[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

26 اسفند 1383

نشریات الکترونیکی و انتخابات ریاست جمهوری

هفته نامه الکترونیکی هفت سنگ منتشر شد.هفته نامه ای که پیش از این به سبب گفتگوها و پرونده های هفتگی اش پر بیننده بود، اما هر چند بار هفته نامه هفت سنگ دچار سکته های طولانی می شد وانتشار آن هفته ها و گاه ماه ها به تعویق می افتاد


نشریات الکترونکی در ایران به سبب آن که مستقل هستند، وابستگی مالی ندارند. در نتیجه انتشارشان به علت مشغولیت های مدیران نشریه به تعویق می افتد. اتفاقی که مشابه آن برای کاپوچینو افتاد. هر چند سرد شدن کاپوچینو دلایل دیگری هم داشت

انتشار هفته نامه های الکترونیکی در مقطع فعلی ضرورتی وِیژه دارد. چرا که تا ایام انتخابات3 ماه باقی است. تکلیف روزنامه ها که روشن است هر کدام به سمت و سویی می روند تابه وضع اسفناکشان سروسامانی دهند .به سایت های خبری هم چندان نمی توان اعتماد کرد.آن ها نیز توسط کاندیداها خریده می شوند


می ماند وبلاگ و نشریات الکترونیکی که انتشار منظم و سازماندهی شده نشریات می تواند به تنویر افکار عمومی کند.در این ایام جوانان و قاطبه مردم نیاز به اطلاعاتی شفاف دارند.نیاز به تحلیل های واقع بینانه و غیر دولتی بیش از هرزمان دیگری احساس می شود


انتشار دوباره هفت سنگ با نویسندگانی مستقل و انتشار دوباره کاپوچینو و دیگر نشریات اینترنتی می تواند به شفاف سازی فضای انتخابات کمک کند.التبه منظورم این نیست که هر کدام از نشریات به طرفداری از یک گروه یا کاندیدا وارد عمل شوند


نشریات الکترونیکی به سبب ماهیت تحلیلی می توانند به سوالات فراوانی که در میان مردم وجود دارد پاسخ گویند. آیا باید در انتخابات شرکت کنیم.چرا باید شرکت کنیم؟ آیا انتخابات را تحریم کنیم؟ به رفسنجانی باید رای داد؟ وسولاتی از این دست


البته شاید نویسندگان نشریات الکترونیکی اهل خطر کردن نباشند.اما به گمانم اگر تحلیل بر پایه استناد و منطق باشد قابل دفاع است.یک نویسنده می داند که نباید دیگران را تحقیر کند یا دشنام دهد. اگر آرام و منطقی تحلیل کنیم، مشکلی پیش نخواهد آمد


نکته جالب هفت سنگ، انتشار این هفته نامه به چند زبان است.گرچه می گویند سنگ بزرگ علامت نزدن است. اما امیدوارم که هفت سنگ به چند زبان و دیگر نشریات الکترونیکی با زبان های مختلف دوباره منتشر شوند.

توضیح اضافی

نشریه الکترونیکی شرقیان نیز تقریبا در طول یکسال اخیر انتشار منظمی داشته، امیدوارم فروغ و شرقیان نیز پایدار وبا ثبات باشند

Posted by ghajar at 1:53 بֽظֽ | Comments (4)

24 اسفند 1383

پرده برداری هاشمی در سالن اپرا

امروز مراسم افتتاح خبرگزاری ایسکا نیوز در تالار وحدت برگزار شد. اما چیزی که باعث شد به تالار وحدت بروم، حضور هاشمی رفسنجانی بود که قرار بود این خبرگزاری را افتتاح کند. البته خبرگزاری که چه عرض کنم، خودتان بروید سایتشان را ببنید مثل اتاقی است خالی که فقط آن را رنگ کرده اند. سایتشان نه قیافه درست و حسابی دارد و نه برنامه نویسی درستی


البته همه این ها را می دانستم اما فقط رفتم رفسنجانی را از نزدیک ببنیم. می خواستم ببینم درچهره اش چیزی می توانم بخوانم یا خیر؟


الان که از مراسم برگشتم مطمئنم که می آید. هر چند باز هم همان حرف های قدیمی را تکرار کرد و گفت اگر شرایط را مناسب ببیند می آید. اما وقتی دیدم عده ای در میان جمعیت برای او دست می زنند و می گویند که برای تایید حضور او صلوات بفرستید، یقین کردم که می آید


