[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

31 شهریور 1384

نقدهای روزانه مهران بهروز فغانی

مهران بهروز فغانی شروع به نقد آموزشی خبرهای روزنامه ها کرده است.کار او از این جهت قابل توجه است که در وبلاگش به طور تخصصی به این مسائل می پردازد.خواندن این وبلاگ به خبرنگاران و روزنامه نگاران توصیه می شود.فعلا مهران به روزنامه ایران گیر داده است.روزنامه نگار ها(اول از همه خودم) مواظب باشید که گند نزنید و گرنه مهران ممکن است تیترها یا لیدهایتان را نقد کند.

Posted by ghajar at 5:33 بֽظֽ | Comments (2)

30 شهریور 1384

پشت پرده گلد کوئیست ایرانی کیست؟

تیتر امروز روزنامه ابرار اقتصادی تامل برانگیز است.تیتر اول ابرار اقتصادی اینچنین است."گلدکوئیست ایرانی رسما آغاز به کار کرد"این مطلب ظاهر با منبع خبرگزاری مهر به چاپ رسیده است.درباره این عمل ابرار اقتصادی دو نکته مطرح می شود.اولا چرا تیتر اول یک روزنامه غیر تولیدی است و دوم این که چرا یک روزنامه اقتصادی که خود به ضررهای بازاریابی هرمی واقف است چنین مطلبی را تیتر می کند

ظاهرا هدف این روزنامه به رسمیت شناختن غیر رسمی این شبکه هرمی است. بر اساس خبر خبرگزاری مهر اولین بار روزنامه جمهوری اسلامی آگهی این موسسه را در تاریخ 24 بهمن سال 1383 به چاپ رسانده است.

گلدکوئیست و شبکه های مشابه آن با این نیت مورد سوال قرار گرفتند که سرمایه ایرانی را به خارج از کشور ارائه می دهد اما توجیه وجود گلد کوئیست ایرانی این است که سرمایه ایرانی در داخل کشور می ماند.

اما چرا بازاریابی هرمی که راه دستیابی یک شبه به پول هنگفت است اینچنین مورد حمایت قرار می گیرد. آیا بهتر نیست روزنامه های اقتصادی و سران نظام با قوی کردن بورس ایرانی وضعیت تالارهای شیشه ای را بهبود بخشند. بهتر نیست که بازار سرمایه ایران تقویت شود، تا سرمایه ایرانی به دبی وجاهای دیگر فرار نکند.متاسفانه به علت بیکاری شدید در شهرستانها گاهی اوقات مردم اتومبیل زیرپایشان را می فروشند و تا از طریق بازاریابی هرمی پول در بیاورند. این وضعیت برای کشوری که نفت 60 دلاری می فروشد اسف بار است.

راستی چرا این شرکت علی رغم مخالفت مجلس به شماره 2933 به ثبت رسیده؟
یک سوال مهم، پشت گلدکوئیست ایرانی چه کسانی ایستاده اند؟


توجه:سایت روزنامه ابرار اقتصادی فعال نیست و گرنه لینک خبرشان را می گذاشتم

Posted by ghajar at 3:28 بֽظֽ | Comments (35)

29 شهریور 1384

تجریبات رسانه ای جف جارویس در دانشگاه نیویورک

جف جارویس روزنامه نگار و بلاگر آمریکایی مسئول برنامه رسانه های نوین دانشگاه City Universityنیویورک می شود.جارویس51 ساله پس از پذیرفتن این مسئولیت، برنامه های زیادی را برای توسعه سرفصل های اموزشی این دانشگاه در نظر گرفته است.از جمله بخش هایی که برای این دوره تحصیلی در نظر گرفته شده، آشنایی با رسانه های جدید است.


همه دانش آموزان دست کم باید در کلاس رسانه های جدید با روزنامه نگاری دیجیتال آشنا شوند و به تحقیق درباره آن بپردازند.شپرد مدیر دانشگاه City University در این باره می گوید:"رسانه های جدید قسمت عمده ای از برنامه آموزشی این مدرسه است و جف جارویس نقش عمده ای در مباحث شهروندان روزنامه نگار، وبلاگ نویسی و روزنامه نگاری آنلاین دارد. آقای جارویس می گوید:"در برنامه های اموزشی این دانشگاه مباحثی نظیر استفاده از وبلاگ ها، پادکست یا رادیوی اینتنرتی و ویدئوهای انلاین گنجانیده شده است.


