23 شهریور 1387
شهرك مخابرات كابل مسي ندارد
چندسالي هست كه در شهرك مخابرات بالاي ميدان سرو زنگي مي كنم. اين روزها سرعت پايين اينترنت و اختلال آن حسابي كلافهام كرده. لابد مي گوييد اينترنت پرسرعت بگير. بله، اما پورت هاي مركز مخابرات سلمان فارسي محدود است و تنها تعداد افراد متمول سعادت آباد كه توانايي پرداخت هزينه اينترنت 512 كيلوبايت را دارند از آن بهره مند هستند. اما نكته جالب اينجاست كه شهرك مخابرات با پيش شماره2211 پورت اينترنت پرسرعت نداره. به عبارت ساده تر هيچ كابل مسي در شهرك مخابرات كشيده نشده.
واقعا خنده دار نيست. شهرك مخابرات كه كارمندهاي سابق مخابرات ايران در اين شهرك زندگي ميكنن، كابل مسي نداره!
البته تعجبي نداره وقتي كه وزيرمخابرات ايران مي گه مردم نياز به سرعت بالاي اينترنت ندارن، طبيعيه كه سرعت اينترنت اينقدر كند باشه. اما اخه سرعت بالا پيش كش، با اين اينترنت كه دقيقه به دقيقه قطع وصل ميشه، حتي دو تا صفحه هم نمي شه باز كرد!
خسارات ناشی از قطعیهای شبكه كابل نوري کشور (مسعودفاتح)
18 شهریور 1387
خبرنگاري كه شكار رسانهها شد

از زماني كه سارا پيلن وارد بازي انتخابات شده، گمانه زني در مورد انتخابات آمريكا رو بهم ريخته. سارا پيلن اينقدر نگاه ها رو به خودش جلب كرده كه الان يكي از كلمات كليدي موتورهاي جستجو است. همه تشنه اينن كه بدونن اين خانم كيه و تو آلاسكا چي كار مي كرده؟
نظرسنجي گالوپ و برتري 48 به 45 مك كين
خبرنگارها هر روز كشفيات جديدي از زندگي خانم پيلن رو منتشر ميكنن. تعدادي از اونها به آلاسكا رفتن و اطلاعات اداري اونجا رو دارن زيرو مي كنن تا ببينن چي مي تونن درباره پيلن يا خانوادهاش پيدا كنن. توي وبلاگ ها عكسها و مطالب زيادي در مورد اين خانم منتشر شده.
مجله نيوزويك تازه ترين خانم پيلين رو جلد برده با تيتر"palin-tol-ogy" در حالي كه يه تفنگ شكار رو دوشش داره. توي اين چند روزه چند تا مقاله خودندم كه در همه اونها اين مسئله عنوان شده كه ورود خانم پلين انتخابات آمريكا رو وارد مرحله جديدي كرده و تا حدودي اوضاع رو به نفع جمهوريخواهان تغيير داده. خيليها به پيلن لقب "جمهوريخواه عملگرا"دادن و معتقدن هم اينكه اون به سقط جنين معتقد نيست و با وجود رسوايي دخترش از اون حمايت كرده و دخترش بريستول بچهاش رو نگه مي داره نشونه خوبيه از صداقت.
از طرف ديگه ليبرالها و فمينستها به عقايد ضد سقط جنين ساراپيلين ايراد گرفتن و اون رو شايسته معاونت رياست جمهوري آمريكا نميدونن.
يه نكته جالب كه در مورد سارا پيلن كشف كردم اينه:
« graduating from the University of Idaho with a degree in journalism" خانم پيلين بعد از اين كه ليسانس روزنامهنگاري مي خونه براي دو ايستگاه تلويزيوني هاكي و بستكبال گزارش مي كرده!
سارا پيلين هيچ نقطه اشتراكي با هيلاري كيلينتون ندارد
نشان دادن مراحل زندگي پيلين با ابزار تعاملي
11 شهریور 1387
نگاهي به پوشش خبري توفان گوستاو
شايد شما نيز مانند من تا زماني كه قرار شد توفان گوستاو به آمريكا برسد خبركشته شدن 51 نفر بر اثر اين توفان را نشنيده باشيد. اما رسانه بين المللي بخصوص آمريكايي توفان گوستاو را به مهمترين موضوع خبري خود تبديل كرده اند.
اين توفان سرانجام صبح روز دوشنبه(عصر به وقت محلي) به سواحل جنوبي ايالات متحده رسيد. اين توفان تاكنون۸۱ تن را در جاماييكا، جمهوري دومينيكن و هاييتي به كام مرگ فرستاده اما حالا كه قرار است كه جنوب آمريكا را درنوردد، سيانان برنامههاي خبري عادي خود را قطع كرده و به پوشش وسيع خبري اين رويداد پرداخته است.
هنگامي كه ري ناگين شهردار نيواورلئانز آن را "توفان قرن"ميخواند؛ جمله او تبديل به يك كليدواژه مهم ميشود و خبرنگاران مرتب آن را تكرار ميكنند.
سيانان اندرسون كوپر يكي از بهترين گزارشگران خود را به همراه جمعي از خبرنگاران به نيواورلئان فرستاده تا توفان را پوشش دهند. نكته جالب اينجا بود كه اندرسون كوپر به عنوان گزارشگر مجري عمل مي كرد و با ارتباط تصويري با ديگر خبرنگاران و كارشناسان صحبت ميكرد و سوال ميپرسيد(تا به حال چنين چيزي نديده بودم معمولا از استوديو با خبرنگار ارتباط برقرار ميكنند و از او در مورد مسائل حوزه خبرياش مي پرسند)
برخلاف توفان كاترينا كه خبرنگاران در آنجا غيبت داشتند و شهروندان روزنامهنگار رويدادها را پوشش دادند، اين بار رسانهها براي آنكه خود منبع اصلي خبر شوند، خبرنگاران را در شهر نيواورلئان مستقر كرده اند.
