويژه قربان ذبح احشام زياد است به گونه‌اي كه كشتارگاه‌هاي اسلامي توان انجام آن را ندارند. دولت فرانسه در سال‌هاي گذشته با آگاهي از اين مشكل و از آنجا كه بطور قانوني نمي‌توان در حريم شخصي ذبح نمود، پيشنهاد كرد با همكاري سازمان‌هاي اسلامي و جذب سرمايه، طرح كشتارگاه سيار را اجرا شود.


بر اساس بيانيه شوراي فرانسوي آيين اسلام آغاز مي‌كنند. اين شورا از روز گذشته بانصب اطلاعيه‌اي بر سر در ورودي مسجد بزرگ پاريس شروع ماه مبارك رمضان را امروز اعلام كرده است.
بازارهاي عمومي به ويژه مناطق مسلمان‌نشين فرانسه، حال و هواي رمضان را مي‌گيرد، فروش خرما و شيريني‌هاي شرقي حكايت از آغاز ماهي متفاوت دارد. سال‌هاست كه فرانسويان با اين مناسبت اسلامي خو گرفته و از آن به نيكي ياد مي‌كنند. از آنجا كه در ساير مذاهب نيز روزه به عنوان راهي براي تقرب به خداوند، حفظ سلامت و تزكيه نفس توصيه شده، رمضان مسلمانان نيز براي آنان غريبه نيست و برخي كه هنوز تعلقات ديني دارند يا علاقه‌مند به فرهنگ مشرق زمين هستند، در مراسم و شادي‌هاي ماه مبارك با مسلمانان مشاركت مي‌كنند.


شروع ماه مبارك رمضان امسال نيز با نخستين روز سال نو يهوديان تقارن دارد و يهوديان سال جديد پنج هزار و ‪ ۷۶۷‬يهودي خود را جشن مي‌گيرند. راديوهاي مسلمان فرانسه همچون "راديو شرق" و "راديو بور" در اين ماه برنامه‌هاي ويژه‌اي براي شنوندگان پخش مي‌كنند و براي آگاهي مسلمين از برنامه‌ها و مراسم اين ماه اطلاع‌رساني مي‌كنند.
در شمال پاريس و منطقه "بوبيني" استان "سن سن دني" مسلمانان زيادي زندگي مي‌كنند كه از بازارها، مراكز و مساجد اسلامي آنان مي‌توان به موجوديت اسلامي اين منطقه پي برد.

Posted by ghajar at 7:44 بֽظֽ | Comments (6)

19 مرداد 1385

مندائیان با کارون آلوده چگونه غسل کنند؟

در هوای گرم و شرجی اهواز اصلا نمی شود بیرون رفت و جایی را دید. خیلی دوست داشتم سفر یک روزه ام به اهواز با مراسم دینی منداییان صائبی همزمان شود، تا از نزدیک ببینم آنها چگونه زندگی می کنند.


خوشبختانه بهر ترتیبی که بود یکی از پیروان دین مندایی پیدا کردم. او از آلودگی رود کارون شکایت کرد و این که آنها این روزها برای وضو(رشامه) و نوشیدن از این آب دچار مشکل هستند. آب رودخانه کارون بسیار گل آلود شده و کاملا به رنگ خاک درآمده است. شیوخ مندایی برای غسل از این آب استفاده می کنند اما در سالهای اخیر ورود فاضلاب این رودخانه به یک فاجعه زیست محیطی تبدیل کرده است. بنابراین هنگامی که آنها با این آب غسل می کنند بوی تعفن و فاضلاب می گیرند.


پیروان این آئین الهی از بازماندگان حضرت یحیی هستند. چندی پیش انجمن مندائیان از مقامات عالیتربه درخواست کرد که این آئین در فهرست ادیان رسمی کشور گنجانده شود تا پیروان این آئین از حقوق اولیه اجتماعی نظیر استخدام و شرکت در کنکور برخوردار شوند، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است.


گزارش تصویری از مراسم مذهبی آئین منداییان

گزارشی از یک روز غسل منداییان در رودخانه کارون

ازدواج در آيين منداييان

Posted by ghajar at 3:00 بֽظֽ | Comments (3)

5 مرداد 1385

فوتبال مقصر است يا دولتمردان؟

"ما مبارزه با تجاوزطلبي و زورگويي را از طريق ستايش بي‌تفاتي همگاني تاييد نمي كنيم"اين گفته لشك كولاكوفسكي متفكر و متكلم معروف لهستاني است. هنگامي كه دومين فيلم مسعود ده نمكي را ديدم به ياد اين جمله افتادم و اين كه او در فيلمهايش بر عليه بي تفاوتي همگاني مي شورد و فرياد مي‌زند. عصر بعدازظهر سه شنبه پاي صحبتهايش در كافه تيتر نشستم. اما آنچه در كافه تيتر روي داد نشان داد كه ما هنوز معناي تساهل را نمي فهميم، دموكراسي را عليه دموكراسي و تساهل را عليه تساهل بكار مي گيريم و به قول محمد آقازاده واژه ها را خنجر مي‌كنيم.


بگذريم. وقتي به خانه آمدم دومين فيلم ده نمكي را ديدم. حركت رو به جلوي كاملا مشخص بود. ريتم به جاي موسيقي، تدوين نسبتا خوب، همه نشان از پخته تر شدن ده نمكي در عرصه سينما دارد. يك جاي مستند او را بسيار دوست داشتم، آنجا كه انگار مرگ در مي زند و از درهاي استاديوم آزادي وارد مي‌شود. مرگ آرام آرام مي‌آيد و تماشاگران سرگرم تماشاي فوتبال و شادي هستند.
"كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟"دنباله رو فقر و فحشا است. فاصله طبقاتي، فاصله كفشهاي نوي بهروز رهبري فرد و كفشهاي پاره كودك عاشق "سلطان علي پروين". فاصله دارا و ندار، فقير و غني و بي تفاوتي دولتمرادن نسبت به آنچه در لايه هاي زيرين اجتماع به وقوع مي پيوندد.

