[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

24 بهمن 1386

لين‌چان ديوانه بود يا قهرمان؟

يكي از سريالهاي مورد علاقه‌ام جنگجويان كوهستان بود. آنجا كه لين چان، هوسان نيان و بقيه دست از زندگي شهري شسته بودند و با حملاتي گاه و بيگاه به اموال دولتي، غنائمي مي‌گرفتند و ميان مردم فقير تقسيم مي كردند. همانند عياران ايراني.


لين‌چان براي من تصويري واقعي از يك آرمان‌خواهي انقلابي بود. هر چه او را دوست داشتم از جكي‌جان، آرنولد و رمبو بدم مي‌آمد. دوستانم آن روزها كه ويدئو در ممنوعيت بود، سر كلاس از آخرين فيلمهاي اينها تعريف مي‌كردند اما آرنولد و راكي مصنوعي بودند و دلم برايشان نمي‌تپيد.


اين روزها به اين فكر مي‌كنم كه آيا لين چان ديوانه بود يا قهرمان؟ به نظر شما آرمانخواهي او اشتباه بود؟ چرا لين چان در يكي از همان درگيري‌ها شمشير نخورد و كشته نشد؟


آيا لين چان مي‌توانست با سياستي پنهاني با افراد درون حكومت دست به يكي كند و كائوچيو را طي كودتا سرنگون كند و جاي او بنشيند؟


حالا اگر قرار بود جنگجويان كوهستان ادامه داشته باشد و حكومت كائوچيو سرنگون شده بود آيا لين‌چان پادشاه مي‌شد يا زندگي در كوهستان را به حكومت كردن ترجيح مي‌داد؟

Posted by ghajar at 5:04 بֽظֽ | Comments (7)

20 بهمن 1386

جشنواره فجر چه خوبه!

خنده بازاري است جشنواره امسال. برنامه‌ها را كه روزانه اعلام مي‌كنند. فيلمهاي خارجي را بدون رعايت كپي رايت و اجازه از روي DVD هاي داخلي كپي كرده اند و تازه فيلم را تكه پاره مي‌كنند و 60 دقيقه نشان مي‌دهند.


فيلمهاي "خاك آشنا"ي فرمان‌آرا و "دايره زنگي"پريسا بخت آور هم به دليل سانسورهاي چندباره انصراف دادند. اصولا وجود صف‌هاي طولاني جشنواره فجر به خاطر سانسور نشدن فيلمهاست كه پس از جشنواره تازه بايد بروند دنبال تدوين و اصلاحي براي اكران عمومي. اما امسال به نمايش در چند سينماي مختصر هم رضايت نمي‌دهند.


از بدي هاي جشنواره امسال گفتم. از خوبي‌هايش هم بگويم. سينما صحرا براي مطبوعات بسيار بهتر است. مخصوصا آن شركتي كه امسال ساندويچ كالباس مي‌دهد به اهالي رسانه و آن بانك محترم!

نامه سرگشاده اصغر فرهادي

سينما پادگان نيست

جشنواره فجر يا آزمايشگاه سانسور! - جعفر پناهي

Posted by ghajar at 0:28 بֽظֽ | Comments (5)

14 بهمن 1386

مردسال

سه شنبه سرنوشت انتخاب دو كانديداي اصلي رياست جمهوري آمريكا روشن خواهد شد. از حزب دموكرات چه اوباماي سياه پوست انتخاب شود و چه هيلاري كيلينتون، آمريكا برنده است. چرا كه يكي اولين رئيس جمهور سياه پوست خواهد بود و ديگري اولين زن رئيس جمهور و آمريكا به هر دو مي نازد.( شخصا هيچ اميدي براي به قدرت رسيدن دوباره حزب جمهوري‌خواه و حاميان بوش قائل نيستم)


چنانكه وقتي ديشب سي‌ان‌ان با يك خبرنگار آمريكايي مصاحبه كرد او گفت:«براي دوستم در برزيل اين انتخاب جالب توجه است و او رئيس جمهور آمريكا را رئيس جمهور همه جهان مي‌داند.» و اين همان حس غرور آمريكايي است كه خود را سرور تمام جهان مي‌داند.