خبرگزاری ایسکانیوز متعلق به جاسبی است. پس از هفته نامه فرهیختگان، خبرگزاری آنا، حالت نوبت یک سایت خبری دیگر است که با پول دانشجویان دانشگاه آزاد راه اندازی شود.خانمی که پیام ایسکانیوز را قرائت می کرد در قسمتی از حرف هایش گفت:«ما به نمایندگی از دانشجویان خواستار حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری هستیم. اگر رئیس جمهوری ایشان را تایید می کنید صلوات بفرستید» و بیشتر حاضران صلوات فرستادند. بدین ترتیب سایت خبری دیگری به جرگه حامیان رفسنجانی پیوست


قسمت جالب مراسم، پرده برداری از یک لوح آهنی بود. رفسنجانی آمد و پرده جلوی لوح را کشید عکاسان شیرجه زدند تا از این حرکت مهم عکس بگیرند. بعد دستانش را به شیوه مرسوم بالا برد و لبخند زد تا عکساسان عکس خوبی از او بگیرند


خنده دار نیست سایتی که حتی یک خبر خروجی هم ندارد و مکان فعلی اش هم یکی شعبه های دانشگاه آزاد است در تالار وحدت افتتاح شد!! تالاری که همیشه دوست داشتم در آن اپرا گوش کنم. من عاشق اپرا هستم مخصوصا از توی بالکن های سالن. کنار دستم در بالکن تالار، یک روحانی نشسته بود و پاهایش را روی میله های بالکن گذاشته بود و من غرق در افکار خودم بودم. رفسنجانی با آمریکا چه کار می کند؟

Posted by ghajar at 2:36 بֽظֽ | Comments (4)

22 اسفند 1383

روزهای نامعلوم

امید معماران درباره یادداشت« روزنامه نگار فروشي مدل76»مطلبی نوشته و آن را عجولانه واحساساتی خوانده.من قصد زیر سوال بردن روزنامه نگاران را ندارم. به همین خاطر نامی از کسی نبردم.کار کردن در ستادهای خبری هر کدام از کاندیداها هم هیچ اشکالی ندارد. اما کار کردن در ستاد خبری با روزنامه ای که در جهت حفظ شان«حاج آقا»خریده شده تفاوت دارد و در این تفاوت نکته هاست

فرصت درباره رفسنجانی نوشتن بسیار است. عجله نکنید، روزهای نامعلومی در انتظار است

Posted by ghajar at 0:57 بֽظֽ | Comments (2)

20 اسفند 1383

کسی روزنامه نمی خرد

بعداز ظهر است. اتوموبیل ها به هم فشرده شده اندو دنبال راهی برای فرار از ترافیک .کنار دکه روزنامه فروشی می ایستم خیره می شوم به انبوهی از روزنامه های از صبح مانده.شرق، اقبال،جام جم، دسته اندکی همشهری و روزنامه های اقتصادی به اضافه کیهان و اطلاعات که عصرها می آیند.کسی روزنامه نمی خرد


مردی در کنار دکه مکث می کند تیترها را می خواند پوزخندی می زند و می رود.چند جوان تیترهای روزنامه های ورزشی را مرور می کنند. دختری تیتر مجلات زرد را می خواند و مجله ای خانوادگی می خرد.کسی روزنامه نمی خرد


انتخابات نزدیک است. آیا مردم مثل سال76و 78 به مطبوعات اطمینان می کنند؟این بار مطبوعات از رفسجانی حمایت می کنند؟آیا مردم به نظر مطبوعات اهمیتی می دهند.کسی روزنامه نمی خرد


راستی چرا کسی روزنامه نمی خرد. مردم سر خورده شده اند؟ مطبوعات از مردم بریده اند و به پول صاحب منصب ها وابسته شده اند؟ این ها توی سرم وول می خورند

روزنامه نخوانی دو زاویه دارد. یکی عوامل بیرونی نظیر توقیف ها وقانون مطبوعات وعوامل دورنی بیشتر تقصیر مدیران روزنامه هاست.من بیشتر به عامل درونی می پردازم .مطلب قبلی ام در همین راستا بود.ابتدای همین هفته عکس اول گاردین نگاهم را جلب کرد .این مطلب را برای شرق نوشتم شاید کمی آرام شوم

Posted by ghajar at 1:03 بֽظֽ | Comments (6)

13 اسفند 1383

مردم از دیدن عکس خاتمی خسته شده اند

دیروز دم کیوسک روزنامه فروشی به تیترهای روزنامه ها نگاه می کردم. همه روزنامه ها تقریبا عکس اولشان افتتاح کتابخانه ملی بود.و اما نکته جالب استفاده از چهره خاتمی در همه عکس ها بود .چهره خندان مردی که اکنون محبوبیت چندانی در میان مردم و البته دانشجویان ندارد عکس اول روزنامه ها بود