سي ان ان به خوبي از تصاوير ماهوارهاي، گوگل ارث، تصاوير شهروندان روزنامهنگار(آي ريپورت) استفاده ميكند.
يكي از اين خبرنگاران ماجراجو در كنارساحل نيواورلئان ايستاد و درحالي كه بادشديدي مي وزيد، دستان خود را در مسيرميكروفون قرار داد و چند ثانيهاي گزارش كرد.
اين شبكه خبري به طور مرتب با مقامات محلي در مورد امكانات مورد نياز مردم، وضعيت شهر و تعداد افراد باقيمانده صحبت ميكند. پليس تنها نيروي فعال در شهربود كه قبل از توفان به گشت زني در شهر مي پرداخت.
نكته جالب خروج منظم مردم از شهر نيواورلئان است. در تصاويري كه از بالا برگزاره خروجي شهر را نشان ميداد، اتوموبيلها به طور منظم و بدون آنكه از خطوط جاده خارج شوند، پشت سرهم حركت مي كردند و هيچ كسي هم سعي نميكرد از ديگران جلو بزند با آنكه خطر مرگ همه را تهديد ميكرد و همه دوست داشتند كه از محدوده توفان هرچه زودتر خارج شوند. حالا مقايسه كنيد با ايران خودمان!
هنگامي كه توفان گوستاو به شهر نيواورلئان رسيد سرعت توفان به زير 105 كيلومتر در ساعت كاهش يافت و ميزان خطر آن درجه 2 اعلام شد. در حالي كه قبلا گفته ميشد اين توفان با سرعت بيش از 250 كيلومتر و درجه 4 خواهد بود.
جالبترين گزارش سي ان ان آنجا بود كه يكي از گزارشگران به بالاي يك هتل در شهرنيواورلئان رفته بود از آنجا در مورد شهر و وضعيت آن توضيح داد. شهر در سكوت كامل بود و خبرنگار هر لحظه به دليل باد و ارتفاع بالا ممكن بود از بالا پرتاپ شود. اين را مقايسه كنيد با برخي خبرنگاران صداو سيما در خارج از كشور كه در صحنه حضور ندارد و اكثرا گزارشهاي خود را در وضعيت سكون مي فرستند
شبكه خبري سيانان پس از آنكه بيش از 24 ساعت توفان گوستاو را پوشش داد آرام آرام از پوشش خبري كم كرد.
4 شهریور 1387
دست از سر وبلاگ بر داريد
تا به حال در حدود بيش از 10 تا پايان نامه در زمينه وبلاگنويسي مشاركت داشتم و يا در فوكوس گروپ دانشجويان شركت كردم. هدفم هميشه كمك بوده بدون منت هميشه سعي كردم مشكلي رو برطرف كنم.
اما به نظرم ميآيد برخي از اين دوستان براي ارائه يك پايان نامه بي دردسر و سهل الوصول اولين چيزي كه به ذهنشان ميرسد وبلاگ است. به سرعت مي آيند موضوع وبلاگ نويسي را انتخاب ميكنند و به دليل انكه بايد خوش آمد اساتيد ارتباطات باشد آن را مي چسبانند به روزنامهنگاري. سپس چند تا وبلاگ نويس روزنامهنگار مثل من را پيدا ميكنند و سوال مي فرستند يا تلفن مي زنند كه چنين موضوعي را طراحي كرديم و حالا چه كار كنيم!!
آخه دوست عزيز اين كه نشد تحقيق! اين كه نشد پايان نامه! اين كه نشد مدرك فوق ليسانس
آخه اگه قرار باشه كه مطالب يك روزنامه، با مطالب وبلاگها پربشه پس تحريريه و خبرنگار و سردبير چي كاره است. يعني چي كه موافق باشم كامنت وبلاگ ها تو روزنامه كار بشه! آخه اين پرت و پلاها چيه ازخودتون در آوردين؟ بابا دست از سر وبلاگ بردارين؟چرا به زور ميخواهيد وبلاگ نويسي رو به روزنامهنگاري بچسبونيد.
بابا جان اگه جي جي خانوم الان داره از روابط عاشقونش با ممديخي تو وبلاگ مينويسه قبلا تو دفترچه خاطراتش مينوشت ميذاشت لاي بالش. به كسي چه مربوطه كه لحن جي جي خانوم به سبك نوشتاري هرم وارونه نزديكه يا نزديك نيست.
بابا جان من به عنوان يه روزنامه نگار از وبلاگ ها استفاده مي كنم، اونها رو ميخونم اما كاري كه تو رسانه ميكنم متفاوت هست با كار وبلاگم. اينجا دوست دارم اينجوري بنويسم دوست دارم به هيچ سبك روزنامه نگاري وفادارنباشم نباشم. به كسي چه؟ تو كي هستي كه مي خواهي براي سبك نگارش جي جي خانوم تصميم بگيري!
به كسي چه كه سبك نوشتاري من تاثير گذاشته رو كار روزنامهنگارها؟ اخه اين كه توي يه پايان نامه مثلا نود درصد بيان بگن كه روزنامهنگارها وبلاگ داشته باشن چه دردي از روزنامهنگاري اين مملكت دوا ميشه
من دوست داشتم وبلاگ داشته باشم، كس ديگه دوست نداره! اين يه چيز شخصيه، مگه ميشه كسي رو مجبور كرد به وبلاگنويسي و اينكه سبك نگارش خاصي رو در نظر بگيريم و مثلا من كه دارم راجع به رسانه مينويسم براساس اين سبك نوشتاري بنويسم.
