[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

29 اسفند 1385

سال 85 چگونه گذشت

امسال 15 كتاب خوندم كه با انتظارقبلي خودم 25 تا فاصله داشت. البته دليلش مشخص بود. گرفتاريهاي اقتصادي و ديگري كنكور‌كارشناسي ارشد.

بهترين كتابي كه امسال خوندم:آينده آزادي


اما امسال در حدود50 فيلم نسبتا خوب ديدم. وفور نعمت DVD باعث شده كه از ديدن فيلمهاي خوب و جديد محروم نباشيم. هرچه در فهرست فيلمهايم نگاه كردم به فيلم شاخصي كه واقعا بيش از بقيه دوست داشته باشم نرسيدم. بسياري از فيلمهايي كه نگاه كردم متعلق به سالهاي قبل بودند. امسال بسياي از فيلمهايي ژوليت بينوش را ديدم و به گمانم خسارت و آبي شاخص ترينش بودند. كارهاي رابرت دنيرو را چند بار ديدم و بازهم به نظرم راننده تاكسي چيز ديگري و كارهاي پولانسكي كه ماه تلخ را از همه بيشتر دوست دارم.

بهترين فيلم سال:به مطلب بالا نگاه كنيد


امسال در سفرهاي داخلي به بروجرد(2 بار) خرم آباد، شوش، شوشتر؛ اهواز(2 بار)، آبادان، خرمشهر، بوشهر، شيراز، اصفهان، يزد، نور و كرمانشاه رفتم.

بهترين شهري كه سال85 رفتم:شوش و چغازنبيل. اما خاطره انگيزترينش به بروجرد بود براي پوشش خبري زلزله لرستان. سفرهايم كيفيت لازم نداشتند يك لب تاپ و يك دوربين ديجيتال و وقت كافي مي‌خواهم تا در سال جديد به جاهاي ناشناخته و زيبا بروم.


بهترين كادو تولد:27 اسفند بهترين كادوي تولدم يك DVD رايترسوني، يك فيفا منيجر2007 و يك بسته شيرخشك بود.


درباره خودم: اينكه امسال بيشتر معرفي كتاب و فيلم كردم به اين دليل است كه احساس مي‌كنم بايد بيشتر بدانم و كمتر بنويسم. اينهايي هم كه مي‌نويسم معرفي هستند نقد نيستند. من نه منتقدكتاب هستم و نه منتقد سينما بنابراين ممكن است فيلمهايي را دوست داشته باشم كه شايد منتقدان نپسندند. روند معرفي كتاب و فيلم را در سال 86 منظم تر پي خواهم گرفت. شايد امسال كتاب هم بنويسم و شايد ادامه تحصيل بدهم و شايد به خارج از كشور بروم. اينها همه شايدند و بستگي به شرايط خودم و ايران دارند.


سال 86 چه مي‌كنم:انگليسي ام هنوز بسيار ضعيف است بايد فكري به حالش كنم. درباره رسانه و ارتباطات كمترمطلب نوشتم و بيشتر كارگل كردم. سال 86 قطعا در اين باره بيشتر مي نويسم و مي‌خوانم.


با خودم عهد كردم كه ديگر به دوستانم مقاله ندهم مگراينكه قيمتش رابپرسم و مطمئن شوم پولش نقد مي‌شود. در سالهاي قبل براي اينكه روي كسي را زمين نيندازم مقاله و مطلب مي نوشتم گاهي حتي نمي پرسيدم حق التحريرش چه قدر مي شود، مي‌ترسيدم فكر كند نمي توانم بنويسم. حالا مي خواهم هركس زنگ زد بگويم چه‌قدر مي شود و چطور مي‌دهند. ديگر مفت نوشتن و ارزان نوشتن بس است. مي خواهم كمي پول جمع كنم.


عيدتون مبارك.

29 اسفند 1385 10:55 قֽظֽ

linkdoni.com