[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

30 فروردین 1387

حسودی از جنس مذکر

خیلی دلم گرفته از حسودی جنس مذکر که دیروز رخ داد. معمولا می‏گن جنس مونث حسوده، اما حسودی جنس مذکر به نظرم خیلی بد و زننده است. چون خودش رو بخوبی نشون می ده و تو می‏تونی با همه وجودت اون رو حس کنی. تو زندگی سعی می‏کنم تا اونجایی که ممکنه به کسی فخر نفروشم و خودم رو ادم مهم یا چیزی که قابل حسودی کردن باشه نشون ندم(البته خودم می دونم تحفه نیستم)


به همین دلیل خیلی ناراحت می‏شم وقتی می‏بینم یه نفر رفتارش نسبت به روز قبل 180 درجه برمی‏گرده و با حرفها و حرکات غیر کلامی، حسادتش رو نشون می ده. در این مواقع خودم رو متهم می کنم و مقصر قلمداد می‏کنم که چرا اون باید اینطوری برخورد کنه. من که رفتارم مثل همیشه بوده و سعی نکردم که تو حرف هام خودمو برتر جلوه بدم.


اون دوست که وبلاگم رو می خونه بدونه که دوستش دارم و همیشه سعی می کنم امواج مثبت تولید کنم هیچ وقت خودم رو برتر از اون ندونستم. همه ادمها تو زندگیهاشون کمی و کاستی هایی دارن که به دنبال پرکردن اون هستن. شاید منم به بعضی از ادمها حسودی‏ام بشه. اما این حسودی هیچ وقت ریشه اش در نفرت نیست. حسودی من اینه که اون ادم قابلیت هایی داشته و حالا به اینجا رسیده و منم باید سعی کنم مثل اون بشم. بنابراین هیچ وقت فکر نمی کنم که باید کسی رو نابود کنم و یا از فلانی به دلیل اینکه فکر می کنم در جایگاهی بهتر قرار داره(از نظر خودم)نفرت داشته باشم.

Posted by ghajar at 0:28 بֽظֽ | Comments (3)

21 فروردین 1387

روزنامه نگاران بدبخت

اين روزنامه‌نگارهاي ايراني آدمهاي بسيار بدبختي هستند. به قيمت كالاهاي اساسي نگاه كنيد و به تورمي كه دولت به 18 درصد آن اعتراف كرده است. همه چيز گران و گرانتر مي‌شود الا حقوق روزنامه‌نگاران كه افزايش دستمزدش بسيار اندك است و هيچ سنخيتي با نرخ تورم ندارد.


يادم هست كه 6سال پيش وقتي مي خواستم اولين حقوق حرفه‌اي را در روزنامه بنيان دريافت كنم، 7 هزارتومان بود. بابت نوشتن يك ستون در مورد "چت" و رفتار اجتماعي جوانان ايراني. حالا مقايسه بكنيد با امروز كه اگر يك جوان تازه كار بخواهد در روزنامه اي ستون بنويسد. چقدر بابت يك ستون به او پول مي‌دهند؟ فكر نكنم بيشتر از 15 هزارتومان بشود مثلا براي 700 كلمه. اين را مقايسه كنيد با هزينه‌ها كه چه قدر گران شده‌اند.


چند روز پيش يكي از دوستانم تماس گرفت، خبرنگاري باتجربه و مستعد براي كاري مي‌خواست. گفتم چه قدر مي‌هيد. گفت براي يك روز كامل 300 تا 350 هزارتومان و بدون بيمه! ديروز هم جايي بودم كه مي‌خواستند صفحات جديدي ايجاد كنند و درآوردن يك صفحه كامل روزنامه 40 تا 50 تومان مي‌دادند.


يادم هست كه براي همان روزنامه مذكور 4سال پيش صفحه كامل درآوردم و 30 تومان مي‌دادند. حالا خودتان حساب كنيد هزينه هاي چهارسال پيش را و پرداخت‌هاي امروزي را. نمي‌دانم در اين جريان يقه چه كسي‌ را بايد گرفت؟ انجمن صنفي؟ وزارت ارشاد؟ سردبيران و مديران مسئول‌ را؟ با هم بگرديم پرتغال‌فروش را پيدا كنيم.


