31 فروردین 1384
آلترناتیو معین
خیلی از دوستان می خواهند من آلترناتیو رای ندادن به معین را مشخص کنم. ای کاش می توانستم. اما به دو دلیل نمی توانم. اول به این دلیل که نمی خواهم وبلاگم سیاسی شود. اما شاید با گروهی از دوستانم یک وبلاگ سیاسی برای اتنخابات دست و پا کردیم. اگر هم نشد به تنهایی خودم یک وبلاگ سیاسی مختص انتخابات می زنم.
دلیل دوم را شما بهتر می دانید. من با اسم اصلی خودم وبلاگ می نویسم. اما سعی می کنم برای دوستان معمتد آلترناتیو رای ندادن به معین را خصوصی به اطلاعشان برسانم.
29 فروردین 1384
همهمه بلاگستان به کدام سو؟
دیروز می خواستم از جلسه وبلاگ نویسان با معین بنویسم اما هم دیر به جلسه رسیدم و هم این که تقریبا حرف ها ته کشیده بود. اما دیدار را با دوستانی مثل الپر، آق بهمن، پناه ، ابطحی و پوراستاد تازه کردم.
البته یک دلیل دیگر این بود که دوست نداشتم به طرفداری از معین متهم شوم. اما کنجکاو بودم ببینم از وبلاگ نویسان چه می خواهند. حدسم درست بود می خواستند که وبلاگ نویسان از انتخابات بنویسند و از معین. که البته حتی اگر کسی هم نگوید وبلاگ نویسان از انتخابات می نویسند
جای خوشحالی وجود دارد که حداقل کسانی در جامعه قدرت این رسانه آلترناتیو را فهمیده و سعی دارند از آن استفاده کنند، اما سوال این جاست. کسانی که می خواهند روی موج وبلاگ نویسی سواری بگیرند ودر انتخابات پیروز شوند، آیا برنامه ای برای فناوری اطلاعات تهیه دیده اند؟ آیا راهی برای نجات انحصار صنعت آی تی از دولت و حکومت دارند؟ آیا برنامه ای برای خاتمه فیلترینگ بی ظابطه دارند؟ آیا برای در اختیار قراردادن اینترنت پرسرعت برنامه ای دارند یا خیر؟
مهدی جامی نوشته :«در ميان نامزدهای اعلام شده برای انتخابات گرايش بسياری از وبلاگ ها اکنون به سمت معين است و بسیاری از وبلاگ نویسان از معین طرفداری می کنند.» آیا این تحلیل بر پایه یک آمارگیری تصادفی صورت گرفته و یا واقعا مبنای آماری داشته است. شخصا فکر می کنم این تحلیل را بر پایه لینک های بلاگ چرخانش نوشته است.
بسیاری از وبلاگ نویسان سکوت کرده و بسیاری هنوز بی تفاوت به مسئله انتخابات هستند. این گونه تحلیل کردن فقط منطق خودبزرگ بینی را تقویت می کند که آفت وبلاگ نویسی است. اگر کسی تعداد معدودی وبلاگ می خواند و از میان آن ها به این نتیجه می رسد که معین فضای وبلاگ نویسی را از آن خود کرده ، اشتباه می کند.
27 فروردین 1384
نگاه ارتباطاتی و غیر سیاسی
چند روز پیش یکی از دوستانم که اتفاقا خبرنگار پارلمانی هم هست پیرامون یادداشت قبلی ام با من گفتگو کرد او انتقاد هایی به من داشت که با بعضی از قسمت هایش موافق وبا بعضی از قسمت هایش مخالفم.
