[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

24 مهر 1386

4- اتوبوس پير

خواندن داستانهاي براتيگان لذت بخش است. هم مي‌توان از طنز نهفته در داستانهايش لذت برد و هم از لحظات غافلگيركننده‌اي كه براي خوانندگان آثارش به وجود مي‌آورد.
استعاره ها و تشبيهات عجيب به همراه پايانهاي تكان دهنده برخي از داستانهايش بسيار زيباست. مثلا تشبيه خورشيد به يك سكه پنجاه سنتي كه رويش نفت ريخته اند و يا قطع صداي ضجه خوك‌ها كه استعاره‌اي از شرايط امروز است و عادي شدن كشتار و جنگ براي مردم


نكته بعدي ايجاز در داستانهاي براتيگان است. او خودش را نه اسير كلمات مي‌كند و نه براي تعداد كلمات ارزشي قائل است. هنگامي كه احساس كند بايد داستانش را تمام كند حتي اگر در خط دوم باشد اين كار را مي‌كند.


اما موضوعي كه شخصا از داستانهي براتيگان لذت مي‌برم، نثر بدون تكلف اوست. او خودش را به هيچ چيز و هيچ حدي محدود نمي‌كند خودش را فضاهاي داستاني‌اش رها مي‌كند و مي‌گذارد مسير داستان را شخصيت‌هاي داستاني‌اش معلوم كند. با خواندن داستانهاي او حس مي‌كني با يك نويسنده رك و راستگو سروكار داري كه دنيا را آنگونه كه مي‌بيند به تصوير مي‌كشد. اين حسن بسيار بزرگي است.


راستش من از برخي نويسنده هاي ايراني به همين دليل بسيار ساده خوشم نمي‌آيد و هيچ وقت از داستانهايشان علي‌رغم شيوايي كلام و قلم ماهرانه‌شان لذت نمي‌برم چرا كه حس مي‌كنم خودشان آن چيزي نيستند كه در داستانهايشان نشان مي‌دهند.

اتوبوس پير/ ترجمه عليرضا طاهري عراقي/ نشر مركز /چاپ اول 12 اردیبهشت، 1385

ريچارد براتيگان غرابت فرم، جذابيت معنا/ سخنراني مطفي مستور در نشست ادبيات و فلسفه

داستان شركا از مجموعه داستانهاي اتوبوس پير

Posted by ghajar at 0:29 بֽظֽ | Comments (2)

18 مهر 1386

سايت علوم ارتباطات متوقف شد

عليرضا كتابدار كه سايت علوم ارتباطات ايران را به روز مي‌كرد، شكايت پيش خدا برد و سايتش را به محاق توقيف برد. وقتي خودم را جاي عليرضا مي‌گذارم نمي‌توانم هيچ توصيه‌اي به او بكنم. اينكه خويشتن‌دار باشد و صبر كند. شايد اگر من جاي او بودم كارهاي ديگري مي‌كردم كه خارج از دايره عقل بود.


اين پست را نوشتم تا فقط با عليرضا همدردي كرده باشم و بگويم:


ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم
و ز یار شکایت سوی اغیار نبردیم
معلوم نشد صدق دل و سر محبت
تا این سر سودازده بر دار نبردیم
ما را چه غم سود و زیان است که هرگز
سودای تو را برسر بازار نبردیم
با حسن فروشان بهل این گرمی بازار
ما یوسف خود را به خریدارنبردیم
ای دوست که آنصبح دل افروز خوشت باد
یاد آر که ما جان ز شب تار نبردیم
سرسبزی آن خرمن گل باد اگر چند
از باغ تو جز سرزنش خار نبردیم
بی رنگی ام از چشم تو انداخت اگر نه
کی خون دلی بود که در کار نبردیم
تا روشنی چشم و دل سایه از آن روست
از اینه ای منت دیدار نبردیم

شعر از هوشنگ ابتهاج

Posted by ghajar at 0:54 بֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

15 مهر 1386

خودزني خبرگزاري فارس

خبرگزاري فارس امروز صبح(11:34) به نقل از منبعي نامعلوم خبر از درگذشت فرح پهلوي همسر شاه سابق ايران داد. اين در حالي است كه هيچ منبع خبري داخلي و خارجي اين خبر را تاييد نكرد. بلافاصله پس از انتشار اين خبر پيامك‌هاي متفاوتي در ميان مردم مبني بر اين خبر منتشر شد. اما سرانجام خبرگزاري فارس مجبور شد پس از 3 ساعت خبرش را پس بگيرد و اين بار از منبع خبري معلوم به نام احسان نراقي استفاده كند.


