29 آذر 1384
روزنامه نگارى مصيبت زده
پس از آنكه توفان كاترينا در جنوب ايالات متحده فرو نشست، دانشكده هاى روزنامه نگارى آمريكا نحوه پوشش خبرى اين حادثه در روزنامه ها و سايت هاى خبرى را مورد بررسى قرار دارند. مقالات بسيارى در زمان وقوع حادثه كاترينا و پس از آن در زمينه چگونگى پوشش خبرى بلاياى طبيعى نوشته شد. از جمله اين مقالات، يادداشتى به قلم Kenneth F. Irby رئيس گروه ژورناليسم بصرى انستيتو روزنامه نگارى پوينتر بود.
او در اين مقاله براى روزنامه نگارانى كه به منطقه نيواورلئان مى رفتند، پيشنهاداتى نوشته بود، ازجمله اين كه روزنامه نگاران تنها به جايى نروند و حتماً از محافظ استفاده كنند، بى سيم و چراغ قوه همراه داشته باشند و سوار اتومبيل هاى ناشناس نشوند. بدون شك مقاله او براى روزنامه نگاران كارگشا بود چرا كه شهر نيواورلئان خالى از سكنه شده بود و بسيارى به اين شهر لقب «شهر ارواح» داده بودند.
سايت poynter.org هم در زمان وقوع حادثه كاترينا فهرستى از نهادها و سازمان هايى كه روزنامه نگاران مى توانند از آنجا كمك هاى مورد نياز خود را دريافت كنند، همراه با نشانى و تلفن تهيه كرد و در سايت گذاشت. نمونه چنين كارهايى به وفور در كشورهاى پيشرفته ديده مى شود اما با وجود آنكه تعداد حوادث و بلاياى طبيعى در ايران زياد است كمتر در اين زمينه پژوهش و مطالعه صورت مى گيرد.
ادامه مطلب در روزنامه شرق
میزگردی در رابطه با پوشش خبری طوفان کاترینا(چه درسهایی گرفتیم)
28 آذر 1384
تیراژ روزنامه ها
فرح عزیز ایمیل زده و در مورد تیراژ روزنامه ها در ایران و جهان پرسیده؟ در مورد ایران آمار دقیقی وجود ندارد. چند سال پیش وزارت ارشاد روزنامه ها را موظف کرد که تیراژ روزنامه را در صفحه آخر بیاورند اما کم کم روزنامه ها از انجام این عمل سر باز زدند. اما مرجع اعلام تیراژ مطبوعات وزارت ارشاد است منتها نمی دانم آیا تیراژ روزنامه ها برای کارهای تحقیقاتی اعلام می کنند یا نه؟
در مورد تیراژ روزنامه های آمریکایی مرجع خوب سایت burrellesluce است. که اخیرا آمار 2005 آن اعلام شده و روزنامه یو اس ای تودی با 2میلیون 281 هزار نسخه در صدر قرار دارد. در آمار سال 2004 هم یو اس ای تودی با 2 میلیون 192 هزار نسخه در صدر قرار داشت.
اینم یک آمار دولتی از تیراژ روزنامه ها در فرانسه که لو پاریزین با 485 هزار نسخه در روز در صدر قرار دارد.
26 آذر 1384
روزنامه نگاری جهانی-23
کتاب روزنامه نگاری جهانی برای کسانی که موضوعات حقوقی رسانه ها را دنبال می کنند، جالب خواهد بود. چرا که در این کتاب به تفصیل آزادی رسانه و عوامل محدودیت زای آن در کشورهای مختلف بررسی شده است. نویسنده این کتاب پروفسور جان هربرت از بنیان گذاران دوره کارشناشی ارشد روزنامه نگاری رادیویی در انگلیس است. او با بیست و پنج سال سابقه روزنامه نگاری مقالات متعددی درباره روزنامه نگاری نوشته و در این کتاب برخی از کشورهای جهان را نظیر ژاپن، آمریکا، هنگ کنگ و چین بررسی کرده و از تعداد رسانه ها، نقش رسانه ها در آن کشورها مطالبی نوشته است. آقای هربرت در این کتاب سعی کرده که ویژگی های روزنامه نگاری جهانی را شرح دهد و نقش هژمونی سیاسی را در عرصه مطبوعات و رسانه ها یادآور شود.
