[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

28 مهر 1384

نوشتن بادوربین-19

نوشتن با دوربین شاید یکی از جنجالی ترین کتاب های امسال باشد. پرویز جاهد برای تز دکترایش از ابراهیم گلستان مصاحبه گرفته و این کتاب متن کامل این مصاحبه در چهار دیدار است. برخلاف نظر آقای محمد قائد که در ماهنامه فیلم شماره مهر1384 گفته:"خواندن این کتاب به تشویش ذهنی خوانندگان جوان کمک می کند" معتقدم این طور نیست. قرار نیست خواندن یک مرجع تاریخ سینما و ادبیات ایران قرار است و قرار نیست هر آنچه در این کتاب ذکر شده را دربست قبول کنیم."


خواندن این کتاب یک حسن دیگر دارد که من از دریچه روزنامه نگاری توصیه به خواندن آن می کنم. حتی اگر به ادبیات و سینما و مسائل سیاسی علاقه ای ندارید این کتاب را بخوانید. این کتاب نمونه ای بسیار عالی از یک مصاحبه مستقیم و رودرروست.


جاهد با صبری تمام ناشدنی همه توهین های گلستان را می شنود و بدون آن که خللی در ادامه مصاحبه بگذارد به دلیل اهمیت این مصاحبه و تز دکترایش تا آخر آن را ادامه می دهد. حتی جاهد می پذیرد تا توهین هایی که به خودش هم شده را در کتاب بیاورد و از این نظر کتاب یک ویژگی خیلی خوب دارد.


نوشتن با دوربین یک مصاحبه اتوکشیده و ویراستاری شده نیست. فضایی که مصاحبه در انجام شده به خوبی حس می شود. از لحن گلستان می توان متوجه شد که او گاهی عصبی می شود و گاهی نرم و گاهی نیز خسته. جاهد گاهی اوقات سوالاتش را چند بار تکرار می کند و همین تکرارها باعث می شود تا گلستان حرف هایی بگوید که به مذاق عده ای خوش نیامده است. یکی از مسائلی که باعث می شود اغلب مصاحبه هایی که در رسانه ها چاپ می شود جذاب در نیاید همین نکته است. این که مصاحبه شونده اصرار نمی کند و سوالش را در غالب کلماتی دیگر در سوال بعدی تکرار نمی کند.


من سعی کردم به این کتاب فارغ از مسائل سینمایی و ادبیاتی هم نگاه کنم. خواندن این کتاب چند نکته آموزشی در مصاحبه کردن برایم به همراه داشت. امتحانش ضرری ندارد این کتاب را یک بار بدون توجه به محتوایش و با دید شیوه مصاحبه بخوانید و اگر نکته خاصی برایتان به همراه داشت، برایم بنویسید.


نوشتن با دوربین/پرویز جاهد/ انتشارات اختران/چاپ اول 1384/قیمت 3000 تومان

گفتگو با نجف دریابندری در مورد این کتاب

گفتگو با هوشنگ کاووسی در مورد کتاب نوشتن با دوربین

گفتگو با سیمین دانشور در مورد کتاب نوشتن با دوربین و گفته های گلستان در مورد آل احمد

گفتگو با پرویز جاهد مصاحبه کننده کتاب نوشتن با دوربین

Posted by ghajar at 11:49 قֽظֽ | Comments (1)

محاکمه یک برنده داشت، رسانه

محاكمه يكي از بزگترين جنايتكاران تاريخ آنقدر اهميت دارد كه برخي از مهمترين سايت هاي خبري صفحه اولشان را بهم بريزند. سايت خبري بي بي سي lay out بالاي صفحه اولش را كه هميشه به سه تيتر اختصاص داشت به يك تيتر اختصاص داده بود. ديروز اندازه تيتر يك بي بي سي از هميشه بزرگتر بود و همه فضاي بالاي صفحه اول به يك نفر اختصاص داشت.صدام.


گاهي اوقات رسانه ها مجبورند براي برجسته كردن يك رويداد از همه توان رسانه اي خود استفاده كنند. در اين ميان اينترنت اين بستر را براي رسانه ها فراهم كرده است. يك تيم حرفه اي از روزنامه نگاران هر لحظه اخبار جديد محاكمه صدام را تنظيم مي كند و هر لحظه تيتر اول سايت بي بي سي تغيير مي كند.


مسئول بخش تعاملي مامور طرح پرسش از كاربران مي شود و از كاربران مي خواهد تا نظراتشان را درباره دادگاه صدام واين كه آيا محاكمه منجر به پيشرفت عراق مي شود، بنويسند(حتي به طور خاص از عراقيها مي خواهد تا نظرشان را راجع به صدام بنويسند) چرا كه امروز رسانه ها براي برقرار كردن ارتباط دو طرفه ميان مخاطب و رسانه احتياج به نظرات خوانندگان دارند.


به همين دليل نظرات خوانندگان در كنار تصوير، عكس و خبر در بهترين جاي صفحه قرار مي گيرد. امكانات چند رسانه اي به برجسته سازي بيشتر موضوع كمك مي كند. كليك بر روي لينك تصاوير تلويزيوني محاكمه صدام، در كنار تصاوير عكاسان، كاربران را به طور كامل در جريان موضوع قرار مي دهد. اما در كنار يك تيم حرفه اي از روزنامه نگاران، يك تيم حرفه اي فني مشغول لود كردن و به روزكردن صفحات اينترنتي هستند.