كار ده نمكي را از اين جهت مي ستايم كه او هرچه بيشتر در فيلمهايش به مردم و لايه هاي ناپيدا نزديك شده است. همين كه او با انتقاد چپ و راست روبرو مي‌شود گوياي آن است كه ده نمكي نور را به آنجا تابانده كه هميشه آنجا سانسور و منع شده است.

ناگفته اي از فقر و فحشا

فقر فحشا رك و راست نشان مي‌دهد كه دختران ايراني به واسطه فقر ناچار راه دوبي و كشورهاي عربي را در پيش مي‌گيرند و تن خود در ازاي پولي ناچيز مي فروشند. خطاب اصلي اين فيلم دولتمردان بود. آنها كه تكذيب مي‌كردند و با لاپوشاني دنبال منافع خود مي گردند. ده نمكي همانطور كه خود مي گفت: هدفش دفاع از دختران فقير بود. او يك خاطره تعريف كرد كه بسيار تكان دهنده بود: "يكي از دخترهاي فيلم موقعيتي براي ازدواج پيدا كرد اما با آنكه در فيلم صورت‌ها مستور شده بود، داماد فهميده بود. دختر گريان به من زنگ زد و شرح ماجرا را گفت. من گفتم حاضرم نامه بنويسم و به دورغ بگويم كه تو در اين فيلم بازي كرده اي و بازيگر بوده اي. اما آن دختر حرفي زد كه مرا تحت تاثير قرار داد. او گفت: اگر اين كار را بكني، واقعي بودن فيلم از دست مي رود و كسي واقعيت فيلم را باور نمي‌كند. ازدواج آنها بهم خورد و آن دختر خودش را ناپديد كرد. در واقع او خودش را فداي واقعيت فيلم كرد.


فوتبال مقصر است يا دولتمردان؟
ده نمكي شرح مي دهد كه در يكي از مناظره ها ناگاه به اين فكر فرو رفته كه بازيچه گروهي تماشاگر شده است. گروهي صلوات مي فرستند و گروهي كف مي‌زنند كه او و طرف ديگر مناظره را به جان هم انداخته‌اند. ده نمكي فوتبال را به جنگهاي گلادياتوري قديم تشبيه مي كند و بر اساس شباهت هاي فوتبال و سياست، اين مستند داستاني را مي‌سازد. آنجا كه چپ و راست علي رغم همه حرف هايي در روزنامه ها بر عليه هم مي رانند در عروسي و عزاي هم حاضر مي‌شوند. مثل فوتباليستهاي آبي و قرمز كه در بيرون زمين با هم دوستند و به خانه يكديگر مي‌روند. اما با آنكه فيلم دوم ده نمكي از نظر سينمايي بسيار حرفه اي تر و حساب شده تر است اما در انتخاب هدف دچار سردگمي است. تماشگر نمي داند در اين ميان چه كسي مقصر است؟ رفسنجاني، كه ده نمكي در مستندش چندين بار او را غير مستقيم نشان مي‌دهد؟دولت؟ فدراسيون فوتبال و يا نيروي انتظامي؟
در ماجراي كشته شدن تماشاگرهاي بازي ايران و ژاپن كه ده نمكي فيلمش را به خانواده قربانيان اين حادثه تقديم كرده، نيروي انتظامي مقصر اصلي شناخته شد. اما فيلم فقط نشان مي دهد كه عده اي بي گناه كشته شدند اما نشان نمي‌دهد كه چرا كشته شدند؟ چه كسي مقصربود؟


شايد او بگويد كه نمي خواسته به چرايي اين حادثه بپردازد؟ او مي خواسته بي تفاوتي همگاني جامعه را نشان دهد. اما مگر نه اين نيست كه دولت بايد به وضعيت اينها رسيدگي كند. فيلم طوري نشان مي دهد كه انگار مقصر اصلي فوتبال است. جمله اي كه پيرزن مي‌گويد:"كه 22 نفر دنبال يك توپ مي‌دوند."همين حس را تقويت مي‌كند كه ده نمكي بيشتر صورت مسئله را خطاب قرار مي‌دهد. هرچند ديدار در كافه تيتر اين سوتفاهم برايم از بين برد كه او مي خواسته "فوتبال" را عامل فاصله فقير و غني نشان دهد اما متاسفانه در پايان فيلم اين حس وجود دارد. با اينحال من هم همانند ده نمكي از يك جهت در يك راستا قرار مي گيريم. اعتراض عليه بي عدالتي، فقر، و فاصله طبقاني.

نقد كدام استقلال كدام پيروزي

Posted by ghajar at 2:17 بֽظֽ | Comments (5)

26 فروردین 1385

زوال اخلاقی ایرانیان

چند روزی هست که به این نوشته خانوم حنا فکر می کنم. او که پس از مدت ها به ایران برگشته بود، نوشته پس از بازگشت به ژاپن"دلش برای مردم ایران تنگ نمی شود".
به گمانم اینکه یک ایرانی اینگونه از مردم کشورش به بدی یاد می کند و حتی از آنان متنفر می شود، جای سوال دارد. او نمونه اول "برخورد از نوع ایرانی" را نوشته است که از آنها، آن چرا که پیشتر گفته بود نتیجه بگیرد. می دانم که نمی توان و نباید، آنچه به عنوان یک مورد می بینیم، به حساب جمع یا یک گروه گذاشت. حالا چه برسد که آن را می خواهیم به حساب یک جمع بزرگ به نام مردم یک کشور بگذاریم. قصدم دفاع یا نقد نوشته های حنا خانوم نیست. اما آن چه را که به عنوان یک شهروند ایرانی در ایران می بینم، باعث می شود تا کمی با نوشته های حنا موافق باشم.