اما این کتاب یک نکته منفی دارد. گاهی مترجم نظرات خودش را در داخل پرانتز و در وسط جمله آورده است. این کار اولا دخالت آشکار مترجم در متن اصلی است. ثانیا خواننده را گاهی اوقات به اشتباه می اندازد که نکند همه مطالبی که در پرانتزها آمده است کار مترجم است. به طور مثال در آخر صفحه 96 نوشته شده:" چند سال پیش در دیداری از مرکز آن در واشنگتن تحت تاثیر نگرش فعلی آن نسبت به خبر و تلاش آن برای وانمود کردن خود به عنوان سازمانی بی طرف(!) در پخش خبر، به شیوه ای که سرویس جهانی بی بی سی همیشه بوده است(!!)قرار گرفتم.
بهتر بود اگر مترجم نظر دیگری دارد در پاورقی هر صفحه می آورد و یا اگر نظرات مبسوطی داشت یادداشتی در اول کتاب می نوشت.
روزنامه نگاری جهانی/ نوشته:جان هربرت، مترجم علی ایثاری کسمایی، یونس شکرخواه، تهران، روزنامه ایران، موسسه انتشاراتی 1383
23 آذر 1384
کارشناس عصبانی
دیروز الجزیره یک میزگرد سیاسی را نشان می داد که دو نفر راجع به انتخابات عراق صحبت می کردند. یکی از این کارشناسان بدجوری از کوره در رفته و روی صندلی بالا و پایین می پرید. مجری برنامه برای کنترل این کارشناس چند بار مجبور شد دست او را بگیرد. یکی از این کارشناسان گفت:سیستانی اعلام کرده هر کس رای ندهد مرتکب فعل حرام شده و زنش به او حرام است. او انتقاد کرد که چرا یک مرجع شیعه زمام امور عراق را در دست گرفته و در مسائل سیاسی دخالت می کند. البته دفترسیستانی چنین مطلبی را تکذیب کرده ، اما مثل این که عربها از این که اکثر کرسی های پارلمان به شیعه ها می رسد بسیار عصبانی هستند .
تكميلي:ميزگرد الاتجاه المعاكس(ديدگاههاي مخالف) بازتاب گسترده اي در عراق داشته است.
ابراهيم جعفري: اهانت الجزيره به آيتالله سيستاني اهانت به همه مردم عراق است
22 آذر 1384
روزنامه نگاري ايراني در بحران
امروز نشست ژورناليسم بحران در دانشكده علوم اجتماعي تهران برگزار شد. در اين نشست چند تن از اساتيد ارتباطات و حسن سربخشيان(عكاس خبرگزاري آسوشتيد پرس) پيرامون روزنامه نگاري بحران صحبت كردند.
حرف هاي خوبي مطرح شد ازجمله سخنان دكتر ربيعي، كه خود سالها در وزارت اطلاعات كار كرده از نگاه امنيتي به بحران ها انتقاد كرد. او گفت متاسفانه بحران به سرعت امنيتي مي شود و به سرعت خط قرمزهايي به دور بحران كشيده مي شود. آقاي ربيعي به حادثه سقوط هواپيماي c130 اشاره كرد وافزود شما مطمئن باشيد تا ده سال ديگر هم علت واقعي سقوط اين هواپيما مشخص نمي شود.
دكتر شكرخواه در ادامه اين نشست مسئله دخالت هيجان واحساسات را در خبرنويسي مطرح كرد او گفت: روزنامه نگاران نبايد به هنگام مواقع بحراني احساسي شوند و به خبر خود هيجان بدهند. دكتر منتظر قائم هم به همين نكته اشاره كرد و گفت سايت واحد مركزي خبر يك ساعت نيم پس از حادثه اولين خبر خود را داده و در اين خبر حتي به مرگ خبرنگاران صداوسيما اشاره نشده و نويسنده خبر نمي دانسته در اين هواپيما تعدادي از همكاران او حضور داشته اند. دكتر قائم به اين نكته اشاره كرد كه روزنامه نگاران در اين گونه موارد بايد بر احساس خود غلبه كنند و به وظيفه حرفه اي خود عمل كنند نه اين كه احساسي شوند و در حساس ترين شرايط كه مردم مي خواهند ازميزان تلفات و چرايي وقوع اين حادثه با خبر شوند گريه كنند.
حسن سربخشيان هم به شرح خاطرات خود از سقوط هواپيماي c130 پرداخت و گفت:اولين چيزي كه بايد براي يك عكاس در هنگام رويدادهاي بحراني مهم باشد فرستادن اولين عكس است. او دومين مسئله مهم را براي يك عكاس حفاظت از خود دانست و در توضيح گفته اش افزود: يك عكاس در مواقع بحراني بايد حفاظت از جان و دوربين عكاسي اش را مدنظر قرار دهد، چرا كه در چنين مواقعي كارت خبرنگاري و نظاير اين كاربردي ندارد.