به طور معمول هر رسانه‌اي سعي مي‌كند علاوه بر سرعت، صحت خبري را نيز رعايت كنند. عده‌اي از رسانه‌ها مانند بي‌بي سي عقيده دارند كه سرعت را بايد فداي صحت كرد. اما اينكه يك خبرگزاري داخلي بدون هيچ گونه منبعي(حتي يك منبع غيرمعتبر)خبرسازي مي‌كند بيشتر به يك انتحار خبري شباهت دارد و باعث مي‌شود تا باعث بي‌اعتماد خوانندگانش شود. اين درحالي است كه خبرگزاري فارس به منبع موثق‌ خبرهاي امنيتي در طي سالهاي اخير شهره شده است.


خبرگزاري فارس يكبار در مورد مارادونا خبري جعلي منتشر كرد و اين براي دومين بار است كه چنين گافي را مي‌دهد.

خبرگزاری فارس مارادونا را کشت و زنده کرد!

Posted by ghajar at 3:55 بֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

8 مهر 1386

شب به خير و موفق باشين

آرزو مي‌كردم رئيس جمهور محمود احمدي نژاد اهل فيلم ديدن و كتاب خواندن بود و وقتي مصاحبه‌اش با خبرنگار شبكه CBS تمام شد به سبك جرج كلوني بگويد:good night and good luck


فيلم "شب به خير موفق باشي" فيلمي در ستايش روزنامه‌نگاري جسورانه و نقشي است كه تلويزيون مي‌تواند در روشن ساختن افكار عمومي بازي كند. اين فيلم به شكلي مستندگونه و با پرداختي سياه و سفيد آمريكاي دهه 50 و دوران پرسوظن مك كارتيسم را به نمايش در مي‌آورد و جدال ادواردو مورو گوينده شبكه CBS(يكي از غول‌هاي حرفه روزنامه‌نگاري) را با سناتور مك كارتي به نمايش مي گذارد.


جورج كلوني اين بار به عنوان كارگردان فيلم به خوبي نشان مي‌دهد كه چرا انتقادات شبكه CBS از سناتور مك كارتي دوام نياورد. او به عمد چند تبليغ شركت كنت و آلومينيوم را نشان مي‌دهد. فضاي وحشت انگيز آن دوران را در قالب صحنه هايي تاريك نشان مي دهد و اينكه كارمندان شبكه CBS نمي توانند با هم ازدواج كنند.

فيلم "شب به خير موفق باشي" فيلم موفقي است كه توانست در سالهاي 2005 و 2006 جوايز متعددي را از آن خود كند. او كه به تازگي به فيلمهاي سياسي روي آورده قصد دارد تا درباره دافور سودان نيز فيلم بسازد.


"براي اونهايي كه مي‌گن مردم نگاه نمي‌كنن و علاقه‌اي ندارن، اونها خيلي بي تفاوت هستن و اهميت نمي‌دن. مي تونم فقط اين جواب رو بدم كه فقط يه گزارشگر مي تونه كه شاهد نزاعهاي سياسي باشه. ولي حتي اگه حق با اونا باشه. چي براي از دست دادن دارن؟

چون اگه اين دستگاه به هيچ دردي نخوره، جز سرگرم كردن، پس تلويزيون داره از بين مي‌ره. اين وسيله مي‌تونه آموزش بده، مي‌تونه روشن كنه و الهام ببخشه. ولي فقط وقتي مي‌تونه كه مردم از اون استفاده كنن. در غير اين صورت فقط جعبه اي از سيم و چراغه. شب به خير و موفق باشين" (قسمتي از ديالوگ پاياني فيلم كه ادواردو مورو بيان مي‌كند)


فيلمي سياسي به دور از كسالت تماشاگر

براي تهيه فيلم اينجا را كليك كنيد

Posted by ghajar at 1:46 بֽظֽ | Comments (3)

5 مهر 1386

تغيير شيوه مصاحبه با احمدي نژاد

زن:امروز رفتي بودي خونه مامانت اينا

شوهر:چه اهميتي داره رفته باشم يا نرفته باشم؟ من هر وقت دلم بخواد مي‌رم و بهشون سر مي‌زنم.

