13 آذر 1386
حريم مصاحبه شونده را محترم بشماريم
علي دايي در برنامه نود به نكاتي اشاره كرد كه ميتوان آن در مباحث روزنامهنگاري و رسانه مطرح كرد. پس از بازي با پگاه او در حالي كه در سالن كنفرانس نشسته بود، يكي از خبرنگاران شبكههاي راديويي به طرفش آمد علي دايي ابتدا محترمانه از او خواست كه فاصله بگيرد اما اصرار خبرنگار باعث عصبانيت و پرخاش علي دايي شد. احتمالا مصاحبه كننده مي خواسته صداي علي دايي بهتر به گوش شنوندگان راديو برسد بنابراين خواسته تا با نزديك كردن ريكوردر يا تلفنهمراه صداي بهتري را داشته باشد. در چنين مواقعي بهتر است از ميكروفنهاي پر قدرت كه بر روي لباس نصب ميشود استفاده كرد.
اما جداي از آن بايد در اينگونه موارد حريم مصاحبه شونده را در نظر داشت و موقعيت او را مخصوصا پس از مسابقهاي كه نتيجه آن را واگذار كرده در نظر گرفت. بسياري از اساتيد روزنامهنگاري نيز بر اين مسئله تاكيد دارند كه نميتوان هر لحظه از مصاحبه شونده مصاحبه خواست. استاد شكرخواه يكبار مثال ميزد كه وقتي زلزلهاي رخ داده ايا ما مجاز هستيم به مادري كه بچههايش را از دست داده نزديك شويم. پاسخ خير است. هر شخصي براي خود حريمي دارد و خبرنگاران مجاز نيستند كه به حريم اشخاص نزديك شوند.
با آنكه علي دايي زود برآشفته ميشود و معمولا نميتواند رفتارش را كنترل كند اما بايد حق را به او داد. به گمانم ديشب حق با علي دايي بود و فردوسي پور عمل همكارش را در سازمان صداوسيما توجيه ميكرد.
11 آذر 1386
اگرانديسمان
فيلم آگرانديسمان(blow_up) فيلم سرگرم كنندهاي نيست. بلكه ممكن است گاهي از ديدن آن پريشان شويد و احساس خوبي نداشته باشيد.
اگرانديسمان يكي از مشهورترين فيلمهاي جهان است كه اثري قابل ملاحظه بر حرفه عكاسي گذاشت. من عكاس نيستم و رفتارهاي شخص اول فيلم را كه يك عكاس است درك نمي كنم. او با زوم كردن روي يكي عكسهايش به دنبال كشف حقيقت يك راز قتل بر ميآيد اما هرچه بيشتر مي گردد، گيجتر ميشود. شايد آنتونيوني كارگردان منظورش اين بوده كه گاهي اوقات با دقت و تمركز فراوان نميتوان به كشف حقيقت نائل شد.
مثال واضحش شايد اسرار كائنات باشد و غوطه ور شدن انسان در مفاهيم هستي و بودن خود. چه بسيار كساني كه با تمركز و تفكر فراوان بر روي چنين مواردي به جنون رسيدهاند.
7 آذر 1386
عصبانيام
امروز اومدم درباره يكي از فيلمهايي كه هفته پيش ديده بودم بنويسم، متوجه خبر بدي شدم. ناراحتم از اينكه بايد خفه خون بگيرم و از اين خبر هيچي نگم.
در همين مدت پاچه چند نفر رو هم گاز گرفتم تو جي ميل. لطفا جلو نيا كه سگي سگيام.
3 آذر 1386
رعايت نكردن عدالت در تيترهاي ورزشي
استقلال دروازه تربيت يزد را گل باران كرد
استقلال به سختی از سد تربیت یزد گذشت
به نظر شما اين دو تيتر چه تفاوتي با يكديگر دارند. هر دو در مورد يك اتفاق يا يك رويداد است كه نتيجهاي يكسان داشته است. اما مشخص است كه نويسنده هر دو خبر برداشتي متفاوت داشتهاند و سليقه خود را در تيتر زني لحاظ كرده اند. اين گونه تيتز زدن از لحاظ روزنامهنگاري ايراد دارد. روزنامهنگار حق ندارد به جانبداري در خبر يا تيتر بپردازد و بايد رويداد را همانطور كه هست گزارش كند.
خبرهاي جانبدارانه به وفور در روزنامهها و سايتهاي خبري در مورد موضوعات مختلف ديده ميشود و متاسفانه در روزنامهنگاري ورزشي نيز وجود دارد. اين تيتر جانبدارانه را نميتوان به سياستگذاري يك سازمان ربط داد و بايد در كم دانشي و يا نداشتن مهارت روزنامهنگاران جستجو كرد.
به گمانم وقتي اين اتفاق ساده را در روزنامهنگاري ايران بسط دهيم متوجه ميشويم كه اصولا روزنامهنگاران ايراني ياد نگرفتهاند نظر شخصي خود را در يادداشت بزنند و در خبر و يا گزارش عدالت را رعايت كنند. تا وقتي اين مشكل وجود دارد نميتوان اميدوار بود كه بر كاربران يا مخاطبان يك رسانه اضافهشود چون هر رسانهاي اكنون نگاه جانبدارانهاي به رويدادهاي پيرامونش دارد.
