[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

30 خرداد 1385

زنگ های تلفن همراه نشانه شخصیت شماست

باورتان می شودکه تلفن همراه در مدت کوتاهی توانسته باشد، این همم کارکردهای متفاوت داشته باشد. هم اکنون زنگ های تلفن همراه دارای کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. طیف وسیعی از زنگ های تلفن همراه وجود دارد که شخصیت درونی ادمها را نشان می دهد. به طور مثال دیده اید که یک آدم کت وشلواری و اتوکشیده وسط یک جلسه بسیار مهم زنگ تلفن همراهش به صدا درآید و آهنگ باباکرم پخش کند. احتمالا آن ادم صورتش سرخ می شود و بعدا معلوم می شود که فرزندانش با شیطنت آن آهنگ را برایش گذاشته بودند. در این گزارش که برای روزنامه کارگزاران نوشته ام به کارکردهای سیاسی تلفن همراه پرداخته ام

Posted by ghajar at 4:59 بֽظֽ | Comments (8)

26 خرداد 1385

پيش به سوي قهرماني آرژانتين

اميدوارم طرفداران برزيل، آلمان و ديگر تيمها حساب كار دستشان آمده باشد، آرژانتين بد فرم شايسته قهرماني است و به هيچ تيمي هم رحم نمي‌كند. صربستان كه در مرحله انتخابي فقط و فقط يك گل خورده بود شش گل خورد تا بقيه تيمها بدانند اين آرژانتين يكي از بهترين تيمهاي تاريخ فوتبال اين كشور است. يك بار شمردم، خط مياني قدرتمند آرژانتين به رهبري ريكلمه بيشتر از 25 پاس بهم دادند.
كيف ديدن اين بازي وقتي برايم بيشتر شد كه كارلوس توز محبوبم به زمين آمد يك نفر را لايي زد و يك نفر را هم به زيبايي جا گذاشت و توپ را به تور چسباند. صحبت از قهرماني زود است اما يك فكرهايي در صورت قهرماني آرژانتين در سر دارم.

نمایش قدرت آرژانتین

۶تایی‌ها

كري خوانان عزيز! با كمال احترام؛ ...

طوفان آرژانتین

این آرژانیتن است . لذت ببرید !

آمار بازي صربستان و آرژانتين

تصاوير بازي را اينجا ببنيد

Posted by ghajar at 11:05 بֽظֽ | Comments (12)

25 خرداد 1385

سرمربی مجازی یک تیم فوتبال شوید

پیش از این درباره علاقه ام به این بازی نوشته بودم. راستی میلان را قهرمان لیگ کالچو کردم و الان به طور مجازی در سال 2009 میلادی هستم. شوچنکو، اینزاگی و وگل سوئیسی می خواهند از تیمم بروند. باشوچنکو صحبت کردم اما متقاعد نشد که یک فصل دیگر به عنوان مهاجم باقی بماند و می خواهد از فوتبال خداحافظی کند. یک مهاجم برزیلی خریده ام به نام فابیانو که خوب بازی می کند. روبینیو و وین رونی مهاجمان گرانقیمتی شده اند. مجبور شدم آدریانو را از اینترمیلان بخرم تا جای خالی شوچنکو را پرکند. هرچند که هیچ مهاجمی مثل شوچنکو نمی شود. اگر شما هم به مریبگیری فوتبال علاقه دارید این این مطلب را که برای صفحه ویژه جام جهانی خبرگزاری میراث فرهنگی نوشته ام بخوانید. در این مطلب سعی کرده ام تا جزئیات بازی را تشریح کنم.


خاطرات کولينا(قواعد بازي)
راستی قرار بود روزهای پنجشنبه یک کتاب معرفی کنم. پیر لوئیجی کولينا يکي از بهترين صاحب نظران داوري مسابقات فوتبال است. خاطراتش را به صورت یک کتاب به نام قواعدبازی درآورده است. کولينا، پس از قضاوت بازي فينال جام جهاني فوتبال بين دو تيم برزيل و آلمان، به عنوان بهترين داور جام جهاني فوتبال شناخته شد.