اهميت دادگاه صدام پيش از اين به آنها گوشزد شده بود و آنها آماده براي چنين روزي بودند. بنابراين تغييرات گرافيكي صفحه اول از پيش تعيين شده است. همانند روزنامه تايمزلندن كه هميشه دو lay out براي روزنامه آنلاينش دارد. يكي براي آخر هفته كه ويترين صفحه اول با 5 تيتر آرايش مي شود و يكي هم براي روزهاي عادي كه سه تيتر در نيم تاي بالاي صفحه جاي مي گيرند. همه اين دقت ها در تعامل مثبت ميان گروه فني و برنامه نويس يك سايت با گروه هاي خبري صورت مي گيرد.


در سايت هاي خبري مشهور جهان گروه فني دوشادوش گروه روزنامه نگاران كار مي كنند. آنها مجبورند هرلحظه بر اساس نيازهاي خبري اندازه ها را تغيير دهند، گرافيك سايت را به هم بريزند و طرحي نو در اندازند. اين همان انعطافي است كه در سايت خبري ايراني ديده نمي شود. يك برنامه نويس ایرانی سايتي را طراحي مي كند و آن را در اختيار مجريانش قرار مي دهند. اما سايت هاي خبري برجسته جهان پيوسته بر اساس اهميت خبر مجبور به تغييرند. رقابت به اندزه يك كليك است و اگر كاربري از


ريخت قيافه سايتي خوشش نيايد، قانون يك كليك براي هميشه اعمال مي شود.
هرچند برخي سايت ها ممكن است همان رويه كلاسيك هميشگي را دنبال كنند. همانند سي ان ان، العربيه، الجزيره، گاردين و نيويورك تايمز كه به lay out صفحه اول خود دست نزدند. اما گاهي اوقات ارزشش را دارد كه علاوه بر پوشش خبري همه جانبه، گرافيك صفحه را هم تغيير دهيم تا كاربر اينترنتي بگويد:"اوه مثل اين كه خبرهايي شده"و اين همان برگ برنده يك سايت اينترنتي است كه مي تواند او را در رقابت پيروز کند.

نسخه الکترونیک روزنامه شرق پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۸۴

Posted by ghajar at 10:36 قֽظֽ | Comments (2)

27 مهر 1384

کمک رسانی به مردم زلزله زده با اینترنت

بلاگرهای پاکستانی در مورد زلزله می نویسند. این یک نمونه خوب از وبلاگ های پاکستانی درباره زلزله است. کاربران پاکستانی به این سایت می آیند و از دوستان و اقوام از دست رفته شان می نویسند. آنها از کاربران می خواهند تا در یافتن آنها کمک کنند و در صورت یافتن ردی از قربانیان مورد نظر به نشانی آنها ایمیل کنند. در این سایت چند نفر از گروه نجات پاکستان از خاطرات روزانه شان در میان قربانیان می نویسند.


یک بلاگر پاکستانی به نام Castle_4 از خاطرات خود پس از زلزله می نویسد. او می نویسد:" زلزله در ساعت 7:30 صبح اتفاق افتاد و من در این لحظات شوک زده بودم".


اگرچه ممکن است تعداد کسانی که از اینترنت برای اطلاع رسانی و کمک به قربانیان زلزله اخیر پاکستان و هند استفاده کرده اند در مقایسه با کشورهای پیشرفته جهان اندک باشداما در سال های آینده و با گسترس استفاده از اینترنت به طور قطع استفاده از فناوریهایی نظیر SMS اینترنت و وبلاگ بسیار رایج و عادی می شود. همانطورکه مردم ایالت های طوفان زده کاترینا برای نجات دوستان و هموطنان خود از سایت های اینترنتی و تصاویر ماهواره ای اینترنتی استفاده فراوانی کردند.

Posted by ghajar at 2:30 بֽظֽ | Comments (1)

25 مهر 1384

خبر و وبلاگ کنار هم

ياهو امكان جستجو در وب لاگ ها را به بخش جستجوي اخبار خود افزوده است. از اين پس هرگاه كاربر كلمه يا عبارتي را براي جستجوي محتواي وب در اختيار ياهو قرار دهد ، اين سايت محتواي وبلاگها و تصاویر سایت فیلکر را مي كاود و در ستون مجزايي در سمت راست صفحه در اختيار او مي گذارد. اقدام یاهو اگرچه یکماه پس از اقدام گوگل صورت می گیرد، اما روش یاهو با روش گوگل اندکی متفاوت است. گوگل نتایج جستجوی وبلاگ ها را در یک صفحه مجزا جستجو می کند اما یاهو جستجوی وبلاگ ها را در کنار اخبار قرار داده است.


تصمیم یاهو نشان از اهمیت روز افزون وبلاگ ها به عنوان یکی از منابع خبری دارد. استقبال کاربران اینترنتی از وبلاگ هایی که طوفان کاترینا را پوشش دادند و یا استقبال رسانه ها از عکس ها و اطلاعات کاربران در مورد انفجارهای لندن حکایت از اهمیت روزافزون وبلاگ هاست. اهمیتی که مفهوم جدیدی را به نام شهروندان روزنامه نگار(citizen journalists) را مطرح کرده است. شهروندان روزنامه نگار اگرچه مهارت های حرفه روزنامه نگاری را نیاموخته اند اما اطلاعات به موقع آنها از رویدادی که در اطراف آنها رخ داده باعث شده تا رسانه ها گاهی اوقات برای پوشش خبری یک حادثه به اطلاعات وبلاگ ها تکیه کنند. البته عده ای ممکن است به بی ارزش بودن و شایعه بودن اخبار وبلاگ ها اشاره کنند اما یاهو این مشکل را هم حل کرده است.


