4 دی 1387
آرامبخشي در دل كوير
چند هفته پيش فرصتي پيش آمد تا با دوستان عكاس به كوير مرنجاب برويم. كوير مرنجاب در اطراف كاشان هست و جاي بسيار خوبي براي دور شدن از هياهوهاي روزانه است. سكوت كوير آرامشي را هديه ميدهد كه بي نهايت لذت بخش است. كافيست خودت را به دست كوير بسپاري و ذهنت را باز كني، انگار كه مغزت هوا ميخورد. در فصل زمستان بد نيست كه يك شب از اتوبان قم به آران و بيدگل برويد و از انجا جاده كوير مرنجاب را در پيش بگيريد تا طلوع افتاب را در كوير تماشا كنيد. كاروانسراي مرنجاب را هم مرمت كرده اند و جاي خوبي براي كمپ زدن هست.
اين هم يك مجموعه عكس كه عكسهاي خودم هم بينشان هست.
اين مطلب زير البته به كوير ربط مستقيم نداره و فقط از كتاب كوير دكتر شريعتي است. اما مسئلهاي كه چند وقتيه فكرمو به خودش مشغول كرده.
"آدم ها همه در یک سطح نیستند و از هم فاصله دارند اما همه از یک جنس اند ؛ هر که در این حیات ، در زیر این آسمان از چیزی به شعف آید از بلاهت جانوری و گیاهی برخوردار است ؛ نمی دانم چرا در هر شعفی ، هر خنده قاه قاهی ، هر بشکنی ، هر احساس خوشی ای موجی از حماقت غلیظ منفور و زشت پدیدار است ، نمی دانم قیافه های خوش و فربه چرا در چشم من ، تا حد استفراق وقیح و قبیح و چندش آورند ؟
... واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد ، چه شانسی؟ خریت! اوه که چه نعمتی است ، چه سرمایه ای است خوشبختی هر کس به میزان برخورداری او از این نعمت عظمی است و بس . این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی .
... چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد . چه تلخ است میوه درخت بینایی !!
... خودخواهی های بزرگ با «آوازه» و«عشق» سیراب می شوند اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ در گرمای مهر و عشق همچنان بی نصیب می مانند."
من آنم که رستم جهان را گرفت
Posted by: فرید صلواتی at 5 دی 1387 5:46 بֽظֽ