[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

31 اردیبهشت 1386

قانون مطبوعات سوئد، دولت را به پاسخگويي وا مي‌دارد

گفتن اين جمله كه"سوئد قانون مطبوعات ندارد"براي كشور پيشرفته اي كه 87 درصد مردم آن روزنامه خوان هستند عجيب به نظر مي‌رسد. نكته‌اي كه نويسنده محترم روزنامه شرق در شماره 856 دوشنبه، 24 ارديبهشت 1386 به آن اشاره كرده بود و سپس نوشته بود:"چيزي که به کار روزنامه نگاران و خبرنگاران اين کشور چارچوب مي دهد، ميثاق حرفه اي شان است که پايه اش صداقت در انتقال اخبار است"


واقعيت اين است كه بايد ميان Code of Ethics(آئين نامه اخلاقي) و Press Act(قانون مطبوعات) تفاوت گذاشت. در سوئد هم آئين نامه اخلاقي براي روزنامه نگاران وجود دارد و هم قانون مطبوعات كه به صراحت در قانون اساسي اين كشور هم اشاره شده است.در اين نوشته كوتاه سعي مي‌كنم تفاوتهاي اين دو را روشن كنم.


1-آئين نامه اخلاقي روزنامه نگاري به مجموعه ظوابطي مي‌گويند كه بسياري از كشورهاي پيشرفته جهان از آن بهره مند هستند. در سوئد يك آئين نامه اخلاقي وجود دارد كه روزنامه نگاران سوئدي ملزم به رعايت كردن آن از حيث اخلاقي هستند اما هيچ دادگاهي در سوئد نمي تواند با استناد به اين آئين‌نامه روزنامه‌نگاران تحت تعقيب قرار دارد. بنابراين روزنامه‌نگاران سوئدي self-regulated يا خود تنظيم هستند و در برابر وجدان خود مسئول هستند و نه در مقابل دولت و يا اشخاص حقيقي و حقوقي. اين آئين نامه براي ژورناليست هايي است كه در روزنامه، راديو و تلويزيون كار مي‌كنند.


اين آئين نامه اخلاقي شامل صداقت در نقل گفته هاي شخصي افراد در مصاحبه و همچنين سواستفاده نكردن از موقعيت شغل روزنامه نگاري جهت دريافت هديه و يا سفر رايگان است. همچنين در اين آئين نامه به مسئله مخلوط نشدن حريم روزنامه نگاري و تبليغات اشاره شده است.


2-آزادي بيان و حق شهروندان در نشر آزادانه اطلاعات يكي از اساسي‌ترين حقوقي است كه به طور شفاف در قانون اساسي سوئد ذكر شده است. در قانون اساسي سوئد نوشته شده كه در مطبوعات،راديو و تلويزيون و فيلم نشر آزادنه و بدون سانسور اطلاعات مجاز است. در سال 1766 قانون مطبوعات سوئد نوشته شده است.


اين قانون يكي از قديمي‌ترين قوانين مطبوعاتي جهان است كه در سال 1949 مورد بازنگري قرار گرفت و از آن هنگام تاكنون منبع قوانين مطبوعاتي در سوئد است. اين قانون داراي 14 فصل است و رعايت نكردن آن موجبات پيگيرد قانوني را فراهم مي‌كند. به طور مثال حق دريافت آزادانه اطلاعات توسط روزنامه ها و ساير رسانه محترم شمرده شده و حق دسترسي به اطلاعات براي آنها محفوظ است.


روزنامه‌نگاران مي‌توانند براي دريافت اطلاعات به هر اداره يا سازمان دولتي نامه رسمي بزنند و آن سازمان موظف است ظرف 48 ساعت پاسخگو باشد و اطلاعات را در اختيار آن رسانه بگذارد. هر شهروندي سوئدي مي‌تواند روزنامه تاسيس كند. بازديد مطالب قبل از چاپ به قصدسانسور توسط دولت ممنوع است. پنهان كردن منبع اطلاعاتي و خبري براي روزنامه نگاران مجاز است. هر روزنامه بايد يك نفر را براي پاسخگويي به قانون مشخص كند.


اين شخص نمي‌تواند روزنامه‌نگار يا تهيه كننده محتوا باشد. انتشار اطلاعاتي كه موجب نقض امنيت ملي يا توهين و افترا به اشخاص حقيقي و حقوقي باشد تنها براساس حكم دادگاه قابل پيگرد حقوقي است و بايد اين اتهام توسط دادگاه به اثبات برسد. آنچه از قانون مطبوعات سوئد بر مي‌آيد نقش حمايتي اين قانون است.