دوستم احسان كه عكاس و مديرهنري است، درباره قيمت‌هاي عكاسي و صفحه‌بندي نوشته:


۵ سال پيش صفحه بندي كه مي كردم
به ازاي هر صفحه معمول ۵ هزار تومان مي گرفتم …
الان همين قدر مي گيرم …


۵ سال پيش به ازاي هر برنامه عكاسي ۱۰ تا ۱۵ پرداخت مي شد
الان نهايت ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان


اون زمان حقوق ماهانه ۴۰۰ هزار تومان مي گرفتم
الان ۴۵۰ هزار تومان


اون زمان به مديرهنري ماهانه ۵۰۰ هزار تومان داده مي شد
الان نهايت ۶۰۰ هزار تومان


البته قيمت موادغذايي و ساير احتياجات روزانه رو هم نوشته كه خواندنش رو توصيه مي‌كنم. اينجارو كليك كنيد

Posted by ghajar at 0:44 بֽظֽ | Comments (15)

16 فروردین 1387

ایرانی های مذموم

آیا برایتان پیش آمده در مسافرت های خارجی ملیت خود انکار کنید؟ واقعا برخی جاها نمی شود ملیت ایرانی گفت که شاید در برخی کشورها مثل تایلند به عملکرد ایرانیان برگردد.


اما دونظر سنجی خواندم که کمی نگرانم کرد از وضعیت پیش آمده. یکی نظرسنجی بی بی سی که دو سال است آنرا انجام می دهند و در آن بیش از 17 هزار نفر از 34 کشورجهان از جمله ایران مشارکت دارند، تا در مورد چهره مثبت و منفی کشورها اظهار نظر کنند. در این نظر سنجی ایران به همراه اسرائیل در ته جدول است و آلمان در مکان اول است. امسال تاحدودی چهره آمریکا هم بهبود پیدا کرده است. اما درصدهای ایران از این قرار است. 20 درصد ایران را چهره مثبتی می دانند و 54 درصد معتقدند که ایران چهره بدی در جهان دارد.


یک نظر سنجی دیگر را موسسه گالوپ انجام داده، که جزو موسسات نظرسنجی معتبر است. بر این اساس از هر 5 نفر جوان آمریکایی 1 نفر ایران را مهمترین دشمن آمریکا می داند. البته بر طبق نظر سنجی، این میزان در سال 2006 بیشتر بوده با 31 درصد و امسال به 25 درصد رسیده است. پس از ایران، آمریکایی ها عراق و سپس چین را مهمترین دشمن خود می دانند.


البته پرواضح است که رسانه در مثبت یا منفی نشان دادن یک کشور نقش دارند و این وظیفه هم رسانه های ایرانی، سفارت خانه ها، دولت و وزارت امورخارجه ایران است که روی تبلیغات مثبت برای ایران کار کنند.

Posted by ghajar at 2:22 قֽظֽ | Comments (4)

11 فروردین 1387

اماراتی خواندن جزایر ایرانی این بار در دمشق!

همیشه برای من روابط ایران و سوریه جای سوال دارد. روابط ایران با حماس و حزب الله را می‏فهم اما روابط همیشه صمیمانه با سوریه را اصلا درک نمی‏کنم. البته می دانم که در زمان جنگ ایران و عراق سوریه از ایران حمایت کرد، اما در مقابلش منافع اقتصادی بسیاری نیز دریافت کرد و همیشه پلی بوده برای رسیدن به حزب الله و پایگاه حماس و جهاد هم در آنجاست.

اما آیا واقعا همین هاست؟ آیا روابط گرم ایران و سوریه باید باعث شود تا در دمشق ایران اشغالگر خوانده شود؟


در اجلاس سران عرب در دمشق باز هم بیانه ای صادر شده که سه جزیره ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی را سرزمین های اشغال شده ای خوانده اند که متعلق به امارات است. طبق معمول واکنش وزرات خارجه ایران در حد یک اعتراض است و دیگر هیچ.


واكنش سخنگوي وزارت امور خارجه به بيانيه اجلاس سران عرب در دمشق

موقعیت ایران و سوریه در بحران خاورمیانه(احمدزیدآبادی)

Posted by ghajar at 7:21 بֽظֽ | Comments (5)

10 فروردین 1387

لطفا ذوق زده نشوید

در میان برنامه های کم محتوا و بی بار نوروز امسال که بیشتر رنگ غم دارند تا شادی، تک ستاره ای سوسو می‏زند، بسان سالهایی نه چندان دور. آن هنگام که مهران مدیری با جنگ‏های نوروزی دهه هفتاد تنها مزه شیرین تلویزیون ایران بود در میان میوه هایی تلخ مزه از تکرار مکررات. طنزهای صامت چارلی چاپلین و لرل هاردی . او با ساعت خوش در نوروز به بلوغ کاری خویش رسید و نسلی از بازیگران طنز را به تلویزیون و سینمای ایران معرفی کرد.