من می خواهم دانشجویان به رابطه میان رسانه و عامه مردم پی ببرند."جی روزن پروفسور روزنامه نگاری از دانشگاه نیویورک می گوید:این شانس بزرگی برای یادگیری مباحث آموزش روزنامه نگاری است.جف جاوریس از سال 1994 به بحث رسانه های آنلاین می پردازد.او با روزنامه نیویورک تایمز در پروژه سایت About.com همکاری دارد و برای روزنامه گاردین مقاله می نویسند. جف جارویس وبلاگ نویس باسابقه ای است که در مورد رویدادهای رسانه ای در وبلاگش مطلب می نویسد. او با وبلاگ های ایرانی آشناست و همواره در وبلاگش در مورد ایران مطلب می نویسد.او یکبار دروبلاگش به تهران لقب پایتخت وبلاگ های جهان را داد.

A Journalist and Blogger Tries Teaching

از استاد همیشه انلاین ممنونم به خاطر معرفی، پنجشنبه در شرق چاپ شد.

Posted by ghajar at 11:42 قֽظֽ | Comments (1)

27 شهریور 1384

دوست شدیم

چه با حال، همزمان با مذاکرات نمایندگان ایرانسل با اپرتور MTN آفریقای جنوبی، احمدی نژاد پیشنهاد کرده که این کشور به جمع مذاکره کنندگان درباره برنامه هسته ای ایران اضافه شود.
به تازگی روابط ایران و آفریقای جنوبی در زمینه های سیاسی و اقتصادی گسترش چشمگیری یافته است. تا همین چند سال پیش بود که مطبوعات آفریقای جنوبی یک رژیم نژادپرست بود و حتی ورزشکاران ایرانی با این کشور مسابقه نمی گذاشتند. اما به قول تایمز به هر سو که می نگريد، به ناگاه دوست جديد ايران ظاهر می شود

همكاري مشترك در زمينه‌هاي بازرگاني، صنعت، معدن و توريسم با آفریقای جنوبی

حمایت آفریقای جنوبی از ایران

Posted by ghajar at 0:02 بֽظֽ | Comments (3)

25 شهریور 1384

بگذاريد تار در سكوت بماند

سكوت هم نعمت بزرگي است. نعمتي كه وقتي به دستش مياوري و به آن فكر مي كني متوجه ارزشش مي شوي. درياچه تار منبع سكوت است. وقتي پايت را در آب خنك و شرين درياچه مي كني، آرامش حاصل از سكوت خستگي يك هفته كار و مشغله زندگي را به در مي كند. اطراف درياچه پر از آويشن و پونه است. بوي آويشن مستت مي كند و بوي پونه سرحالت مي آورد. حالا كافي است قلاب را به درياچه بيندازي و ساعت ها انتظار بكشي.وقتي نشانه طعمه به جنب جوش در مي آيد، متوجه ماهي قزل آلاي خال قرمزي مي شوي كه به نوك قلاب گير كرده است.


درياچه تار مجوز شكار ميخواهد و تو در هر پروانه شكارميتواني 5 ماهي شكار كني. آب درياچه شيرين است و سنگين. محيط بان مي گويد شنا كردن در درياچه ممنوع است و من به اين فكر مي كنم چه خوب است كه شنا كردن ممنوع است. و گرنه سكوت درياچه بهم مي خورد. چه خوب است كه راه درياچه تار، خاكي،سنگلاخي و خطرناك است و گرنه آدم هاي زيادي مي آمدند، سكوت درياچه را به هم مي ريختند و تار را از زباله پر مي كردند. چه خوب است كه بعضي نعمتها در كشور ما به سختي به دست مي آيد كه اگر آسان بود يا نصيب از ما بهتران مي شد و يا تا به حال نابودش كرده بودند. بگذاريد تار ساكت و مظلوم گوشه اي از اين خاك بماند تا ويران نشود.

درياچه تار، آب تر از هر آبي

گزارش تصويري از درياچه تار

Posted by ghajar at 2:33 بֽظֽ | Comments (0)

22 شهریور 1384

صا ايران هر روز قدرتمندتر از ديروز

صا ايراني ها چه مي كنند. از يك طرف با بنياد مستضعفان ترك سل را كله پا كردند و از طرف ديگر يكي يكي بر صندلي هاي وزارتخانه فناوري اطلاعات و ارتباطات جلوس مي كنند. چندي پيش نيز صاايراني ها مناقصه بيلينگ را از داده پردازي بردند.داده پردازي به اين مسئله كه صاايران هم سهامدار اپراتور دوم است و هم در مناقصه بلينگ(صورتحساب تلفن همراه)حضور دارد، اعتراض كردند اما خوب زورشان نرسيد.البته بد نيست وقتي حكومت يكدست شده بگذاريد مخابرات ايران هم يكدست شود.

راستي ياد گوشتكوب هاي صا ايران بخير. يادم هست كه وقتي تلفن همراه وارد ايران شد. يك گوشتكوب فرانسوي به نام ساژم كه با نام صاايران بيرون مي آمد به كاربران تلفن همراه مي دادند.اما خيلي زود بازار را به نوكيا،سامسونگ و زيمنس واگذار كردند.

