[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

1 اردیبهشت 1388

تا كي بايد جزوه هاي پوسيده را تحمل كنيم؟

در زدم، اجازه گرفتم و وارد كلاس شدم. دانشجويي داشت در مورد نظريات سيستمي(يك همچين چيزهايي بود فكر كنم دور و بر سيستم) صحبت مي كرد. سيستم باز را مي گفت و سيستم بسته، لابه لاي حرفهايش به روزنامه اعتماد اشاره مي كرد. مانده بودم چه ربطي دارد، اما حوصله جرو بحث نداشتم. اسلايدشويي به ديوار بود و دانشجو از رو مي‌خواند. به اسلايد نگاه كردم، تاريخ يكي از منابع سخنراني اين دانشجو ده سال پيش از آن بود كه متولد شوم.


كتاب «ما رسانه هستيم» دن گليمور را از كيفم برداشتم و سعي كردم كه آن را بخوانم و حرفهايش را بفهمم. اخرهاي كلاس استاد من را نشانه رفت كه سرت را به كدام كتاب مشغول كردي؟ رمان است؟ پاسخ دادم كه نه كتابي است در حوزه رسانه هاي نوين و فناوري هاي ارتباطي. رويم نشد كه بگويم، حوصله گوش كردن به حرفهايي كه ربطي به رشته ارتباطات ندارد و متعلق به ده سال قبل از تولدم است را ندارم.


شايد زيادي حساسم. دوستانم مي گويند كه دانشگاه تهران و علامه نيز وضعيتي بهتر از اين ندارند. اين موضوعي است كه چند وقتي است مرا اذيت مي كند. تا كي ما بايد از علم روز دنيا عقب باشيم و تا كي دانشگاههاي ما بايد عقب مانده باقي بمانند؟ تا كي اساتيد و دانشگاه ها بايد فكر كنند كه دانشجوها يك سري آدمهاي بيسواد و كم دانش هستند؟ تا كي بايد پول بدهيم و جزوه هاي پوسيده بخوانيم؟ تا كي بايد فخر استاداني را تحمل كنيم كه با علم روز آشنايي ندارند؟ تا كي سرخوردگي هايم ادامه دارد؟ تا كي بايد خودم را به خاطر خوشامد اين و آن سانسور كنم؟ تا كي؟

1 اردیبهشت 1388 2:28 بֽظֽ
Comments

دانشجوهای الزهرا هم از این وضعیت جدا ناراحتیم ازاینم ناراحتیم که همیشه رخدادهارو توصیف میکنیم و برای اون راه حلی ارائه نمیدیم

Posted by: zabeti at 1 اردیبهشت 1388 11:19 بֽظֽ

من از دانشجویان دانشگاه الزهرا هستم و واقعا از این موضوع که شما گفتین رنج می برم . قسمت خوبش اینه که خیلی از استاد ها می دونن حرفاشون برای ما جالب نیست و تا زمانی که این بی توجهی ما به درس کلاس رو به هم نزنه باهات کاری ندارن
می خوای گوش کن می خوای نکن

Posted by: صمدی at 2 اردیبهشت 1388 8:37 بֽظֽ

سلام. آقا باور کن اگر نمی شناختمت و در روزنامه ها به نامت برنخورده بودم، شاید اینگونه قضاوت می کردم که باز هم حرفای تکراری؟ بازهم غر و نق... اما خب حالا که ارادتمندم عرض می کنم خدمت شما که واقعن من فکر که می کنم می بینم مشکل با جزوه به روز و استاد خوب و متد درست و ... درست نمی شود. آدمی از نو بباید.

Posted by: farzad at 5 اردیبهشت 1388 2:40 بֽظֽ

سلام
عکس اوریانا فالاچی رو می دیدم. از همین جا توی سایت شما.
چه حیف که هرگز نتونست اسلام رو بشناسه
راستی اون عکس چه معنی ای میده؟

Posted by: شازده at 16 فروردین 1389 3:01 بֽظֽ
Post a comment






URL:


Remember personal info?








linkdoni.com