30 فروردین 1387
حسودی از جنس مذکر
خیلی دلم گرفته از حسودی جنس مذکر که دیروز رخ داد. معمولا میگن جنس مونث حسوده، اما حسودی جنس مذکر به نظرم خیلی بد و زننده است. چون خودش رو بخوبی نشون می ده و تو میتونی با همه وجودت اون رو حس کنی. تو زندگی سعی میکنم تا اونجایی که ممکنه به کسی فخر نفروشم و خودم رو ادم مهم یا چیزی که قابل حسودی کردن باشه نشون ندم(البته خودم می دونم تحفه نیستم)
به همین دلیل خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم یه نفر رفتارش نسبت به روز قبل 180 درجه برمیگرده و با حرفها و حرکات غیر کلامی، حسادتش رو نشون می ده. در این مواقع خودم رو متهم می کنم و مقصر قلمداد میکنم که چرا اون باید اینطوری برخورد کنه. من که رفتارم مثل همیشه بوده و سعی نکردم که تو حرف هام خودمو برتر جلوه بدم.
اون دوست که وبلاگم رو می خونه بدونه که دوستش دارم و همیشه سعی می کنم امواج مثبت تولید کنم هیچ وقت خودم رو برتر از اون ندونستم. همه ادمها تو زندگیهاشون کمی و کاستی هایی دارن که به دنبال پرکردن اون هستن. شاید منم به بعضی از ادمها حسودیام بشه. اما این حسودی هیچ وقت ریشه اش در نفرت نیست. حسودی من اینه که اون ادم قابلیت هایی داشته و حالا به اینجا رسیده و منم باید سعی کنم مثل اون بشم. بنابراین هیچ وقت فکر نمی کنم که باید کسی رو نابود کنم و یا از فلانی به دلیل اینکه فکر می کنم در جایگاهی بهتر قرار داره(از نظر خودم)نفرت داشته باشم.
21 فروردین 1387
روزنامه نگاران بدبخت
اين روزنامهنگارهاي ايراني آدمهاي بسيار بدبختي هستند. به قيمت كالاهاي اساسي نگاه كنيد و به تورمي كه دولت به 18 درصد آن اعتراف كرده است. همه چيز گران و گرانتر ميشود الا حقوق روزنامهنگاران كه افزايش دستمزدش بسيار اندك است و هيچ سنخيتي با نرخ تورم ندارد.
يادم هست كه 6سال پيش وقتي مي خواستم اولين حقوق حرفهاي را در روزنامه بنيان دريافت كنم، 7 هزارتومان بود. بابت نوشتن يك ستون در مورد "چت" و رفتار اجتماعي جوانان ايراني. حالا مقايسه بكنيد با امروز كه اگر يك جوان تازه كار بخواهد در روزنامه اي ستون بنويسد. چقدر بابت يك ستون به او پول ميدهند؟ فكر نكنم بيشتر از 15 هزارتومان بشود مثلا براي 700 كلمه. اين را مقايسه كنيد با هزينهها كه چه قدر گران شدهاند.
چند روز پيش يكي از دوستانم تماس گرفت، خبرنگاري باتجربه و مستعد براي كاري ميخواست. گفتم چه قدر ميهيد. گفت براي يك روز كامل 300 تا 350 هزارتومان و بدون بيمه! ديروز هم جايي بودم كه ميخواستند صفحات جديدي ايجاد كنند و درآوردن يك صفحه كامل روزنامه 40 تا 50 تومان ميدادند.
يادم هست كه براي همان روزنامه مذكور 4سال پيش صفحه كامل درآوردم و 30 تومان ميدادند. حالا خودتان حساب كنيد هزينه هاي چهارسال پيش را و پرداختهاي امروزي را. نميدانم در اين جريان يقه چه كسي را بايد گرفت؟ انجمن صنفي؟ وزارت ارشاد؟ سردبيران و مديران مسئول را؟ با هم بگرديم پرتغالفروش را پيدا كنيم.