وفا غفاريان رييس هيات مديره شركت مخابرات ايران شد

ادامه‌ انتصابها در وزارت ICT

عبدالمجيد رياضي نفر دوم وزارتخانه

Posted by ghajar at 7:47 بֽظֽ | Comments (2)

21 شهریور 1384

کاترینا و پوشش خبری شبکه های تلویزیونی

صداو سیمای ایران در گزارش های خود معمولا به انتقادات نحوه کمک رسانی دولت آمریکا به قربانیان کاترینا اشاره می کند. در این گزارش ها به این موضوع اشاره می شود که مردم از جورج بوش و دولت آمریکا راضی نیستند.اما به تازگی موسسه تحقیقاتی Pew نظر سنجی را منتشر کرده که نشان می دهد که 67 درصد آمریکایی سرعت کمک رسانی به قربانیان کاترینا را خوب ارزیابی کرده اند.
اگرچه از این عده تنها 28 درصد سرعت کمک رسانی عالی توصیف کرده اند.


در این تحقیق به نحوه پوشش خبری رسانه ها اشاره شده و در این میان بیشتر پرسش شوندگان کار شکبه تلویزیونی سی ان ان را بهتر از سایر شبکه دانسته اند.18درصد از بینندگان می گویند که سی ان ان منبع اصلی مراجعه آنها به اخبار داخلی و بین المللی است.31 درصد از کسانی که اخبار طوفان کاترینا را تعقیب می کردند، سی ان ان را منبع اصلی مراجعه به شبکه های تلویزیونی معرفی کردند. شبکه های فاکس نیوز و ام اس ان بی سی نیز در مکان های بعدی پوشش خبری کاترینا قرار دارند.


28 درصد بینندگان به پوشش شبکه های تلویزیونی نمره عالی و 37 درصد نمره خوب دادند. از نظر بینندگان پوشش توفان کاترینا مطلوبتر از پوشش انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته بوده است. بر اساس این تحقیق شبکه خبری فاکس نیوز بیش از سایر شکبه ها به پوشش سخنان بوش درباره کاترینا پرداخته است.ضمن آنکه 49 درصد از بینندگان می گویند که شبکه فاکس نیوز بیش تر به مسائل اقتصادی توفان کاترینا توجه کرده است. در حالی که سایر شبکه های خبری بیشتر به نجات قربانیان و مردم توجه نشان داده اند.

نسخه پی دی اف این گزارش را از اینجا دانلود کنید
خلاصه این گزارش را از این جا بخوانید

Posted by ghajar at 4:03 بֽظֽ | Comments (2)

20 شهریور 1384

14-ماموریت در ایران

"ماموریت در ایران از جمله کتابهای خواندنی در مورد انقلاب ایران است. ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران بود و در طی مدت 2 سال ماموریتش به عنوان سفیر آمریکا خاطرات خود را نوشته است. این کتاب دو بخش دارد.
بخش اول دیدگاه ها و برداشت های سولیوان از اقتصاد ایران، نیروهای مسلح، اسلام شیعه، ساواک، بازرگانان نفت و روشنفکران، آواکس و اوپک است. بخش دوم خاطرات او از روزهای حساس انقلاب است. این کتاب از آن جهت اهمیت دارد که اختلاف نظرهای آمریکایی ها را هنگام انقلاب ایران آشکار می کند. اگرچه سولیوان در جای جای این کتاب از خود تعریف کرده و مثل یک پیشگو سیر حوادث را پیش بینی کرده اما خوانندگان می توانند با مطالعه این و کتابهای پیرامون انقلاب به نتایج جالبی برسند که در گفتمان عمومی جامعه و کتاب های درسی ایران بیان نشده است.


در خواندن این کتاب نباید این نکته را از نظر دور داشت که سولیوان ممکن است در نقل حوادث تاریخی اشتباه کرده باشد. اشتباه فاحش او اشاره به کنفرانس کمپ دیوید در دسامبر 1977 است که سولیوان نوشته ملک حسین پادشاه اردن برای گفتگو در رابطه با این موضوع به تهران آمده بود. در حالی که کمپ دیوید هشت ماه پس از این تاریخ پرونده اش گشوده می شود.


اگر از خودستایی های بیمورد، و اشتباهات او در نقل حوادث تاریخی بگذریم، "ماموریت در ایران"کتابی است که ارزش مطالعه دارد. سولیوان از اختلاف خود با برژینسکی وزیر امورخارجه آمریکا می نویسد و از این که به نظرات او توجه نمی شده است.سولیوان پس از سرنگونی دولت ازهاری اعتقاد داشته که باید آمریکا با نیروهای انقلابی ارتباط برقرار کند و شاه را واگذارد.اما به نوشته او آمریکا تا روزهای آخر از بختیار و دولت او پشتیبانی می کرده.گرچه در چند مورد ارتباطاتی میان سفارت آمریکا با نیروهای انقلابی نظیر، بازرگان، آیت الله بهشتی و نهضت آزادی برقرار شده اما این ارتباطات انسجام یافته نبوده. ضمن آنکه قرار بوده به پیشنهاد سولیوان، تئودور الیوت را از طرف آمریکا برای مذاکرده با آیت الله خمینی اعزام شود اما این برنامه در آخرین لحظه لغو شده است.


