29 اسفند 1386
سال 86 چگونه گذشت
سال 86 برام واقعا سال بسيار خوش يمني بود. كلي چيز تازه در مورد روزنامه نگاري و رسانه ياد گرفتم و احساس ميكنم در حرفه ام بسیار پيشرفت كردم. البته به اون چيزي كه فكر مي كنم حقمه نرسيدم.
اينجا مي خوام مثل هرسال خودمو مرور كنم و كارهاي خودمو بنويسم. اينكار باعث ميشه ذهن آدم متمركز بشه و بدونه كه سال بعد بايد به كجا برسه .
فعاليتها:
مشاركت در راه اندازي يك ماهنامه اجتماعي روانشناسي: سرانجام اولين شماره ماهنامه سپيده دانايي در ارديبهشت 86 منشتر شد و آخر سال هم ويژه نامهاش منتشر شد. البته واقعا خيلي كار ميبرد تا اين ماهنامه خط سير واقعياش را پيدا كند ولي تجربه خوبي بود. مخصوصا اينكه گريزي زدم به دنياي هنر و با رسول صدرعاملي آشنا شدم و يك دوست خوب كارگردان به اسم عباس رافعي پيدا كردم.
مطالعات متمركز در حوزههاي روزنامه نگاري شهروندي و اخلاق روزنامه نگاري: در ميزگرد راديوگفتگو در مورد روزنامهنگاري شهروندي به عنوان كارشناس شركت كردم و چندين مقاله در اين زمينه نوشتم.
پوشش انتخابات توسط شهروندان روزنامهنگار
شما با يک موبايل «شهروند خبرنگار» هستید
نگاهي به وضعيت ارتباط مردم با روزنامه های ايرانی
توفان دين، شهروندان روزنامهنگار را به صحنه آورد
روزنامه نگاري آماتوري را باور كنيم
ارائه مقاله به همايش همايش پادكست، زندگي روزمره: قرار بود مقاله ما رو در مجله راديو هم كار كنن. اين خانم شهبندي بايد خبر بده
هم ميهن آنلاين تجربهاي كه در نطفه خفه شد: حيف شد واقعا چون تجربه خوبي در حوزه روزنامهنگاري آنلاين بود.
مشاركت در تهيه سي دي آموزشي روزنامهنگاري بحران: يكي از پروژه هاي دوست داشتني بود كه با اساتيد ارتباطات و روزنامه نگاران مصاحبه تصويري كردم و تجريبات جالبي درحوزه تدوين و ميكس آموختم. براي تهيه اين سي دي ميتونيد به مركزتحقيقات و مطالعات رسانه مراجعه كنيد.
همكاري با راديوگفتگو به عنوان كارشناس مطبوعات خارجي:هرهفته 5 شنبهها درباره بازتاب مسائل ايران در مطبوعات خارجي حوالي ساعت 8:15 برنامه راديو گفتگو را روی موج FM ردیفMHz ۱۰۳/۹ بشنوید.
مسئول بخش سايتهاي ويژه و ارتباطات تعاملي خبرگزاري ميراث فرهنگي: به طور عملي تئوريها و فرضیه ها در مورد ارتباطات تعاملي رو تجربه كردم. مخصوصا اين نكته كه نبض مخاطب رو به دست بياري و بدوني در كجاها ميزنه. مثل این مطلب
یادگیری روزنامه نگاری مولتی مدیا: سپاس از بهزاد و آشفته سابق(زیگعلی) که در یادگیری ادیت و میکس صدا، شناخت صدای محیط، صدای پس زمینه کمک فراوانی بهم کردند.
تمرينهاي رفتاري: نه گفتن رو كه در آخر سال 85 به خودم قول داده بودم رو عملي كردم و كم كم يادگرفتن به برخي ها نه بگويم. تعارف را كنار بگذارم و كمي هم پر رو شوم.
همكاري با روزنامه اعتمادملي، هفتهنامه شهروندامروز، مجله نگاره و همشهری عصر
ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد علوم ارتباطات در واحدعلوم تحقيقات پونك
سفرخارجي: هند(دهلي نو، مدرس)، انگليس(لندن)، تركيه(استانبول)
سفر داخلي: كرمانشاه، پاوه(غارقوري قلعه)، قزوين(الموت)، مازندران(دوهزار هزار تنکابن)
بهترين فيلمي كه ديدم: امسال خيلي فيلم ديدم ولي"شب به خير و موفق باشين"كه درباره مباحث ارتباطي است برايم بسيار زيبا بود.
بهترین کتابی که خوندم: امسال خیلی کم کتاب خوندم ولی نمایشنامه "خیانت"بهترین بود که دربارش مطلبی هم نوشتم.
كارهاي سال 87:
مشاركت در ساخت يك فيلم مستند در مورد صنعت چاي ايران
مشاركت در ساخت برنامهاي در مورد بازيهاي رايانهاي براي تلويزيون جام جم ايران
27 اسفند 1386
تولد یک اسفندی
روزهای اخر سال انقدر ادم کار داره که تولد خودش رو هم یادش می ره. تازه الان یادم افتاد که 27 سال پیش در چنین روزی به دنیا آمدم. چه قدر زود گذشت یادش بخیر.
این ویدئوی بامزه در مورد تولد رو هم نگاه کنید
26 اسفند 1386
مشق امشب، متن كامل قانون مطبوعات
خوب شد! دلتان خنك شد آقاي معلم! گفته بودند كه از تصاوير "زنان خارجي فاسد" در مجلهتان(دنياي تصوير) استفاده ابزاري نكنيد. تازه بايد دقت ميكرديد و زنان خارجي فاسد را از غير فاسد جدا ميكرديد.
بد نيست از اين بعد به جاي استفاده از تصاوير نيكل كيدمن از ... از، نميدونم واقعا از كي بايد استفاده مي كرديد كه فاسد نباشه؟
آقا جان از اين به بعد اصلا عكس زن كار نكنيد. اينجوري بهتر است. لينك متن كامل قانون مطبوعات را ميگذارم اينجا تا اقايان مدير مسئول روزي صدبار از رويش مشق بنويسند.
25 اسفند 1386
دوباره برگشتم
دوباره برگشتم با يك دنيا كار و انگيزه. اينكه كه چرا اين وبلاگ تعطيل شد بماند. توي اين مدت خيلي از نظر روحي اذيت شدم اما با خودم كنار اومدم كه اين مسائل هم جزئي از زندگي است.
خيلي از كساني كه اين وبلاگ رو ميخونن انتظاراتي دارن كه شايد من نتونم همشو برآورده كنم. شايد تغييري لازم باشه در رويكرد نوشتنم بدم. شايد اين وبلاگ رو شخصيتر كنم. نميدونم دارم با خودم كلنجار ميرم.
اما مهمترين تغييري كه ممكنه ايجاد بشه اينه كه اين وبلاگ رو كمي شخصي كنم. موضوعات و تجربيات رسانهاي خودم رو هم سعي ميكنم ادامه بدم.
آهان يه چيز ديگه اينكه اين وبلاگ اول از همه براي روحيه خودم مهمه و نوشتن در اون باعث ميشه نفس بكشم. متاسفانه نميتونم نقش بازي كنم. در اين وبلاگ همون چيزي هستم كه در دنياي بيرون هستم.
دوست يا دوستاني كه اين وبلاگ رو ميخونن و فكركردن كه با اين وبلاگ ميتونن نردباني براي موفقيت خودشون ايجاد كنن سخت در اشتباهن. چون اصولا من آدم گندهاي نيستم. دوست عزيز زدي به كاهدون. برو دنبال يكي ديگه بگرد.