حال سوال من این است که چرا باید عکس خاتمی، عکس اول باشد. مگر نه این که مراسم افتتاح کتابخانه ملی بوده است. چرا عکسی از کتابخانه ملی وفضاهای مدرن آن به عنوان سوژه عکس وال برگزیده نشده است

اگر کمی به عکس های عکاسان خبرنگاران خبرگزاری فارس و مهر دقت کنید متوجه می شوید عکاسان نیز از زیبایی بصری خود کتابخانه غافل بوده اند و هر کدام یک عکس مستقل از رئیس و روسا داشته اند که متعلق به خود کتابخانه باشد

شاید شما بگویید بابا دلت خوش است این روزنامه ها یا دولتی هستند یا به دولت وجاهای دیگر متصل هستند بنابراین مجبورند وقتی که گزارش تصویری تهیه می کنند رئیس ها را برجسته کنند

خوب من این نظر را قبول دارم درست که روزنامه خصوصی در این مملکت به طور کامل وجود ندارد.اما می خواهم بگویم متاسفانه این همه مسئله نیست. مطبوعات ما دچار ایپدمی دولت محوری هستند

به عنوان مثال به طور یقین این روزنامه پولی بابت این که عکس خاتمی را عکس یک کرده اند از دفتر رئیس جمهوری نگرفته اند. اما احساس می کنند که اگر عکس رئیس جمهور را کار نکنند خیلی بد است

این نگاه را من در اکثر خبرنگار و دبیران خبر دیده ام لزومی ندارد شما عکس شخصیتی را که با ان مصاحبه تلفنی گرفته اید کار کنید. لزومی ندارد وقتی کارون3 توسط رئیس جمهور یا هر شخصیت دیگری گرفته می شود شما عکس او را کار کنید

فرض می کنیم جورج بوش می خواهد می خواهد کتابخانه ملی آمریکا را افتتاج کند.آیا به نظر شما عکس اول نیویورک تایمز چهره خندان بوش خواهد بود. به طور یقین به شما می گویم خیر

من بارها در مطبوعات آمریکایی دیده ام که آن ها بیشتر جذابیت بصری وخبری یک عکس را مورد توجه قرار می دهند و تنها در موقعی که یک شخصیت گفتگوی مهمی دارد عکس او را تیتر یک می کنند

چند روز پیش آقای معتمد نژاد گفته بود که استاندارد تیراژ مطبوعات ایران باید 7میلیون نسخه در روز باشد.به گمانم یکی از دلایل این که مردم ایران روزنامه نمی خوانند همین دولت محوری مطبوعات ایران به جای مردم محوری است

مردم ایران خسته شده اند این قدر عکس آدم های ریشو و بی مسئولیت را در روزنامه ها دیده اند

Posted by ghajar at 11:43 قֽظֽ | Comments (8)

چرا دفاع از هاشمی؟

دوست عزیری در بخش نظرخواهی مطلب قبلی ام پیغام گذاشته:«چرا فكر مي كنيد هر كس از هاشمي دفاع كند خريداري شده است؟من در شرايط فعلي و با گزينه هاي موجود هاشمي را بر ديگر كانديداها ترجيح مي دهم . گمان هم مي كنم براي اعتقاداتم و آرمانهايم دست كم به قدر شما هزينه داده و بدبختي كشيده ام كه متهم به خريده شدن نشوم


در شرایط فعلی که هنوز آمدن هاشمی رفسنجانی قطعی نشده پاسخ دادن بی این سوال بیهوده است. من این سوال را نگه می دارم تا در روزهایی که فهرست قطعی کاندیداهای ریاست جمهوری مشخص شدند جواب گویم

Posted by ghajar at 10:31 قֽظֽ | Comments (2)

9 اسفند 1383

روزنامه نگار فروشي مدل 76

اين ماجراي خريدن خبرنگارها را من از چند كانال مختلف شنيده بودم. اما راستش كمي محافظه كاري كردم و ننوشتم. حالا فرض كنيد اگر اين جا آمريكا بود و وبلاگ نويس ها مي نوشتند، چه بلوايي بر پا مي شد

البته اين كه روزنامه نگاري از يك كانديدا حمايت كند اصلا عجيب نيست. در همه جاي دنيا موضع گيري روزنامه ها امري مرسوم است. به طور مثال در انتخابات اخير آمريكا روزنامه هاي واشينگتن پست و نيويورك تايمز از جان كري حمايت كردند

اما نكته عجيبي كه در ايران رخ داده خريد و فروش خبرنگاران است. كساني كه در مطبوعات اصلاح طلب در انتخابات مجلس ششم بر ضد رفسنجاني نوشتند اكنون به حمايت از او پرداخته اند

به نظر مي رسد بوي پول بسياري را مست كرده و شرافت قلم به راحتي فروخته مي شود.