قواعد بازي/پير لوئيجي کولينا/مترجم: بهاره افشاري،بهناز اشرف گنجوي/نشر خجسته/سال چاپ1385

Posted by ghajar at 0:47 بֽظֽ | Comments (4)

23 خرداد 1385

جایی که بلاگرها شکست می خورند

جدا از موفقیت اقتصادی که مجله people پس چاپ عکس آنجلینا جولی و برادپیت کسب کرد و قیمت این مجله از 3.49 دلار به 3.99 دلار رسید، این ماجرا یک روی رسانه ای هم دارد.
این عکس که جلد مجله people شده به قیمت 4 میلیون دلار از این زوج خریداری شده است. اما وبلاگ PerezHilton.com هر روز کلی عکس و شایعه از خبرسازهای هالیوود منشتر می کند. اما هیچ وقت عکس هایش انحصاری نمی شوند. خیلی زود وبلاگ ها و سایت های دیگر از مطالب او استفاده می کنند و این ثابت می کند که در وب هیچ چیز در انحصار شما نیست. یعنی فرض کنید که همین زوج عکسشان را به یک سایت می فروختند، آیا گردانندگان سایت ها می توانستند آن عکس را در انحصار داشته باشند و از محل فروش آن درآمد کسب کنند. مسلما نه؟


با آنکه خودم از طرفداران رسانه های آنلاین هستم با عرض پوزش باید بگویم رسانه های آنلاین اینجا را کم می آورند. یعنی یک مجله الکترونیکی نمی تواند با انحصار مطالب و عکسهایش به کسب درآمد امیدوار باشد، اما رسانه های چاپی اینجا برتری دارند


همین مجله people چند ماه قبل عکسهایی اختصاصی از کودک تازه دنیا آمده Britney Spears منتشر کرد اما آنها این عکس ها را در سایتشان هم گذاشته بودند و مجله people از انتشار آنان طرفی نبستند، اما این بار آنها اشتباه نکردند آنها مجله شان را فروختند و چند بار تیراژ را بالا بردند و بعد از آن رسانه های آنلاین دنبال اسکن عکسهای مجله people افتادند. اما این مجله بارش را بست و موفقیت اقتصادی بسیار بی نظیری کسب کرد. 5 میلیون نسخه از مجله people در عرض یک هفته فروخته شد در حالی که در شش ماهه دوم سال 2005 متوسط تیراژ این مجله 3.7 میلیون نسخه بوده است.


رابرت بویتون نویسنده کتاب "روزنامه نگاری نوی نو"می گوید:"وبگردها همیشه خودشان را ستایش می کنند. اما آیا واقعا همه آنهایی که وبلاگ می خوانند مجله people را خریده اند؟ آقای بویتون می گوید:"من نمی توانم بفهم که چه قدر فاکتورهای اقتصادی برای بلاگرها مهم است اما وقتی که در مسائل اقتصادی جمعی صحبت می شود باید مجلات را موفق تر دانست.

عکس 4 میلیون دلاری

آنجلینا جولی و زرد درپیت

Posted by ghajar at 8:06 بֽظֽ | Comments (3)

21 خرداد 1385

همبستگی بلاگرهای طرفدار آرژانتین

آرژانتین قدم اول را محکم برداشت. هرچند به خاطر 3 امتیاز خطر نکرد و سعی کرد برتری را تا پایان حفظ کند. نقطه قوت آرژانتین خط میانی است. در میان تیم هایی که بازیشان را دیدم خط میانی آرژانتین از همه منظمتر وبا برنامه تر بود. هرچند به توز بازی نرسید اما ساویولا و کرسپو نشان دادند که آماده باز کردن هر خط دفاعی هستند.


حالا که همه جا صحبت از قهرمانی آرژانتین است بهتر است با ویژگیهای این کشور آشنا شویم. آرژانتين داراي سيستم آموزش و پرورش بسيار قوي و نرخ بي‌سوادي بسيار پاييني است. آموزش در اين كشور مجاني و براي كودكان و نوجوانان 6 تا 14 ساله اجباري است.(اینجا را کلیلک کنید)


هواداران آرژانتین لطف کردند و پیغام گذاشتند. لطفا باز هم اگر کسی طرفدار آرژانتین هست یا مطلبی نوشته، پیغام بگذارد.