در نزد فرهنگ عامه، چاپلوسی، زیرآب زنی و از زیر کار درفتن نوعی زرنگی تلقی می شود. کسی که رشوه ندهد، در کارش متقلب نباشد هالو تلقی می شود. دانش آموزشی که تقلب نمی کند و دروغ نمی گوید، بچه مثبت تلقی شود(بچه مثبت برخلاف مفهومش بار معنایی منفی دارد) آدمی که ادعا دارد و در همه چیز اظهار نظر می کند و در هر مسئله ای اظهارفضل می کند، آدم دانا و همه فن حریف به حساب می آید. انسانی که به آداب اخلاقی(منظورم لزوما برداشت ایدئولوژیک از اخلاق نیست) پایبند، فساد اخلاقی ندارد، حسود نیست، تهمت نمی زند به دنبال بدگویی و عیبجویی از دیگران نیست، پاستوریزه خوانده می شود.
اینهایی که می گویم را بارها به چشم دیده ام. مردم ایران دچار زوال اخلاقی شده اند واین بسیار دردناک است. البته من تا اینجای قضیه با حنا موافقم اما معتقدم مردم ایران در این قضیه مقصر نیستند.


آنها را باید در یک کل و دریک چارچوب بررسی کرد. چیزی که فراتر از حکومت و نظام است. مشکل فرهنگی ایران امروز، به ظرفی برمی گردد که مردم ایران درآن قرار دارد. این فرهنگ از بدو تولد بر نحوه شکل گیری انسان موثر است و تا مرگ نیز ادامه دارد. اصلاح فرهنگی ایرانیان کاری بس مشکل و وقت گیر است و سالها زمان می طلبد. به باور من این فرهنگ یکی از دلایل اصلی توسعه نیافتگی است. خارج از چهارچوب هر حکومتی که در ایران سر کار باشد، چه مذهبی و چه غیر مذهبی. این فرهنگ عمومی باعث شده تا ایرانیان مردمی تنبل، تن پرور و علاقه مند به کارهای فردی باشند و از کارهای جمعی سر باز زنند. البته فرهنگ از حکومت تاثیر می پذیرد و حکومت از فرهنگ. اما باور دارم که زوال اخلاقی ایران تمام وکمال به نظامی که بر ایران حاکم است، بر نمی گردد.

Posted by ghajar at 0:23 بֽظֽ | Comments (6)

23 فروردین 1385

1-میرا

« در خانه‌یی، نزدیک خانه‌ ما، مردی زندگی می‌کند که در زمین اتاق‌اش سوراخی کنده است. شب‌ها در آن می‌خوابد و هیچ کس او را نمی‌بیند، با انگشتانش سوراخ را می‌کند و هر روز آن را عمیق‌تر می‌کند... وقتی با من از ظلمتی که شب‌ها در آن می‌خوابد حرف می‌زند، چشم‌هایش می‌درخشد و عرق از پیشانیش سرازیر می‌شود.» میرا داستان نقض حریم خصوصی است. آنجا که تو در اتاق خوابت هم دیده می شوی و سربازان از ورای دیوارهای شفاف تو را در خانه نگاه می کنند. در آنجا بزرگترین گناه تنهایی است و آدم ها اگر با جمع نباشند، اصلاح می شوند و نقاب خنده مصنوعی به صورت می زنند. میرا طنزی سیاه است و نویسنده سعی کرده سرگشتگی های انسان امروزی را نشان دهد. امروز همه مان رصد می شویم و مصنوعی رفتار می کنیم. این اتفاق نه مختص کشورهایی مثل ایران است و نه مختص کشورهای سرمایه داری. بشر به دردی گرفتار است به نام تنها نبودن. نمی گذارند آدم تنها باشد و تنهایی را با خودش قسمت کند، نه با دیگران

میرا/ نویسنده: کریستوفر فرانک/ترجمه: لیلی گلستان/ انتشارات:بازتاب نگار سال 1384/چاپ چهارم

همان‌بودگی ؛ شفافیت هستی انسان‌ها

نقدی درباره رمان میرا

Posted by ghajar at 4:27 بֽظֽ | Comments (1)

27 دی 1384

26-خرده جنایت های زنا شوهری

خرده جنایت های زن و شوهری نمایشنامه ای خواندنی است که این روزها تئاتر آن به کارگردانی سهراب سلیمی به روی صحنه رفته است. درباره نوع پرداخت نمایش و محدودیت هایی که برای بازی برخی از صحنه ها وجود دارد، حرف های بسیاری گفته شده و نقدهایی هم در رابطه با این نمایشنامه نوشته شده است. اما خواندن نمایشنامه آن خالی از لطف نیست. اریک امانوئل اشمیت نویسنده این نمایشنامه به نکاتی اشاره کرده که شاید بسیاری از زوج ها به مشکل مبتلا شوند. زن وشوهری پس از سالها زندگی مشترک احساس می کنند، چیزی به غیر از عشق آنها را به زندگی مشترک پايبند کرده است. اکثر زنها احساس می کنند که همسرشان به دنبال زن دیگری است ومعشوقه ای دیگر می جوید. هنگامی که زندگی روالی عادی پیدا می کند، این حس ها به اوج می رسد و اشمیت به خوبی به چنین مسائلی اشاره کرده، اما پایان داستان پس از فراز و نشیب فراوانی که میان ژیل و لیزا ختم به خیر می شود که شاید پایانی عادی و بدون هیجان است. اين خبر هم جالب است . طوطي خانگي نام معشوقه آقا را افشا مي كند و زندگي...