نکته اصلی این کتاب نشاندهنده سردرگمی دستگاه دیپلماسی آمریکا در مواجه با انقلاب ایران است و این که نظر ثابتی وجود نداشته است.گروهی به سرکوب نظامی انقلاب ایران معتقد بودند همانند هایزر(پیش از این درباره کتابش نوشتم).گروهی معتقد به حمایت از انقلاب ایران بودند و گروهی نیز به مصالحه و مذاکره با نیرهای انقلابی می اندیشیدند.اما با تصرف سفارت آمریکا و استعفای دولت بازرگان به سرعت دیوار
بی اعتمادی بالا رفت.

مقاله ای در رابطه با این کتاب با ذکر نظرات آرکدی مورخ آمریکایی در رابطه با انقلاب ایران

قیر هست قیف نیست

Posted by ghajar at 0:40 بֽظֽ | Comments (1)

19 شهریور 1384

فناوری اطلاعات چیست؟

برای تهیه محتوای شبکه رشد دو میلیاردتومان اعتبار در نظر گرفته شد.500 میلیون تومان اعتبار هم به طرح ملی لینوکس فارسی اختصاص داده شد.فناوری اطلاعات حوزه گل و گشادی است که هرکسی می تواند به بهانه ای بودجه های میلیونی و میلیاردی بگیرد و سایت هایی خالی از محتوا و کارایی تحویل دهد. سایت هایی که محتوایشان حتی با یک وبلاگ کم سابقه هم برابری
نمی کند.فناوری اطلاعات در ایران به معنی "هنر خوب دزدیدن"است.

Posted by ghajar at 11:37 قֽظֽ | Comments (1)

17 شهریور 1384

كاربرد بشر دوستانه تصاوير ماهواره اى

روزگاری تصاویر ماهواره ای تنها در انحصار سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی بود اما امروز این تصاویر کاربردی بشر دوستانه پیدا کرده اند.مطلب کوتاهم در شرق را در این باره بخوانید

Posted by ghajar at 0:57 بֽظֽ | Comments (1)

پاسخ سام فرزانه به منتقدان مطلبش در شرق

گزارشي كه من از زندگي سيد رضا زواره‌اي تهيه كردم، پروفايل نيست. قصد ما اين بود كه پروفايل بنويسيم اما خب نشد. بخشي از آن به خاطر مشكلات فني بود، بخشي از آن هم به خاطر كمي دانش من در نگارش اين نوع از مطلب. اما چيزي كه باعث شد من از مصطفي بخواهم فضاي كوچكي براي نوشتن به من بدهد، اين بود كه برخي از اظهارنظرها به گونه‌اي بود كه عملكرد حرفه‌اي من و روزنامه‌اي كه در آن كار مي‌كنم را زير سوال برد.

كسي آمده و مي‌گويد كه عملكرد شرق در اين روزها بر پاشنه ديگري است. در جواب اين دوست بايد بگويم كه اين گزارش صرفا از روي علاقه من به موضوع نوشته شد و از سوي سياست‌گذاران روزنامه پيشنهادي براي اين مطلب نه به من و نه به كس ديگري داده نشده است. بنابراين اگر ايرادي هست (كه نيست) به من است نه به بقيه.

برخي از شرق ايراد گرفته‌اند كه چرا با فرزند عضوي از موتلفه در شرق مصاحبه شده است. بايد بگويم كه در هيچ روزنامه حرفه‌اي دنيا و حتي روزنامه‌ها و نشريات حزبي هيچ گاه كسي را حذف خبري نمي‌كنند. شرق بايد به خوانندگانش بگويد كه موتلفه، ملي مذهبي‌ها، مشاركتي‌ها و آبادگراني‌ها چه مي‌گويند. مگر اينكه كساني كه اين نظر را دارند از طرفداران كله زير برف كردن باشند.