یاهو اعلام كرده از آنجا كه اخبار ارائه شده در وب لاگها تاييد نشده و شايعات و گاه اخبار نادرست نيز در ميان آنها به چشم مي‌خورد، در ارائه نتايج جستجوها، موارد استخراج شده از سايتهاي رسمي خبري و موارد استخراج شده از وب لاگها را به صورت مجزا از يكديگر براي كاربران نمايش خواهد داد به طوري كه كاربران قادر خواهند بود با كليك كردن روي پنجره مربوط به اخبار وب لاگها در كنار اخبار اصلي، اين موارد را مشاهده كنند.

نسخه الکترونیک روزنامه شرق پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۴

یاهو به وبلاگ ها و اخبار به یک چشم نگاه می کند
جستجوي محتواي وبلاگها ، اين بار در ياهو
ياهو با وبلاگها سازگار شد

Posted by ghajar at 4:36 بֽظֽ | Comments (2)

23 مهر 1384

کریستن امانپور رئیس گروه معارف شبکه سی ان ان

وقتی به سفارش ابک به دنبال تهیه گزارشی در زمینه سایت های فارسی زبان قرآنی بودم، تصورم این بود که احتمالا سایت های فراوانی را به فارسی در این زمینه پیدا خواهم کرد. اما جز مشتی سایت بی مصرف فارسی چیزی نصیبم نشد.


این سایت شهرک مجازی قرآن هم بیشتر صفحاتش خالی و به درد نخور است.اتفاق با مزه این سایت قراردادن نام شبکه سی ان ان به عنوان خبرگزاری است که در حوزه دین فعالیت می کند. احتمالا کریستین امانپور مسئول گروه معارف شبکه سی ان ان شده و ما خبر نداریم

گزارشم را درباره معرفی سایت ها قرآنی بخوانید.

Posted by ghajar at 11:43 قֽظֽ | Comments (1)

21 مهر 1384

غرور و سقوط-18

غرور و سقوط خاطرات سر آنتونی پارسونز سفیر سابق انگلیس در ایران است. او به فاصله سالهای 1974 تا سال 197 یعنی در اوج انقلاب ایران در ایران بود و کمی قبل از پیروزی انقلاب به انگلیس فراخوانده شد. خاطرات او از این جهت قابل اهمیت است که او روابط نزدیکی با شاه داشت و هر چند هفته یکبار او را ملاقات می کرد اما به دلیل آنچه شاه نقش بی بی سی در انقلاب ایران می خواند روابط این دو به سردی گرائید. پارسونز کتاب خاطرات خود را پنج سال پس از کتاب خاطرات سولیوان سفیر آمریکا در ایران نوشت. نظرات پارسونز و سولیوان در مورد انقلاب ایران تا حد زیادی به هم نزدیک است و هر دو اعتقاد داشتند که دلایل سقوط شاه استبداد، غافل شدن از قدرت تاثیر نیروهای مذهبی و استراتژیهای اشتباه اقتصادی است. خواندن سه کتاب خاطرات هایزر ، خاطرات سولیوان و پارسونز که هر سه در زمان اوج گرفتن انقلاب ایران نوشته اند، نکات آموزنده ای به همراه دارد. این که نظر غربیها در مورد انقلاب ایران چه بوده و آنها دولت های مطبوعشان چه واکنش هایی نسبت به انقلاب ایران نشان داده اند.

غرور وسقوط/ سرآنتونی پارسونز/ مترجم دکتر منوچهر راستین/ انتشارات هفته/ چاپ اول تیرماه 63

مرورى بر تحولات ۱۲ بهمن 57

Posted by ghajar at 1:48 بֽظֽ | Comments (0)

اقتصاد رسانه ها -17

اقتصاد رسانه ها کتابی است درباره مفاهیم و مسائل اقتصادی رسانه که خواندنش برای هر دانشجوی ارتباطات واجب است. چه خوب بود که به جای دروس بی ربطی که در رشته ارتباطات وجود دارند این کتاب در دوره کارشناسی تدریس می شد. مطالب این کتاب بسیار ساده و روان است و مبانی اقتصاد رسانه ای در آن توضیح داده شده است. هرچند رابرت جی. پیکارد این کتاب را بر اساس رسانه های آمریکا نوشته و شاید این کتاب چندان به فضای رسانه ای ایران شباهت نداشته باشد. اما فرمول های کاربردی این کتاب حتی به درد مدیران رسانه می خورد.

به طور معمول یک مدیر ایرانی رسانه ای بر اساس اطلاعات شنیده، تجربه و حدس و گمان مدیریت می کند و نه بر اساس تحقیق. به طور مثال افزایش قیمت یک نشریه، افزایش یا کاهش تیراژ و افزایش نیروی کار را می توان با استفاده چند فرمول سنجید و سپس به آن عمل کرد. مدیران رسانه ای در ایران عادت دارند؛ ابتدا تعداد زیادی نیروی کار استخدام کنند و پس از آن که از پس هزینه های سنگین جاری برنیامدند دست به تعدیل نیرو می زنند. یا به طور مثال یک نشریه بدون آنکه بداند آیا افزایش قیمت نشریه باعث سوددهی می شود، اقدام به افزایش قیمت می کند و پس از چندی حتی همان مخاطبان وفادارش را از دست می دهد.