از آن نسل یکی همین چند روز پیش و در ایام نوروز درگذشت(داوود اسدی) و بقیه نیز کمابیش حضور خود را حفظ کرده اند. از جوادرضویان، سیامک انصاری تا مهران غفوریان و مهران مدیری پس از آخرین سریال نود قسمتی اش که با آگهی‏های تبلیغاتی فراوان آش شوری را به طرفدارانش داده بود و شکستی سخت را تحمل کرد، این بار نه با یک چهره بلکه با هزاران چهره آمد تا حرف‏هایی نو بزند.


"مرد هزار چهره" قرار است ایران امروز را نمایندگی کند. ایرانی که خصوصیات آن را می توان در بازی تک تک بازیگرانش دید. مهران مدیری را اگرچه این روزها به خاطر شباهت مظلومانه شصت چی و کرباسچی می‏ستایند، اگرچه سخره های او به نظام اداری، طرح امنیت اجتماعی و پزشکان می ستایند اما نباید از یاد برد که او همیشه موج سواری را خوب بلد است.

هنگامی تحصن نمایندگان مجلس ششم آنها را در برنامه‏اش به سخره گرفت و اگر تا پایان همین سریال بنشینید متوجه خواهید شد که او چگونه سریالش را به پایان می برد تا تبدیل به فرزاد حسنی 2 نشود. اصولا مدیری شناگر ماهری است که همیشه آب هم برای او مهیاست. لطفا ذوق زده نشوید.

تحلیلی بر سریال مرد هزار چهره

آقای مدیری بی خیال فرهنگ سازی شوید

Posted by ghajar at 2:56 قֽظֽ | Comments (9)

8 فروردین 1387

رسانه‏های محلی عامل وحدت یا دوری از از دولت مرکزی

صحبت کردن به دو زبان کار بسیار سختی است. مثلا یک جمله را به یک زبان بگویید و جمله بعد را به زبان دیگر. این کاری است که ترک زبانهای ایران به راحتی انجام می‏دهند. مثلا اگر بگویید "حالی یاخچیدی" به سرعت می گویند "چخ ممنون" اما اگر بگویید "چه کارها می کنید" به فارسی جوابتان را می دهند و حالا فرض کنید جمله های بلند و طولانی را. البته این با تمرین و ممارست ممکن می شود. بنابراین اصلا سخت نیست و به نظرم انسان می تواند در یک لحظه با چندین زبان صحبت کند(قابل توجه خودم)


حتما متوجه شدید که اصلا زبان ترکی بلد نیستم و در یک محیط ترک زبان در عید امسال سعی کردم که بفهمم چه می‏گویند. تجربه جالبی بود مخصوصا اینکه وقتی بحث‏ها سیاسی و اقتصادی می‏شد، بیشترش را می توانستم حدس بزنم. متاسفانه زبان ترکی با آنکه در بسیاری از استانهای ایران صحبت می شود، اما دیگر پدر و مادرها اصراری ندارند به زبان ترکی و شاید یک جور شرمندگی را هم می شود پشت این ماجرا دید. با ورود کلمات جدید، برگردان نمی‏شود و همانطور از آنها استفاده می‏شود همانند موبایل، اینترنت و کامپیوتر.


نکته دیگر آنکه شبکه های استانی در استانهای ترک زبان باید ترکی صحبت کنند و در استانهای کردزبان کردی، منتها همواره دولت ها می ترسند که زبان عاملی بشود برای وحدت و تجزیه طلبی. در صورتی که به عقیده‏ام اینطور نیست اتفاقا وقتی دولت مرکزی اجازه می‏دهد تا زبان محلی تدریس شود و رسانه‏ها به زبان محلی وجود داشته باشد مردم محلی به دولت علاقه بیشتری پیدا می‏کنند و اعتمادی متقابل شکل می‏گیرد. این بهانه ای شده برای کشور آذربایجان که آذری زبانهای ایران را سرزنش می‏کنند که حکومت مرکزی آزادی شما را گرفته است.


نتیجه‏اش این می شود که در استانهای ترک زبان مردم ماهواره می خرند تا برنامه های آذربایجان شوروی را گوش کنند. راه‏حلش این است که صدا وسیمای ایران برای مقابله با آنها آرام آرام برنامه های محلی به زبانهای ترکی، کردی وعربی پخش کند تا توجه مردم به رسانه های داخلی جلب شود.

Posted by ghajar at 2:04 بֽظֽ | Comments (1)

linkdoni.com