فرد ديگري مي‌پرسد پس اين گنده كاري‌هاي ثبت را چه كسي انجام مي‌دهد؟ آقا يا خانم عزيز، شما چند سال سن داري؟ آيا شما تا به حال گذرتان به اداره ثبت افتاده است؟ مي‌دانيد آن گند چيست؟ يا صرفا از كسي شنيده‌ايد؟ آيا شما مي‌دانيد كه آقاي زواره‌اي از سال 1368 تا 1378 در اين اداره مشغول به كار بوده‌اند و قبل و بعد از ايشان هر اتفاقي كه در آن اداره روي داده باشد، به ايشان مربوط نيست؟ آيا مي‌دانيد كه آقاي زواره‌اي چه اداره ثبتي را تحويل گرفت و چقدر در ترميم ساختار آن موثر بوده است؟ من با كارهاي ايشان بيگانه بودم اما از يك روزنامه‌نگار مهم در روزنامه‌ رسالت و يكي در روزنامه همشهري (كه از دوران آقاي كرباسچي در آن روزنامه بود) درباره آقاي زواره‌اي و كاري كه انجام داده، سوال پرسيدم. به اين هم اكتفا نكردم و با يكي از كارمندان اداره ثبت هم گفتگو كردم.

نمي‌دانم چطور است كه همه اين‌ها حرفشان درباره اثرگذاري زواره‌اي حرف نيست، اما حرف‌هاي كوچه و خياباني مردم حرف است؟ اگر بخواهيم حرف‌هايي كه مردم در خيابان درباره منصوبين به دو جناح و رژيم گذشته را باور كنيم و آن را مبناي كار حرفه‌اي خود قرار دهيم، مي‌دانيد در روزنامه چه اراجيفي را بايد چاپ كنيم؟

مرحوم زواره‌اي در يكي از مصاحبه‌ هایش گفته بود كه برخي از قوانين ايران همان‌ها هستند كه در رژيم گذشته بوده‌اند و از فعاليت قضات در آن رژيم دفاع كرده بود كه نود درصد از احكامشان درست بود. درضمن انتقاد هم داشت كه در آن زمان عدالت رعايت نمي‌شد.
منصفانه قضاوت كنيد، نگاه زواره‌اي به آن رژيم عادلانه‌تر بود يا نگاه شما به او؟

Posted by ghajar at 10:39 قֽظֽ | Comments (1)

15 شهریور 1384

پروفایل نویسی

قرار است در شرق هر هفته یکی از شخصیت های خبرساز ایرانی را بررسی کنیم. در این صفحه، زندگی خصوصی و زاویه دید رسانه ها نسبت به آن شخصیت مورد بررسی قرار می گیرد.برای هفته اول رضا زواره ای را بررسی کردیم. البته چاپ این صفحه به تعویق افتاد تا این که امروز و در زمانی که باید پروفایل شخصیت خبرسازی مثل قالیباف کار می شد، زواره ای چاپ شد. امیدوارم هفته بعد کارمان دقیق و به روز باشد.
راستی یک نکته ظریف، چرا رسانه های محافظه کار چندان خبر درگذشت زواره ای را برجسته نکردند؟ اگر این مطلب خبرگزاری فارس را بخوانید متوجه می شوید که چرا روزنامه های محافظه کار خبردرگذشت زواره ای را برجسته نکردند.
اگر هم بیشتر علاقه مندید شدید مطلب"بررسى پوشش خبرى درگذشت رضا زواره اى" را بخوانید.


توضیح و بازتاب چاپ پروفایل زواره ای:
دوستان بسیاری بسیاری به صورت شفاهی و مکتوب نسبت به چاپ مطلب"تنيس بازى كه در شوراى نگهبان بود"اعتراض کردند.استدلال آنها این بود که مصاحبه با پسر زواره ای لحنی بسیار چاپلوسانه داشته است. عده ای هم معتقد بودند که شرق اصلا نمی بایست با عضو سابق موتلفه مصاحبه کند. دوست دیگری به من گفت:شما اتاق زواره ای را نشان می دهید که زندگی ساده ای دارد.تنیس بازی می کند و کتاب می خواند. پس این گندکاری که در اداره ثبت اتفاق افتاد را چه کسی انجام داد؟چند نفر نیز تلفنی به من گفتند که اینها از برکت روی کار آمدن دولت احمدی نژاد است و شرق این روزها به پاشنه دیگری چرخیده است.

از آنجایی که من سخنگوی شرق نیستم هیچ جوابی هم برای دفاع از شرق ندارم.
اما از مطلب خودم دفاع می کنم من سعی کردم با روش تحلیل کمی میزان پوشش خبری مرگ زواره ای را در روزنامه ها و سایت های خبری بررسی کنم. سعی ام بر این بود تا نشان دهم که زواره ای به طور محترمانه بایکوت خبری شده است. این مطلب را هم کسی به من نگفت بلکه از بررسی کمی و با استفاده مولفه های تحقیق به دست آوردم.
برخی از دوستان هم می گفتند مطلب تو چاپلوسانه نبود اما نباید می گذاشتی در کنار مطلب مصاحبه با پسر زواره ای کار شود.این کار اصولا از توانم خارج است. از من خواسته شده مطلب بنویسم، ضمن این که اطلاعی از جزئیات آنچه در کنار مطلبم به چاپ رسید نداشتم.