اين قانون بيش از آن كه محدودكننده روزنامه‌نگاران سوئدي باشد به آنها آزادي عمل بيشتري مي‌دهد. در واقع اين قانون بيشتر دولت را قبال روزنامه‌نگاران پاسخگو مي‌كند تا روزنامه‌نگاران را در برابر دولت. همچنين دولت را به شفاف سازي، ارائه اطلاعات و پاسخگويي سوق مي‌دهد و مطبوعات را موظف مي‌كند كه به نظارت و حتي بازجويي از عملكرد دولت و دستگاههاي دولتي بپردازند.


رسانه ها در سوئد

وضعيت كلي رسانه هاي جمعي در سوئد

Posted by ghajar at 0:55 بֽظֽ | Comments (3) | TrackBack

26 اردیبهشت 1386

با دست پر بر مي گردم

هنوز از سفر هند برايتان ننوشتم، حالا مي‌خواهم دو روزه بروم قزوين و الموت. به يوسف عليخاني تبريك مي گويم به خاطر اينهمه مطلب و اطلاعات كاربردي كه در تادانه گذاشته است. فقط اگر يك نقشه گردشگري بگذارد و خودش هم تورليدر بشودكه خيلي عالي است.


فكر كنم پس از اين سفر با كلي انرژي برگردم و اين وبلاگ را از رخوت و تنبلي نجات دهم. توي اين مدت تنبل و افسرده بودم. اما حالا سر حال آمده ام. مخصوصا از وقتي كه بين كار در يك روزنامه چاپي و كار در يك تحريريه آنلاين، دومي را انتخاب كردم. من هيچ حس نوستالژيكي به مركب و كاغذ و اينجور چيزها ندارم بنابراين فكر نكنم پشيمان شوم.

اميدوارم هم‌ميهن آنلاين با تحريريه مستقل از روزنامه، بتواند رقيب خوبي براي همشهري آنلاين و جام‌جم‌آنلاين باشد.

Posted by ghajar at 8:16 بֽظֽ | Comments (2) | TrackBack

22 اردیبهشت 1386

اولين شماره ماهنامه سپيده دانايي منتشر شد

سرانجام پس يك هفته بي‌خوابي اولين شماره ماهنامه سپيده دانايي منتشر شد. اين ماهنامه با رويكردي اجتماعي و روانشناسي به مسائل مختلف زندگي نگاه مي‌كند. به طور مثال در شماره اول درباره يونيسف و بارسلون، نگاه سينماي ايران به اعتياد مطلب داريم.


در هر شماره يك نگاه ويژه وجود دارد كه براي شماره اول معلمان را مورد متوجه قرار داديم. گزارش "بسوز اما نسوزان" را در اين شماره درباره آتش گرفتن بخاري هاي نفتي در مدارس محروم نوشته ام. همچنين يك ميزگرد با حضور دكتر نجفي در كنار چندين و چند يادداشت از وزيران سابق آموزش و پرورش در اين شماره است.
در صفحات حوادث يك مجموعه حادثه را مورد تحليل قرار مي‌دهيم. در اين شماره مسئله تجاوز به عنف را مورد توجه قرار داديم و با عبدالصمد خرمشاهي وكيل افسانه نوروزي گفگتو كرده ايم. ساير مطالب هم يادداشت هايي از دكتر محيط فر(جامعه شناس)، نمك دوست، شكرخواه، راسخ(متخصص تغذيه) و دكتر حسن اسلامي داريم.


شماره اول قطعا بدون عيب نيست بنابراين خيلي خوشحال مي‌شوم كه اگر نقد و نظري داريد براي ما بفرستيد.

Posted by ghajar at 0:14 بֽظֽ | Comments (7) | TrackBack

8 اردیبهشت 1386

روزنامه نگاري شهروندي گريبان رسانه‌هاي داخلي را مي‌گيرد

برنامه زنده پنج شنبه (6 اردیبهشت) راديو گفتگو به موضوع شهروندان روزنامه نگار اختصاص داشت. در اين برنامه ابتدا من، علي شميراني و خانم نگين حسيني به تعريف ويژگي ها و مختصات كار شهروندان روزنامه نگار پرداختيم. اما هنگامي كه آقاي فضائلي مديرعامل خبرگزاري فارس پشت خط آمد، بحث جالب و تا حدي جنجال برانگيز شد. ايشان اعتقاد داشتند كه بحث روزنامه نگاري شهروندي در حال حاضر آرماني و نشدني است ضمن آنكه اعتبار منبع در روزنامه نگاري شهروندي زير سوال است و نمي‌توان اعتناي چنداني به خبرهاي شهروندان كرد.