زن:حالا يه كلام بگو رفته بودي يا نه؟

شوهر:داري از من بازجويي مي‌كني

زن:بازجويي براي چي؟ من فقط سوال كردم كه امروز خونه مامانت اينا رفتي. يه آره يا نه گفتن كه اينقدر جنجال نداره


اگر كمي به مكالمه اين زن و شوهر توجه كنيد متوجه مي‌شويد تا حدودي به مصاحبه‌هاي آقاي محمود احمدي‌نژاد با خبرنگاران رسانه‌ها شبيه است. اگر جاي زن را با خبرنگاران و جاي شوهر را با آقاي احمدي‌نژاد عوض كنيد متوجه نحوه جواب دادن احمدي نژاد مي‌شويد.


هنگامي كه رئيس جمهور ايران بر اين مسند تكيه زد بسياري از خبرنگاران خارجي با او مصاحبه‌هايي ترتيب دادند. او نيز استقبال كرد. مصاحبه‌هايي كه طي سالهاي اخير انجام شده نشان مي‌دهد روش مصاحبه با احمدي‌نژاد از مصاحبه با سوالهاي بيشتر باز و كمتر بسته به شيوه‌اي كاملا بسته تغيير كرده و همين عامل باعث شده تا او به خبرنگار CBS بگويد كه "مثل مامورين سيا بازجويي مي‌كند"


به گمانم بيشتر از همه خود احمدي نژاد مقصر است. اگر او به جواب جوابهاي چند پهلو ، پيچيده وسرشار از كلمات مطول مقصودش را در يك جمله بيان كند، شيوه مصاحبه با او تا اين اندازه بسته نمي‌شود. يا اگر به نوشته نويسنده روزنامه گاردين از تاكيك مورد علاقه‌اش كه همانا "پاسخ به سوال با طرح يك سوال ديگر" دست بكشد مي‌تواند اعتماد بيشتري را در افكارعمومي مردم ايران و جهان ايجاد كند.


درست است كه به گمان رئيس جمهور نساختن سلاح اتمي امري بديهي است. اما گفتن قاطع اين جمله كه "سلاح هسته‌اي نخواهيم ساخت" مي‌تواند بسيار موثر و رساتر باشد. چرا كه از نظر ارتباطي پيامهاي ساده و صريح اثر بخشي موثرتري دارند. تصور كنيد در همان مثال اول اگر شوهر بگويد بله به خانه مادرم رفتم، نشان مي‌دهد از بيان اينكه بگويد به خانه مادرش رفته واهمه‌اي ندارد و هم اينكه زن مطمئن مي‌شود كه همسرش صادقانه رفتار مي‌كند.


اين نكته‌اي است كه مشاوران احمدي نژاد بايد به او تذكر دهند. به جاي سخنان مطول از سخنان ساده و چند كلمه‌اي استفاده كند و در عوض زمان گفتگوها را كاهش دهد.

Posted by ghajar at 2:16 بֽظֽ | Comments (6)

4 مهر 1386

تيتر شدن به چه قيمت؟

محمود احمدي نژاد از اينكه در تيتر روزنامه‌ها و رسانه ها باشد لذت مي‌برد. اما به چه قيمتي؟ به اين قيمت كه لس آنجلس تايمز تيتر بزند احمدي نژاد خرد شرد و روزنامه ايج استراليا تيتر بزند احمدي نژاد مسخره شد؟


واقعا او چه فكر مي كرد؟ فكر مي‌كرد دانشجويان برايش كف و سوت مي‌زنند و براي او هورا مي‌كشند. او با تمام هوشمندي‌ هاي تبليغاتي‌اش بايد فكر اين را مي‌كرد كه ممكن است دانشگاه كلمبيا يك دام باشد. مشخص بود كه پشت اين آزادي بيان نمايشي زشت از بي ادبي و هتاكي نهفته است.