Posted by ghajar at 2:37 بֽظֽ | Comments (5)

14 شهریور 1384

اینترنت در طوفان کاترینا زیرو رو شد

"آب در كنار خانه ي من در حال بالا آمدن است و تمام منطقه را در بر گرفته، من و خانواده ام به كمك نياز داريم خانه ما در كنار بانك HSBC قرار گرفته لطفا به ما كمك كنيد." این نوشته یکی از اهالی نيواورلئان است كه در خانه خود گير افتاده بود و فقط به اينترنت بي سيم دسترسي داشت.
هنگامي كه رسانه های تصویری و روزنامه ها با كمبود خبرنگار و تجهيزات براي ارتباط با آسيب ديدگان طوفان و سيل در ايالات ميسيسيپی و لوئيزيانيا روبرو شدند، وبلاگ نویسان باز هم به منبع اول اطلاع رسانی تبدیل شدند. وبلاگ نويسان با ارائه گزارشاتي دست اول به مردمي كه مي خواهند خانواده هايشان را بيابند، کمک می کنند.
هنگامي كه سهمگين ترين توفان آمريكا، سواحل و شهرهاي جنوبی این کشور را يكي از پس از ديگري پشت سر مي گذاشت، وبلاگ ها با به تصوير كشيدن عكس ها و ارائه گزارشاتي هر چند دلخراش ، موضوع را به اينترنت كشاندند.

شبكه هاي تلويزيوني از جمله CBS نيز كه به خاطر نزديك شدن توفان دفاتر خود را تعطيل كرده اند به وبلاگ روي آورده اند و اخبار و گزارشات لحظه به لحظه خود را از وبلاگ ها به روی آنتن می فرستند.
بسياري از بلاگرها براي به روز رساني وبلاگ هاي خود از رايانه هاي جيبي Black Berry استفاده مي كنند و اكنون كه برق قطع شده است براي شارژ آن از باطري اتوموبيل هايشان استفاده مي كنند تا آخين اخبار را بر روي وبلاگ هايشان قرار دهند.


قطع کابل های تلفنی خطوط اینترنتی پرسرعت را از کار انداخته اما اینترنت
بی سیم wi-fiهنوز در دسترس است.
وبلاگ نویس ها حتي جان نويسندگان خود را نيز نجات مي دهند ، هنگامي كه همه خطوط تلفن به دليل توفان از كار افتاده اند آنها می نویسند کجا هستند تا امدادگران به کمک آنها بیاند.نوشته های این وبلاگ نویس با هم مورد توجه روزنامه ها و شبکه های خبری قرار گرفته است.نویسنده این وبلاگ مشاهداتش از سیل را به طور پیوسته ادامه می دهد.


روزنامه های آنلاین
روزنامه سن آنتونیو در نسخه آنلاین خود قسمتی را برای بلاگرها ایجاد کرده تا آنها آخرین اخبار و تحولاتی را که توفان کاترینا بر زندگی عادیشان به جای گذاشته را بنویسند. مهمترین اطلاعاتی را که مردم سیل زده به آن نیاز دارند درباره بیمه و وضعیت جوی ناپایدار و نام قربانیان حادثه است.مردم سیل زده می خواهند بدانند که می توانند به خانه های خود برگردند یا خیر؟به همین دلیل بیشتر روزنامه ها بخش های ویژه در سایت خود دراین باره ایجاد کرده اند. این سایت نیز یک تالار گفتمان ایجاد کرده که کاربران در این تالار درباره قربانیان حادثه و مشاهدات خود می نویسند.


خبررسان دیجیتال وضعیت جوی

این سایت نیز نرم افزاری را در سایت خود قرار داده که با دانلود و نصب آن می توان به طور اتوماتیک آخرین تحولات در وضعیت آب وهوایی منطقه را اطلاع می دهد.این نرم افزار همچنین با علائم هشدار دهنده در کنار نمایشگر کامپیوتر، وقوع تحولات جدید جوی را اطلاع می رساند.اطلاعات این نرم افزار هم هر ده دقیقه یکبار به روز می شود.


شهروندان روزنامه نگار
اتفاقی که در زمان دریالرزه سونامی افتاد و پس از آن به شکلی حرفه ای تر در بمبگذاری های لندن انجام شد، پدیده شهروندان روزنامه نگار بود.مردمی که به فناوری های پیشرفته ای نظیر تلفن همراه، اینترنت بی سیمی و دوربین های دیجیتال دسترسی دارند با عکس برداری و گزارش از این حوداث خود به منبع خبر تبدیل می شوند. اکنون در آمریکا نیز چنین اتفاقی روی داده و مردم سیل زده خود به منبع اصلی روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی تبدیل شده اند.