خرده جنایت های زنا شوهری/نویسنده اریک امانوئل اشمیت، مترجم شهلا حائری/نشر قطره/چاپ اول 1383

گزارش تصویری نمایش خرده جنایت های زنا شوهری

Choice: I am reading a book name the" Petty Crimes of Marriage" this book about Relationship couples in a family.
Posted by ghajar at 3:52 بֽظֽ | Comments (1)

24 دی 1384

شنیدن اپرا در روزهای سرد زمستان

اپرای عروسکی رستم و سهراب باردیگر در تالار فردوسی اجرا می شود، کسانی که سال پیش موفق نشدند این اپرا را ببینند، بد نیست این روزها سری به تالار فردوسی بزنند. البته یک توصیه دیگر هم دارم. یک ربع قبل از این که اپرا شروع دفترچه صد تومانی اشعار اپرا بخرید و بخوانید و سپس به دیدن اپرا بروید. بدین ترتیب لذتتان چند برابر می شود، البته همه اینها را برای کسانی گفتم که اپرا را دوست دارند.
خلاصه داستان اپرا هم خواندنی است به اضافه این مطلب که نگاهی به اپرای رستم و سهراب است. يادداشت بهروزغريب پور کارگردان اپرای عروسكی رستم و سهراب به بهانه‌ اجرای مجدد، ارزش خواندن دارد.



Choice: The Opera 'Rostam and Sohrab' directed by Behrouz Gharibpour will go on stage in January.opera in marionette style
The composer of the opera Loris Tjeknovarian. He said that it took 20 years to compose 'Rostam and Sohrab' and epic poetry from Ferdowsi.Preparations for the opera took at least two years during which $100,000 was spent on ordering puppets from Austria which were manufactured with Iranian features and in line with the culture of Shahnameh. All vocalists are Armenians singing in Persian.

Posted by ghajar at 1:44 بֽظֽ | Comments (6)

18 دی 1384

نقش مميز در شكل گيرى انجمن طراحان گرافيك

مصاحبه کردن با گرافیست ها یک خرده سخت است، چرا که هنرمندها روحیه خاصی دارند و باید با هرکدامشان به یک شیوه گفتگو کرد و حرف زد. برای تهیه گزارش در مورد نقش ممیز در شکل گیری انجمن طراحان گرافیک با چند گرافیست گفتگو کردم و سعی کردم گزارش را با تساهل به پایان ببرم و وارد چالش های و مشکلات این انجمن نشوم.

بهرحال فکر می کنم الان موقع خوبی برای به میان آوردن خیلی از حرف ها نیست و همین که گرافیست ها انجمن دارند باید خوشحال باشند وبه خود ببالند. کاش روزنامه نگاران هم یک انجمن حداقل در حدو اندازه انجمن طراحان گرافیک داشتند. حسودیم شد یه کم. اگه دوست داشتید این گزارش رو در شرق بخوانید و فراموش نکنید که نظر بدید.



Choice:The Graphist Morteza Momayez died on November2005. hi was the Father of Iranian Graphic Design.He was one of the founders of Iranian Graphic Design Society (IGDS), a member of Alliance Graphique Internationale (AGI).Morteza Momayez was one of the most eminent artistic and cultural figures of our time in Iran.

Posted by ghajar at 0:11 قֽظֽ | Comments (4)

10 دی 1384

ارکستر بدون رهبر

ارکستر سمفونیک تهران پس از علی رهبری این بار رهبر دیگری یافت. منوچهر صهبایی رهبر اکستر در اطریش و بلغارستان به تهران آمد و قطعه مشهور فورتنا امپراتريکس از کارمينا برونا کارل اروف را نواخت. او که به عنوان رهبر مهمان به ایران آمده است، قطعاتی از سمفوني 104 ژوزف هايدنو سمفوني 8 از "آنتونين دروژاک" را به همراه دو رقص مجاري از اين آهنگساز به نام اروپاي شرقي را اجرا کرد. صهبایی در پایان یکی از قطعات دستش را روی پیشانی گذاشت و از نوری که مستقیم به چشمانش می تابید، اظهار نارحتی کرد.


قیمت بلیت های ارکستر هم افزایش قابل توجهی یافته و به 12 هزار تومان رسیده است. آیا قرار است حقوق نوازندگان را هم از جیب مردم پرداخت کنند. به نظر می رسد همان مسائلی که برای علی رهبری پیش آمد، منوچهر صهبایی را علاقه مند به پذیرفتن مسئولیت رهبری ارکستر سمفونیک تهران نکند. راستی ما بدون آنکه بدانیم صهبایی قرار است چه قطعه ای بنوازد، همان کارمينا برونای کارل اروف را برای برنامه بیستم شنیداری انتخاب کردیم. اگر دوست دارید پادکست میراث خبر را از اینجا دانلود کنید که درباره زلزله بم است.

Posted by ghajar at 2:36 بֽظֽ | Comments (1)

3 دی 1384

یک زن یک مرد

نمایش "یک زن یک مرد" این روزها در تالار اصلی تئاتر شهر به روی صحنه رفته است. مینوفرشچی نمایشنامه "زن نیک ایالت سچوان" برتولت برشت را به فارسی برگردانده و آزیتا حاجیان با تغییراتی آن را کارگردانی کرده است.


موضوع این نمایشنامه درباره یک زن روسپی که سه الهه را به خانه خود راه می دهد. مریلا زارعی نقش این روسپی را بسیار عالی بازی کرده مخصوصا آنجایی که او نقش یک مرد را بازی می کند. نکته جالب این نمایش حرکات دسته جمعی بازیگران است که در صحنه های مختلف به طور دسته جمعی می خوانند. صحنه ای که شخصا از آن لذت بردم، پرده آخر نمایش بود که آدم احساس می کرد در دادگاه نشسته است. چون بازیگران در دوسوی تالار میان تماشاگران نشستند و مریلا زارعی به عنوان متهم در وسط تماشاگران ایستاد.

