[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

31 مرداد 1386

مستند جنگاوري اديان از شبكه سي‌ان‌ان

اين روزها مستند gods.warriors (جنگاوري خدايان) از شبكه سي ان ان در حال پخش است. اين مستند به نزاعهاي امروزين اديان در مناطق مختلف مي‌پردازد. البته براي آن كه دچار پيش داوري نشويم بايد تا به انتها اين مستندها را نگاه كرد.


بهرحال مسئله جنگ تمدنها را هانگتينتون به پيش كشيده بود و مسئله جنگ اديان به نحوي ديگري بروز كرده و بايد تحقيق شود كه آيا ريشه اينهمه جنگ در فلسطين، عراق و يا مناطق ديگر جهان ديني است يا مسئله چيز ديگري است.


اگر به صفحه مخصوص اين مستند در سايت سي ان ان سربزنيد و بر روي هر دين كليك كنيد موضوعات مختلف دربرگيرنده دين‌هاي مسيحيت، يهود و اسلام را خواهيد يافت. كريستين امانپور تهيه كننده اين سلسلسه مستندها است.

گزارش جديد كريستين‌امانپور از خانواده شهيد ايراني

Posted by ghajar at 1:24 بֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

23 مرداد 1386

لطفا ضبط را خاموش كنيد

بسياري از روزنامه‌نگارها حرف‌هايي را كه پس از مصاحبه‌ها گفته مي‌شود را دوست دارند. چون وقتي ضبط خاموش مي‌شود مدير دولتي تازه حرف‌هايي را كه بايد بزند را مي‌گويد و تاكيد مي‌كند كه«اينارو براي خودت مي‌گم ننويسي‌ها»


اين حرفهاي ناگفته معمولا در مصاحبه سانسور مي‌شود. اين حرف‌ها همانهايي است كه همه مي‌دانند اما كسي جرات بيانش را ندارد. اما من هيچ وقت دوست ندارم يك مدير دولتي پس از مصاحبه اينگونه سخن بگويد.


دوست باور داشته باشم كه مديران دولتي ما به فضايي كه در آن كار مي‌كنند اعتقاد داشته باشند اما برخي‌هايشان ندارند حتي با ريش و يقه بسته سفيد‌رنگ هم ندارند. واقعا اذيت مي‌شوم و به فكر فرو مي‌روم كه چرا اينطور است و اگر يك مدير دولتي مي‌داند كه كار از كجا خراب است چرا كاري نمي‌كند.


حتما مي‌گوييد كار از ريشه خراب است. بله اما مي‌شود از جاهاي كوچك شروع كرد، كم كم اصلاح كرد. متاسفانه مدير دولتي چون از يك سيستم انقلابي آمده فكر مي‌كند كه بايد باز هم انقلاب كند و همه چيز را از نو بسازد. به همين خاطر وقتي خودم را مي‌سنجم مي‌بينم من از برخي مديران به جمهوري اسلامي بيشتر اعتقاد دارم. با همين شلوار لي، بدون ريش و تسبيح و هزار تا حرف كليشه‌اي در مورد انقلاب اسلامي.

Posted by ghajar at 0:07 بֽظֽ | Comments (8) | TrackBack

17 مرداد 1386

روز خبرنگار مبارك نباد!

مي‌خواهم بنويسم اما هر چه مي‌نويسم مي‌بينم به مقامي يا وزراتخانه‌اي بر مي‌خورد. مطلبي از روزنامه هاي خارجي ترجمه مي‌كنم، مي‌گويم اين را كه من ننوشته ام، اما مي دانم‌ كه اتهامي به نام سياه نمايي وضعيت موجود دارد. مي‌گويم آخر من كه سياسي نيستم درباره انقلاب هاي نارنجي و مخملي كه نمي‌نويسم درباره رسانه‌ و علم و فناوري مي نويسم. مي‌گويند حواست باشد به خصوصي‌سازي در مخابرات گير ندهي به فيلترينگ به تلفن‌همراه به وضعيت علمي آموزشي. فقط بنويس همه چيز خوب است و همه چيز گل و بلبل است.


