31 اردیبهشت 1383
رسانه های افغانستان در اینترنت
روزنامه هاى افغانستان پس از سقوط دولت طالبان رونق دوباره اى يافته اند. نويسندگان اين روزنامه ها جرات نقد دولت حاكم را پيدا كرده اند و در نوشته هاى خود به كرات مسئله تامين امنيت افغانستان را يادآورى مى كنند. به نظر مى رسد دوره اى جديد براى رسانه هاى افغانستان رقم خورده است. دورانى كه به كثرت مطبوعاتى اين كشور رنج كشيده منتهى مى شود. روزنامه «انيس» يكى از اين روزنامه هاست. روزنامه اى كه چندى است مطالب خود را بر روى اينترنت منتشر مى كند. اين روزنامه در ۶ يا ۴ صفحه در روزهاى معمول و در ده صفحه كه ضميمه انيس كودك به آن اضافه مى شود در روز پنج شنبه منتشر مى شود. سايت روزنامه انيس با این نشانى در دسترس است. انيس روزنامه اى سياسى اجتماعى است كه موضوعات فرهنگى هنرى، اقتصادى و بين المللى را هم پوشش مى دهد. سايت اين روزنامه طراحى ساده و قابل قبولى دارد. در صفحه اول تيتر يك روزنامه به همراه سرمقاله، گزارش تصويرى، نظرسنجى و عناوين صفحات ديگر جاى گرفته اما خواننده ادامه مطالب را درصفحه مربوطه مى خواند. براى هر خبر نيز لينك جداگانه اى در نظر گرفته شده كه هم از سنگينى صفحات مى كاهد و هم اين كه امكان لينك دادن به مطالب آن را فراهم مى كند. هر چند در روزنامه انيس موضوعات متعدد و متنوعى به چشم نمى خورد اما سايت آبرومندانه اى براى كشور افغانستان است. در حالى كه بعضى از روزنامه هاى ايرانى با فرمت pdf منتشر مى شوند و براى خواندن آن احتياج به نصب نرم افزار خواندن فرمت pdf است انتشار يك روزنامه افغانى با فرمت html قابل تقدير است. البته اين سايت بدون اشكال هم نيست. آرشيو روزنامه وجود ندارد. فونت مطالب ريز و تا حدى به هم فشرده است.
هنوز امكانى براى ارتباط با دست اندركاران اين روزنامه فراهم نشده است. از ديگر روزنامه هايى كه در افغانستان منتشر مى شوند مى توان از اراده، آرمان ملى، اصلاح و هيواد نام برد. خبرگزارى كابل نيز با نشانى در دسترس است. البته بهتر است در اين خبرگزارى دنبال خبر نگرديد چرا كه اصلاً شباهتى به سايت يك خبرگزارى ندارد. در اين سايت عناوين مختلفى درباره ادبيات و نسل نو نويسندگان افغانستان يافت مى شود. اما هرچه گشتم ارتباط اين موضوعات را با خبرگزارى كابل پيدا نكردم.
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۳
من مرده ام
شايد بارها به روز مرگ خود فكر كرده باشيد. به اين كه چه زمانى خواهيد مرد و رخت از اين دنيا خواهيد بست. فكر كردن به مرگ يكى از مشغوليات ذهنى انسان است. انسان گذشته و امروز با هر تفكرى به مرگ فكر مى كند. چه سنتى و چه مدرن بارها به اين مى انديشند كه عزرائيل چه زمانى به سراغشان مى آيد. در اينترنت سايتى وجود دارد كه زمان مرگ شما را تعيين مى كند. (شايد اين سايت متعلق به عزرائيل باشد) در اين سايت ابتدا قد و وزن خود را در گزينه هاى مربوطه وارد كنيد تا ميزان خطرپذيرى شما را چك كند. اگر عدد به دست آمده بين ۲۵ تا ۲۹ بود وضعيت شما متعادل است اما اگر بين ۲۵ تا ۴۵ بود شما در خطر مرگ قرار داريد. در اين قسمت نوشته شده انسان هاى چاق آمادگى بيشترى براى مرگ دارند.
پس از به دست آوردن عدد مورد نظر شما بايد آن را در قسمت BMI بنويسيد.گزينه هاى ديگر را نيز با وارد كردن سال ، ماه ، روز تولد، جنسيت و وضعيت استعمال دخانيات پر كنيد. پس از كليك بر روى گزينه تعيين ساعت مرگ چند لحظه صبر كنيد، حال روز مرگ خود را مشاهده كنيد. در اين قسمت شمارش معكوس براى مرگ شما آغاز مى شود. اين سايت با نشانى www.deathclock.com قابل دسترسى است. صفحه سياهرنگ و اسكلت خندان، مرگ را بيشتر تداعى مى كند. البته راست و دروغ تعيين زمان مرگ پاى كسانى است كه اين سايت جالب را طراحى كرده اند. سايت جالب ديگرى كه در زمينه مرگ وجود دارد، حكم يك آگهى ترحيم ديجيتالى است. اين سايت مرگ شما را به دوستانتان اعلام مى كند.
