26 خرداد 1386
شماره دوم ماهنامه سپيده دانايي:بررسي پديده آزار زنان در محيط كار

در دانشكده علوم اجتماعي تهران مركز يك استاد رشته علوم تربيتي بود كه كارهاي بي تربيتي با دانشجويان ميكرد مثلا لپشان را ميكشيد يا بيغافل بوسشان مي كرد. اين اتفاق بيشتر وقتي رخ ميداد كه دانشجوي دختر با گريه و زاري پيش استاد ميآمد كه چرا به او 9 داده و استاد پس از كلي حرفهاي دلجويانه با دانشجو، بوسش مي كرد و ميگفت نمرهاش را ميدهد شايد آن بوس براي استاد يك نمره ارزش داد و شايد كارهاي ديگر بيشتر. البته هيچ جا نشنيدم كه اين استاد كهنسال با دانشجويان دختر ارتباط هم داشت يا نه؟ اما او سرانجام از دانشگاه اخراج شد.
در شماره دوم ماهنامه سپيده دانايي و در بخش آسيب هاي اجتماعي ما پديده "آزار زنان در محيط كار و آموزش" را مورد بررسي قرار داده ايم. نگاه وِيژه ماه هم مبحث پوشش زنان است كه صفحات مختلفي در مورد آن داريم. براي علاقه مندان آرژانتيني از مارادونا نوشته ايم. براي علاقه مندان به فناوري از مقايسه دو هواپيماي ايرباس و بويينگ نوشته ايم. همچنين يك مقاله از هند نوشته ام در مورد فناوري و چيزهايي كه در انجا ديدم. در بخش هنر فيلم بابل را معرفي كرديم و فيلمي در مورد پديده آزار زنان در محيط كار و سر انجام در بخش نگاه ديگران چند مطلب گوناگون از رسانه هاي خارجي در مورد ايران ترجمه كرده ايم.
20 خرداد 1386
دست خدا در دستان ليونل مسي
گلي كه ديشب ليونل مسي در بازي با اسپانيول با دست به ثمر رساند، شباهت هاي او با مارادونا را بار ديگر زنده كرد. گلي كه مارادونا در سال 86 با دست وارد دروازه انگلستان كرد. ليونل مسي در اين فصل يك گل ديگر به ثمر رساند كه بي شباهت به گل مارادونا نبود. او از زمين بارسلون 6 نفر را يك تنه دربيل كرد و توپ را وارد دروازه كرد.
دوره قبل جام جهاني همه طرفداران آرژانتين اميدشان به ليونل مسي بود اما او كمتر مورد توجه قرار گرفت. حالا ليونل پخته تر شده و بدون حاشيه بازي ميكند. تكنيك ناب آرژانتيني و ظرافت هاي بازي او
اگر در كنار نظم تيمي آرژانتين قرار بگيرد در جام جهاني بعدي آرژانتين دوباره مدعي خواهد بود.
13 خرداد 1386
2- مرگ در ميزند
مرگ در ميزند كتاب طنزي است از مجموعه طنزهاي وودي آلن كه توسط حسين يعقوبي جمع آوري و انتخاب شده است. وودي آلن(آلن استوارت کانیگزبرگ)در اين طنزها علاوه بر آنكه خواننده را به خنده وا ميدارد، جهت فكري خود را نيز آشكار ميكند. به طور مثال او جواني را مثال ميزند كه به خاطر يك دختر روسي در حزب كمونيست ثبت نام مي كند اما آن دختر با پسر يك كارخانه دار عروسي مي كند. در سراسر كتاب او از چنين تضادهاي موقعيتي براي خنداندن خواننده ديده ميشود.
شخصا از داستان "زنده باد وارگارس"بسيار لذت بردم. در اين داستان حكومت هاي ديكتاتوري، شورشهاي انقلابي و سياستهاي آمريكا و سيا را به باد تمسخر گرفته شده است. شنيدهام كه اين كتاب در كتابفروشي ها ناياب شده است. اما اگر از كسي ميتوانيد اين كتاب را قرض بگيريد، آن را از دست ندهيد.
مرگ در ميزند/ترجمه حسين يعقوبي/نشر چشمه/سال 1384
10 خرداد 1386
جامعه ايراني و مشكل رابطه نامشروع

يكي از روانشناسان معروف ايراني ميگفت:"بسياري از زوجهايي كه به كلينيك مراجعه مي كنند مشكلات جنسي دارند و بيشتر وقتم صرف حل كردن اين مسائل ميشود."اين واقعيتي است كه زير پوست جامعه ايران رواج دارد. زوجهايي كه بدون آگاهي از علائق جنسي يكديگر با هم ازدواج مي كنند و پس از مدتي سردي و بي علاقگي جاي عشقهاي آتشين روزهاي اوليه را مي گيرد. دختران و پسراني كه بدون هيچ آگاهي براي بار اول و بر اثر ارتباط نا مشروع با هم رابطه پيدا ميكنند و هزاران مسئله حاشيهاي كه در كنار اين ارتباطات به وجود ميآيد.