من شنيده ام كه خبرنگاران يك روزنامه اصلاح طلب در سايتي خبري، براي حمايت از هاشمي
رفسنجاني تهيه شده مشغول به كار شده اند

بعد التحریر

امروز یکی از خبرنگارهای ایلنا را دیدم.گفتم هنوز ایلنایی؟گفت:نه از وقتی که گفتند برای رفسنجانی خبر تهیه کنید من از ایلنا اومدم بیرون، بعدش هم یک لبخند کش داری تحویلم داد و گفت حالا منم گنجی بازیم گرفته

چند روز پیش هم شنیدم که خبرنگارهای روزنامه اعتماد خریداری شدند. البته من این جا قصد توهین به خبرنگارهای این روزنامه رو ندارم. من فقط شنیدم، شاید درست نباشه، شاید هم چندتاشون اینجوری باشند، خدا عالم تر است

Posted by ghajar at 6:57 بֽظֽ | Comments (2)

5 اسفند 1383

باز هم تیتر شدیم


باز هم ایران تیتر مطبوعات خارجی شد. تصاویر زلزله زرند بر صفحه اول مطبوعات خارجی نقش بسته و تصاویری از بدبختی، فلاکت و بیچارگی مردم ایران به نمایش گذاشته شده است.


تا کی باید تیترهای ایرانی در مطبوعات جهان، تصاویری از حوادث مرگ آور باشد. زلزله بم، قطار نیشابور، اتش سوزی مسجد ارگ، تصادف ها وتصادم ها همگی در مطبوعات جهان به این علت بازتاب دارند که تعداد کشته شدگان فراوانند. صحبت از یک کشته یا ده کشته نیست. صحبت از دویست، سیصد، هزار یا صد هزار کشته است


آمریکا در جنگ عراق تا به امروز هزار کشته داده اما در ایران بدون آن که جنگی صورت گیرد بر اثر حوادث مختلف هر روز تعدادی از هموطنان ایرانی می میرند


در این میان تنها چیزی که اهمیت ندارد جان آدمی است. کشوری همانند ایران روی میلیاردها دلار ثروت طبیعی خوابیده ، درآمد ایران از محل نفت در چند ساله اخیر بیست برابر شده اما مردمانش این چنین در فقر بدبختی دست وپا می زنند



این وضعیت تا کی ادامه دارد و تا کی باید شاهد تصاویر رنج مردم ایران در صفحات اول روزنامه های جهان باشیم

Posted by ghajar at 2:19 بֽظֽ | Comments (10)

3 اسفند 1383

ادغام وزارت ارتباطات و راه

نمی دانم باید از شنیدن این خبر بخندم یا افسوس بخورم. وزارت بازرگانی قصد دارد با اراته لايحه «طرح تشکيلات کلان دولت» چندين وزارتخانه را با يکديگر ادغام کند. در این لایحه ادغام دو وزارتخانه راه و ترابري و وزارت ارتباطات پیش بینی شده که به وزارتخانه ارتباطات و حمل و نقل تبدیل می شوند

صد البته ادغام برای سازمان های عریض و طویل دولتی و کوچک کردن بدنه دولت اقدامی لازم و واجب است. اما میان دو وزارتخانه راه و ارتباطات چه مشترکات وشباهت هایی وجود دارد؟


کار یکی ساماندهی بزرگراه ها، احداث جاده ها، ریل ها و فرودگاه ها و دیگری سامان دهی شبکه ارتباطاتی تلفن ثابت و تلفن همراه است. به عبارت دیگر کار یکی برقراری شبکه های ارتباطاتی از نوع الکترونیکی و دیگری از نوع غیر الکترونیکی است


بنابراین تنها شباهت این است که هر دو با مفهومی به نام ارتباطات سرو کار دارند. اما این کجا و آن کجا؟ تصور کنید برای ساختن یک راه ارتباطی و یک شبکه مخابراتی باید به یک وزارتخانه مراجعه کرد. یا این که به طور مثال رشته ارتباطات با رشته راه وساختمان با هم ادغام شود؟ خنده دار نیست؟


البته با توجه به عمر کوتاه دولت فعلی بعید است که چنین لایحه ای در مجلس بررسی شود اما واقعا باید به طراحان چنین لایحه ای دست مریزاد گفت و برای طول عمرشان دعای خیر کرد. تا این ها هستند ممکلت ما نیازی به حمله نظامی یک کشور خارجی ندارد. این ها خودشان مملکت را ویران می کنند

Posted by ghajar at 1:55 بֽظֽ | Comments (5)

linkdoni.com