دكتر نمك دوست به مسئله كمبود مهارت هاي آموزشي خبرنگاران پرداخت و گفت كه به بايد روزنامه نگاران را براي مواقع بحراني تربيت كرد و به آنها آموزش هاي لازم را داد. او به عنوان مثال به زلزله بم اشاره كرد واين كه در فرداي روز حادثه بسياري از روزنامه نگاراني كه به بم رفته بودند تحمل اين فاجعه انساني را نداشتند و به تهران بازگشتند.
اين نشست نكات آموزنده بسيار خوبي براي خبرنگاران داشت كه به طور مفصل گزارشش را براي روزنامه شرق مي نويسم.
دكترنمكدوست: روزنامه نگاري ما، روزنامهنگاري دولت زده است
دكترشكرخواه: دراماتيكسازي سوژه نقشي در بهبود وضعيت بحران ندارد
21 آذر 1384
پولیتزر سایبر ژورنالیسم را به رسمیت شناخت
از سال آینده گزارش های منتشر شده در روزنامه های آنلاین هم مشمول داوری در جایزه پولیتزر می شوند. پوليتزر معتبرترين جايزه ويژه روزنامه نگاران آمريكايى است كه به صورت سالانه به برترين روزنامه نگاران آمريكایی اهدا مى شود. جايزه پوليتزر در بخش هاى مختلف شامل ۱۰هزار دلار و جايزه بخش خدمات عمومى آن يك مدال طلا است.
هیئت مدیره جایزه پولیتزر اعلام کرد: در چهل و نهمین مراسم جايزه پوليتزر علاوه نوشته های چاپی نوشته های اینترنتی نیز جایزه دریافت می کنند.روزنامه نگاران آنلاین می توانند در 14 رشته جایزه پولیتزر در کنار روزنامه نگاران سنتی به رقابت بپردازند. اما نوشته های آنلاین فقط به شرطی که در یکی از روزنامه های آنلاین چاپ شده باشد مورد بررسی قرار می گیرد، بنابراین نوشته منتشر شده در سایت ها و وبلاگ مشمول داوری جایزه پولیتزر نمی شود. داستانهای اینترنتی و عکس های منتشر شده در روزنامه های آنلاین هم می توانند در 14 رشته جایزه پولیتزر شرکت کنند.
سیگ گیسلر رئیس هیئت مدیره جایزه پولیتزر می گوید:این پیشنهاد راه را برای صنعت مطبوعات هموار می کند. یکی از دلایلی که باعث شد تا روزنامه نگاری آنلاین توسط هئیت مدیره پولیتزر به رسمیت شناخته شود، حادثه کاترینای آمریکا بود که وبلاگ ها و روزنامه های آنلاین نقش بسیار مهمی در پوشش خبری این حادثه طبیعی داشتند. به طور مثال روزنامه نیواورلئان تایمز که هم نسخه چاپی آن منتشر می شود و هم روزنامه آنلاین دارد، به حادثه طوفان کاترینا پوشش وسیعی داد. آقای گیسلر می افزاید:آثاری از روزنامه نگاران آنلاین داوری می شود که در زمان وقوع یک رویداد منتشر شده باشد. اگر زمان چاپ این گزارش فردای روز حادثه باشد و روزنامه های چاپی آن حادثه را پوشش داده باشند، آن گزارش مورد داوری قرار نمی گیرد.
گزارش هاى تحقيقى در پوليتزر برجسته مى شوند
پوليتزرسمبل روزنامه نگاري افشاگرانه
فقط نوشته هایی که روزنامه های آنلاین چاپ شود، به رسمیت شناخته می شود(واشینگتن پست)
20 آذر 1384
روزنامه مستقل یا روزنامه نگاران مستقل
آقای سید آبادی قصد من به هیچ عنوان تکه پرانی نبود. اتفاقا بیان رک وصریحی بود که ما را از بحث اصلی پرت نکند. هدف من از ادامه این بحث، روشن کردن زوایای تاریک روزنامه نگاری در ایران است.
دوست عزیز یادداشت"سمبه پر زور روزنامه نگارى حزبى" در همین راستا بود. یعنی بحث بر سر روش ها و اصول روزنامه نگاری و تا حدودی آسیب شناسی روزنامه نگاری در ایران. قرار نیست در بحث های چند طرفه روزنامه نگاران زیر سوال بروند.