او گفت یک روزنامه نگار تحقیقی روی یک سوژه شاید بیش از 4 ماه کار کند اما اقدام مسیح علی نژاد یک کار سیاسی با برنامه ریزی قبلی بوده و تحقیقی به همراه نداشته است بنابراین شایسته چنین جایزه ای نیست
قبول دارم که مسیح علی نژاد تحقیقی انجام نداده و شاید از این نظر شاید دریافت روزنامه نگاری تحقیقی نباشد.به او منابعی برای افشا داده اند و او بی توجه به این که آلت دست گروه های سیاسی می شود آن ها را افشا کرده است
اما من می خواستم مسیح را به عنوان نمونه بیاورم تا منظورم ملموس تر شود و گرنه اصلا قصد نداشتم از مسیح علی نژاد یک بت بسازم
فرض کنید در بنگلادش یک روزنامه نگار زن موفق به افشای فیش حقوقی نمایندگان مجلس شده. اقدام او فارغ از هرگونه پشت پرده سیاسی قابل ستایش است.من همیشه به موضوعات نگاه ارتباطاتی دارم و شاید چون به طور نزدیک با عالم سیاست درگیر نباشم پشت پرده ها را ندانم
برای من چپ و راست فرقی ندارد از هیچ کدام این ها خوشم نمی آید اما در عین حال سیاسی نیستم و دوست ندارم آلوده به سیاست شوم
25 فروردین 1384
کتاب های آخر هفته-1
آخر هفته بد نیست دو کتابی را که در سال جدید خوانده ام معرفی کنم شاید این کارم روی روال بیفتد و آخر هفته ها را به معرفی کتاب هایی که در طول هفته می خوانم اختصاص دهم
گفت و گوهای اوريانا فالاچی
ترجمه غلامرضا امامی / نشر افق / چاپ اول ۸۳ / شمارگان ۲۲۰۰ نسخه / ۲۱۹ صفحه / ۲۱۰۰ تومان
اوريانا فالاچی اگرچه یک نام مستقل است اما یک صفت یا پسوندی به نام مصاحبه همراه خود دارد. او یکی از بهترین مصاحبه کنندگان جهان است که به سبب مصاحبه با بسیاری از شخصیت مشهور جهان شناخته می شود. در این کتاب گفتگو با آيت الله خمينی، مهندس بازرگان، محمد رضا پهلوی، لخ والسا، راکووسکی، آريل شارون و قذافی آمده است. من از مصاحبه فالاچی با محمدرضا پهلوی بسیار لذت بردم. او مثل یک کارشناس ماهر در زمنیه نفت صحبت می کند و به خوبی جایگاه استراتژیک ایران را می داند
خواندن این کتاب را به علاقه مندان علوم سیاسی، خصوصا روزنامه نگاران وارتباطاتی ها توصیه می کنم. این کتاب به بیان دیگر یک کتاب آموزشی برای روزنامه نگاران است. شما به طور عملی به شیوه های مصاحبه مستقیم آشنا می شوید. فالاچی هیچ گاه در اویل مصاحبه ها، مصاحبه شونده را اذیت نمی کند. او سعی می کند با سوال کردن در مورد مسائلی که مصاحبه شونده دوست دارد او را به حرف زدن وارد و پس از آن که چانه مصاحبه شونده گرم شد آن گاه سوالات جنجالی و گاه تندو تیز خود را مطرح می کند.
خاطرات دکتر محمد علی مجتهدي
دکتر محمد علی محتهدی یکی از شخصیت های نیک نام ایرانی است. او رييس دبيرستان البرز طی سال های(۱۳۵۷ـ۱۳۱۴) و بنيادگذار دانشگاه صنعتی شريف(آریامهر)بود. دکتر مجتهدی در نظام آموزشی کشور با نظم، فسادناپذيری، مديريت ويژه دلبستگی به وطن و به ويژه جوانان ايرانی شناخته می شود. جوانانی که زیر نظر در دبیرستان البرز درس خوانده اند اکنون در جای جای جهان یک کارشناس یک دکتر متخصص هستند. او در این کتاب که در مجوعه تاریخ شفاهی ایران گردآمده از تلاش های بی وقفه اش برای تربیت جوانان می گوید. متاسفانه پس از انقلاب با او بد کردند. در حالی که او شخصیت سیاسی نبود و هیچ دلبستگی به رژیم شاهنشاهی نداشت اما حقوق ماهانه اش را قطع کردند و مدیریت دبیرستان البرز خلعش نمودند و او در غربت از دنیا رفت. خوشبختانه سال پیش در زادگاهش(لاهیجان) مراسم پاسداشتی برای او برگزار کردند. هر چند این مراسم خیلی دیر بود. او دنیایی از تجربه بود و می توانست الگوی نظام آموزشی ما باشد. اما متاسفانه در ایران سابقه نخبه کشی و فراری دادن نخبگان ما خراب است