يك مبتكر سرويسى را براى اطلاع رسانى در اين مورد راه اندازى كرده كه شما در يك فاصله زمانى مشخص دو يا چند روزه به سايت سر مى زنيد و پيغام مى فرستيد. اگر شما براى مدت زمان مشخصى به سيستم login نكرده باشيد. سيستم اول براى شما اى ميلى مى فرستد كه آيا هنوز زنده ايد ؟ اگر پاسخى نيامد آن وقت پيامى از طرف شما براى دوستانتان (كه قبلاً اى ميلشان را وارد كرده ايد) با اين پيغام كه «سلام، من مرده ام» مى فرستد. اين هم برآورده شدن روياى فروغ شاعره معروف در مورد ارسال آگهى تسليت قبل از مردن. اگر شما هم مايل به عضويت در اين سايت هستيد كافى است به اين آدرس www.Died Online مراجعه كنيد.
نسخه چاپی روزنامه شرق سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۳
28 اردیبهشت 1383
جگر گوشه امام حسین و پلمپ آی اس پی ها
امروز به جلسه مطبوعاتی که انجمن اصنفی آی اس پی ها برگزار کرده بود رفتم. حرف های جالب و خنده داربعضی از آی سی پی دارها شاید باعث شد که ما کلی بخندیم اما وقتی فکر کردم دیدم به جای خنده باید گریه کرد.یکی از سرویس دهندگان اینترنت می گفت: در شرکت ما گاز اشک آور زدند.دیگری می گفت: ماموران اماکن برای وارد شدن به شرکت درها را شکستند .دیگری می گفت: موظب باشید حتی اگر فیلترینگ داشته باشید به دیش گیر می دهند و اگر چیزی برای گیر دادن نداشته باشند به حجاب خانم های آن شرکت گیر می دهند.
دیگری می گفت: «نمی دانم چرا پرونده ما را در اداره مفاسد اجتماعی ودر کنار اراذل اوباش بررسی می کنند.در حالی کنار من یک مشروب فروش از دورریختن عرق سگی هایش افسوس می خورد باید کنار این ها محاکمه شوم.به قاضی می گویم من چه کار کرده ام می گوید شغل شما فساد برانگیز است .می گویم شغل یک قصاب که فسادش بیشتر است که غرق در خون است وکار او چاقو واین هم عاقبت ماست به عنوان صنفی که در کنار برترین تکنولوژی های دنیا قرار داریم با ما این گونه رفتار می کنند حتی یکی از دوستانم را داخل گونی انداخته اند.
مصطفی محمدی رئیس انجمن صنفی هم از دیدارهایش با قاضی مرتضوی، هاشمی شاهرودی و علیزاده گفت.البته خیلی هم آسان نیست که یک رئیس انجمن غیر دولتی بتواند با مقامات مهم قضایی دیدار کند. اما محمدی به دلیل رابطه نزدیکش با علیزاده و شاهرودی توانسته آن ها را به جلسه وملاقات حضوری راضی کند.محمدی می گفت: برایشان دلیل می آورم که ما خودمان طرفدار فیلترینگ هستیم اما نه بدون ظابطه وقانون، به این سرویس دهندگان اینترنتی هم لیستی داده نشده اگر لیستی داده بودید و ما فیلتر نمی کردیم آن وقت دلیل شما درست بود.دلیل آوردم که یا مجموعه دولت با اینترنت مخالف است یا آن که معتقد به استفاده درست است واگر به راه دوم معتقدید این راهش نیست.قاضی مرتضوی در جواب می گوید شما صبر کنید من درستش می کنم من بساط این جور کارها را بر می دارم. محمدی می گوید:جواب این همه جوان تحصیل کرده که در این صنف مشغول به کارند را چه می دهید: می گوید خوب بروند دنبال یک کار آبرومند.
می گویم هر روز که می گذرد این شرکت ها بیشتر ضرر می دهند. می گوید: ما روی این طرح 6 ماه کار کردیم و آی اس پی های بدون فیلتر را شناسایی کردیم.می خواهیم بساط توهین به ائمه اطهار، رهبر و روحانیون را از روی اینترنت بر بچینیم.
محمدی می گوید: با بستن چهار سایت این درست نمی شود.جوانان فیلترها را دور می زنند.قاضی مرتضوی می گوید:پس بگذارم به جگر گوشه امام حسین در اینترنت توهین کنند.محمدی هم می گوید: پس بروید یقه مخابرات را هم بگیرید وخط تلفن را هم قطع کنید چون در تلفن ممکن است دختر و پسر حرف های غیر شرعی حرف بزنند.این حرف ها که می گفتند از یک طرف دلم را گرفته بودم و می خندیدم از یک طرف فکر هم نمی کردم نگاه ها به اینترنت تا این اندازه بدبینانه باشد.محمدی گفت: در آینده همایشی برای مسائل حقوقی و آی تی برگزار می شود لطفا به ما کمک کنید تا به این ها نشان دهیم از اینترنت می توان استفاده خوب هم کرد.این حرف های بدون سانسور بود اگر با سانسور می خواهید از این جا ایسنا بخوانید
رابطه تخصص و سواد
وبگردى امروز بيشتر به گيردادنى شبيه است. چرا كه بسيارى از كاربران و خوانندگان ممكن است از سايت شركت مخابرات ايران با آدرس www.irantelecom.ir بازديد كرده باشند. اما با وبگردى در اين سايت نكات جالبى به دست مى آيد. در صفحه اول اين سايت نوشته شده: «به جايگاه اينترنتى شركت مخابرات ايران خوش آمديد» كلمه جايگاه آدم را ياد جايگاه پمپ بنزين مى اندازد، اما به نظر مى رسد منظور نويسنده از كلمه جايگاه، سايت و يا كلمه هم وزن آن پايگاه است. در اين قسمت آخرين اخبار و اطلاعيه هاى شركت مخابرات ديده مى شود.