یک پزشک

حمیدرضا علاقه بند

دریا بندر کشتی

مومالی

من و تنهایی

آرژانتین محتاطانه ساحل عاج را شکست داد !

طرفدار پروپا قرص آرژانتین

پكرمن: ساحل عاج مثل يك تازه وارد نبود

Posted by ghajar at 0:33 بֽظֽ | Comments (19)

20 خرداد 1385

طرفداران آرژانتین بپا خیزید

argentina.jpg

این جام دیگر باید مال آرژانتین باشد. چون آنها خیلی بی سروصدا حرکت کرده اند و همه جام را متعلق به برزیل می دانند. امروز توز می تواند نشان دهد که چه مهاجم خوب و گلزنی است. بگذارید همین اول کار تکلفیم را مشخص کنم. من طرفدار آرژانتین و ایتالیا هستم. راستی خیلی عالیه که دو تا از بلاگرهای خوب هم طرفدار آرژانتین هستند. زهرا و جواد روح

اگر کس دیگری هم هست اعلام کند. من تا پایان جام جهانی به وبلاگهایی که در مورد آرژانتین، ایتالیا و ایران مطلب تولید می کنند لینک می دهم. به امید قهرمانی

خبرگزاری میراث فرهنگی صفحه ویژه ای درباره جام جهانی دارد. در این صفحه به حواشی جام جهانی ، امکانات و جاذبه های گردشگری آلمان پرداخته شده است. چرا که همه چیز در زمین سبز فوتبال خلاصه نمی شود. مسائل زیادی بیرون از زمین فوتبال اتفاق می افتد.

Posted by ghajar at 2:48 بֽظֽ | Comments (9)

18 خرداد 1385

6-چه كسي پالومينومولرو را كشت؟

در تعطيلات هفته جاري ايران كتاب"چه كسي پالومينومولرو را كشت؟"را خواندم. ماريوبارگاس يوسا نويسنده پرويي اگر چه يك ماجراي جنايي را دستمايه داستانش قرار داده اما در پس آن يك طنزسياسي نهفته است.

پرويي ها هم مثل ايران نفت دارند و از همه مهمتر گرفتار تئوري توطئه هستند. دو پليس با هزاران مشكل راز قتل پالومينومولرو مي‌گشايند اما مردم آنها را دورغگو خطاب مي كنند و به آنها مي‌گويند:"توي تالارا حتي يه نفرو پيدا نمي‌كنين، چه مرد، چه زن، چه بچه، چه سگ كه اين قصه رو باور كنه. حتي جلو اون لاشخور هم بندازين از گلوش پايين نمي ره" ماريو بارگاس يوسا طوري داستان را پايان مي برد كه خواننده به جاي آن كه دلش به حال جواني كه در اولين داستان با ـن وضع فجيه كشته مي شود بسوزد، بيشتر دلش به حال دو پليس تالارا مي سوزد.

چون مردم داستان را جور ديگري براي خودشان ساخته و پرداخته اند."معلومه كله‌گنده ها. كي مي خواين كشته باشه؟ ستوان، مارو رنگ نكن. ناسلامتي، ما همه اينجا با هم رفيقيم. فقط موضوع اينه كه شما نمي تونين حرف بزنين. همه مي‌گن اون ها در دهن شما رو بسته‌ن و نمي‌ذارن قضيه رو روشن بكنين. همون مسئله هميشگي"
راستش با خواندن اين داستان كمي هم همذات پنداري كردم. چون دقيقا روزنامه‌نگاران ايراني هم همين وضعيت را دارند. آنها به زندان افكنده مي‌شوند، شكنجه مي شوند، تبعيد مي‌شوند اما مردم هميشه وقايع سياسي كشور را آن طور تفسير مي‌كنند كه خودشان دوست دارند. راستي چه كسي باور مي كرد كه روزي به مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني حمله شود. اما مردم ما چگونه ماجرا تفسير مي‌كنند؟ آنها مي گويند:"بابا هاشمي يه عده رو فرستاده تا مراسم رو بهم بريزن. چون بعد از انتخابات محبوبيتش به صفر رسيده و اينجوري مي‌خواد كسب محبوبيت كنه"


چه كسي پالومينومولرو را كشت؟/مايوبارگاس يوسا/ترجمه احمدگلشيري/موسسه انتشارات نگاه/1383


Choice: Who Killed Palomino Molero?is a interest novel. Because Mario Vargas Llosa wrote the crime story with a politics jok about Peru.