مصاحبه با رابرت فیسک در مورد روزنامه نگاری بی طرف
بخشی از نوشته های شما در مورد روزنامه نگاری حزبی partisan journalism را استاد شکرخواه پاسخ داده:" اشکال از اینجا ناشی می شود که عده ای روزنامه نگاری عینی گرا را در نقطه مقابل روزنامه نگاری سیاسی قرار می دهند و این در حالی است که روزنامه نگاری سیاسی هم مثل موارد متعدد دیگر روزنامه نگاری یعنی اقتصادی؛ اجتماعی و ... در بطن روزنامه نگاری عینی گرا هست. پس این تقابل از بیخ و بن اشتباه است و آنچه در واقع در نقطه مقابل روزنامه نگاری عینی گرا قرار می گیرد؛ روزنامه نگاری حزبی است؛ نه روزنامه نگاری سیاسی."
اما بخش اعظم نوشته های شما درباره یک روزنامه نگار به عنوان یک شخصیت حقیقی وحقوقی است، در حالی که بحث اصلی من بر سیاست گذاری یک روزنامه و روش های روزنامه نگاری است. بله ممکن است شما که سالها در سرویس فرهنگی و اندیشه کار کرده اید، به قول خودتان دستوری از جانب دبیر کل حزب دریافت نکرده اید اما آیا دبیر سیاسی هم می تواند چنین ادعایی کند؟
این بحث را باید از دامنه کار کردن روزنامه نگاران در روزنامه های حزبی ایران بیرون برد و به این سوال هدایت کرد که آیا این روش روزنامه نگاری، سواد و شعور سیاسی مردم ایران را بالا برده است؟ آیا روزنامه های حزبی توانسته اند در جلب مخاطب موفق عمل کنند؟ ببنید بحث بر سر این نیست که چرا فلان روزنامه نگار در یک روزنامه حزبی کار کرده، بلکه بحث بر سر این است که آیا مدیران و سیاستگذاران یک حزب به جای تاسیس یک روزنامه در ظاهر بی طرف و مستقل چرا با مخاطبانشان رو راست نبوده اند؟
در مورد روزنامه نگاری بیطرف هم با شما کاملا موافقم. چرا که اصولا رهیافت نسبی گرایی در بحث های کلامی، دینی و اخلاقی مورد توجه قرار گرفته است. روزنامه نگار بی طرف وجود ندارد اما یک فرق وجود دارد. باز می گردم به مثال قبلی ام و دوباره یک مثال ساختگی می زنم.
"کنسرت شجریان به پایان رسید و مشتاقان موسیقی سنتی سالنی را که چهار شب به اشغال خود درآورده بودند ترک می کنند، اما چراغ های سالن وزارت کشور خاموش نمی شود. مدیران کنسرت علیرضا عضار، باید این سالن را به مدت 10 شب اماده کنند. هم اکنون بلیط های کنسرت موسیقی پاپ عصار به طور کامل فروش رفته و این بار بازار سیاه بزرگتری از کنسرت قبلی شکل گرفته است."
این پایان یک گزارش درمورد کنسرت شجریان است اما یک گزارش نویس حرفه ای با زیرکی می تواند آنچه را که به آن اعتقاد دارد و دوست دارد بیاورد بدون آنکه متهم به بی طرفی شود. این گزارش در ظاهر بی طرفانه است اما در پایان مخاطب را به این نتیجه می رساند که" اوه مثل این که موسیقی پاپ بیشتر از موسیقی سنتی در ایران طرفدار دارد"
متاسفانه روزنامه های ما خالی از این زیرکی های خبرنویسی و گزارش نویسی است. ما اگر بخواهیم با مخاطب حرف بزنیم می خواهیم به او امر و نهی کنیم. بعد هم انتظار داریم بیایند روزنامه حزبمان را بخرند و صد آفرین هم بگویند!!
16 آذر 1384
تعطيلات اجباري
آلودگي هوا تهران را به طور كامل تعطيل كرد. ما هم فرصت را غينمت شمرديم براي هجرتي چند روزه. شنبه برمي گردم و مي نويسم.