آقاي احمدي نژاد درست يا غلط نماينده مردم ايران است و به سخره‌گرفتن او خنديدن به ريش مردم ايران هم بود. با انكه بسياري از دانشگاهيان آمريكايي برخورد زشت رئيس دانشگاه كلمبيا را نكوهش كردند اما احمدي‌نژاد بايد در اعتراض به اين بي ادبي صحنه را ترك مي كرد. نيويورك تايمز از قول مدير انسيتوي خاورميانه در دانشگاه كلمبيا نوشته:"لحن ميزبان بي تربيت و نامطلوب بود"همچنين حميد زنگنه استاد دانشگاه پنسيلوانيا گفته كه از برخورد رئيس دانشگاه كلمبيا متنفرم و او برخوردي غير متمدنانه و غير اكادميك با اقاي احمدي نژاد داشته است.


به نظر مي‌رسد بيش از هرچيز برنده اين نشست دانشگاه كلمبيا بود كه هم نمايشي از آزادي بيان را به روي صحنه آورد و هم در برابر فشارهاي دولتي با بيان انتقاداتي تند از احمدي نژاد همراهي خود را با دولت آمريكا در جنگ لفظي به نمايش گذاشت. هر چند به عقيده آقاي زيدآبادي عقب نشيني احمدي نژاد از مواضع گذشته‌اش در ميان سخنان تند رئيس دانشگاه كلمبيا گم شد.


گفته‌هاي احمدي نژاد در مورد هموسكسوال‌ها نيز آنقدر تعجب آور بود كه با هوي حضار روبرو شد. نويسنده روزنامه گاردين به آقاي احمدي‌نژاد نشاني پارك لاله را داده است.

يادداشت خواندني مهاجراني

متن كامل سخنراني در گوگل ويدئو

Posted by ghajar at 1:33 بֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

2 مهر 1386

شماره پنجم ماهنامه سپيده‌دانايي با موضوع تلفن‌همراه

شماره پنجم ماهنامه سپيده دانايي سرانجام در موعد مقرر(يكشنبه اول هرماه)منتشر شد. موضوع اصلي اين شماره معضل تلفن‌همراه در مدارس ايران است كه آموزش و پروش و مديران مدارس نمي‌دانند دقيقا بايد چه برخوردي با دانش آموزان داشته باشند. آيا آن را منع كنند و يا در شرايط خاصي اجازه استفاده از موبايل را به دانش آموزان بدهند. در مورد اين مسئله سعي شده با مقايسه ميان ايران و ديگر كشورها راهكارهايي براي حل اين معضل ارائه داده شود.


موضوع بعدي جانبازان اعصاب و روان بود كه سخت‌ترين نوع جانبازي است. در اين شماره سراغ اين جانبازان و خانواده‌هاي آنان رفتيم و از مشكلات و دردسرهايشان نوشتيم. در صفحات فناوري با توجه به شروع سال تحصيلي به موضوع فناوري آموزشي و در صفحات سلامت به موضوع تغذيه به خصوص براي دانش آموزان پرداختيم. در صفحات ورزشي دلايل موفقيت واليبال و بستكبال را از زاويه روانشناسي بررسي كرديم و تفاوت كارگروهي در اين دو ورزش را با فوتبال دنبال كرديم.


براي شماره جديد احتياج به گزارشنويسان خوب و ماهر داريم. لفطا اگر كسي مايل به همكاري است با من تماس بگيرد. از هرگونه پيشنهاد و ابتكار براي مجله استقبال مي‌كنيم. انتقادات را هم پذيرا هستيم و حتي آن را به چاپ مي‌رسانيم.

Posted by ghajar at 4:21 بֽظֽ | Comments (5)

linkdoni.com