در سمت راست اين سايت عنوان هاى مختلفى وجود دارد كه هر كدام اطلاعات خوبى را در اختيار كاربران قرار مى دهد. به طور مثال در قسمت تلفن ثابت، مى توان با چند كليك نشانى و پيش شماره مراكز تلفن شهرى را پيدا كرد. در قسمت هاى ديگر نيز اطلاعاتى راجع به پيش شماره ها، تلفن همراه ماهواره اى و تعرفه هاى خدمات مخابراتى نوشته شده است. اما جالب ترين قسمت اين سايت، صفحه «شركت طرح و توسعه شبكه هاى مخابراتى» است. اين شركت وابسته به وزارت پست و تلگراف و تلفن و به منظور متمركز ساختن فعاليت هاى مخابراتى در طراحى و اجراى شبكه هاى كابل مسى، فيبرنورى و ساخت قطعات فلزى، بتونى و پلاستيكى مورد نياز شبكه هاى مخابراتى در اقصى نقاط كشور تاسيس شده. در اين صفحه شركت طرح و توسعه شبكه هاى مخابراتى چنين معرفى شده: «شركت سهامى خاص فورترس ايكاس در اسفند ماه سال ۱۳۵۲ به ثبت رسيد. بعد از انقلاب سهام شركت هاى داخلى و خارجى تشكيل دهنده اين شركت به شركت مخابرات ايران واگذار و به شركت طرح و توسعه تلفن ايران تغيير نام داده شد و لازم به ذكر است در سال ۷۹ به عنوان شركت طرح و توسعه شبكه هاى مخابراتى نام گذارى شد.» در انتهاى صفحه آمارى از كاركنان اين شركت نوشته شده كه در نوع خود تامل برانگيز است.
در اين شركت ۱۵ مرد بيسواد و ۱۳۸ نفر با تحصيلات ابتدايى مشغول به كار هستند. اين در حالى است كه تنها يك نفر با تحصيلات دكترا در اين شركت وجود دارد. جالب آن كه در اين صفحه نوشته شده «اين شركت با استفاده از پيشرفته ترين تجهيزات ماشين آلات و تجارب متخصصين داخلى بزرگترين پيمانكار طرح و نصب شبكه هاى كابل شهرى و بين شهرى در داخل و خارج از كشور فعال است.» قضاوت و تحليل سواد كاركنان اين شركت را به خوانندگان وا مى گذاريم.
نسخه چاپی روزنامه شرق دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۳
این مطلب اساسا به فارسی تک و وبگردی ایشان ربط دارد.بنابراین این مطلب را مدیون این دوستانم هستم.
هديه روز مادر بلاگر
سرويس دهنده جهانى وبلاگ (Blogger) به مناسبت روز مادر (۲ مه) هديه جالبى داده. البته اين هديه تنها به مادران اختصاص ندارد بلكه تمام كسانى كه از خدمات بلاگر استفاده مى كنند مى توانند از نسخه جديد بلاگر بهره مند شوند. حالا اثرات پيوند مبارك بلاگر و گوگل معلوم مى شود. بلاگر جديد زيباتر از قبل شده، آيكن ها درشت تر و واضح تر هستند، همچنين امكان نظرخواهى در پست مهيا شده. بدين ترتيب كاربران مى توانند براى هر يك از نوشته هاى خود سيستم نظرخواهى بگذارند يا آن را مختص كاربران بلاگر كنند.
به وسيله اى ميل هم مى توان از روزآمد شدن وبلاگ هاى بلاگر و آخرين نظرهاى ارائه شده در وبلاگتان باخبر شويد.نیما اکبر پور در وبلاگ سرگردون توضیحات کامل این اتفاق را داده
نسخه چاپی روزنامه شرق يكشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۳
27 اردیبهشت 1383
سلام وبلاگ

سخن گفتن از وبلاگ و درباره وبلاگ كار هرروزه «آقايان كارشناس» است. آقايانى كه نامشان در دفترچه خبرنگاران به وفور يافت مى شود تا اگر خبرى براى توليد نداشتند سراغ اينان بروند. حرف زدن درباره وبلاگ را «آقايان كارشناس» مى دانند. ابتدا جامعه شناس ها و روانشناس ها از وبلاگ سخن گفتند كه فلان است و بهمان. پس از آن نوبت خبرگزارى مهر رسيد كه با «آقايان كارشناس» البته از نوع هنرى آن مصاحبه كند تا آنها نيز از وبلاگ بگويند. پس از آن نوبت به مردان رسمى و غيررسمى سياست رسيد. ديپلمات ها به همتايان خارجى خود پز مى دهند كه «وبلاگ هاى ما (فارسى) مقام دوم وبلاگ هاى جهان را دارند و...»