نسخه الکترونیک روزنامه شرق سه شنبه 15 شهریور

تحلیل بیل تامسون درباره کمک وبلاگها و نقشه های دیجیتالی پس ازتوفان کاترینا

تصاویر فیلکر از توفان کاترینا

روزنامه های آنلاین و توفان کاترینا

اینترنت تابلو ائلانات قربانیان کاترینا

رسانه ها و پوشش خبری توفان کاترینا

Posted by ghajar at 10:01 قֽظֽ | Comments (3)

12 شهریور 1384

13- دل سگ

وقتی جان آدمی با دل سگ در هم می آمیزد معجونی از حیوانیت و انسانیت به دست می آید. دل سگ بیش از آنکه داستان یک سگ به نام شاریکا باشد داستان یک کشور است. داستان کشوری کمونیستی که می خواهد ثروت را به عدالت میان مردمان تقسیم کند. دل سگ در سال 1925 چند ماه پس از مرگ لنین نوشته شد و در آن سرنوشت پرولتاریا به طرز عجیبی پیش بینی شده است.


داستان از این قرار است که پروفسور فلیپ فلیپوویچ سگی ولگرد را به انسان تبدیل می کند.داستان گاهی از زبان سگ بیان می شود و گاهی نیز سوم شخص ادامه داستان را به دست می گیرد.جذابیت داستان آنجاست که شاریک کم کم به انسان تبدیل می شود اما خوی سگی دارد و همچنان به دنبال گربه می گردد.پروفسور پس از مدتی از کرده خود پشیمان می شود چرا که سگ نام انسانی گرفته و در اداره بهداشت مسکو مشغول به کار شده است. او تحت تعلیم اندیشه های کمونیستی قرار می گیرد از پروفسور خانه و پول طلب می کند، اما پروفسور و دوستش تصمیم می گیرند انسان را دوباره به سگ تبدیل کنند.سپس پلیس پرفسور و دستیارش به قتل پولگیراف پولیگرافوویچ(سگ سابق)متهم می کند اما پروفسور انکار می کند و مدعی می شود که کسی را نکشته است. سگ در این داستان به شوروی تشبیه شده و منظور از عمل جراحی انقلاب است که توسط پروفسور که منظور لنین یا حزب کمونیست است به وقوع پیوست.

آثار بولگاکف را بیشتر در سبک داستان های کافکا می دانند با این تفاوت که در پایان داستانها معمولا کورسویی از امید چشمک می زند اما آثار کافکا پایانی وحشت انگیز دارد.
میخاییل بوگالکف روزنامه نگار و نمایشنامه نویس به سبب سانسور آثارش چندان در روسیه شناخته نشد. اگرچه بهترین اثر او همان مرشدومارگریتاست. او تا آخر عمر کوتاهش به سال 1940 نمایشنامه های فراوانی نوشت.


این داستان زیبا را مهدی غبرایی ترجمه کرده است.غبرایی اکنون سرگرم نمونه خوانی رمان"موج ها" از ویرجینیا ولف است.کتابسرای تندیس چاپ دوم دل سگ را با 2 هزار تیراژ در سال 1383 منتشر کرد.این کتاب با قیمت هزارتومان توزیع شده است.

نظرات رهبر انقلاب درباره رمان دل سگ

متن کامل نمایشنامه دل سگ نوشته محمد یعقوبی(البته با اجرایی متوسط از او)

"گمشده در كابوس" نقد حسین یاغچی بر رمان دل سگ

Posted by ghajar at 11:53 قֽظֽ | Comments (0)

11 شهریور 1384

رسانه ها و تابوها

پرداختن به موضوعات جنسی در روزنامه های ایرانی اگر هم با نیت با آگاه سازی و اطلاع رسانی انجام شود معمولا نتیجه عکس می دهد. به طور مثال نویسنده مجبور است به جای عبارت تصاویر سکسی از عبارت تصاویر مستهجن استفاده کند.در نتیجه از ابتدا اصل موضوع منحرف می شود.مگر می توان مسائل جنسی را که جزو غرائز بشری است مستهجن دانست، بعد در روزنامه ها نوشت که فیلترینگ سایت های مستجهن فابده ای ندارید.شما که اصل موضوع را قبول ندارید و یا نمی توانید به دلیل خود سانسوری بنویسید، بهتر است در روزنامه ها به این مسائل نپردازید. وقتی در روزنامه ها نمی توان از طرح این مسئله صحبت کرد که نوجوانان باید این گونه مسائل را در محیط خانواده و مدرسه آموزش بینند. وقتی نمی توان در روزنامه ها اصلا نمی توان این مسئله را طرح کرد که دخترها و پسران از سنین پایین باید با یکدیگر معاشرت داشته باشند، تا فردایی که به اوج بلوغ جنسی رسیدند پر از عقده های جنسی نباشند، بهتر اصلا به این مسئله نپردازیم و دم فرو بندیم.

