30 آبان 1386
صداست كه مي ماند
كم كم ميخواهم عادت كنم به صدا و از تصوير فاصله بگيريم. من از تلويزيون ميترسم. تلويزيون افسردهام ميكند. گاهي از اينكه تلويزيون نگاه ميكنم از خودم بدم ميآيد. اما راديو آرامم مي كند. هيچ احساس بدي از گوش كردن به راديو ندارم چرا كه همزمان ميتوانم آنرا هرجا گوش كنم (مخصوصا وقتي توي ترافيك گير افتاده ايد و اتوموبيلها يك متر هم تكان نميخورند) كتاب بخوانم و يا كار ديگري انجام دهم.
تلويزيون رسانه محبوب آمريكايي ها
Comments
ارتباط ناقصی است.با تو حرف می زنند،بی دیدن چهره و سوی نگاه؛پشت جعبه چهار گوشی قایم می شوند و اثر این حضور نصف و نیمه در صداشان هم پنهان نمی ماند.شاید همین بی تحرکی و ناتوانی اش در تحریک مخاطب از من دورش می کند.رادیو نه!اصلن با من کنار نمی آید.
Posted by: لی لی at 30 آبان 1386 8:37 بֽظֽPost a comment