Posted by ghajar at 6:55 بֽظֽ | Comments (7)

16 خرداد 1385

روزنامه نگاری آنلاین حرفه است

"روزنامه نگاری آنلاین حرفه نیست، نوعی جریان تولید ، توزیع و چرخش اطلاعات است و خیلی ها در قبال پرداختن به آن دریافت مالی ندارند"

ببشخید، پس این همه سایت خبری در دنیا مفت و مجانی در می آید. یعنی کسانی که در گاردین نامحدود کار می کنند یا در سایت بی بی سی کار می کنند، هیچ وجه مالی دریافت نمی کنند. جای دور نرویم آقای فرقانی می تواند از دوستان و همکارانش واساتید ارتباطات که اکنون در همشهری آنلاین، خبرگزاری میراث فرهنگی ، خبرگزاری فارس و بقیه جاها بپرسد که آیا آنها دریافت مالی دارند یا نه؟ شاید هم آقای فرقانی نمی خواهد "روزنامه نگاری آنلاین" را به رسمیت بشناسد در نتیجه حتی ممکن است حرفه نزدیکترین دوستانش را زیر سوال ببرد.
البته شاید دکتر فرقانی نمی داند که به طور مثال روزنامه تایمز لندن یک سردبیر برای روزنامه اش دارد و یک سردبیر برای روزنامه آنلاینش. این فهرست را گذاشته ام تا مدرسان و فعالان حوزه روزنامه نگاری آنلاین را ببنید. اینها هرکدام مدرس روزنامه نگاری هستند و سایت های خبری آنلاین را طراحی و پایه گذاری کرده اند. کارها و سوابقشان هست. آیا این بندگان خدا مجانی و در راه خدا کار می کنند؟


"متاسفانه مشکلات روزنامه نگاری آنلاین و الکترونیک این است که هیچگونه نظارت و کنترلی بر صحت اطلاعات منتشره صورت نمی گیرد و دیگر آنکه در بسیاری موارد این روزنامه نگاری به وسیله ای برای تسویه حسابهای شخصی ، گروهی ، سیاسی و در نتیجه وارد کردن تهمت و افترا و اتهام به افراد تبدیل شده است."

متاسفانه آقای فرقانی بین وبلاگ با روزنامه های آنلاین تفاوت قائل نیست. به طور مثال اگر نیویورک تایمز آنلاین مطلبی را منتشر کند باید به صورت رسمی در مورد انتشار آن مطلب جوابگو باشد. اما وبلاگ فضایی غیر رسمی و شخصی است که هرکسی ممکن از آن استفاده فردی بکند. وبلاگی وسیله ای برای بیان عقاید شخصی است.


باید تشکلها و انجمنهای روزنامه نگاران آنلاین شکل بگیرد تا آنها خود ،مبانی اصول اخلاقی را تعریف کنند که مطمئنا این اصول می تواند در برخی موارد با اصول اخلاقی روزنامه های چاپی مشترک و در برخی موارد بدلیل ماهیت متفاوت این روزنامه نگاری، متفاوت باشد

شما که روزنامه نگاری آنلاین را حرفه نمی دانید چگونه بر ضرورت تشکل و انجمن روزنامه نگاری آنلاین تاکید می کنید. راستی در این مطلب کلی منبع برای اصول اخلاقی و حرفه روزنامه نگاری گذاشته ام. مطالعه این کتاب هم بد نیست. این هم وبلاگ یکی از اساتید ارتباطات آمریکایی که روزنامه نگاری آنلاین درس میدهد. قابل توجه آقای فرقانی رئیس دانشکده ارتباطات علامه.