در گزارشی که برای روزآنلاین نوشتم سعی کردم خارج از تابو های رسانه ای و با نقل قول از کارشناسان بنویسم و به موضوعاتی اشاره کنم که نمی توان در روزنامه ها و رسانه های ایران به آن پرداخت.

خود كشي به دليل مشاهده تصاوير سكسي

Posted by ghajar at 10:28 قֽظֽ | Comments (4)

8 شهریور 1384

تعطیلی کافی شاپ نشر چمشه

الان از نشر چشمه اومدم.کافی شاپ نشر چشمه از پنجشنبه به حالت نیمه تعطیل در آمده و از شنبه به طور کامل تعطیل شده است.حسن کياييان مدیر نشرچشمه گفت:نمی خواهد جاروجنجال به راه اندازد. در طبقه دوم نشر چشمه ظرف ها و لیوان های چینی درون سبد ظرفشویی بودند. کسی در این چند روزه با آنها چای وقهوه نخورده است.روز هم از تشدید برخورد با ناشران و بستن کتابفروشی ها خبر داده است.


راستی جلد اول کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه با ترجمه ویدا اسلامیه اومده بود.دوست من رکورد زده و دیشب تا صبح خواندن جلد اول را تمام کرده است

Posted by ghajar at 0:43 بֽظֽ | Comments (0)

7 شهریور 1384

خود كشي به دليل مشاهده تصاوير سكسي

«محسن» 17 ساله از سال دوم دبيرستان با موافقت والدينش كه بسيار مقيد هستند، صاحب يك دستگاه كامپيوتر شخصي شد. اما بعد از ظهر روز سه‌شنبه يكم شهريور در حالي كه Screen saver دستگاه كامپيوتر روشن و وي براي انجام كاري از اتاقش خوابش خارج شده بود، مادرش كه به رفتارهاي او در هنگام كار با كامپيوتر مشكوك بود، با تكان دادن موس و محو محافظ صفحه، با عكس‌هاي مستهجني روبه‌رو شد كه پسرش قصد وارد كردن آنها را به فايل شخصي‌اش داشت. با فريادهاي و عصبانيت مادر و حضور پدر در اتاق، محسن پي برد كه والدينش متوجه استفاده او از اينترنت شده‌اند. اين اتفاق سبب شد والدين محسن پس از دعوا با وي و قطع دستگاه كامپيوتر، تنبيه او را به وقتي ديگر موكول كنند. «محسن» كه از عاقبت كارش وحشت داشت و از روي والدينش شرمنده شده بود، روز بعد، زماني كه والدينش در منزل حضور نداشتند، با خوردن 10 عدد قرص متعلق به مادرش، اقدام به خودكشي كرد.


خودكشي محسن بسيار تاسف بر انگيز و در عين حال تامل برانگيز است.متاسفانه در جامعه ايران به علت آنكه در مدارس ايران روش هاي درست روابط جنسي آموزش داده نمي شود و در عرف ايراني صحبت از سكس يك تابو مي شود.جوانان ايراني بر اثر ارتباطهاي ناسالم به ايدز يا بيماريهاي ديگر دچار مي شوند.اينترنت و ماهواره با همه پارازيت ها و فيلتر هنوز هم منبع مراجعه بسياري از نوجوانان ايراني است و همين اقدام باعث شده تا آنها به بلوغ زودرس دچار شوند.
گرچه محسن هنوز به 18 سال كه سن قانوني بازديد از سايت هاي سكسي است نرسيده و عمل او علاوه بر منع هاي مذهبي و عرفي حاكم بر ايران منع عرف جهاني را نيز داراست، اما چرا يك نوجوان بايد به خاطر ترس از تنبيه دست به خودكشي بزند.
به گمانم بايد والدين او را مورد سوال قرار داد كه آيا او را تهديد كرده اند؟در صورت تهديد او به چيزي گفته شده است؟


شما چه فكر مي كنيد چه كسي مقصر است؟ آيا يك نوجوان 17 ساله به علت منع شرعي و عرفي نبايد تصوير سكسي را ببيند؟

Posted by ghajar at 6:52 بֽظֽ | Comments (79)

6 شهریور 1384

مسافرت

هفته پیش چند روزی را درنقطه ای خوش آب و هوا گذراندم. دور از هیاهوی شهر.سایتم هم چندی روزی به علت تمدید نشدن دامنهir غیرفعال شده بود.تا من از مسافرت بیایم و پول تمدید را بپردازم کار از کار گذشته بود.هنوز برای نوشتن دستم گرم نشده اما یک گزارش برای میراث خبر نوشتم.سر راه گفتم سری به گنبد جهانی سلطانیه بزنم اما هیچ راه آسفالتی به سلطانیه وجود نداشت.

راستی پادکست میراث خبر را دو هفته ایست که راه انداختیم،دانلود کنید و نظرات خود را بگویید

Posted by ghajar at 4:17 بֽظֽ | Comments (1)

linkdoni.com