اين بار تصاوير مي گريند
در آرشيو عكسهايم گشتم تا عكس هاي عليرضا برادران و حسين قريب را يكبار ديگر ببنيم. من چون به عكس علاقه زيادي دارم، يك آرشيو موضوعي دارم. عكس هاي محمد حسن قريب را بسيار دوست داشتم وخيلي از عكسهايشان را به خاطر دارم. مشهورترين عكس حسين قريب از زلزله زرند كرمان بود كه عكس اول روزنامه شرق و اعتماد در روز بعد از حادثه شد. همين چند هفته پيش بود كه حسين قريب از آتش سوزي كتابخانه دانشكده حقوق و جزغاله شدنشان عكس هاي زيبايي گرفت و حالا...
روحشان شاد باد.
15 آذر 1384
وظیفه روزنامه نگار:نظارت بر اجرای قانون
امید عزیز به گمانم مسئولیت اجتماعی برای برخی از روزنامه نگاران بهانه خوبی شده تا از این راه وارد عرصه سیاسی شوند.
دوست گرامی ما نمی توانیم به بهانه آنکه جامعه ما مشکلات سیاسی و اجتماعی دارد وارد کار اجرایی شویم. مسئولیت اجتماعی یک روزنامه نگار به معنای نظارت برحسن اجرای قانون و عملکرد درست دستگاههای اجرایی است. به طور مثال من به عنوان روزنامه نگار حوزه فناوری اطلاعات تعهد دارم که تاخیر در اجرای اپراتور ایرانسل را گوشزد کنم و پی گیری کنم که چرا پس از گذشت دوسال اندی هنوز یک سیم کارت 150 هزارتومانی به مردم داده نشده است.
شما به عنوان یک روزنامه نگار حوزه اجتماعی به طور مثال وظیفه داری چرایی گسترش ایدز در ایران را بررسی کنی و نسبت به عملکرد وزارت بهداشت نظارت داشته باشی.
مسئولیت اجتماعی روزنامه نگار نظارت است نه که این وارد دایره قدرت شود.
امید عزیر مثال خوبی زدی آیا رابرت فیسک یا توماس فریدمن وارد نهادهای اجرایی در انگلیس و آمریکا می شوند، آیا توماس فریدمن که یکی از طرفداران حمله آمریکا به عراق بود به بهانه این که نباید نسبت به اقدام پیرامونش بی تفاوت باشد لباس رزم می پوشد و به جنگ می رود؟
آقای هنوز خوب به هدف زدید من حوصله مطول نویسی و درازگویی ندارم اما حوصله بحث های نظری را تا دلتان بخواهد.
دوست گرامی به گمانم صحبت از روزنامه نگاری حزبی و حرفه ای جدا کردن هیچ کدام آنها از دایره نیست. بلکه شفاف کردن وظایف ویژگی هاست.
روزنامه نگاری حزبی نوعی روزنامه نگاری است. قرار هم نیست با چماق روزنامه نگاری بر سرش بکوبیم و آن را به گوشه ای پرت کنیم اما آقای سید آبادی عزیز شما گاهی اوقات در بحث مغلطه می کنید.
هیچ روزنامه نگار حرفه ای میان کودک و کودک آزار بی طرفی اعلام نمی کند.
نمی دانم واقعا منظورتان از مطرح کردن این حرف چه بود؟ شما درقسمتی دیگر از حرفتان می گویید که روزنامه نگار بی طرف وجود ندارد آن وقت چگونه می گویید:" روزنامه نگاری که بین کودک و کودک آزار اعلام بی طرفی کند برای من عجیب است." آیا شما واقعا چنین کسی را دیده اید که بگوید برای من میان کودک و کودک آزار تفاوتی نیست؟
دوست عزیر من احساس می کنم شما "مفهوم بی طرفی در خبرنویسی" را با منفعل بودن یک روزنامه نگار اشتباه گرفته اید.
به طور مثال من باید موقع نوشتن گزارش وخبر بی طرف باشم و نظر شخصی خودم را در آن لحاظ نکنم، به طور مثال اگر من علاقه ای به موسیقی سنتی ندارم و مامور تهیه گزارش از کنسرت شجریان شده ام نباید نظر خودم را در گزارش بیاورم که "اگر چه این کنسرت چراغ موسیقی سنتی را روشن نگاه داشته اما همه جوانان طرفدار موسیقی پاپ، بلوز و راک هستند"نوشتن این جمله یعنی دخالت آشکار خبرنگار در یک گزارش خبری. حال اگر خبرنگار احساس مسئولیت می کند و شب ها دچار وجدان درد می شود، می تواند در یک یادداشت به نام خودش نظرش را در مورد موسیقی سنتی و موسیقی پاپ بنویسد.