اقتصاد رسانه/رابرت جی پیکارد/ترجمه داوود حیدری/مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه/چاپ دوم زمستان 83/قیمت 950 تومان

دولت ورسانه ها- خسرو ناقد

Posted by ghajar at 0:48 بֽظֽ | Comments (0)

20 مهر 1384

تلويزيون رسانه محبوب آمريكايي ها

با آن که مرور صفحات اینترنتی به اتفاقی رایج در ميان آمريكايي ها بدل شده، اما تلويزيون هنوز محبوبترين رسانه است. تحقيقات موسسه نیلسن نشان مي دهد، خانواده هاي آمريكايي در روز 8 ساعت از وقت خود را به نشستن پاي جعبه جادويي مي گذرانند. كه اين مدت نسبت به سال گذشته 7/2 درصد رشد نشان مي دهد. طي ده سال گذشته آمريكايي ها به طور متوسط 7 ساعت و 15 دقيقه پاي تلويزيون مي نشستند.


با اين همه استقبال رو به رشد از اينترنت همچنان ادامه دارد. 70 ميليون آمريكايي از اينترنت استفاده مي كنند كه نسبت به چهار سال گذشته از رشدي 37 درصدي خبر مي دهد. براساس تحقيقاتي كه دانشگاه اينديانا از مطالعه بر روي 400 نفر به مدت 5 هزار ساعت به عمل آورده، مردم آمريكا تماشاي تلويزيون و استفاده از اينترنت را به خوابيدن ترجيح مي دهند.


محققان آمريكايي اعلام كرده اند كه مردم اين كشور روزانه نه ساعت از وقت خود را صرف به تماشاي تلويزيون ، گشت و گذار در اينترنت و مكالمه با تلفن همراه خود مي پردازند و يك سوم از اين مدت را به استفاده از دو رسانه به صورت همزمان مي پردازند. در مدت زماني كه افراد صرف رسانه هايي از جمله تلويزيون ، كتاب، مجله ، تلفن همراه ، اينترنت ، ارسال پيغام فوري و ايميل مي كنند، تلويزيون اول و اينترنت دوم است. همچنين آمريكايي ها بيشتر در خانه از رسانه ها استفاده مي كنند. تقريبا 9/56 درصد از مردم در منازل، 1/21 درصد در محل كار و 7/13 درصد نير در خودرو و يا محل ديگري از رسانه ها استفاده مي كنند.

Posted by ghajar at 1:07 بֽظֽ | Comments (0)

19 مهر 1384

دانشكده ارتباطات دانشگاه آزاد تاسيس مى شود

قرار است دانشگاه آزاد نیز دانشکده ارتباطات تاسیس کند و علوم ارتباطات از زیر مجموعه علوم اجتماعی بیرون بیاید. این اتفاق ممکن است باعث تاسیس رشته ای جدید در زیرمجموعه ارتباطات به نام تبلیغات و بازاریابی شود که جایش در میان رشته های دانشگاهی بسیار خالی است.بازاریابی یک علم تخصصی است که روزنامه نگاری و خبرنگارها را آلوده کرده است.مصاحبه ام با احمد مرادی رئیس دانشگاه تهران مرکز را در روزنامه شرق بخوانید.

Posted by ghajar at 0:26 بֽظֽ | Comments (1)

تغییر نشانی لینک

دامنه ghajar.wsغیر فعال شده لطفا دوستانی که به ws لینک داده اند زین پس از دامنه ghajar.ir برای لینک دادن استفاده کنند. به علت گران بودن دامنه ws و مشکلاتی که سال پیش برایم به وجود آورد فعلا قصد تمدید آن را ندارم.

Posted by ghajar at 11:43 قֽظֽ | Comments (0)

18 مهر 1384

رمضان و حس نوستالژیک

برخی از روزه خواران نسبت به ماه رمضان حس نوستالژیک دارند. این احساس حالم را به هم می زند. مذهب یک مسئله شخصی است و هر کسی ممکن است نسبت به اعتقادات دینی بی تفاوت یا بر عکس مقید باشد. اما این که آدم روزه خواری کند و بعد هی به شوخی به گناهکار بودن خود اعتراف کند نشان از همان حس نوستالژیک دارد. این گونه افراد بیشتر در سالهای گذشته روزه می گرفتند و اکنون چند سالی است که روزه خواری را آغاز کرده اند. نمی دانم شما هم در اطراف خود این گونه آدمها را دیده اید یا خیر؟

Posted by ghajar at 10:35 قֽظֽ | Comments (6)

16 مهر 1384

جنگ بد است

واکنش هایی که نسبت به گزارش "حمله به ایران" با بازیهای رایانه ای دریافت کردم، خیلی جالب و عبرت آموز بود. تقریبا همه کسانی که نظر داده بودند نسبت به ساخت این بازی واکنش منفی نشان دادند. حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران با توجه وضعیت اتمی ایران، هرچند فعلا مطرح نیست اما گزینه ای در حال بررسی است. اگر روزی کشورهای خارجی به ایران حمله کنند، شاید بخش مهمی از کسانی که روی چندان خوشی به دولت فعلی نشان نمی دهند برای دفاع از ایران حاضر شوند.
هرچند معلوم نیست در چنین جنگی باید کجا حاضر شد و از چه چیز دفاع کرد. چرا که جنگ دفاع از سرزمین و مرز نیست. دفاع از حیثیت است.