پخش تيزر نمايش "يك زن يك مرد" در ايستگاه‌هاي مترو

يك زن، يك مرد در صدر جدول فروش

Posted by ghajar at 1:36 بֽظֽ | Comments (4)

28 مهر 1384

نوشتن بادوربین-19

نوشتن با دوربین شاید یکی از جنجالی ترین کتاب های امسال باشد. پرویز جاهد برای تز دکترایش از ابراهیم گلستان مصاحبه گرفته و این کتاب متن کامل این مصاحبه در چهار دیدار است. برخلاف نظر آقای محمد قائد که در ماهنامه فیلم شماره مهر1384 گفته:"خواندن این کتاب به تشویش ذهنی خوانندگان جوان کمک می کند" معتقدم این طور نیست. قرار نیست خواندن یک مرجع تاریخ سینما و ادبیات ایران قرار است و قرار نیست هر آنچه در این کتاب ذکر شده را دربست قبول کنیم."


خواندن این کتاب یک حسن دیگر دارد که من از دریچه روزنامه نگاری توصیه به خواندن آن می کنم. حتی اگر به ادبیات و سینما و مسائل سیاسی علاقه ای ندارید این کتاب را بخوانید. این کتاب نمونه ای بسیار عالی از یک مصاحبه مستقیم و رودرروست.


جاهد با صبری تمام ناشدنی همه توهین های گلستان را می شنود و بدون آن که خللی در ادامه مصاحبه بگذارد به دلیل اهمیت این مصاحبه و تز دکترایش تا آخر آن را ادامه می دهد. حتی جاهد می پذیرد تا توهین هایی که به خودش هم شده را در کتاب بیاورد و از این نظر کتاب یک ویژگی خیلی خوب دارد.


نوشتن با دوربین یک مصاحبه اتوکشیده و ویراستاری شده نیست. فضایی که مصاحبه در انجام شده به خوبی حس می شود. از لحن گلستان می توان متوجه شد که او گاهی عصبی می شود و گاهی نرم و گاهی نیز خسته. جاهد گاهی اوقات سوالاتش را چند بار تکرار می کند و همین تکرارها باعث می شود تا گلستان حرف هایی بگوید که به مذاق عده ای خوش نیامده است. یکی از مسائلی که باعث می شود اغلب مصاحبه هایی که در رسانه ها چاپ می شود جذاب در نیاید همین نکته است. این که مصاحبه شونده اصرار نمی کند و سوالش را در غالب کلماتی دیگر در سوال بعدی تکرار نمی کند.


من سعی کردم به این کتاب فارغ از مسائل سینمایی و ادبیاتی هم نگاه کنم. خواندن این کتاب چند نکته آموزشی در مصاحبه کردن برایم به همراه داشت. امتحانش ضرری ندارد این کتاب را یک بار بدون توجه به محتوایش و با دید شیوه مصاحبه بخوانید و اگر نکته خاصی برایتان به همراه داشت، برایم بنویسید.


نوشتن با دوربین/پرویز جاهد/ انتشارات اختران/چاپ اول 1384/قیمت 3000 تومان

گفتگو با نجف دریابندری در مورد این کتاب

گفتگو با هوشنگ کاووسی در مورد کتاب نوشتن با دوربین

گفتگو با سیمین دانشور در مورد کتاب نوشتن با دوربین و گفته های گلستان در مورد آل احمد

گفتگو با پرویز جاهد مصاحبه کننده کتاب نوشتن با دوربین

Posted by ghajar at 11:49 قֽظֽ | Comments (1)

8 شهریور 1384

تعطیلی کافی شاپ نشر چمشه

الان از نشر چشمه اومدم.کافی شاپ نشر چشمه از پنجشنبه به حالت نیمه تعطیل در آمده و از شنبه به طور کامل تعطیل شده است.حسن کياييان مدیر نشرچشمه گفت:نمی خواهد جاروجنجال به راه اندازد. در طبقه دوم نشر چشمه ظرف ها و لیوان های چینی درون سبد ظرفشویی بودند. کسی در این چند روزه با آنها چای وقهوه نخورده است.روز هم از تشدید برخورد با ناشران و بستن کتابفروشی ها خبر داده است.


راستی جلد اول کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه با ترجمه ویدا اسلامیه اومده بود.دوست من رکورد زده و دیشب تا صبح خواندن جلد اول را تمام کرده است

Posted by ghajar at 0:43 بֽظֽ | Comments (0)

16 مرداد 1384

هفتان هنر و فرهنگ در وب

اگر به مطالب هنري و فرهنگي علاقه منديد«هفتان» را از دست ندهيد.سايت هفتان سايتي فرهنگي هنري است كه لينك هاي جالب و خواندني سايت هاي فرهنگي و هنري را جمع آوري مي‌كند و در اختيار كاربران قرار مي‌دهد.یکی از ویژگی‌های مهم اين سايت دسته بندي موضوعی آن است.اگر از هنرهاي تجسمي متنفريد، دليلي ندارد كه لينك آن را هم ببينيد.


شما می‌توانید هفتان را بنا به علاقه‌ خود به شکل«موضوعی»ببینید. این موضوعات چهارده‌گانه تقریبا همه‌ زیرشاخه‌های مباحث مربوط به فرهنگ، هنر، ادبیات و اندیشه را پوشش می‌دهند.موضوعات چهارده‌گانه هفتان شامل، خبر و گزارش ادبی، مرور و نقد ادبی،تحليل فرهنگی، زبان و نگارش، وب و رسانه، انديشه،سينما، تلويزيون، نمايش، موسيقی، عکس، هنرهای‌تجسمی، تاريخ، الهيات و تريبون است. قرار است سايت هفتان به rss نيز مجهز شود تا كاربران از آخرين به روزرساني سايت مطلع شوند.هفتان می‌تواند فضایی برای بازتاب سلیقه‌های گوناگون فکری، فرهنگی و هنری باشد و محلی برای برخورد متمدنانه‌ آرای گوناگون.به همين دليل عضويت در هفتان آزاد است.