آقای سید آبادی شما و من می دانیم که اصولا بحث بر سر موسیقی، کودک آزادی و صلح نیست. بحث بر سر این است که گاهی اوقات ما خیال می کنیم آن چیزی که دبیرکل حزبمان می گوید همان ناله های وجدانمان است.
14 آذر 1384
تفاوت میان روزنامه نگاری حزبی و حرفه ای
چرا دوستان بحث بر سر اصول اخلاقی و حرفهای روزنامهنگاری را به هم می پیچانند؟ آقاجان یا ما می خواهیم از دیواری روزنامه نگاری بالا برویم و به ایوان سیاست برسیم، یا می خواهیم روزنامه نگاری کنیم. در همه جای دنیا میان روزنامه نگاری حرفه ای و روزنامه نگاری حزبی( نه سیاسی) تفاوت هست. حالا اگر ما بخواهیم در لفافه مسئولیت اجتماعی روزنامه نگاری پنهان شویم این دیگر بحث دیگری است. نمی خواهم مثال بزنم تا موجب رنجش روزنامه نگاری شوم.اما همه تان لابد مثال هایی خوبی از مخلوط شدن روزنامه نگاری و سیاست با هم دارید. هرکسی هم منظورم را متوجه نمی شود ایمیل بزند تا خصوصی بگویم.
سمبه پر زور روزنامه نگارى حزبى
13 آذر 1384
گریه ام از سوزش آلودگیست
1- کافه ترانزیت رادیدم. در تمام طول فیلم نگران بودم که نکند ریحان مغلوب رضا برادر شوهرش شود و زن او شود. اما کافه ترانزیت پایان خوشی داشت. شاید اگر یکی از زنان فمینیست این فیلمنامه را می نوشت آخرش را تلخ تمام می کرد بعد هم می گفت عاقبت زنهای ایرانی این است. اما وقتی فیلم تمام شد، احساس غرور را می شد در چهره خانم های تماشاچی خواند (همسر من که از دیدن این فیلم بسیار لذت برد) نکته جالب این فیلم این است که کامبوزیا پرتوی آن را نوشته و همسرش نقش شخص اول فیلم یعنی ریحان را بازی کرده است. گفتگو با این زوج سینمایی را درباره کافه ترانزیت و صحنه های سانسور شده اش بخوانید.
2-در پادکست این هفته میراث خبر به مرگ مرتضی ممیز و حاشیه های کنسرت شجریان پرداخته ایم از اینجا دانلود کنید.
3- هوای تهران این روزها آلوده است چشمانم می سوزد، اگر در خیابان مرا دیدید خیال نکنید برایتان گریه می کنم یا احیانا می میرم.
12 آذر 1384
دورگه ایرانی سخنگوی شرکت استارباکس
یاسمین کروتر را می شناسید؟یک دورگه انگلیسی ایرانی که این روزها نامش با کتاب"آشپزخانه زعفراني" بر سر زبانها افتاده است. او در این رمان به روابط يك مادر با دخترش، و مسئله دوري از وطن در يك خانواده ايراني- انگليسي مي پردازد. استقبال از این کتاب باعث شد تا در همان 12 ساعت اوليه نمايشگاه كتاب لندن"آشپزخانه زعفرانی به فروش برود و ناشران آلماني، ايتاليايي، پرتغالي و يوناني حق امتياز فروش اين كتاب را در انحصار خود درآورند.
اما یاسمین کروتر بیشتر از آنکه نویسنده باشد به کارهای اقتصادی علاقه دارد. یاسمین سخنگوی شرکت استارباکس انگلیس(بزرگترین عرضه کننده زنجیره ای قهوه در جهان)است. او فارغ الخصيل رشته روابط بين الملل از دانشگاه كنت و اكسفورد انگلستان است و هم اكنون در زمينه هاي مديريت و توسعه پايدار در كشور انگلستان به كار اشتغال دارد و عضو هئیت مدیره شرکت sustainability است. شرکت او در زمینه فعالیت های اقتصادی مشاوره میدهد. او در قالب یک انجمن غیر دولتی با شرکت مایکروسافت همکاری دارد که این یکی از Case Study اوست. او در زمینه فعالیت های اقتصادی در زمینهICT و استارباکس به مطالعه و تحقیق مشغول است.
یاسمین کروتر علاوه بر زبان انگليسي و فرانسه، آشنايي اندكي نيز با زبان فارسي دارد.كتاب آشپرخانه زعفراني اولين كتاب اوست كه از سوي انتشارات "ليتل براون" انگلستان چاپ و منتشر و از ماه مه سال 2006 به بازار نشر انگلستان عرضه مي شود.
