2 بهمن 1385
خسارت
فیلم"خسارت" یک مضمون آشنا دارد. عشق و خسارتهای آن. هنگامی که دکتر فلمینگ از آنا می پرسد چرا برادرت خودش را به خاطر تو کشت می گوید:"عشق" و اینجا خسارت مساوی عشق قرار می گیرد. فیلم خسارت از یک داستان پرفروش به همین نام اقتباس گرفته شده و کارگردان سعی کرده تا حد ممکن به داستان وفادار باشد.
لوئیس میل از ژولیت بینوش و جرمی ایرونز بازی بسیار خوبی گرفته است به خصوص در سکانسی که داستان به اوج خود می رسد. آنجایی که عروس و پدرشوهر مشغول معاشقه اند و داماد از راه می رسد و مثل آشنای پارسی مصداق پیدا می کند:"عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند". البته شاید صحنه های متعدد روابط جنسی این دو(آنا و فیلمینگ) بیشتر تداعی کننده یک هوس باشد تا یک عشق عمیق و عرفانی. شاید هم این به تفاوت فرهنگی غرب و شرق بر می گردد این را نمی دانم ولی فکر می کنم رسوایی اخلاقی یک دیپلمات یا یک مقام دولتی سوژه آشنایی است که در همین ایران خودمان هم فراوان دیده شده است اما هیچ کس جرات پرداختن به آن را ندارد.
آن سرگشتگي آيرونز در انتهاي فيلم، واقعا درآور است..
Posted by: آذين at 2 بهمن 1385 1:56 بֽظֽاضطراب و علم به گناه اما اصرار به ادامهاش و بياختياري در برابر آن و ... خارقالعاده بود اين فيلم .
Posted by: ريتا at 2 بهمن 1385 4:35 بֽظֽچی شده زدی تو کار نقد فیلم؟ آی تی تعطیله؟
Posted by: haji kensington at 2 بهمن 1385 8:34 بֽظֽسلام. گزارش اولين روز كارگاه مديريت رسانه
Posted by: اميد جهانشاهي at 2 بهمن 1385 8:58 بֽظֽمسابقه بهترین ناامیدانه. برای اطلاعات بیشتر نقاب مراجعه کنید.
Posted by: نقاب at 3 بهمن 1385 11:06 بֽظֽسلام آقای قاجار عزیز.مصاحبه تان با خانم حسینی در اعتماد خواندنی بود.شاد و سلامت باشین
Posted by: سفر نامه دور دنیا at 4 بهمن 1385 7:55 قֽظֽ