پي نوشت
از اين كه صدايي از اين همه وبلاگ ارتباطي در نيومد ناراحت نيستم. بهرحال رئيس دانشكده است و ممكن است ادم يك جاي كارش با فرقاني گير كند. من هم بودم ريسك نمي كردم.


نقدي بر گفته هاي فرقاني

آقاي دكتر فرقاني! چرا روزنامه نگاري آنلاين حرفه نيست؟؟؟

Posted by ghajar at 7:58 بֽظֽ | Comments (6)

13 خرداد 1385

با خواهران مگدالن در تصادف لس آنجلس

امروز دو تا فيلم خوب ديدم. فيلمهايي كه ارزش ديدن دارند و ارزش آموختن. يكي گذشته هايي نه چندان دور از ايرلند و اروپاي كاتوليك را به تصوير مي كشد و ديگري از حال روز امروزي لس آنجلس مي گويد. نقد فيلم نمي‌كنم، فقط چند نكته مي‌گويم كه بر صفحه ذهنم حك شده و شايد تا مدت ها از خاطرم نرود. برخي اوقات فيلمهايي خوب، چيزهايي در ذهن مي‌كارند كه تا سالها از خاطر نمي‌رود.


The Magdalene sisters

خواهران مگدالن سرنوشت دختراني را به تصوير مي‌كشد كه پيش از ازدواج بچه دار شده اند، برخي به اراده خود و برخي ديگر نيز در معرض تجاوز جنسي قرار گرفته اند. آنها را به خانه مذهبي ماگدالن مي‌برند تا گناهانشان پاك شود. خواهران در مگدالن مثل يك برده براي خواهر روحاني خود كار ‌مي‌كنند، تا او پولدار شود و از پول لباسهايي كه دخترها مي شويند، پولدار شود و ماشين لباسشويي بخرد. دردناك ترين و ماندگاترين صحنه آنجايي است كه دختر مورد تجاوز قرار گرفته در انظار، پدر روحاني را نشان مي دهد و بارها فرياد مي زند كه او "مرد خدا"نيست. اين فيلم 60سال پيش اروپا را نشان مي‌دهد، كه چطور تحت تعاليم مذهبي مسيح به دختران و زنان ظلم مي شده است. پيتر مولان سعي دارد تعاليم خشك مذهبي كليسا را به نقد بكشد و الحق به خوبي از پس اين كار برآمده است.

خواهران مگدالن و زنان حوزه علميه قم


Crash
لس آنجلس امروز با مردمان چيني، ايراني، مكزيكي، سياهان و سفيد پوستان آكنده از خشونت و قتل است. همه به هم سوتفاهم دارد. ايراني به سياه پوست، سفيد پوست به سياه پوست، سياه پوست به سفيد پوست و سياه پوست به سفيدپوست. تبعيض نژادي، عقده هاي فروخورده، آمريكايي‌هايي كه ميان عرب ها و فارس ها تفاوت قائل نيستند و آنها را مسئول حادثه 11 ستامبر مي دانند. سياهاني كه فكر مي كنند سفيد پوست ها حقشان را خورده اند و سفيد پوست هايي كه برعكس فكر مي كنند. اما ماندگارترين صحنه" تصادف" آنجايي است كه يك ايراني مي خواهد، يك سياه پوست را بكشد و دخترك سياه پوست به بغل بابايش مي پرد، ايراني ماشه را مي‌چكاند، اما تيرمشقي فرشته نجات دخترك مي شود و ايراني وسط خيابان بهت زده مي ايستد. لس آنجلس امروز تكه از جهان چند وجهي است. بقول داريوش شايگان قطعاتي از يك موزاييك جهاني.