10 آذر 1384
51 درصد میانسالان انگلیسی بازی می کنند
بخش تحقیقاتی بی بی سی نقش بازیهای رایانه ای در زندگی را بررسی کرده است. این تحقیقات نتایج جالب توجهی به همراه داشته است. 48 درصد زنان در همه گروه های سنی به بازیهای ویدئویی علاقه دارند. مردان در همه گروه های سنی بیشتر از زنان به بازیهای رایانه ای علاقه دارند اما این اختلاف چندان زیاد نیست و تنها در گروه سنی 36 تا 50 سال اختلاف به 10 درصد می رسد.
در جامعه آماری بی بی سی تقریبا 60 درصد افراد پرسش شونده گفته اند که بازیهای رایانه ای انجام می دهند و در گروه سنی 6 تا 10 سال 100 درصد پرسش شوندگان پاسخ مثبت به این سوال داده اند.این آمار نشان می دهد که هرچه سن پرسش شوندگان بالاتر می رود آنها کمتر به بازی کردن تمایل پیدا می کنند اما نکته جالب اینجاست که در گروه سنی 39 تا 50 سال 51درصد گفته اند که با رایانه و کنسول بازی میکنند!!
برخلاف انتظار(خودم) بازیهای خشن به نسبت بازیهای پازلی مورد استقبال قرار نگرفته اند. 63 درصد گفته اند که به بازیهای سوالی و پازلی علاقه دارند و بازیهای تفنگی(shooting)تنها 29 درصد طرفدار دارد. بازیهای ورزشی و استراتژیک( من بیشتر طرفدار این دو سبکم)به ترتیب 30درصد و 32 درصد طرفدار داشته اند.
9 آذر 1384
جایی برای گفتگو در مورد اصطلاحات انگلیسی روزنامه نگاری
در وبلاگ نمی توان درباره یک موضوع خاص بحث و گفگو کرد، اما در فاروم ها و تالارهای گفتگو می توان این کار را کرد.کسانی که به اصطلاحات انگلیسی ارتباطاتی و روزنامه نگاری علاقه مندند می توانند به این تالار بیایند. در اینجا میتوانیم واژه های انگلیسی ارتباطات را بیاوریم و درباره تک تک آنها بحث کنیم. این تالار می تواند برای دانشجویان کارشناسی ارشد ارتباطات و همچنین کسانی که می خواهند در کنکور کارشناسی ارشد ارتباطات شرکت کنند مفید باشد.
رشته ارتباطات همواره پذیرای واژه های جدید است. اصطلاحاتی که به تازگی وارد مجموعه واژه های ارتباطی شده و می توان درباره ترجمه آن بحث و گفتگو کرد.
واژه های نظیر"citizen journalism" و media-savvy از آن جمله اند که من از بحث راجع به media-savvy شروع کردم. راستی یک وبلاگ بسیار عالی در زمینه رسانه ها به همین نام media-savvy پیدا کردم. نویسنده این وبلاگ Barry Parr است که به تحلیل و تحقیق در مورد رسانه ها می پردازد.
7 آذر 1384
سواد رسانه اي براي همه ايرانيان
شايد ديده يا شنيده باشيد كه يكي از دوستانتان از اين كه وقت زيادي را در اينترنت به سر برده و يك كارت اينترنتي ده ساعته را يك روزه تمام كرده، به شما شكايت برده است. او از اين كه در اينترنت از لينكي به لينكي ديگر پريده و در نهايت چيز چندان به دردبخوري عايد او نشده سرخورده شده است.
از زماني كه اينترنت وارد جامعه ايران شده، بسياري از مردم از آن به عنوان يك سرگرمي استفاده ميكنند و اگر هم بخواهند از آن استفاده رسانه اي بكنند، به سراغ لينك هاي جورواجور مي روند كه به تعميق آگاهي آنان منجر نمي شود. اگر استفاده از اينترنت براي مسائل اقصادي را كنار بگذاريم، ْآيا ما از اينترنت به عنوان يك رسانه به درستي استفاده مي كنيم؟
در انگليس(Media Literacy)يا سواد رسانه اي به عنوان دروس پايه در مدارس اين كشور تدريس ميشود. هدف از تدريس اين درس، استفاده درست از رسانه است. سواد رسانه اي باعث مي شود تا مخاطب پيام رسانه را درك و تجزيه تحليل كند. در دايره المعارف ويكي پديا سواد رسانه اي به معني مهارت هاي درك و تجزيه و تحليل پيام هاي وسائل ارتباط جمعي آمده است.