مي‌خواهم تيتر بزنم، بايد حواسم باشد تند نشود به مقام مسئولي برنخورد. مي‌خواهم عكس انتخاب كنم. بايد حواسم باشد كه عكس خانم خارجي گردنش پيدا نباشد، براي پاهايش شلوار و دامن درست كنيم. سينه‌اش را بپوشانيم. مي‌خواهم عكسي براي روي جلد مجله انتخاب كنم بايد حواسمان باشد اين عكس با فضاي امروز جامعه جور در نمي‌آيد هر چند كه مشكلي نداشته باشد. بايد خيلي چيزها يادمان باشد حتي بايد بدانيم با كسي كه مصاحبه مي‌كنيم خداي ناكرده يك به دانسينگ نرفته باشد، شامپاين نخورده باشد اشتهار به فساد اخلاقي نداشته باشد و خلاصه علاوه بر موضوع، چيزهايي از زندگي‌ شخصي اش بدانيم.


به اين دلايل مي‌گويم كار روزنامه‌نگاري در ايران سخت و طاقت فرسا است. به اين اضافه كنيد كه هيچ برنامه‌ريزي براي زندگي تان نداريد. خداي ناكرده اگر نشريه‌تان توقيف شد، كسي نيست كه ماه به ماه دفترچه قسط‌هاي شما و اجاره خانه‌تان را پرداخت كند. تازه بايد هزاران نوع تهمت تحمل كنيد حواستان باشد در هيچ كنفرانس خارجي شركت نكنيد تا جاسوس و هزار مشكل ديگر پيدا نكنيد.


با همه اين مسائل نمي‌توانم روز خبرنگار را تبريك بگويم. پس مي‌گويم روزتان مبارك نباد.

Posted by ghajar at 1:09 بֽظֽ | Comments (11)

13 مرداد 1386

ادب يا بازارگرمي؟

بازيکن شماره هشت آبي ها به گفته خودش در آستانه پيوستن به پرسپوليس قرار دارد. اما سوال اينجاست که چه چيزي باعث شد تا او به اردوگاه قرمز نزديک شود. او که به تازگي از هلند به ايران بازگشته در مصاحبه با رسانه ها گفته بود؛ «استقلال خانه من است و من خود را مديون استقلال و هواداران اين باشگاه مي دانم.


همانطور که بارها اعلام کرده ام اولويت اصلي من براي بازي در ايران استقلال است.» او در مصاحبه با يکي از روزنامه هاي ورزشي در مورد مذاکره مسوولان پرسپوليس با او گفته بود؛«اين حرف ها اصلاً حقيقت ندارد و مطمئن باشيد به احترام هواداران استقلال، با مديران پرسپوليس مذاکره هم نمي کنم چه برسد به اينکه پيراهن اين تيم را برتن کنم.» چرخش 180 درجه اي مجتبي جباري را بايد در جلسه پنجشنبه صبح او در ديدار با کاشاني جست وجو کرد. در اين ميان اين سوال مطرح مي شود که اگر جباري قصد مذاکره با مسوولان پرسپوليس را داشت چرا چند روز زودتر اين کار را نکرد و چرا به رغم همه مصاحبه هاي قبلي خود اول با مسوولان پرسپوليس جلسه گذاشت و سپس به باشگاه استقلال رفت.


حلقه وصل او به باشگاه پرسپوليس خشايار محسني است. او کسي است که واسطه آمدن آري هان به ايران بود و چند بازيکن ايراني مثل حسين کعبي را به باشگاه هاي خارجي ترانسفر کرد. خشايار محسني با سرمايه گذاري روي جباري هزينه اقامت اين بازيکن در هلند را پرداخت کرد و وقتي مطمئن شد که باشگاه هاي هلندي به شرطي 2 ميليون يورو را مي پردازند که از صحت و سلامت او اطمينان حاصل کنند، مجتبي را به ايران آورد تا يک يا نيم فصل بازي او را به باشگاه هاي خارجي بفرستد. به طور قطع براي خشايار محسني فرقي نمي کند که جباري قرمزپوش شود يا آبي پوش، او مجتبي را به مزايده گذاشته و مي خواهد از حساسيت هاي انتقال بازيکن به اين دو باشگاه پرطرفدار نهايت استفاده را ببرد.