دوستم احسان كه عكاس و مديرهنري است، درباره قيمتهاي عكاسي و صفحهبندي نوشته:
۵ سال پيش صفحه بندي كه مي كردم
به ازاي هر صفحه معمول ۵ هزار تومان مي گرفتم …
الان همين قدر مي گيرم …
۵ سال پيش به ازاي هر برنامه عكاسي ۱۰ تا ۱۵ پرداخت مي شد
الان نهايت ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان
اون زمان حقوق ماهانه ۴۰۰ هزار تومان مي گرفتم
الان ۴۵۰ هزار تومان
اون زمان به مديرهنري ماهانه ۵۰۰ هزار تومان داده مي شد
الان نهايت ۶۰۰ هزار تومان
البته قيمت موادغذايي و ساير احتياجات روزانه رو هم نوشته كه خواندنش رو توصيه ميكنم. اينجارو كليك كنيد
16 فروردین 1387
ایرانی های مذموم
آیا برایتان پیش آمده در مسافرت های خارجی ملیت خود انکار کنید؟ واقعا برخی جاها نمی شود ملیت ایرانی گفت که شاید در برخی کشورها مثل تایلند به عملکرد ایرانیان برگردد.
اما دونظر سنجی خواندم که کمی نگرانم کرد از وضعیت پیش آمده. یکی نظرسنجی بی بی سی که دو سال است آنرا انجام می دهند و در آن بیش از 17 هزار نفر از 34 کشورجهان از جمله ایران مشارکت دارند، تا در مورد چهره مثبت و منفی کشورها اظهار نظر کنند. در این نظر سنجی ایران به همراه اسرائیل در ته جدول است و آلمان در مکان اول است. امسال تاحدودی چهره آمریکا هم بهبود پیدا کرده است. اما درصدهای ایران از این قرار است. 20 درصد ایران را چهره مثبتی می دانند و 54 درصد معتقدند که ایران چهره بدی در جهان دارد.
یک نظر سنجی دیگر را موسسه گالوپ انجام داده، که جزو موسسات نظرسنجی معتبر است. بر این اساس از هر 5 نفر جوان آمریکایی 1 نفر ایران را مهمترین دشمن آمریکا می داند. البته بر طبق نظر سنجی، این میزان در سال 2006 بیشتر بوده با 31 درصد و امسال به 25 درصد رسیده است. پس از ایران، آمریکایی ها عراق و سپس چین را مهمترین دشمن خود می دانند.
البته پرواضح است که رسانه در مثبت یا منفی نشان دادن یک کشور نقش دارند و این وظیفه هم رسانه های ایرانی، سفارت خانه ها، دولت و وزارت امورخارجه ایران است که روی تبلیغات مثبت برای ایران کار کنند.
11 فروردین 1387
اماراتی خواندن جزایر ایرانی این بار در دمشق!
همیشه برای من روابط ایران و سوریه جای سوال دارد. روابط ایران با حماس و حزب الله را میفهم اما روابط همیشه صمیمانه با سوریه را اصلا درک نمیکنم. البته می دانم که در زمان جنگ ایران و عراق سوریه از ایران حمایت کرد، اما در مقابلش منافع اقتصادی بسیاری نیز دریافت کرد و همیشه پلی بوده برای رسیدن به حزب الله و پایگاه حماس و جهاد هم در آنجاست.
اما آیا واقعا همین هاست؟ آیا روابط گرم ایران و سوریه باید باعث شود تا در دمشق ایران اشغالگر خوانده شود؟
در اجلاس سران عرب در دمشق باز هم بیانه ای صادر شده که سه جزیره ایرانی تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی را سرزمین های اشغال شده ای خوانده اند که متعلق به امارات است. طبق معمول واکنش وزرات خارجه ایران در حد یک اعتراض است و دیگر هیچ.
واكنش سخنگوي وزارت امور خارجه به بيانيه اجلاس سران عرب در دمشق
موقعیت ایران و سوریه در بحران خاورمیانه(احمدزیدآبادی)
10 فروردین 1387
لطفا ذوق زده نشوید
در میان برنامه های کم محتوا و بی بار نوروز امسال که بیشتر رنگ غم دارند تا شادی، تک ستاره ای سوسو میزند، بسان سالهایی نه چندان دور. آن هنگام که مهران مدیری با جنگهای نوروزی دهه هفتاد تنها مزه شیرین تلویزیون ایران بود در میان میوه هایی تلخ مزه از تکرار مکررات. طنزهای صامت چارلی چاپلین و لرل هاردی . او با ساعت خوش در نوروز به بلوغ کاری خویش رسید و نسلی از بازیگران طنز را به تلویزیون و سینمای ایران معرفی کرد.