جنگ خیلی بعید است. اما همیشه در خلوت به جنگ فکر می کنم. جنگ عراق کمترین اثرش برای من کابوس هایی است که گاهی اوقات در قالب بمباران هوایی به سراغم می آید. خدا کند جنگی اتفاق نیفتد که همه اش ضرر است.

Posted by ghajar at 1:18 بֽظֽ | Comments (3)

14 مهر 1384

آموزش روزنامه نگاری در فصلنامه رسانه-16


فصلنامه رسانه شماره 61 یکی از بهترین فصلنامه های رسانه در سال های اخیر بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم این هفته به جای معرفی کتاب، فصل نامه رسانه را معرفی کنم. فصل نامه رسانه این بار موضوع "آموزش روزنامه نگاری" را مورد بررسی قرار داده و بسیاری از استادان ارتباطات در این شماره مقاله دارند.


از جمله مقالاتی که از خواندنش بسیار لذت بردم مقاله"هیچ گفتن در 500 کلمه"بود. علیرضا فرهمند روزنامه نگار باسابقه و قدیمی روزنامه کیهان این مقاله را بسیار روان ترجمه کرده است. این مقاله راه های نوشتن یادداشت را بررسی می کند.فرهمند نوشته است: اگر می خواهید یادداشتی متفاوت بنویسید اول راجع به آن استدلالهای مقاله تان فکر کنید در همان لحظه هر چه را که به ذهنتان رسید، یادداشت کنید و استدلالها را یادداشتتان نیاورید چرا که این استدلالها به ذهن همه می رسند!


مقاله "رواج پرخطر«خبرکلامی»" هم از جمله مقالات بسیار خوب این فصلنامه است. علی اکبرقاضی زاده به آسیب شناسی خبرهای روزنامه ها، به خصوص خبرهای سایت های خبری پرداخته و نسبت به رواج خبرکلامی هشدار داده است. قاضی زاده نوشته است:"خبرهای کلامی کشف یا ابتکار سایت های تازه تاسیس نیست. اما چنان که آمد این خبرها، در این سایت ها بیشتر یافت می شود. حتی می توان ادعا کرد که ساختار حرفه ای تحریریه ها در این خبرگزاری ها بر تهیه و تولید این خبرها شکل گرفته است. مشکل وقتی چهره می کند که کارکنان تحریریه ها بدون توجه به این گرایش ها، خبرهای آن سایت را- اغلب کلامی- به صفحه های روزنامه منتقل می کنند.


اما کدام کار روزنامه نگاری؟این که عضو تحریریه در سر ساعت مقرر اعلام حضور کند، سپس پای رایانه بنشیند و از سایت ها خبرهایی برگزیند، اندکی در آن تغییر دهد(یا ندهد)و به صفحه بند بسپارد، کار سخت و زیان آوری کرده است؟ آیا اگر عضو تحریریه، به اشخاصی آشنا تلفن کند، از او پرسشهایی کلی بپرسد، گفت و گو را ظبط کند و حاصل گفتگو را در سلسه ای طولانی، تکراری، کلیشه وار و بدون جاذبه( از وی اضافه کرد، وی گفت، وی افزود، وی همچنین اضافه کرد) از جمله ها شکل دهد، کار خطرناکی کرده است؟

Posted by ghajar at 3:25 بֽظֽ | Comments (0)

13 مهر 1384

"حمله به ایران" با بازیهای رایانه ای

"حمله به ایران" نام بازی رایانه ای است که شرکتkuma آن را طراحی کرده است. این بازی بر اساس 58ماموریت طراحی شده که طی آن سربازان آمریکایی به تاسیسات هسته ای ایران حمله می کنند. بازی از آنجا آغاز می شود که مذاکرات بین المللی به شکست می انجامد و ایران از پذیرفتن قطعنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی سرباز می زند. سپس نیروهای آمریکا تجاوز به تاسیسات اتمی در نطنز آغاز می کنند. نیروهای آمریکایی ابتدا باید در منطقه ای کوهسانی نیروهای محافظت کننده از نطنز را از بین ببرند. سپس به داخل تاسیسات نفود کنند و با به دست آوردن مدارک غیر قانونی غنی سازی اورانیوم، دانشمندی را که در این تاسیسات کار می کند را آزاد کنند.


پس از آن تاسیسات آب سنگین در اراک مورد حمله قرار می گیرد و به طور کامل ویران
می شود. در فیلمنامه این بازی سعی شده ایران یک کشور سرکش و تروریست نشان داده شود و هدف این حملات تصرف تاسیسات هسته ای ایران و نابودسازی آنها به طور کامل عنوان شده است. در سایت سازنده این بازی نوشته شده که نفوذ به تاسیسات هسته ای نطنز آسان نیست و نیروهای آمریکایی باید دقت کنند چرا که یک لحظه غفلت باعث مرگشان خواهد شد.