سايت فيلم تصادف

هيچ‌کس بی‌گناه نيست

Posted by ghajar at 0:01 قֽظֽ | Comments (7)

11 خرداد 1385

چرا تعرفه گوشی تلفن همراه گران شد

برایم عجیب بود، تعرفه ای که قرار بود از 5 درصد به 10 تا 16 درصد برسد، چطور یکدفعه به 56 درصد رسید. چند روز پیش که قرارداد تولید تلفن همراه میان وزارت صنایع ومعادن، شركت كارخانه‌هاي مخابراتي ايران، شركت نيمه هادي عماد و كنسرسيومي متشكل از موسسه سروش رسانه و شركت شهرك‌هاي هوشمند به امضا رسید ، فهمیدم که چه لابی قدرتمندی پشت قضیه بوده است. به نظر می رسد حتی به زودی صاایران هم وارد قضیه شود. من این یادداشت را قبل از اعلام این خبر نوشته بودم.باید منتظر تولید تلفن همراه داخلی ماند. دیشب در آگهی تلویزیون دیدم هایر نیز وارد رقابت در بازار تلفن همراه شده و در کنار ماشین لباسشویی می خواهد گوشی موبایل تولید کند. خدا به خیر کناد.

Posted by ghajar at 0:30 بֽظֽ | Comments (3)

7 خرداد 1385

پنج نکته از خودم

1-برام دعا کنید، چون در زندگی ام به یک ریسک کمی بزرگ دست می زنم


2-گاهی وقت ها می خواهم از خودم هم بنویسم، اما بی خیالش می شوم. درست مثل همین حالا.


3-دوفیلم دیدم که هیچ کدام ربطی به هم نداشتند. اصلا یادم رفته بود درباره شان بنویسم. یکی جارهد ، فیلمی ضد جنگ که به گمانم به زودی از تلویزیون پخش می شود و نسخه پایین تر از متوسط، اینک آخر زمان است. یکی چاوس که فیلمی فرانسوی است که در جشنواره کن هم برنده شده است. فیلم به واکاوی زندگی یک روسپی می پردازد و نتیجه می گیرد خانواده ای که در آن زندگی کرده و فضای مذهبی خانواده اش باعث شده تا روسپی خیابانی شود. هرچند با این نگاه موافق نیستم اما فیلم بسیار خوش ساخت و روان است.


4-یادم باشد مقاله ای درباره اهمیت وبلاگ نویسی به زبان انگلیسی برای دوستان یزدی بنویسم.(با تاکید بر تنبلی خودم در ننوشتن به زبان انگلیسی)


5-جام جهانی نزدیک است. مردم موقع جام جهانی تب می کنند اما من همیشه تب می کنم چون تب فوتبال دارم. تفریح دوست داشتنی ام بازی مربیگری فوتبال است. یک هفته است که از صدر جدول به دور افتاده ام. پیشنهاد بلغارستان و آندورا را برای مربیگری نپذیرفتم تا پس از 4 فصل مربیگری، آث میلان را قهرمان لیگ کالچو کنم.

Posted by ghajar at 7:51 بֽظֽ | Comments (5)

6 خرداد 1385

بر باورهای قبلی ام پای می فشرم

پس لرزه های جشنواره وبلاگ نویسی یزد را به چشم دیدم. برای چند تایی جواب داشتم، اما فکر کردم جوابم باعث درگیری هایی بیهوده خواهد شد. چند روز که گذشت دیدم کم کم موجها خوابید و جز کفی بر ماسه باقی نماند. آنها که فرق بین وب سایت و وبلاگ را نمی دانستند، آگاه شدند و آنها که سنگ ایساتیس را بر سینه می زدند خود بهتر می دانستند، که سیاست گذار جشنواره نه می تواند در مسابقه شرکت کند و نه خود چنین اصراری دارد. باور داشته و دارم که یزدیها با این جشنواره برنده شدند، دلایلش را در یادداشتی که برای روزنامه اعتماد ملی نوشته ام، توضیح دادم. راستی هر روز به چند تا وبلاگ یزدی سر می زنم. دوستان خوبی پیدا کردم و از خواندن مطالبشان لذت می برم. هنوز هم باور دارم که وبلاگهای خوبی برنده شدند. اما شایستگی آنها که نبردند را انکار نمی کنم.