علاقه مندان به هنر وادبيات مي‌توانند با عضويت در اين سايت از آنچه خود مي‌بينند، ديگران را هم بهره‌مند كنند. عضویت در «هفتان» به سادگی چند کلیک است و نویسندگان هفتان همه با هم برابرند، مگر آن که آداب ساده هفتان را رعایت نکنند.هفتان چند ويراستار دارد. اين ويراستاران مراقبند تا محتواي لينك ها برابر با آداب هفتان باشد.مديريت اين سايت برعهده سيدرضا شکراللهی است و حسين جاويد، شهاب مباشری و داريوش محمدپور او در اداره اين سايت ياري مي‌دهند.باگسترش محتواي فارسي در وب و تعداد روزافزون وبلاگ ها وسايت ها چنين سايت هايي مي‌توانند كاربران را از سردرگمي در سايت هاي خبري نجات دهند.


خصوصا آنكه مشتريان «هفتان» از اهل ادب وفرهنگ هستند.هفتان با نشاني اينترنتيwww.haftan.com در دسترس كاربران اينترنت قرار گرفته است. واژه‌«هفتان» در ادبیات کهن به معنای «هفت‌آسمان»است.راستي در آسمان هفتان خبرهايي هست؟

Posted by ghajar at 11:19 قֽظֽ | Comments (4)

10 مرداد 1384

خاتمی بدرقه و تقدیر شد

شاید اگر احمدی نژاد نمی آمد،خاتمی این گونه بدرقه نمی شد.مردمانی که حتی پله های سالن وزارت کشور را به اشغال خود در آورده بودند رئیس جمهوری را بدرقه کردند که با لبخندی حاکی از رضایت ریاست جمهوری را ترک گفت.به قول یکی از سخنرانان او با بغضی در گلو به قدرت آمد و در این روزها با لبخند از قدرت می رود.مردمانی که به نشانه تایید گفته هایش برایش کف می زدند نشان دادند که قدرشناسند و قدر عافیت را می دادنند.

در تمام مدت سخنرانی منتظر بودم تا نامی از گنجی برود،اما نه او و نه کسانی که با محافظه کاری تمام انتخاب شده بودند از گنجی چیزی نگفتند.پسرکی از میان جمعیت فریاد برآورد که برای گنجی چه می کنید:خاتمی گفت به او هم می رسیم.


خاتمی تا پایان هم اسمی از گنجی نیاورد اما بدون اشاره به نام آقاجری از تهمت ارتداد به او گفت و گفت که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری اش همیشه با انتقاد و فشارهای متحجرین و خشکه مذهب ها روبرو بوده است.
او بدون اشاره به نام مهاجرانی به طنز گفت:حتی تحمل سانسورچی ما را نداشتند و او را برکنار کردند.خاتمی گفت سانسورچی ها آب در هاون می کوبند اما اعتراف کرد که در ایران سانسور وجود دارد.خاتمی به جمله معروف مدرس اشاره کرد:«رضا شاه به مدرس گفت پای خود را از روی دم ما بردارید، مدرس گفت لطفا محدوده دم خود را معلوم کنید.این جمله با خنده حضار همراه بود.خاتمی رو به نویسندگان گفت:کاری که ما کردیم معلوم کردن محدوده این دم بود.


خاتمی که جمله هایش با کف زدنهای ممتد حضار روبرو می شد گفت:« هر روز می ترسیده که وزیر یا یکی از مدیران کل او را به جرم های مختلف به دادگاه احضار نکنند. او گفت که بسیاری از نزدیکانش بارها تا پای زندان رفته اند .پرونده های فراوانی را برای دولتمردانش درست کردند.او به سفرهای خارجی اش اشاره کرد واین که هر وقت از کشور بیرون می رفته خبری تلخ از ایران می شنیده به طوری که در تمام طول سفر به فکر حل مشکل داخلی بوده است.


او به توقیف روزنامه اشاره کرد و گفت در همه این سالها جوان های روزنامه نگار بسیاری به سبب توقیف روزنامه هایشان بیکار شده اند و بسیاری از روزنامه نگاران به زندان افتادند.خاتمی انتقاد را بزرگترین دستاورد دولتش در عرصه فرهنگ دانست و گفت:از رسانه عمومی ومنابر مذهبی بیشترین انتقادها علیه دولت من مطرح شد، تخریب های فراوانی صورت گرفت.ایکاش فقط انتقاد می کردند که به این هم بسنده نکردند و خوبی ها را هم بد جلوه دادند. او سپس گفت:بیخود نبود که مهندس موسوی یکی از شرایط کاندیداتوری اش را داشتن یک رسانه عمومی عنوان کرده بود.


گزارش ایسنا از این مراسم

حاشيه مراسم سلام خاتمي

Choice: khatami said: Judges closed more than 100 newspapers and magazines and summoned twice that number of journalists to court. but Many intellectuals, human right activists, and students were jailed. many of his one-time supporters have criticized Khatami for failing to deliver on his promises.(click here)
Posted by ghajar at 0:20 قֽظֽ | Comments (8)

5 مرداد 1384

توقف نمايش بيضايي

اجراي نمايش«مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين»متوقف مي‌شود. قرار بود اين نمايش با 45 اجرا در پايان مرداد به كار خود پايان دهد. اما جمعه اين نمايشنامه با 24 اجرا به پايان خواهد رسيد.
حسين پارسايي دبير شوراي تئاتر شهر به ميراث خبر گفت:«ما براي 30 اجرا توافق كرده‌ايم بايد ببينم اين تعداد اجراهاي انجام شده است يا خير. اگرنمايش جمعه به اين تعداد اجرا رسيده باشد از روي صحنه خواهد رفت. »


پارسايي شايعه تعطيلي اين نمايش را براساس فشارهاي برخي از ارگان‌هاي دولتي و امنيتي تكذيب كرده اما بيضايي به ايسنا گفته: علت آن را نمي دانم وتنها مي دانم كه اين نمايش روزجمعه به پايان مي‌رسد! .