این بازی را می توان یک نفره یا چند نفره به صورت شبکه ای بازی کرد. کاربران می توانند در هنگام بازی با یکدیگر گفتگو کنند و در مورد نحوه حمله و تخریب تاسیسات با یکدیگر تبادل نظر کنند. با آنکه طراحان بازی اعلام کرده اند که سناریویی باورپذیر را طراحی کرده اند اما گرافیک بازی وجزئیات نمایشی آن چنین مسئله ای را نشان نمی دهد. به طور وجود نخل های خرما در اطراف تاسیسات اتمی نطنز خنده دار است. فضای گرافیکی بازی بیشتر به جنوب عراق شباهت دارد و با توجه به این کهkuma پیش از این تجاوز آمریکا به عراق را به صورت بازی درآورده بود، گرافیک این بازی شباهت بسیاری با نمونه های قبلی آن دارد.


درساخت بازیهای استراتژیک معمولا مسائل سیاسی روز دستمایه نوشتن فیلمنامه می شود. به طور مثال بازی پرطرفدار Generals براساس حمله آمریکا به افغانستان نوشته شده بود ویا بازی Desert storm براساس عملیات طوفان صحرا نوشته بود که طی آن آمریکا و متحدان غربی کویت را از اشغال عراق خارج می کنند و تا بخشی از داخل خاک عراق پیشروی می کنند. بازی Delta force نیزاز همین قاعده پیروی می کرد. در این گونه بازیها معمولا کاربران، نقش نیروهای آمریکایی های مظلوم را بعهده می گیرند ومامور می شوند تا دشمن ترو را از بین ببرند.


دشمنان معمولا ساده لوح، ترسناک و خشن نشان داده می شوند. در این گونه بازیها معمولا نیروهای آمریکایی با نفرات اندک در مقابل دشمن می ایستند و طی عملیات های مختلف دست به نابودی و کشتن دشمن فرضی می زنند. به طورمثال در یکی از اپیزودهای بازی Desert storm سربازآمریکایی زیر شکنجه عراقیها قرار می گیرد. او به طور معجزه آسایی به دلیل بمباران نیروهای آمریکایی از دست شکنجه گران نجات می یابد و مامور می شود تا دیگر دوستان خود را که در قمست دیگر زندان هستند آزاد کند. بازی (Delta Force) نیز از جمله بازیهایی است که در آن به ایران اشاره شده است.


در این بازی كه بر اساس مأموریت نافرجام نیروهای نظامی آمریكایی در ایران ساخته شده، كاربران نقش فرماندهی جوخه‌ (Delta Force) را بازی می کنند. در حالی كه این مأموریت در طبس با شكست تاریخی نیروهای آمریكا به پایان رسید، این بازی به طور وارونه ساخته شد. در این بازی جوخه آمریكایی (Delta Force)شبانه و به طور مخفیانه وارد تهران می‌شوند و جاسوسان دستگیر شده را نجات می‌دهند.
شرکت های Nova Logic، EA games و conflict از مشهورترین سازندگان بازی های رایانه ای استراتژیک هستند.اما kuma که شرکت سازنده این بازی است تا به حال بازی مشهوری را روانه بازار بازیهای رایانه ای نکرده است.

نسخه الکترونیکی روزنامه شرق چهارشنبه 13 مهر 1384

Posted by ghajar at 5:37 قֽظֽ | Comments (40)

10 مهر 1384

رادیو هم مد شد

جالبه همه به این فکر افتادن که رادیو راه بندازن.پس از این که مشارکت اعلام کرد:"اگر براي تاسيس روزنامه با سرسختي مواجه شويم، بديهي است كه به سراغ كم هزينه‌ترين وسيله ارتباطي يعني راه‌اندازي راديو برویم"مدیر عامل سابق ایسنا هم از راه اندازی رادیو ایسنا خبر داد.


ظاهرا مدیران رسانه ها و احزاب به این فکر افتادن که وقتی چهارتا وبلاگ نویس پادکست راه می اندازند و برنامه های رادیویی درست می کنند چرا ما نتوانیم.اگر از این حرف نادرست صفایی فراهانی که رادیو را کم هزینه ترین وسیله انتخاباتی دانسته بگذریم، توجه احزاب و مدیران رسانه ای به رسانه های مولتی مدیا را باید به فال نیک گرفت.

البته اگر کار را به دست اهل رسانه بسپارند.به طور مثال اگر یک ادم بدصدا را که صدایش مرتب نازک و کلفت می شود را گوینده رادیو مشارکت نکنند. تا ماه های آینده باید منتظر شبکه صبای کروبی ، ماهواره حزب الله و رادیوهای مشارکت و ایسنا ماند.

فعلا نقدا هفتمین برنامه شنیداری میراث خبر را دانلود کنید و گوش کنید تا بعد.

Posted by ghajar at 4:19 بֽظֽ | Comments (1)

9 مهر 1384

غذای تمساح قطع می شود؟

خیلی دوست دارم درباره روزنامه های اقتصادی و ککی که ایرج جمشیدی در تنبان روزنامه داران( نه مدیران مسئول به معنای واقعی کلمه) بنویسم. اما شاید وقتی دیگر. نصیحتی را از استادی در گوش دارم که حالا وقتش نیست.مطلبی را که احسان در وبلاگش نوشت یکی از نمونه های روزنامه داری اقتصادی ست. روزنامه های اقتصادی مثل تمساح همیشه گرسنه هستند.