حمايت لوس آنجلس تايمز از اوباما

مناظره كانديداي انتخابات رياست جمهوري آمريكا


حالا اگر بخواهيم كمي به اين غرور آمريكايي بخنديم بهتر است فيلم مرد سال(Man of the Year) را نگاه كنيم با بازي رابي ويليامز. رابي ويليامز نقش يك شومن سياسي به نام تام دابز را بازي مي‌كند كه تصميم مي‌گيرد رئيس جمهور آمريكا شود اما در ادامه راه متوجه بازي‌هاي سياسي پشت پرده مي‌شود و ...

براي تهيه اين فيلم اينجا را كليك كنيد

بيدارگري با بازي رابي ويليامز

Posted by ghajar at 2:06 بֽظֽ | Comments (1)

3 بهمن 1386

براي شركت در انتخابات دودل هستم

با اين خبرهاي نااميدكننده‌اي كه در اينجا و آنجا مي‌خوانم و آن طور كه اعلام شده فقط چند تن از وزراي كابينه خاتمي و هاشمي تاييد صلاحيت شدند، براي شركت در انتخابات دودل شدم.


اگر قرار باشد حتي اقليتي منسجم شكل نگيرد و به مانند مجلس هفتم يك اقليت ضعيف و بي‌مايه به مجلس رود، راي دادن بي فايده به نظر مي‌رسد.


تا اينجاي كار وضع در شهرستانها هم خوب نيست در سيستان بلوچستان حتي يك نامزد اصلاح طلب تاييد صلاحيت نشده و در اردبيل از از فهرست 30 تايي اصلاح‌طلبان فقط يك نفر احراز صلاحيت شده است.


البته براي تصميم‌گيري زود است. بايد صبر كرد و ديد واكنش رسمي گروه‌هاي اصلاح طلب به ماجرا چيست. آيا تصميم شجاعانه‌اي مثل تحريم انتخابات مي‌گيرند؟ آيا هاشمي، خاتمي و كروبي مي‌توانند متحدانه با ريش سفيدي ماجرا را حل كنند و مجوز تاييد اقليتي را بگيرند كه حداقل قدرت آبستراكسيون داشته باشد؟

ديدار رهبران ايران با مقام رهبري در مورد ردصلاحيت‌ها

Posted by ghajar at 2:59 بֽظֽ | Comments (7)

1 بهمن 1386

چه زود كهنه مي‌شود

چه زود دير مي‌شود. چه زود خاطره مي‌شود. انگار همين چند روز پيش بود كه در اينترنت متولد شدم. وقتي به ردي كه مثل جاي پاي برفي از خودم در اينترنت نگاه مي‌كنم هر پيوندش مرا به خاطره‌اي دور مي‌برد. اما حس مي‌كنم كه مدت‌ها از آن گذشته است.


آبتين(پارس ژورناليستزباله دان ذهن و كيوان يادتان به خير. آن روزها اولين وبلاگهاي روزنامه‌نگاري پرشين بلاگ بودند. به وبلاگ سابقم نگاه‌ مي‌كنم كه طلاقش دادم و چهارسالي است كه با اين يكي هستم. مطالبم را مقايسه مي‌كنم و مي‌بينم چه قدر فضاي ذهني‌ام عوض شده است. به چيزهايي توجه دارم كه آن روزها نداشتم و البته بالعكس.


يادم هست دوستي هميشه خاطراتش را ماقبل از اينترنت مي‌دانست و از آن با حسرت ياد مي‌كرد. اما به گمانم او هم تا چند سال ديگر اولين روزهايي به ياد مي‌آورد كه وارد اينترنت شد و شگفت زده با آن شب را به صبح رساند.

Posted by ghajar at 1:13 بֽظֽ | Comments (3)

linkdoni.com