از قرار معلوم فشارهايي براي توقف اين نمايش كه درباره قتل هاي زنجيره اي است در جريان بوده است.چرا كه طبق توافق هاي قبلي قرار بود اول 45 روز و در توافق بعدي قرار بود در 30 روز اجراي نمايش به پايان برسد. اما به بهانه اجراي گروه هاي بعدي و علي رغم استقبال گسترده تماشاگران نمايش از روز‌جمعه متوقف مي‌شود.

Posted by ghajar at 4:04 بֽظֽ | Comments (0)

28 تیر 1384

ديدار با نويسنده دكتر نون

شهرام رحيميان نويسنده كم حرفي است. اهل مصاحبه نيست اما اهل گپ زدن و گوش دادن هست.با وجود آنكه 28 سال است كه از ايران رفته، داستان "دكتر نون زنش را بيشتر از مصدق را دوست دارد"حال و هواي ايراني دارد.

عصر روز يكشنبه در كافه شوكا به همراه يوسف عليخاني، عيلرضا محمودي (نويسنده ايرهاي صورتي) با شهرام گپ زديم.به او پيشنهاد كردم وبلاگش را دوباره راه بيندازد و در آينده براي ساختن يكي از شخصيت هاي داستانش از وبلاگ و وبلاگنويس ها كمك بگيرد.شهرام از تيراژ پايين كتاب در ايران و فقر كتابخواني در ايران گفت. (به زودي گزارش مصاحبه ام را در وبلاگ مي‌گذارم)


نوشته قبلي ام راجع به معرفي اين كتاب

Posted by ghajar at 0:35 بֽظֽ | Comments (3)

12 تیر 1384

فقر فرهنگي در ايران زق زق مي‌كند


ديشب سير كنسرت هاي مختلف موسيقي ديدم. بي بي سي فارسي و mbc4 سنگ تمام گذاشتند. بي بي سي كه به طور مرتب از هايدپارك لندن خبر مي‌داد و mbc4 هم از هر نقطه جهان كه كنسرتي بر پا بود، برنامه پخش مي‌كرد.خوانندگان جهان از هر نژاد و با هر سليقه موسيقايي نواختند.حدود 4 ميليون بيننده در سراسر جهان اين برنامه را به طور زنده تماشا كردند. جمع عظيم خوانندگان، بازيگران و شخصيت هاي سياسي نظير نلسون ماندلا باعث شد تا كنسرت ديروز لقب بزرگترين كنسرت تاريخ را به خود بگيرد.
نلسون ماندلا جمله جالبي گفته: مادامی که فقر زق زق می کند، آزادی واقعی را نخواهیم دهیم
به نظرم فقر ما هم فقر مادي است و هم فقر فرهنگي. مادامي كه اين دو فقر ريشه كن نشود، وضع ما بهتر از اين نخواهد بود.

گزارش بي بي سي از اين مراسم

بززگترين رويداد رسانه اي تاريخ-سباستين آشر



Choice: I enjoyed watch live8 concert .because the biggest and best rock concert the world has ever seen.click here…

دلال هاي باسواد مانع توسعه ايران

Posted by ghajar at 0:37 بֽظֽ | Comments (2)

29 اردیبهشت 1384

سمرقند ويژه هرمان هسه

اين هفته به جاي كتاب، فصل نامه با ارزش «سمرقند» را معرفي مي كنم كه هر كدام از شماره هايش به تنهايي يك كتاب است.سمرقند 8 ويژه نامه هرمان هسه است. در اين مجموعه آثار اين نويسنده آلماني مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.روزشمار زندگي هسه از ديگر مطالب اين فصل‌نامه است.سمرقند8 در زمستان 1383منتشر شده

از ميان آثار هسه ،«گرگ بيابان» را بيشتر از همه دوست دارم. ضمن آن كه هسه كلي كلمات جديد به من آموخته و دايره لغت هايم را افزوده است.دوستان سمرقندي هم بايد كمي در اينترنت به روزتر باشند.در سايت مجله سمرقند تا شماره 5 آمده است.



Choice:Samarkand magazine has published special issues about Hermann Hesse. among his works,I specially like the "desrt wolf"novel.

Posted by ghajar at 0:53 بֽظֽ | Comments (1)

23 اردیبهشت 1384

نمایشگاه کتاب در سال 1384

قرار شد آخرهفته ها را به کتاب اختصاص بدهم. این هفته از نمایشگاه وکتاب هایی که خریدم می نویسم. اول بگویم قضاوت و تحلیلم از ناشران تنها براساس مشاهدات خودم است واعتبار علمی ندارد.


نمایشگاه برایم چیز جدیدی نداشت. نمایشگاه این حسن را دارد که ناشران گمنام و کتابهایشان را می بینی و اگر کتاب جالبی را در طول سال و در شهرکتاب ها پیدا نکرده باشی، مستقیم به سراغ ناشر می روی


متاسفم بگویم که بیشتر ناشران کتاب در خور توجهی برای عرضه نداشتند، ناشرانی همانند طرح نو، جامعه ایرانیان، البرز و امیر کبیر نزول کرده بودند. نشر نی، قطره، مرکز و مروارید اگر چه رمان های ترجمه ای خوبی منتشر کرده بودند، اما در حوزه تالیف کتاب خوبی نداشتند.( در مادگان کسی پیر نمی شود خاطرات خوبی خاطرات دکتر عطاءالله صفوی از اردوگاه های دايی يوسف است، از دستش ندهید)


کتاب هایم را هیچ کدام از سرعلاقه وحس اشتیاق نخریدم. چرا که داشتن همه آن ها برای یک روزنامه نگار حوزه رسانه واجب است. بنابراین اصلا کتاب نخریدم.