از آن نسل یکی همین چند روز پیش و در ایام نوروز درگذشت(داوود اسدی) و بقیه نیز کمابیش حضور خود را حفظ کرده اند. از جوادرضویان، سیامک انصاری تا مهران غفوریان و مهران مدیری پس از آخرین سریال نود قسمتی اش که با آگهیهای تبلیغاتی فراوان آش شوری را به طرفدارانش داده بود و شکستی سخت را تحمل کرد، این بار نه با یک چهره بلکه با هزاران چهره آمد تا حرفهایی نو بزند.
"مرد هزار چهره" قرار است ایران امروز را نمایندگی کند. ایرانی که خصوصیات آن را می توان در بازی تک تک بازیگرانش دید. مهران مدیری را اگرچه این روزها به خاطر شباهت مظلومانه شصت چی و کرباسچی میستایند، اگرچه سخره های او به نظام اداری، طرح امنیت اجتماعی و پزشکان می ستایند اما نباید از یاد برد که او همیشه موج سواری را خوب بلد است.
هنگامی تحصن نمایندگان مجلس ششم آنها را در برنامهاش به سخره گرفت و اگر تا پایان همین سریال بنشینید متوجه خواهید شد که او چگونه سریالش را به پایان می برد تا تبدیل به فرزاد حسنی 2 نشود. اصولا مدیری شناگر ماهری است که همیشه آب هم برای او مهیاست. لطفا ذوق زده نشوید.
آقای مدیری بی خیال فرهنگ سازی شوید
8 فروردین 1387
رسانههای محلی عامل وحدت یا دوری از از دولت مرکزی
صحبت کردن به دو زبان کار بسیار سختی است. مثلا یک جمله را به یک زبان بگویید و جمله بعد را به زبان دیگر. این کاری است که ترک زبانهای ایران به راحتی انجام میدهند. مثلا اگر بگویید "حالی یاخچیدی" به سرعت می گویند "چخ ممنون" اما اگر بگویید "چه کارها می کنید" به فارسی جوابتان را می دهند و حالا فرض کنید جمله های بلند و طولانی را. البته این با تمرین و ممارست ممکن می شود. بنابراین اصلا سخت نیست و به نظرم انسان می تواند در یک لحظه با چندین زبان صحبت کند(قابل توجه خودم)
حتما متوجه شدید که اصلا زبان ترکی بلد نیستم و در یک محیط ترک زبان در عید امسال سعی کردم که بفهمم چه میگویند. تجربه جالبی بود مخصوصا اینکه وقتی بحثها سیاسی و اقتصادی میشد، بیشترش را می توانستم حدس بزنم. متاسفانه زبان ترکی با آنکه در بسیاری از استانهای ایران صحبت می شود، اما دیگر پدر و مادرها اصراری ندارند به زبان ترکی و شاید یک جور شرمندگی را هم می شود پشت این ماجرا دید. با ورود کلمات جدید، برگردان نمیشود و همانطور از آنها استفاده میشود همانند موبایل، اینترنت و کامپیوتر.
نکته دیگر آنکه شبکه های استانی در استانهای ترک زبان باید ترکی صحبت کنند و در استانهای کردزبان کردی، منتها همواره دولت ها می ترسند که زبان عاملی بشود برای وحدت و تجزیه طلبی. در صورتی که به عقیدهام اینطور نیست اتفاقا وقتی دولت مرکزی اجازه میدهد تا زبان محلی تدریس شود و رسانهها به زبان محلی وجود داشته باشد مردم محلی به دولت علاقه بیشتری پیدا میکنند و اعتمادی متقابل شکل میگیرد. این بهانه ای شده برای کشور آذربایجان که آذری زبانهای ایران را سرزنش میکنند که حکومت مرکزی آزادی شما را گرفته است.
نتیجهاش این می شود که در استانهای ترک زبان مردم ماهواره می خرند تا برنامه های آذربایجان شوروی را گوش کنند. راهحلش این است که صدا وسیمای ایران برای مقابله با آنها آرام آرام برنامه های محلی به زبانهای ترکی، کردی وعربی پخش کند تا توجه مردم به رسانه های داخلی جلب شود.