اما شايد خود ندانند منظور از جمله چيست. آنها نمى دانند وبلاگ هاى فارسى يك وبلاگ نيستند. دوم اين كه مسابقه اى در كار نيست تا وبلاگ هاى ايرانى رده بندى شوند. منظور از سوم بودن يا دوم بودن، آمارى است كه يك سايت اينترنتى از محتواى زبان هاى وبلاگ ارائه داده و در اين آمار، زبان فارسى در ميان زبان هاى نوشتارى وبلاگ در مقام سوم قرار دارد و اكنون هر كسى در مورد وبلاگ سخن مى گويد. سخن گفتن از وبلاگ به آسان ترين كار ممكن براى «آقايان كارشناس» تمام شده و اين اپيدمى در ميان هر گروه و هر حزبى رواج يافته است.كارشناسان درون حاكميت از وبلاگ مى گويند چرا كه فكر مى كنند خود زمينه رواج آن را فراهم كرده اند و به جوانان اجازه داده اند تا وبلاگ بنويسند.
كارشناسان بيرون حاكميت نيز تصور مى كنند دليل رواج وبلاگ به دليل توقيف فله اى مطبوعات است و به همين دليل مردم كشورهاى توسعه يافته و پيشرفته اى مانند آمريكا علاقه اى به وبلاگ نويسى ندارند.
اما براساس آمار سايت nedstatbasic وبلاگ هاى آمريكايى بسيار پرطرفدارتر و پرخواننده تر از وبلاگ هاى فارسى است. در حدود صد و پانزده هزار نفر از وبلاگ Slimeشs First Homepage بازديد مى كنند در حالى كه از پرخواننده ترين وبلاگ فارسى در حدود شش هزار نفر بازديد مى كنند. با فرضيه بالا بايد بپذيريم مردم ايالات متحده و يا هر كشور توسعه يافته ديگرى به دليل نبودن رسانه هاى آزاد به وبلاگ نويسى روى آورده اند. اصلاً فرض كنيد با فراهم آمدن امكانات سخت افزارى و توسعه اينترنت در ايران از وبلاگ هاى فارسى روزانه يك ميليون نفر نيز بازديد كنند آيا توقيف نشريات فارسى را مى توان دليل اقبال به وبلاگ نويسى دانست.
واقعيت اين است كه محتواى بسيارى از وبلاگ ها چه در ايران و چه در جهان شخصى و خودمانى است. يك خانم كارمند از شغل و محل كارش مى نويسد. يك راننده از آدم هايى كه روزانه با آنها برخورد مى كند مى نويسد. يك جوان از دنياى ذهنى بنابراين توقيف شدن و نشدن مطبوعات دليل اقبال به وبلاگ نويسى نيست. چه اين كه اقبال نسل جوان ايرانى به اينترنت و وبلاگ نيز باعث افتخار نيست و اين تحليل ها از همان جا ناشى مى شود كه آشپزهاى اين آش نه يك نفر بلكه صدها تن از «آقايان كارشناس» مى شوند. آقايانى كه نمى دانند وبلاگ چيست و به چه معنى است. گاهى تصور مى كنند كه وبلاگ همان روزنامه نگارى اينترنتى است و گاهى فكر مى كنند وبلاگ ها آمده اند تا روزنامه هاى چاپى را نابود كنند. عده اى نيز فكر مى كنند وبلاگ نويسان مى خواهند انقلاب كنند پس به فيلترينگ رومى آورند.
وبلاگ يك دفترچه نوشتارى شخصى است. به جاى آن كه اين نوشته ها در كاغذ نوشته شود به وسيله كامپيوتر نوشته مى شود و در معرض بازديد همگان قرار مى گيرد. يك دهه پيش جوانان براى بازيگر شدن سرودست مى شكستند. انگار مى خواستند حرف هاى گفته نشده خود را در قالب اداها و حركات بازيگرى نشان دهند و اكنون دهه وبلاگ است. جوانان اين بار حرف هاى پنهان خود را آشكار مى كنند و در پس آن «آقايان كارشناس» و كارشناس ها وبلاگ را براى خود بدون حتى يك پژوهش و يك تحقيق درست و حسابى تعبير و تفسير مى كنند. انگار كشف تازه اى در تاريخ بشر رخ داده. روزى محسن مخملباف سلام سينما را ساخت كه نوك پيكان ها به سوى سينما بود. امروز چه كسى است كه «سلام وبلاگ» را بسازد.
نسخه چاپی روزنامه
شرق شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۳
توضیح اضافی
شاید کسانی که این مقاله را می خوانند بگویند که نظرم راجع به وبلاگ تفاوت کرده.البته درست می گویند دوسال پیش گزارش می نوشتم که چه افتخاری است کمیت وبلاگ های فارسی و حالا معتقدم اگر زبان فارسی با همین کفییت زبان انگلیسی را پشت سر بگذارد، هیچ ارزشی ندارد.
این گزارش روزنامه ایران البته مصاحبه نیست اما از همان چرت و پرت های رایج در مورد وبلاگ است.