«روزنامه نگاری جهانی» و«الفبای کار در رسانه ها»از انتشارات موسسه ایران،«خبر»«انحصار رسانه ها»«اقتصاد رسانه ها» و«روش های تحلیلی رسانه ها» را از انتشارات مرکز رسانه خریدم.


البته نشر مرکز مجموعه ای از مکتب ها، سبک ها و اصطلاحات هنری را منتشر کرده که با استقبال خوبی هم مواجه شده است. من کتاب«طنز» را خریدم که به چاپ سوم رسیده است. از این مجموعه رمانتیسم، رئالیسم، ناتورالیسم، سورئالیسم، کلاسیزم،سمبولیسم، داستان کوتاه؛ کمدی،استعاره، دارم، اسطوره، رمانس و تخیل منتشر شده است.


مطلب«کتاب هایی که خریدم» در بازدید از نمایشگاه کتاب1383 نوشتم.

گشت و گذاری در هيجدمين نمايشگاه بين المللی کتاب تهران

Posted by ghajar at 10:51 قֽظֽ | Comments (3)

17 فروردین 1383

چامسكي وبلاگ نويس

نوام چامسكي هم> وبلاگ مي نويسد. آدرس وبلاگش هم اين است: Blog.zmag.org/ttt. حالا همه آنهايي كه تشنه خواندن نقدهاي داغ او پيرامون نظام سرمايه داري و نئوليبراليسم آمريكايي هستند مي توانند روزانه به وبلاگش مراجعه كنند و آخرين يادداشت هايش را بخوانند. وبلاگ نويسي امروز نه يك اقدام تجملي بلكه يك ضرورت است. ضرورتي كه پيش از اين بسياري از مردان سياسي نظير بلر، بوش و جان كري آن را احساس كرده بودند و هم اكنون انديشمندان و فيلسوفان نيز به اين جريان مي پيوندند. شايد هنوز هم كساني باشند كه مفهوم سايت را با وبلاگ اشتباه بگيرند و پيش خود بگويند كه چامسكي يك سايت اينترنتي ايجاد كرده و اين چيز جديدي نيست. اما واقعيت اين است كه بايد از اين به بعد چامسكي را on line بخوانيم. حالا مي توان در وبلاگش مطالب او را نقد كرد و درباره آنها نظر داد. مطمئن باشيد چامسكي از حرف هايتان ناراحت نمي شود و حتي ممكن است به شما هم لينك بدهد و از خوانندگانش بخواهد تا مطلب شما را بخوانند. خبر وبلاگ نويسي چامسكي در فضاي اينترنت انعكاس چنداني نيافته و هنوز وبگردهاي حرفه اي او را نيافته اند. نتايج جست وجو در technorati اين مطلب را تاييد مي كند.

تا امروز هيچ وبلاگي به چامسكي لينك نداده به جز دوستانش كه همه آنها در حلقه روشنفكري مجله Zmagazine قرار دارند. اين حلقه شامل انديشمنداني نظير مايكل آلبرت ديگري چون جاستين پاودر، ليديا سرجنت، ديويد پيترسون، پل استريت و تيم وايز مي شود كه اتفاقاً همه آنها وبلاگ دارند. جام جم آن لاين دراين باره نوشته: «بنيانگذار مجله Zmagazine و عضو فعال سايت Znet پيشتر از همه همكاران و همفكران خود خواسته بود تا وبلاگ را نيز به عنوان يكي از راه هاي اطلاع رساني نوين براي بازگويي عقايد و نظرات خود و خصوصاً ارتباط با مخاطبين جوان خود انتخاب كنند.

در همين راستا برخي از اين طيف به دعوت او لبيك گفته و وبلاگ هاي شخصي را به راه انداخته اند.» در سمت راست وبلاگ چامسكي لينك همكاران وبلاگ نويس او با عنوان The Z Blogs فهرست شده است. قالب وبلاگ چامسكي به رنگ زرد است و بايد از خودش دليل انتخاب چنين رنگي را پرسيد. نوام چامسكي از تاريخ ۲۴ مارس ۲۰۰۴ نوشتن در وبلاگش را آغاز كرده و تاكيد كرده كه نوشته هايش انحصاري و شخصي است. چامسكي دومين مطلب خود را در نقد بوش آغاز كرده و نوشته كه بوش از اقتصاد چيزي نمي داند. مطالب وبلاگ چامسكي شامل يادداشت هاي شخصي، مصاحبه ها و مقاله هاي او خواهد شد.

نوام چامسكي در ۷ دسامبر ۱۹۲۸ در فيلادلفيا به دنيا آمد. در سال ۱۹۴۹ با كارول اسچات ازدواج كرد و هم اكنون صاحب دو فرزند است. نوام چامسكي در سال هاي ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ موفق به اخذ دكترا در رشته زبانشناسي شد. او علاقه خود را به زبانشناسي از پدر يهودي اش ويليام به ارث برد كه به او زبان عبري ياد داد و همين انگيزه اي شد تا او بر روي زبان عبري مدرن كار كند. از سال ۱۹۶۵ به عنوان يكي از منتقدين جدي سياست خارجي آمريكا مطرح شد و در سال ۱۹۷۳ منتقد اصلي جنگ آمريكا بر ضد ويتنام لقب گرفت. چامسكي به مدت ۱۹ سال در دانشگاه هاروارد زبانشناسي تدريس كرد و پس از آن به دانشگاه MIT رفت. عده اي عقيده دارند نوشته هاي چامسكي در اين دو سه سال اخير خسته كننده بوده بايد منتظر ماند و ديد آيا چامسكي وبلاگ نويس خوب از كار درمي آيد يا خير.

نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۳

در همین باره

سایت اینترنتی نوام چامسکی
مطلب بسیار جالب وبلاگ روابط عمومی که من بسیار دیر دیدمش و وقت نشد تا ازش نقل کنم

Posted by ghajar at 10:42 قֽظֽ | Comments (4)

linkdoni.com