برای اطلاعات بیشتر یادداشت« مجتهدي؛ سربلند چون البرز» را بخوانید
22 فروردین 1384
و... پولیتزر «روزنامه نگاری تحقیقی» تعلق می گیرد به مسیح علی نژاد
من اگر بودم جایزه بهترین گزارش تحقیقی را به مسیح علی نژاد می دادم بابت تحقیق در مورد فیش حقوقی نمایندگان مجلس و افشای آن. البته به روزنامه نگاران فعال در روزنامه های دست راستی بابت افشای بخور بخورهای مشارکتی ها در پروژه های نفتی هم جایزه می دادم
هر چند در ایران پولیتزری وجود ندارد و هرساله جایزه ای که به عنوان بهترین های مطبوعات به روزنامه نگاران برتر داده می شود فاقد رویکردهای جدید به روزنامه نگاری است
من به عنوان پشنهاد در گزارشی که برای شرق نوشتم پیشنهاد کردم وزارت ارشاد یا انجمن صنفی از پولیتزر الگو برداری کنند. در دنیای امروز روزنامه نگاری تحقیقی و افشاگرانه اهمیت فراوانی دارد اما دو دلیل اصلی باعث شده تا روزنامه نگاری ایران بدین سمت و سو نرود
حاکمان و دستگاه های دولتی
کمبود منابع روزنامه نگاری تحقیقی
این گزارش را سال پیش برای پولیتزر 2004 نوشتم و «گزارش های تحقیقی در پولیتزر برجسته می شوند» را برای پولیتزر 2005 نوشتم
18 فروردین 1384
وزن خود را بشناسیم
نوشته ای برای دوست و همکلاسی ام
می خواستم این نوشته را خصوصی نوشته و برای دوستم آیدین جهانبخش ارسال کنم. اما انتشار این نامه در بلاگستان باعث شد تا نوشته ام را عمومی کنم
دوست گرامی تو از من بهتر می دانی چه کسانی برای چه چیزهای پشت پرده نشسته اند. حوادث کوی دانشگاه را هم لابد به یاد داری. بنابراین اقدام تو برای استعفا چیزی را حل نمی کند
استعفا هم مانند هر کار دیگر آدابی دارد. مهمترین نکته استعفا شناخت وزن است. آیا تو وزنت را سنجیدی. آیا استعفای دبیر اندیشه شیفت شب، می تواند ایلنا را برای کناره گیری از حمایت رفسنجانی قانع کند. یا حتی تلنگری با آن ها بزند. مطمئن باش که آن ها به استعفای تو ریش خند می زنند
استعفا، تنها در صورتی می توانست اثر گذار باشد که تو از وزن بالاتری در جامعه مطبوعات برخوردار بودی و آن موقع می توانستی با استعفایت موجی ایجاد کنی
سو تفاهم نشود. منظورم این نیست که تو روزنامه نگار خوبی نیستی یا این که من از وزن بالاتری نسبت به تو برخوردارم. منظورم این است که در حال حاضر ما راه درازی در مطبوعات ایران در پیش داریم و برای وزن شدن باید آهسته و پیوسته رویم
کار در مطبوعات ایران راه رفتن بر لبه تیغ است. کسی می تواند نامی برای خود در مطبوعات ایران فراهم کند که آرام آرام و پیوسته حرکت کند
تو با این حرکت نان خود را آجر کردی و مدیرعاملت را که وزنی در مطبوعات ایران ندارد بزرگ کردی. چیزهایی را که نوشته ای همه می دانند. مگر ایلنا می تواند جز آن که نوشتی چیز دیگری هم باشد. اصلا کدام رسانه یا روزنامه ای را سراغ داری که برای حیات و ممات به جایی وابسته نباشد
حرکت تو باعث می شود تا آن ها روزی از تو انتقام بگیرند. نامردی ها، نارفیقی ها، زدوبندها فراوانند
می خواهی صد ها مورد نظیر این حادثه را برایت بنویسم. آخر گفتن چنین چیزی هایی در نظامی که ابزارهای دموکراتیک برای بیان آن وجود ندارد چه دردی را دوا می کند
من و تو نسل سوخته ایم. پس روی خاکستر این جسد برای آیندگان و فرزندانمان بذر اصلاحات بکاریم. چه بخواهیم و چه نخواهیم، حوادثی در راه است. گوشه ای پناه بگیریم تا تندباد بیاید و برود