25 اردیبهشت 1383
کتاب هایی که خریدم
امسال در نمایشگاه کتاب به دنبال کتاب هایی در زمینه ارتباطات ، رسانه و اینترنت بودم.اما تعداد کتاب های به دردبخور در این زمنیه بسیار اندک است.کتاب هایی که نوشته شده آن قدر نثر پیچیده ونامفهومی دارند که خواندن را دشوار می کنند.بنابراین تنها 5 کتاب خریدم. اما فکر کنم همین 5 کتاب ارزش خواندن و معرفی مردن داشته باشد.
پدیده جهانی شدن
نوشته فرهنگ رجایی وترجمه عبدالحسین آذرنگ است.آقای رجایی اکنون در اتاوا کانادا زندگی می کند.و اخیرا برای شرکت در کنفرانس حکمت مطهر به ایران آمده بود.موضوع کتاب به جهان گستری اختصاص دارد.در فصل سوم راجع به جامعه فن آورانه وتاثیر اینترنت بر تمدن بشری صحبت می شود.کتاب در120 صفحه توسط انتشارات آگه منتشر شده است.
مطبوعات ایران در قرن بیستم
فرید قاسمی تاریخ نگار مطبوعات ایران است.این کتاب مطبوعات ایران را از سال 1278 تا سال 1378 در چند مقطع زمانی دسته بندی وتشریح می کند.این کتاب مرجع خوبی برای نوشته های من خواهد بود که می خواهم در این حوزه بنویسم.این کتاب در 151 صفحه توسط نشر قصه منتشر شده است.
آیین اینترنت
نوشته فیلیپ برتون وترجمه سرحدی ، جمشیدی است.نسر کتاب ساده وروان است.هر چند مترجمان ان را نمی شناسم اما به طور کلمه سایبر را سیبری نوشته اند.خدا کند بقیه ترجمه شان مثل این کلمه نباشد.این کتاب را به اعتبار انتشاراتش(امیرکبیر) خریدم.
قدرت های جهان مطبوعات
نوشته ماترین واکر( گزارشگرگاردین) وترجمه محمد قائد است.کتاب دوست داشتنی و هیجان انگیزی است که تعریف آن را شنیده بودم.این کتاب روزنامه های مهم جهان نظیر لوموند، دی ولت، نیویورک تایمز،آساهی شیمبون، دگلوب اند میل و... را بررسی ومطالب هریک از این دوازده روزنامه را در زمان سقوط رژیم سلطنتی می آورد.این کتاب را نشر مرکز منتشر کرده است.
ایرانیان و اندیشه تجدد
نوشته دکتر جمشید بهنام است.در این کتاب نویسنده سعی کرده دو مفهوم تجدد و مدرنیته را بررسی وتفاوت های آن ها را در گذرگاه های تاریخی ایران نشان دهد.این بهنام هدف نوشتن این کتاب را رفع برخی سوتفاهم ها درباره این دو کلمه عنوان کرده است.این کتاب را نشر فرزان روز منشتر کرده است.
24 اردیبهشت 1383
وبلاگ هاي ادبي و عادت كتابخواني
گروه رسانه، مصطفي قوانلو قاجار: خواندن يك كتاب، توصيه و تشويق ديگران به خواندن آن را مي توان در وبلاگ ها فراوان ديد. اين روزها و همزمان با برپايي نمايشگاه كتاب بسياري از وبلاگ نويسان به نمايشگاه مي روند و از كتاب هايي كه خريده اند مي نويسند. وبلاگ نويسي مي تواند به رواج كتابخواني كمك كند به شرطي كه كتاب ها خوانده شوند و حرف زدن از آنها به صورت پز روشنفكري در نيايند. وبلاگ نويسان مي توانند كتاب بخوانند، خلاصه اي از آن را در وبلاگشان قرار دهند يا كتابي را كه مشغول خواندن آن هستند در گوشه اي از وبلاگ خود معرفي كنند. ايده معرفي كتاب از وبلاگ نويسان خارجي گرفته شده چنانكه بسياري از وبلاگ نويسان فارسي كه در كشورهاي ديگر زندگي مي كنند كتاب و فيلمي را كه خودشان ديده و خوانده اند معرفي مي كنند. اين ايده اي است كه مي تواند به منفعت اقتصادي منجر شود. بدين ترتيب كه خوانندگان با كليك كردن روي نام كتاب يا فيلم وارد صفحه اي مي شوند كه مي توانند آنها را بخرند. البته اين ايده در حال حاضر براي ايرانيان مقيم خارج كارساز است چرا كه امكان تجارت الكترونيك در ايران وجود ندارد.