من به ايشان گفتم كه روزنامه نگاري شهروندي رابطه مستقيمي با وضعيت اجتماعي سياسي هركشور دارد. به همين خاطر اين نوع از روزنامه نگاري در جايي رشد مي كند كه نظر مردم محترم و مهم است. براي ايشان oh my news كره جنوبي را مثال زدم و گفتم در شرايطي كه همه رسانه ها در اختيار محافظه‌كاران بود، اصلاح طلبان كره جنوبي از اين رسانه مردمي استفاده كردند و برنده انتخابات شدند.


اتفاقا همان شب شبكه دوم سيما در گفتگوي بخش خبري خود با سردار رادان رئيس نيروي انتظامي تهران بزرگ، تصاويري از زنان دستگير شده را به صورت اسلايدشو به نمايش گذاشت. در اين گفتگو همه تلاش سردار رادان اين بود كه بگويد برخوردها مودبانه و به دور از خشونت بوده است. اما اين ويدئويي كه اكنون در سايت يوتيوپ به نمايش گذاشته شده نشان مي‌دهد هرچند كه رسانه‌هايي نظير صداوسيما و روزنامه‌ها از نقد طرح امنيت اجتماعي محروم شده‌اند اما اينترنت مي‌تواند بسياري از حقايق را آشكار كند.


در اين فيلم آشكاراست كه شخصي با تلفن همراه خود اين گزارش را تهيه كرده، حال اگر رسانه صوتي و تصويري و نوشتاري نتوانند و يا نخواهند كه به خبرهاي مردمي اعتنا بكنند، مخاطبان خود را از دست مي‌دهند. همچنان كه از دست داده اند. بنابراين به گمان من روزنامه نگاري شهروندي واقعيتي محتوم است كه به زودي گريبان رسانه هاي داخلي را خواهد گرفت. همچنان گريبان بسياري از روزنامه پرتيراژ جهان را گرفته است. به طور مثال روزنامه ال پائس پرتيراژترين روزنامه اسپانيا صفحه اي را ايجاد كرده كه مطالب توليدشده خوانندگانش را در آنجا مي‌گذارد.


*قابل توجه آقاي فضائلي كه اينقدر نگران اعتبار منبع خبرهاي مردمي است.(خبرگزاري فارس مارادونا را كشت و زنده كرد)

Posted by ghajar at 2:55 بֽظֽ | Comments (8) | TrackBack

5 اردیبهشت 1386

بي تفاوتي مطبوعات ايران به پوليتزر2007

جالب است كه روزنامه‌هاي ما از موضوعي به اين مهمي مي گذرند. هر سال مي‌بينم در صفحات ادبي خبري كوتاه از قسمت جوايز ادبي كار مي‌شود. در حالي كه بخش ادبي پوليتزر حاشيه اي در كنار متن جوايز روزنامه نگاري است كه در14 رشته برنده برمي‌گزيند. اما روزنامه نويسان و روزنامه داران از كنارش براحتي عبور مي‌كنند.

در روزنامه شرق پوليتزر2004 و 2005 را نوشتم اما نخواستند و من هم اصرار نكردم كه پوليتزر2006 را بنويسم. فعلا كه شرق وجود ندارد كه 2007 را بنويسم. وال استريت ژورنال امسال 2 جايزه مهم كسب كرده و بقيه جوايز بين ساير روزنامه‌ها تقسيم شده است. دليل تاخيرم در نوشتن پست اين بود كه بسنجم ببينم كسي به غير از خودم به اخبار اين جايزه علاقه مند و آنرا دنبال مي‌كند ديدم نه اصلا كسي براي اين موضوعات در روزنامه‌ها تره هم خرد نمي كند.


مطلبم درباره پوليتزر2006

گزارشم از پوليتزر2005

گزارشم از پوليتزر 2004

يادادشت روزنامه واشنگتن پست در مورد پوليتزر امسال

Posted by ghajar at 5:43 بֽظֽ | Comments (2)

2 اردیبهشت 1386

نه بزرگ!

امروز به اولين پيشنهاد كاري در سال 86 "نه"گفتم. گفتن اين نه مقداري سخت بود چون دلم با كار بود اما عقلم مي‌گفت:نه. اما در آخر سال 85 به خودم قول داده بودم كه تعارف و رودربايسي و دلي كار كردن رو بذارم كنار و بيشتر به پول فكر كنم. با اين همه گفتن اين"نه" وقتي آسون شد كه با يه دوست خوب مشورت كردم. ازش صميمانه به خاطر راهنمايي‌اش متشكرم.

Posted by ghajar at 2:12 بֽظֽ | Comments (5) | TrackBack

linkdoni.com