فيلم "رابطه نامشروع" يكي از مشكلات روابط جنسي را شرح ميدهد. خانمي كه دو فرزند كوچك دارد از شوهر خود دلسرد شده و به سراغ ديگران ميرود. اين خانم كه در جامعه داراي شغل و منزلت اجتماعي بالايي است به نوعي به روابط جنسي متعدد معتاد شود و وقتي مي خواهد به زندگي عادي برگردد نميتواند. ارتباط او با يك جوان پولدار سرانجام برملا ميشود. اما نكته جالب بگومگوها و مجادله اين خانم با يك روانشناس است كه داستان را از حالت يكنواختي درام درآورده و آخر فيلم نتيجه جدال اين دو مشخص ميشود.
پاتريك چرا كارگردان فرانسوي اين فيلم را در سال 2001 ساخته است. چرا بيشتر كارگردان تلويزيوني و كارهاي بسياري براي شبكه هاي مختلف فرانسوي ساخته است. او بيشتر به مضامين اجتماعي علاقه دارد و در اين زمين ها فيلم و سريال ميسازد. نويسنده فيلم "ارتباط نامشروع"حنيف كوريشي نويسنده پاكستاني- انگليسي است كه در زمينه مهاجرت، نژاد و روابط جنسي فيلمنامه مينويسد.
سايتي براي آگاهي و يادگيري ايمن داشتن زندگي از روابط نامشروع
6 خرداد 1386
همايش كسل كننده پادكست
همايش پادكست، زندگي روزمره از آن شكل همايش هاي حوصله سر بري بود كه آدم ميخواست سرش را به ديوار بكوبد. يكي از سخنرانان مقالهاش را جلوي چشمانش گرفته بود و بدون آنكه حضار را نگاه كند تند تند از روي آن ميخواند. چند بار خواستم بلند به او بگويم كه اين كار تو بي احترامي به حضار است اما جلوي خودم را گرفتم و گفتم اين كار من هم بي احترامي است. دست آخر به خانم شهبندي كه زحمت برگزاري همايش بر عهده او بود گفتم جلوي اين سخنران را بگيرد.
قصدم از گفتن نكته تعريف خاطره نبود، بلكه حقيقت تلخي بود كه بارها و بارها تجربهاش كردم. اينكه يك سخنران يك طرفه سخنراني كند و اصلا به مخاطبش احترام نگذارد. اين اتفاق موقعي بيشتر عصبيام ميكند كه در يك همايش درباره يك فناوري نوين اتفاق ميافتد. اين يعني اينكه ما مختصات و ويژگيهاي فناوريهاي نوين را نميخواهيم بفهميم و يادبگيريم. در حالي كه خودمان يكي از ويژگيهاي فناوري همان نوين را تعاملي بودن و ارتباطات دوطرفه ميدانيم.
به همين خاطر وقتي نوبت ارائه مقالهام در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران شد گفتم: ميدانيد چرا اينترنت را دوست دارم چون وقتي حوصلهام از يك سايت يا از يك موضوع كسل كننده سر ميرود آن بالا يك ضربدر هست كه روي آن كليك مي كنم اما در اين همايش نميتوانستم اين كار را انجام دهم چون مجبور بودم بمانم و مقالهام را بخوانم. يك پيشنهاد دادم كه به جاي ارائه مقاله وقتم به يك ميزگرد اختصاص يابد كه در پايان مورد توجه قرار گرفت و ميزگرد جالبي هم شد با حضور يك پادكست بازحرفهاي!
حرفهاي يكي از استادان دانشگاه هم كه از پادكست يك غول بي شاخ و دم ساخت و استفاده از آن را به گروههاي مختلف اجتماعي منحصر كرد، نادرست و متاسفانه با اشتباهات بسيار زيادي همراه بود. معلوم بود كه اين استاد محترم اصلا تا به حال به يك پادكست گوش هم نداده است. در جاي جاي صحبتم سعي كردم تا كمي اين ديدگاه غلط را اصلاح كنم. خوشبختانه ماهنامه راديو قرار است كه اين مقالات را چاپ كند. موقع انتشار خبرتان مي كنم.