كتاب ها عناوين متعدد و مختلفي دارند بنابراين انتظار اين است كه در وبلاگستان فارسي وبلاگ ها برحسب زمينه نوشتاري خود به معرفي كتاب ها بپردازند يا حداقل در ظاهر خود را كتابخوان نشان دهند. اما اين اتفاق نمي افتد. به طور مثال كمتر مشاهده مي شود كه نويسنده يك وبلاگ سياسي به معرفي يك كتاب درباره سياست بپردازد يا حداقل از كتاب هايي كه خوانده بنويسد. نويسنده اين گونه وبلاگ ها ساختار يك نظام را به نقد مي كشند و در مورد مسائل مختلف سياسي اظهارنظر مي كنند اما شايد حتي يك كتاب در مورد مباني سياست نيز نخوانده باشند. اگر مي خواهيد در مورد بازگويي كتاب ها در وبلاگ هاي فارسي جست وجو كنيد بهتر است يك راست به سراغ وبلاگ هاي ادبي برويد. حداقل در اين حوزه نويسندگاني وجود دارند كه خود صاحب كتاب و اثر هستند بنابراين بيگانه با كتاب نيستند. البته در اين حوزه مي توان كتاب هاي ادبي در حيطه رمان، داستان كوتاه و شعر را يافت. در ميان اين گونه وبلاگ ها مي توان از وبلاگ هاي آدم و حوا، خوابگرد، ليلاي ليلي و ملكوت نام برد. وبلاگ خوابگرد به قلم سيدرضا شكراللهي است. خوابگرد به دليل نگاه انتقادي اش به مقوله هاي ادبي و فعاليت در حوزه وبلاگ توانسته خوانندگان فراواني را به خود جذب كند. «پنجره پشتي» عنوان قسمتي از وبلاگ خوابگرد است كه محمدحسن شهسواري در آن يادداشت هاي ادبي مي نويسد. در قسمت « ضدسانسور» كتاب هاي نويسندگان معروف ايراني بدون دست خوردگي در اختيار خوانندگان قرار گرفته است. اين قسمت در سال گذشته با استقبال فراوان خوانندگان مواجه شد. خوابگرد در سمت چپ وبلاگ خود قسمتي دارد كه يك كتاب به همراه نويسنده و ناشر آن معرفي مي شود. وبلاگ آدم و حوا به قلم حسن محمودي از قديمي ترين وبلاگ هاي ادبي است. در اين وبلاگ هر از چند گاهي نقد و نظرهايي در مورد كتاب هاي ادبي نوشته مي شود. اين هم از عجايب وبلاگستان فارسي است كه كتاب تنها در بين وبلاگ هاي ادبي رواج دارد. شايد اين گفته قديمي كه هر كس بيشتر مي داند كمتر حرف مي زند و هر كس كمتر مي داند بيشتر حرف مي زند در مورد وبلاگ نويسان صحت داشته باشد.
نسخه چاپی ویژه نامه کتابخانه روزنامه شرق پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۳
23 اردیبهشت 1383
کتاب الترونیک تحولی در صنعت نشر
گروه رسانه، مصطفی قوانلو قاجار:در دنیایی که همه چیز از دولت ، شهر تا آموزش وتجارت الکترونیکی شده عجیب نیست که کتاب ها هم الکترونیکی شوند.کتاب الکترونیک (kboo-e) به تعریفی ساده به جای آن که توسط قلم بر روی کاغذ نوشته شود توسط رایانه یا قلم الکترونیکی نوشته می شود. بنابراین هرنوشته ای از این دست الکترونیکی و اگر یک کتاب باشد به آن کتاب الکترونیک گفته می شود.بعضی به غلط تصور می کنند کتابی که در اینترنت منتشر شود کتاب الکترونیک گفته می شود اما اگر شما یک کتاب را جلوی خود بگذارید و تمام آن را تایپ کنید در واقع شما صاحب کتاب الکترونیک (kboo-e) هستید.اما باید به خاطر داشت که كتاب هاي الكترونيك صرفاً نسخه هاي الكترونيكي مطالب مكتوب نيستند . بلكه مي توانندعلاوه برمتن، صوت وتصوير را نيز شامل شوند. بعلاوه مي توانند درقالب فايل هاي مختلف مانندWord Text ،HTML ،PDF وفايل هاي اجرايي EXE درآيند. سادگي اجرا، سادگي جستجو در متن ، داشتن قالب زيبا، منسجم بودن مطالب ، امكان عرضه يا فروش الکترونیکی ، داشتن قابليت افزودن امكانات مالتي مديا و …
ازجمله ويژگي هايي هستند كه كتاب الكترونيكي رابه عنوان يك رسانه نو پا و رو به رشد از ساير رسانه هايي از اين دست ممتاز مي گرداند. در حال حاضر مردم دسترسي بيشتري به اطلاعات دارند و مي توانند بر اساس آن تصميمات بهتري بگيرند. در مقايسه باقالب هاي رايج متني ، كتاب هاي الكترونيكي در عين دسته بندي مطالب به صورت فهرست يا موضوعي، به صورت وحدت يافته تبادل آن ها با يكديگر را همراه با سهولت جستجو را به وجود می آورد.يك كتاب الكترونيكي با امكاناتي مثل وجود فرامتن،امكان تبادل بين طالب و نيز مرور همزمان آنها با يكديگر را فراهم مي ند. اين راحتي جستجو به ويژه براي افرادي كه با مطالب تحقيقاتي سر و كار دارند مفید است.