نظرگوگل درباره داوريهاي جشنواره وبلاگ نويسان يزد

Posted by ghajar at 0:08 بֽظֽ | Comments (10)

4 خرداد 1385

تحصیل در رشته بازاریابی

بدم نمی آید در رشته" بازاریابی و تجارت الکترونیک" درس بخوانم. اگر12میلیون ناقابل داشتم درسش را می خواندم. حداقل اگر در مطبوعات پول و پله ای به هم نزدیم، تجارتی می کردیم و بازاریابی. این گزارش را در معرفی رشته کارشناسی ارشد بازاریابی و تجارت الکترونیک برای روزنامه کارگزاران نوشتم. اگر خوشتان آمد و دوست داشتید حتما دنبالش بروید. رشته نان و آب داری است. مدیر گروهش می گفت همه فارغ التحصیل ها جذب بازار کار شده اند. اساتیدش هم سوئدی هستند و باید زبان انگلیسیتان خوب باشد.

Posted by ghajar at 2:34 بֽظֽ | Comments (3)

3 خرداد 1385

ايران پس از توقيف

امروز عصر يه سر به روزنامه ايران زدم. بچه هاي روزنامه سر در اينترنت داشتند. به آنها گفته شده كه روزنامه تعطيل نيست و هر روز بايد بيايند. نگهبان دم در مي گفت كه هر روز تلفن هاي تهديدآميز دارند و عده اي مي گويند كه روزنامه را آتش مي زنند و يا شيشه هايش را مي شكنند. سربازي گوشه راهرو نشسته بود و آخرين ماههاي خدمتش را طي مي كرد. كلانتري 104عباس‌آباد آماده باش است تا در صورت وقوع هر حادثه اي خود را سريعا به روزنامه ايران برسانند. سردار طلايي صبح آمده بود و وضعيت امنيتي را بررسي كرده بود. يك شايعه هم بود كه تك تيراندازها بر روي پشت بام ها آماده هستند. انگار همه منتظر حمله هستند.


دیروز با جليل اكبري صحت دبير فرهنگي روزنامه كلي گپ زدم. جليل كه آذري زبان است برايم از بار معنايي" نه منه"گفت. او مي گفت از صبح تا به حال به 200 تلفن از دور و نزديك درباره وضعيت روزنامه ايران جواب داده است. مانا نيستاني و قاسمي فر اكنون در بازداشت هستند، كاش با عذرخواهي همه چيز هرچه زودتر ختم به خير شود.


اكبري صحت داور جشنواره وبلاگ نويسي همدان هم بود اما من زودتر آمدم و او را نديدم و حالا و در روزي كه ايران توقيف موقت شده بود، فرصتي شد تا هر در سخني بگوييم. كلي ذوق كردم وقتي فهميدم آقاي اكبري صحت وبلاگم را مي خواند و در فهرست"علاقه منديهايش" روزنامه نگار نو را قرار داده است.

روزنامه ايران توقيف موقت شد

كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه روانه زندان شدند

گزارش تصويري ناآراميهاي تبريز

بيانيه روزنامه نگاران روزنامه ايران

Posted by ghajar at 1:10 قֽظֽ | Comments (9)

2 خرداد 1385

مراقبت از كودكان نه ممانعت

در ايران سازمان و موسسه اي براي حمايت كودكان و نوجوانان در مورد خطرات اينترنت وجود ندارد. فيلترينگ كنوني هم تنها نوجوانان را براي ديدن تصاوير سكسي حريص تر مي كند. بايد به خانواده ها ياد داد كه چگونه از فرزندان خود مراقبت كنند. بسياري از خانواده ها اصلا به موقعيت صفحه نمايش رايانه(مانيتور)توجه نمي كنند. مانيتور بايد رو به در باشد. مادران و پدران بايد در كنار فرزند خود بنشينند و چت كنند تا او بداند اين عمل قبح نيست. اين گزارش آموزشي را در همين راستا براي راهنمايي خانواده ها در اعتماد ملي نوشتم.

بنياد ديدبان اينترنت

قوانين بريتانيا در مورد حمايت از كودكان

Posted by ghajar at 0:17 بֽظֽ | Comments (2)

linkdoni.com