شرايطي که جباري براي باشگاه استقلال در جلسه عصر پنجشنبه تعيين کرد بدين قرار بود؛ دريافت تمام و کمال 250 ميليون براي نيم فصل، دريافت چک روز به مبلغ 50 ميليون بابت مابقي طلب از فصل گذشته به خاطر انجام دو بازي نصفه و نيمه و صادرشدن رضايت نامه بابت ترانسفر به باشگاه هاي خارجي. او به خوبي مي داند که پرسپوليس با در اختيار گرفتن عباس آقايي هافبک بازي ساز باشگاه پاس عملاً به او نيازي ندارد. اما جباري بيش از آنکه به بازي کردن فکر کند به فکر پول است.


جباري به خوبي مي داند که در استقلال تبديل به يک بازيکن شاخص شده. رضا احدي او را به استقلال آورد. در ليگ 84 هنگامي که او براي استقلال به ميدان مي رفت، هواداران آبي پيراهن بزرگ شماره 8 در گوشه اي از ورزشگاه نصب مي کردند تا نشان دهند چه اندازه قدردان بازي هاي خوب او هستند.


درست است که فوتبال حرفه اي قرمز و آبي نمي شناسد و پول حرف اول را مي زند اما باور کردن گفته مجتبي جباري اين روزها بسيار سخت شده است. او گفته است؛«به دليل شناختي که از کاشاني داشتم و از روي ادب به ديدار ايشان رفتم.» اما آيا ادب و اخلاق حرفه اي حکم نمي کرد پس از روشن شدن تکليف مذاکرات با استقلال به سراغ پيشنهادي ديگر برود. آيا ادب حکم مي کند يا بازارگرمي؟ اين سوالي است که البته خشايار محسني هم مي تواند به آن جواب دهد.

نسخه الكترونيك روزنامه شرق شنبه، 13 مرداد 1386

***
دوستانم خبر دادند در جلسه اي كه تا يك بامداد امروز به طول انجاميد، مجتبي جباري براي ماندن در استقلال به تفاهم رسيد هنوز خبري از مبلغ و مدت قراداد نيست. هر چند واقعا از چشمم افتاد بازيكني كه مي‌خواهد لياقت لقب زيدان آسيا را داشته باشد نبايد اين گونه برخورد كند.

Posted by ghajar at 11:09 قֽظֽ | Comments (3)

9 مرداد 1386

قلعه‌نوعي وسط سيبل

تعداد آدمهايي كه از قعله‌نوعي بدشون مياد كم نيستن

1- پرسپوليسي ها

2- كساني كه از لمپنيسيم كه سمبلش علي پروينه بدشون مياد و معتقد هستن كه قلعه‌نوعي ادامه دهنده راه پروين در فوتبال ايرانه.

من به اين حرف‌ها كار ندارم و خودم هم ممكنه به قلعه‌نوعي نقد داشته باشم. اما همه ما مي‌دونيم كه
مشكل فوتبال ايران به ساختار غلط و بي برنامه اون بر مي‌گرده و نه امير قلعه‌نوعي. يعني حتي اگر تيم ايران كره رو در ضربات پنالتي شكست مي‌داد و به ديدار عراق مي‌رفت ممكن بود كه از اين تيم شكست بخوره.


روزنامه‌هاي ورزشي و تلويزيون قلعه‌نوعي رو گذاشتن وسط سيبل و تا مي‌خوره مي خوان بزننش به خاطر اينه كه فعلا ديواري كوتاه‌تر از قلعه‌نوعي نيست. چرا كسي از علي‌ابادي انتقاد نمي كنه چرا كسي از اين نمي‌نويسه كه يك سال و خرده‌اي هست كه فوتبال ايران مدير نداره؟ چرا مطبوعات فشار نمي‌يارن كه انتخابات رئيس فدراسيون برگزار بشه؟