اکنون جنبشي تحت عنوان پروژه گوتنبرگ(Project Gutenberg) شكل گرفته است كه هدف آن تبديل كتاب هاي عادي به كتاب هاي الكترونيكي است. هزاران كتاب كه تا كنون در كتابخانه ها و يا كلكسيون هاي خصوصي موجود بودند اكنون درقالب ديجيتال در دسترس همگان قرار مي گيرند.جنبشی که با نام گوتنبرگ آغاز شد.در سال 1460 یوهان کینز آلمانی ملقب به گوتنبرگ با استفاده از حروف متحرک سربی انجیلی 42 سطری چاپ کرد که باعث انقلابی در صنعت نشر شد واکنون نیزجنبش تحول در صنعت نشر با نام گوتنبرگ ادامه پیدا می کند. پيش بيني مي شود تا سال 2005 يك ششم كتابهاي خريده شده در آمريكا كتابهاي الكترونيكي خواهد بود. تجارتي كه ارزش 8.7 ميليارد دلار خواهد داشت.اما اولین بار و در سال 1998 نام کتاب الکترونیک توسط مجله Wired بر سر زبان ها افتاد.این مجله در یکی از مطالب خود ازانتشار"book 2.0" يا فناوري كتاب الكترونيكي خبرداد.چه قبل ازان کتاب الکترونیک وجود داشت و استفاده می شد.اما در سال در سال 1999 كتاب الكترونيكي به نام "Nuvomedia’s Rocket" منتشرشد.انتشاری که کتاب الکترونیک رسمیت می داد. در 14 مارس 2000، استیفن کینگ كتابي الكترونيكي تحت عنوان «سوار بر گلوله» منتشر كرد كه تنها در روز اول به فروش چهارصد هزار نسخه دست يافت واین به معنای بلوغ کتاب الکترونیک بود. این گونه کتاب ها هواخاهان بسیاری در دوران امروز یافته است. فروش انبوده سری کتاب های الترونیک هری پاتر نشان داد که کتاب الکترونیک رواج پیدا کرده است.هر چند بسیاری نسخه چاپی وبوی کاغذ وچاپ را به خواندن از روی الواح شیشه ای ترجیح می دهند. بارنز اند نوبل به نشانی www.barnesandnoble.com/index.asp یکی از معروفترین عرضه کنندگان کتاب های الکترونیک است.این سایت چندی پیش فروش کتاب های الکترونیک خود را متوقف کرد و به خریداران فرصت داد تا در مدت 90 کتاب های سفارش داده خود را دانلود کنند.اما چندی است که دوباره کار پیشین خود را از سر گرفته و در کنار فروش کتاب های الکترونیک فیلم وDVD نیز می فروشد. اكنون سايت هاي فراواني مي توان يافت كه از نويسندگان ديجيتال استقبال مي كنند. انتشارات تجاري تایم وارنر با نشانی www.ipublish.com از نويسندگاني كه قصد دارند كتاب هایشان در قالب الكترونيكي عرضه شود. حمايت مي كنند.در این سایت کتاب های الکترونیک فراوانی یافت می شوند به همراه توضیحاتی درباره نویسنده، نقد و مقدمه کتاب که اطلاعات بسیار خوبی برای کتاب های جدید است.تکنولوژی جدیدی که درزمینه کتاب الکترونیک درراه است.کتاب های صوتی(skaudio boo) است.بدین ترتیب شما می توانید با خریدن این گونه کتاب ها به جای خواندن به سخنان خواننده کتاب گوش بدهید.نرم افزارهايي چون Microsoft Reader از امكانات بسيار خوبي از جمله خواندن متون برخوردار است.بدین ترتیب افرادي مثل نابينايان و يا كساني كه مشكل خواندن مطالب را دارند می توانند از این تکنولوژی استفاده کنند.متاسفانه به دلیل وجود نداشتن کارت اعتباری ایرانیان نمی توانند از کتاب های الکترونیک استفاده کنند. بنابراین چند سایت که کتاب های الکترونیکی رایگان ارائه می دهند.معرفی
می شوند.گرچه باید اذعان کرد کتاب های رایگانی که بدون پول قابل دانلود کردن است کتاب های با کیفیتی نیستند.
www.ebookdirectory.com
www.anownsite.com/make-money/download-ebook-free.html
www.e-book.com.au/freebooks.htm
www.ebookgenerator.com/ebook-software/compiler-ebook-free-ware.html
www.free-ebooks.net
www.webscription.net/free
www.ebookpars.com
www.iranebooks.com
نسخه چاپی ویژه نامه کتابخانه شرق سه شنبه 22 اردیبهشت 1383
22 اردیبهشت 1383
اقا مگه مجبوری در مورد وبلاگ حرف بزنی!