وقتی غذا برسد نه تنها سیر نمی شوند که گرسنه تر هم می شوند. روزنامه های اقتصادی در انتخابات پشت رفسنجانی ایستادند تا به اطمینان پیروزی قطعی او جیب خود را پر پول کنند. اما انتخابات طور دیگری رقم خورد و حالا روزنامه های اقتصادی نه 90 درجه، که باید 180 درجه برگردند.در این وانفسا احتمال می رود که چندتایی از روزنامه های اقتصادی زمین بخورند. اگر صفار هرندی جیره کاغذ را هم قطع کند،(اگر هرندی این کار را انجام دهد بزرگترین خدمت را به جامعه روزنامه نگاری ایران کرده است)روزنامه ها به جز آگهی های دولتی دیگر هیچ منبع درآمد پایداری ندارند.

Posted by ghajar at 1:59 بֽظֽ | Comments (5)

7 مهر 1384

چرا می جنگیم؟-15


"کافی است به یک آمریکایی گیر بدهید و او خواهد گفت:آمریکا سرزمین خداست.چه بسا من پا فراتر می گذارم و می گویم:ایالات متحده تجربه تهور آمیز خدا و خواست قبلی اوست.بهترین توضیحی که می توانم برای 11 سپتامبر بدهم این است که شیطان در آن روز از کشتاری بزرگ بیرون آمد.بله شیطان خلبانی بود که هواپیما را به پایان فاقد خدا هدایت کرد.


این قسمتی از تازه ترین کتاب نورمان میلر است که به تازگی ترجمه شده است.نورمان میلر در این کتاب با همان زبان تندو تیز همیشگی اش به انتقاد از جورج بوش و سیاست های آمریکا می پردازد.فصل اول کتاب با مشاهدات دوستن ریدر و نورمن میلر از بعدازظهر 11 سپتامبر شروع می شود.ریدر که رفیق دیرین میلر است با او گپ می زند. حاصل این گپ وگفت مصاحبه ای شده که در موقع حادثه 11 سپتامبر کجا بودید و چه کار می کردید. میلر از بحران هویت آمریکایی می گوید و از این که برای ادای حس وطن پرستی مجبور شده پرچم آمریکا را تکان دهد.


فصل دوم کتاب به دلایل حمله آمریکا به کشورهای افغانستان و عراق اشاره داد. میلر این پرسش را مطرح می کند که چرا ما می جنگیم؟او با بررسی دوران ریاست جمهوری جورج بوش نشان می دهد که مردم آمریکا همواره به جنگ نیاز دارند چرا که جنگ برایشان یک سرگرمی است و جورج بوش تنها از فرصت استفاده کرده است.میلر می نویسد:«وافعیت غیر قابل انکار این است که امروز غرور ملی آمریکا به طور عمده روی سه محور سرمایه کلان، ورزش و پرچم شکل گرفته است.به احتمال زیاد نیمی از مردم آمریکا ناخواسته چشم به راه جنگ هستند.


منطقی که ارائه می دهند از این قرار است، آمریکا تنها قدرت موجود است است که می تواند بر خصم غلبه کند و جورج بوش به اندازه کافی زرنگ است که بتواند به تنهایی از عهده این کار بر آید.شاید او بهتر از دیگران بفهمد که جنگ با عراق تا چه حد می تواند ولع جنگی ما را با دیدن صحنه های ماجراجویانه ارضا کند.» نورمان میلر در انتقادات خود بیش از آنکه مسائل دیپلماتیک را مورد توجه قرار دهد به مسائل اجتماعی تکیه می کند او معتقد است که آمریکایی ها دچار غرور شده اند."خیلی احمقانه است اگر سر از کشوری در بیاوریم تا به آنها نشان دهیم که نظام ما چه قدر شکوهمند است. این جز تکبری هولناک چیز دیگری نیست"


قسمت سوم کتاب با مصاحبه آمریکن کنسرواتیر با نورمن میلر شروع می شود.او نوشته چون قسمت هایی از این مصاحبه به هدف های کتاب او نزدیک بوده، این مصاحبه را آورده است.میلر در این فصل با عنوان"ملاحظاتی درباره یک شرارت بزرگ" به شخصیت فردی جورج بوش اشاره می کند."از نظر شخصیتی بوش از دوران دانش اموزشی با زبان خاصی پیوسته از تکیه کلام های متعدد استفاده می کردو با تمجید از خود خوشنود می شود."البته میلر برخلاف همه بوش را فردی باهوش می داند."بوش از جهتی ان قدر باهوش است که متوجه می شود نباید اطرافش را عده زیادی بگیرند، در آن صورت کشور به دست احمق های تمام عیار می افتد.


"میلر در مصاحبه اش با آمریکن کنسرواتیر به موضوع اسرائیل اشاره می کند و شارون را یک مترسک کریه می نامد."او ژنرالی است که به خاطر برخورداری از نیروی زیاد در حال ترکیدن است."میلر در پایان کتابش در مورد آینده آمریکا هشدار می دهد:"در صورتی که دچار بحران شویم و موفیقت اقتصادی رو به وخامت بگذارد،آن وقت دیگر نمی دانم چه چیزی می توان این کشور را حفظ کند. هم اکنون نیز خشم بسیار،غرور بیمارگونه، اظطراب گسترده وبحران عمیق هویتی در کشور وجود دارد" و سرانجام میلر کتاب خود را این گونه پایان می برد"من بر این باور هستم که آن روز(11 سپتامبر) شیطان بزرگترین روز خود را سپری کرد.