انكار نمي‌كنم خوشم مياد كه قعله‌نوعي با پررو بازي يا هرچي كه دوست دارين اسشمو بذارين جلوي همه منتقدين وايساده و از عقيده خودش دفاع مي‌كنه. وقتي ديشب فردوسي پور و دو كارشناس قلعه‌نوعي رو نقد كردن جوابشون رو داد. البته چند جا هم كم آورد اما در مجموع مثل يه جنگ گلادياتوري بود كه با سر و صورت زخمي اما زنده اومد بيرون. وقتي خوب دقيق بشيم مي‌بينيم منتقدان هم البته چيزي براي نقد كردن ندارن. يه سري حرف‌هاي كليشه‌اي در مورد سيستم و بازيكنان. جالبه ذوالفقارنسب كه هيچ وقت يادم نمي‌ره استقلال رو به دسته سوم فرستاد حالا صحبت از تجربه مي‌كنه. اميرقلعه‌نوعي خودخواه و جاه طلبه و بسيار باهوش و فرصت طلب. اين خصوصيات به طور طبيعي منتقداني رو به همراه داره اما چه خوب بود كه اين منتقدان فقط جلوي دماغشون رو نگاه نمي كردن و مشكلات فوتبال ايران وسيع‌تر مي‌ديدن.


گزارش بك وبلاگ نويس از ميزگرد جام چهاردهم

ذوالفقارنسب:من نمي خواستم كسي را محكوم كنم

صفایی فراهانی: مشکل فوتبال ما قلعه نویی نیست

Posted by ghajar at 11:33 قֽظֽ | Comments (4) | TrackBack

7 مرداد 1386

تجريبات پروژه روزنامه‌نگاري بحران

تهيه لوح فشرده روزنامه‌نگاري بحران يكي از پروژه هاي دوست داشتني بود. در اين پروژه با اساتيد ارتباطات و روزنامه نگاران مصاحبه كردم و تجريبات جالبي آموختم.


1- گفتگوي تصويري شرايط خاصي مي‌طلبد كه نيازمند هماهنگي ميان تدوينگر و مصاحبه‌گر است.


2- برخي از استادان ارتباطات هميشه حرف براي گفتن دارند اما برخي نيز همان حرفهاي هميشگي را مي‌زنند. حال فرقي نمي‌كند درباره روزنامه‌نگاري بحران از آنها سوال كني يا مثلا روزنامه نگاري چاپي


3- روزنامه‌نگاري بحران نياز بسيار زيادي به توليدمحتواي تحقيقي دارد. دوستاني كه ارتباطات مي‌خوانند روي اين موضوع براي پايان‌نامه‌ها كار كنند.


4- روزنامه نگاري بحران از نظر جذب روزنامه‌نگاراني كه در اين مواقع كارايي داشته باشند در بحران است.


5- روزنامه‌نگاري بحران جدي گرفته نمي‌شود. به نظرم بايد كشور بحران زده‌اي چون ايران حداقل بايد چند واحد درسي به اين موضوع اختصاص داد.

Posted by ghajar at 0:21 بֽظֽ | Comments (1) | TrackBack

2 مرداد 1386

سه شنبه ها در راديو گفتگو

چند هفته اي است كه هر سه شنبه در برنامه"رويدادها و تحليل ها"ي راديو گفتگو به عنوان كارشناس روي خط مي آيم و نگاهي به تيترها و عناوين روزنامه‌هاي جهان درباره ايران دارم. اين قسمت كوتاه چند دقيقه‌اي ميراث ستوني معروف در روزنامه شرق است كه يكسال و نيم هر روز در آن نوشتم.


در اين مرور كوتاه سعي مي‌كنم نكات برجسته‌ گزارش‌ها و مقالات روزنامه‌هاي جهان را در مورد ايران مطرح كنم كه هم قابل طرح باشند و هم بتوان در مورد چگونگي برجستگي آن موضوع به مخاطب توضيح داد. سعي مي‌كنم كم كم به اين فرم نزديك شوم و به نظرم گفتگوي هفته گذشته بهتر از كار درآمد و ايرادهاي گويشي‌ام هم تا حدودي رفع شد. اگر از ساعت 20 شب شنونده راديو گفتگو باشيد حوالي 8 و 20 دقيقه روي خط مي‌آيم. راديو گفتگو را مي‌توانيد هر روز از ساعت ۱۸ تا ۲۴ روی موج FM ردیفMHz ۱۰۳/۹ گوش كنيد. مجري برنامه "رويدادها و تحليلها" آقاي مازيار ناظمي است.

Posted by ghajar at 5:17 بֽظֽ | Comments (0) | TrackBack

linkdoni.com