در جامعه اي كه مردمانش سواد رسانه اي بالايي دارند مي دانند كه به چه رسانه هايي مراجعه كنند و نيازهاي خود را از كدام رسانه برطرف كنند. سواد رسانه اي از سردرگمي و بي هدفي مخاطب جلوگيري مي كند. متاسفانه در ايران به سواد رسانه اي حتي در رشته ارتباطات هم كم توجهي شده، اين در حالي است كه كشورهاي پيشرفته براي بالا بردن سواد رسانه اي در جامعه اهميت ويژه اي براي نسل جوان قائل مي شوند و آنها را از سنين پايين آموزش مي دهند. البته سواد رسانه اي اختصاص به گروه يا طبقه خاصي ندارد و همه افراد جامعه را در برمي گيرد اما به دليل آنكه در سنين نوجواني ظرفيت پذيرش بالاتري وجود دارد، سواد رسانه اي بيشتر براي كودكان و نوجوان مطرح است.
نسخه الکترونیک روزنامه شرق پنجشنبه 10 آذر 138
6 آذر 1384
تحریم آمریکا
تحریم هاست های ایرانی باعث شد تا سایت من نیز بی نصیب نماند. شاید اگر آمریکایی ها بفهمند که با تحریم شرکت آمریکایی برای خدمات ندادن به ایرانیان بیشتر به جریان دموکراسی و آزادی بیان ضربه می زنند این کار را نمی کردند.
تصور ساده اندیشانه آنان این است که با این کار سایت های دولتی ایرانی را محدود می کنند. به زودی بحث دیتا سنتر ایرانی و هاست ایرانی برای سایت های دولتی به ثمر می نشیند و این سایت های شخصی هستند که سرشان بی کلاه می ماند.
سایت های دولتی اکنون هزینه هاست داخلی 10 برابر مشابه خارجی است می توانند با کمک بودجه این مبلغ را بپردازند اما تحریم آمریکا باعث می شود تا سایت های که هیچ وابستگی به دولت ندارند با مشکل مواجه شوند. چه خوب بود که کاربران و وبلاگ نویسان ایرانی نامه ای منتشر می کنند و این مطلب را به اطلاع دولت آمریکا می رساندند.
3 آذر 1384
بی توجهی ابرار اقتصادی به ارزش های خبری
روزنامه ابرار اقتصادی که عنوان"پرتیتراژترین روزنامه اقتصادی در تاریخ مطبوعات ایران"را یدک می کشد، در صفحه اول پنجشنبه 3آذر 1384 هیچ تیتری از مهمترین اتفاق سیاسی اقتصادی روز قبل خود را ندارد. عدم رای اعتماد به محسن تسلطی وزیر پیشنهادی محمود احمدی نژاد مهمترین رویداد اقتصادی بود که یک روزنامه اقتصادی با هر گرایش سیاسی باید آن را پوشش دهد. این خبر دارای ارزش های خبر شهرت(احمدی نژاد و تسلطی) دربرگیری(وابستگی اقتصاد ایران به نفت)، مجاورت(پارلمان- تهران) تازگی(یک روز قبل اتفاق افتاده) مقدار(139 رای منفی دادند) است.
این روزنامه تنها به کار کردن خبری کوچک در ستون صفحه 4 خود بسنده کرده است. اینکه چرا ابرار اقتصادی خبر عدم رای اعتماد را کم اهمیت نگاشته شاید به این دلیل باشد که مدیران این روزنامه نخواسته اند با موضع گیری خبری خود را از امتیازات بعدی محروم کنند.
برخی از روزنامه های اقتصادی پیش از این از وزراتخانه نفت بودجه دریافت می کردند که امروز این بودجه ها لغو شده است و حالا مدیران روزنامه های اقتصادی به بازیابی این بودجه ها می اندیشند. اما این هم دلیل موجهی نیست. ابرار اقتصادی می توانست فقط این خبر را به نقل از منبعی دیگر در صفحه اول کار کند.
1 آذر 1384
شبكه هايى براى يافتن منابع خبرى
آيا شبكه هاى اجتماعى (Social networking) يا آن چيزى كه در ايران به سايت هاى دوست يابى مشهور شده اند، مى توانند به روزنامه نگاران براى يافتن منبع خبرى كمك كنند.اين مطلب قرار است به اين پرسش پاسخ دهد.