14 فروردین 1384
سفرنامه
عید امسال به کاشان رفتم.کاشان برای سفر جای بسیار خوبی است مخصوصا فصل گلاب گیری، اما بهار آن هم غنیمت بود
کاشان
فین کاشان، خانه بروجردی ها، علوی ها ، عامری، طباطبایی عباسی و احسان از جمله خانه های تاریخی هستند که گردشگر را با سبک معماری قاجاریه آشنا می کند. خانه عامریها برایم خیلی جالب بود. به خصوص دالان فرار در مواقع اظطرای و سیستم شوتینگ که خانه های مدرن امروزی دارای آن هستند.اتاق های تو در توی خانه عباسی ها هم بسیار جالب بود.فین کاشان و مسجد آقابزرگ از دیگر دیدنی های کاشان هستند
نیاسر
آتشکده، و آبشار نیاسر بسیار دیدنی است. اما خزیدن در غار تاریخی رئیس حس کنجکاوی و ماجراجویی انسان را تقویت می کند. این غار یادگار مذهب میترائیسم در ایران است.این غار دست ساز در ابتدا دالان های گشاد دارد اما به مرور راهروها تنگ تر می شود. تا جایی که که شما باید برای ادامه مسیر سینه خیز بروید
ابیانه
روستای زیبای ابیانه با بافت خشتی سرخ رنگ و انسجام معماری، انسان را مجذوب می کند. اما ابیانه به خانه سالمندان تبدیل شده، همه رفته اند جز پیرمردها و پیرزن هایی که چین و چروک همه صورتشان را در بر گرفته است
نطنز
نطنز کاروانسرایی دارد که شاه عباس به هنگام شکار در آن جا اسکان می یافته است.کوه باز هم از دور زیباست. مردم محلی نطنز می گویند که آن جا را شاه عباس به خاطر «باز»ش ساخته است.نطنز تحت تاثیر نیروگاه اتمی است. جوانکی می گفت:نیروگاه هسته ای در جاده قدیم نطنز به کاشان است
مشهد اردهال
به سراغ من اگر می آیید نرم وآهسته بیایید. مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.مشهد اردهال مراسم قالیشویی زیبایی دارد و مزار معصومانه سهراب سپهری
1 فروردین 1384
روزهای سکوت
اول، عید مبارک
دوم،این روزها طبیعی است که کمتر بنویسیم. بیشتر مطالعه کنیم و مسافرت ومهمانی برویم
سوم،گاهی اوقات آدم به آرشیوش مراجعه کند بهتر است.مطلب «کارت تبریک الکترونیکی فارسی» را برای گویا نوشتم وپارسال در چنین روزی در وبلاگم گذاشتم
در سال 1382 که روزهای اول جنگ دوم خلیج فارس بود این مطلب را نوشتم.با عنوان «اطلاعاتی در مورد بحران عراق» دوسال پیش در چنین روزهایی شور وبلاگ نویسی داشتم. اما الان نه
چهارم،راستش این اینترنت پر سرعت که سر کار داریم من را بد عادت کرده وحوصله ندارم در خانه با این اینترنت کم سرعت وصل شوم
پنجم،این روزها برای فرار از سربازی کنکور کارشناسی ارشد می خوانم دعا کنید قبول شوم. هر چند کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اصلا به دلم نمی چسبد اما چاره ای ندارم
ششم،در مجموع از خودم در سال 83 راضی هستم. در این سال من ازدواج کردم و مستقل شدم و مشکلات مالی را پشت سر گذاشتم. زندگی خوبی دارم. همسرم مریم شهباز زاده به من فراوان کمک کرده و از همه کمک هایش ممنونم. از نظر حرفه ای در شرق یک ستون ثابت دارم در مورد رسانه سعی می کنم با مطالعه روی پدیده های جدید ارتباطی به حد مطلوبی برسم. از حوزه رایانه هم دور نیستم در یک روزنامه اقتصادی دبیر هستم و سعی می کنم در این حوزه ثبات پیدا کنم.اما تنبل هستم بعضی مواقع از دست خودم ناراحتم باید بیشتر تلاش کنم
هفتم، امیدوارم همه ایرانی ها سال خوبی داشته باشند. موقع سال تحویل من برای ایران و مردمش دعا کردم.دعا کردم وضع اقتصادی،سیاسی و اجتماعی مردم بهتر شود. سال سختی پیش رو داریم