نورمان میلر با مقالات و کتاب هایش هیچ سیاستمداری را از نقد بی نصیب نگذاشته است.او چندی پیش نیز از طرف بنیاد ملی کتاب به دلیل یک عمر فعالیت ادبی مدال گرفت. میلر در دوران فعالیت ادبی خود تاکنون دو بار برنده جایزه معتبر پولیتزر شده است؛ بار اول برای رمان «ارتش های شب» در سال 1968 و بار دوم برای رمان «آواز جلاد» در سال 1979. نورمن میلر که در سال 1923 در نیوجرسی به دنیا آمد تاکنون چندین رمان و نمایشنامه و دفتر شعر و فیلمنامه و مقاله منتشر كرده است. او یکی از دو تأسیس کننده روزنامه معروف «ویلیج وویس» در نیویورک است.


میلر به داشتن نثری تلخ و گزنده و مخالفت با جنبش های فمینیستی معروف است.اولین موفقیت بزرگ او در زمینه کتاب نویسی با رمان «برهنگان و مردگان» شکل گرفت. این رمان گزارشی داستانی از تجارب مستقیم او از جنگ جهانی دوم بود.میلر در سال 1994 به جنگ با ژاپن اعزام شد اما به جای جنگ منابع رمانش را جمع کرد و در سال 1984 آن را منتشر کرد و پس از آن به نویسنده ای مشهور بدل شد.کتاب "چرا می جنگیم"با ترجمه جاهد جهانشاهی توسط نشر اختران منتشر شده است.این کتاب در سال 2003 به زبان انگلیسی منتشر شده است.

Posted by ghajar at 10:37 قֽظֽ | Comments (3)

5 مهر 1384

مصباح نبين چه ريزه!

در حالي كه قرار است در ماه جاري ماهواره مصباح از روسيه به هوا پرتاب شود يك روزنامه اسرائيلي مدعي شد كه ماهواره مخابراتي مصباح يك ماهواره جاسوسي است كه توسط متخصصين ايراني و ايتاليايي طراحي شده است.به نوشته اين روزنامه منابع اطلاعاتي اسرائيلي مي گويند كه كيفيت اين ماهواره پايين است اما ايران سعي در توسعه و بهبود كيفيت آن دارد.


ماهواره مصباح امكان دريافت و بازگشت اطلاعات را با سرعت بالا فراهم مي‌كند

ماهواره مصباح پرتاب آرزوهاى فضايى ايران‌

پروفايل ماهواره مصباح

بايد وارد فضا شويم

Posted by ghajar at 11:32 بֽظֽ | Comments (0)

3 مهر 1384

تیترهای آبگوشتی

روزنامه های ورزشی در اول هفته در درتیترهای خود از کلماتی نظیر آبگوشت، دیزی و تلیت استفاده کردند. این کلمات احتمالا برای کسانی که برنامه نود هفته قبل را ندیده بودند را جای تعجب داشت. ماجرا از این قرار بود که بهمن فروتن سرمربی باشگاه شموشک نوشهر آماده سازی تیمش را با پخت آبگوشت مقایسه کرده بود. به همین دلیل روزنامه های ورزشی پس از پیروزی تیم شموشک بر پرسپولیس از تیترهای استنباطی استفاده کردند.


روزنامه نود تیتر زد:"پرسپولیس در آبگوشت فروتن تیلیت شد" روزنامه ابرار ورزشی از تیتر"پرسپولیس در دیزی شموشک له شد" استفاده کرد و روزنامه جهان فوتبال با تیتر دوکلمه ای "آبگوشت سال"از تتیر استنباطی استفاده کرد. استفاده از تیترهای استنباطی در روزنامه های سیاسی به ندرت صورت می گیرد ومعمولا سعی می شود از تیترهای نقلی استفاده شود تا احتمالا برای روزنامه مشکلی پیش نیاید. اما استفاده از تیترهای استنباطی در روزنامه های ورزشی رواج بیشتری دارد.


روزنامه های ورزشی معمولا مصاحبه با یکی از وزرشکاران و فوتبالیستها می گیرند و به استنباط خود تیتری از دل مصاحبه در می آورند. هر چند این گونه تیترها اغلب تیترهای زرد و هیجانی به حساب می آید اما اینبار روزنامه های ورزشی کلیشه های رایج تیترزنی خود را شکستند. معمولا روزنامه های ورزشی از تیترهایی نظیر قوی انزلی(ملوان انزلی)غرق شد، برق(برق شیراز) سه فازش پرید، پیکان پنچر شد و فولاد(فولاد خوزستان)ذوب شد، استفاده می کنند.


این تیترها دیگر به کلیشه هایی رایج و تکراری تبدیل شده که پس از هر هفته لیگ برتر می توان حدس زد که روزنامه ها از چه تیترهایی فردا استفاده می کنند. روزنامه های ورزشی در سال های اخیر برای فروش بیشتر به زردنویسی روی آورده اند و حتی وزین ترین آنها هم گاهی اوقات مثل مجلات زرد تیتر می زنند. اما اگر روزنامه های ورزشی بتوانند به همراه شکستن کلیشه های رایج تیترزنی سلیقه مخاطبان خود ارتقا دهند، شاید مخاطبان جدیدی پیدا کنند.


سرمربي تيم فوتبال شموشك:عده‌اي منظورم از آبگوشت را نفهميدند!

نسخه الکترونیک روزنامه شرق پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۸۴

Posted by ghajar at 11:58 قֽظֽ | Comments (6)

linkdoni.com