دیروز در نمایشگاه کتاب نشستی با عنوان آینده روزنامه نگاری برگزار شد.در این نشست (گزارش رو در شرق یا جایی دیگر خواهم نوشت) چند تن از اساتید ارتباطات به همراه شمس الواعظین به بحث در این باره پرداختند.نکته جالب این نشست حرف های آقای شمس بود.ایشون در قسمتی از حرف هایشان گفتند: «شکل گیری رسانه های خارج از کنترل(وبلاگ) و نظارت منجر به پراکنده شدن گفتمان می شود وتمایل به شکل گیری نهادهای منفعل مانند جزایر پراکنده ایجاد می شود.» ایشان مثال جالبی زدند که صحت ان بماند برای خودشان« وبلاگ ها در اتفاقاتی مثل چهارشنبه سوری دو سال باعث به خطر افتادن امنیت ملی می شوند. 60 جوان دو سال پیش در میدان شهرک غرب دستگیر شدند.و وقتی پرسیدند چطوری همدیگر را پیدا کردند گفتند از طریق وبلاگ» ایشون در ادامه گفت که بهتر است ها وبلاگ ها حول محور دانش شکل بگیرد. من مونده بودم این واقعا اقای شمس هستند یا کس دیگری! تازه آقای محبیان هم دعوت بودند( همون بهتر که نیومد).واقعا مگه ما می تونیم برای وبلاگ ها تعیین تکلیف کنیم و ایا مگه میشه از همه وبلاگ نویسها انتظار داشت که تولید دانش کنند.جوان هایی که وبلاگ می نویسند در مرحله آزمون و خطا هستند و اطلا مگر وبلاگ جای تولید دانش است.پس دانشگاه برای چه ایجاد شده! صحبت های نقض آقای شمس الواعظین با ذکر آمار وبلاگ ها ادامه کرد که گفتند 12 هزار وبلاگ فارسی داریم که با تذکر به موقع دات و خبرنگار این موضوع اصلاح شد.آقای شمس یکبار دیگه در مصاحبه با ایرنا این آمار جالب رو گفته بودند که من نمی دونم از کجا آوردن.ایشون در ادامه گفتند به دلیل توقیف مطبوعات مردم به وبلاگ رو اوردن و در کشورهای توسعه یافته چنین اتفاقی نمی افتد.من نمی دونم ادم مگه مجبوره در مورد چیزی که اطلاعی نداره حرف بزنه! یعنی آمریکاییها که وبلاگشون پر بیننده ترین وبلاگ هاست کشک هستند.اخه این حرف با کدوم استدلال جور در میاد.دکتر نمک دوست مثل قشنگی زد و گفت اختراع باروت در یک قاره منجر به جنگ و در یک قاره منجر به نتیجه ای متفاوت شد.نمی دونم چرا عده ای فکر می کنند باید حتما در مورد وبلاگ اظهار نظر کنند.آقای شمس با تمام ارادتی که بهشون دارم یک صاحب نظر در حوزه سیاسی و مطبوعات سیاسی است اما رسانه های سایبر حیطه ای نیست ایشون بخواد در این مورد قضاوت کنه!. بهتر است مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه در مورد انتخاب افراد مطابق با موضوع دقت بیشتری کند.
20 اردیبهشت 1383
سايتى كه همه را سر كار مى گذارد
باز هم مثل هر سال و هر سال در دو نوبت بسيارى از دانشجويان كارشناسى و آنها كه تازه مى خواهند دانشجوى دانشگاه سراسرى شوند به سايت سازمان سنجش نگاهى مى اندازند. نگاهى همراه با دلهره و اضطراب براى قبولى در كنكور. پس از۵ دقيقه صبر كردن براى لود شدن، چشم ها به جمال سايت بسيار سنگين و معظم سازمان سنجش باز مى شود. طى طريق بعدى پركردن گزاره هاى شماره داوطلبى، نام، نام خانوادگى، نام پدر، شماره شناسنامه و سال تولد است و حالا يك كليك براى جست وجو كه تو را يا از فرط خوشحالى به سقف خانه بچسباند يا از ناراحتى سرت به شيشه مانيتور فرو رود.
اما سايت سنجش شما را سر كار مى گذارد و پس از كلى پردازش هاى سنگين پيغام خطا مى دهد. يكى از نكات جالب اين سايت روش جست وجوى آن است. در انتهاى گزاره ها نوشته شده «براى جست وجو مى توانيد از تمامى يا تك تك فيلد ها استفاده نماييد» اين جمله بدين معنى است كه اگر شما فقط نام خود را نوشتيد دامنه جست وجو و فهرستى از نام هاى قبول شده در كنكور را ارائه مى دهد.
اما مطمئن باشيد چنين اتفاقى نمى افتد. اتفاق افتادن چنين موضوعى مستلزم يك موتور جست وجوى پرقدرت و طراحى يك بانك اطلاعاتى قدرتمندتر است كه سايت سنجش فارغ از همه اينها است. تمامى موتور هاى جست وجو از يك قاعده معمول و منطقى تبعيت مى كنند.«هر چه اطلاعات بيشترى راجع به موضوع جست وجوى خود بدهيد جواب دقيق ترى دريافت مى كنيد». براى مثال كافى است نام خود را در سايت گوگل جست وجو كنيد. به طور مثال نتيجه جست وجوى كلمه حسن شامل سايت هايى است كه اسم حسن در آنها آمده اكنون دامنه جست وجو را گسترش مى دهيد و نام خانوادگى تان را اضافه مى كنيد يعنى اطلاعات بيشترى مى دهيد تا جست وجو دقيق تر شود. نتيجه جست وجو ممكن است دلخواه شما نباشد چرا كه هزاران نفر هم اسم و هم خانواده شما وجود دارند.
پس باز هم دامنه جست وجو را گسترش مى دهيد. از كلمه يا عبارتى كمك مى گيريد كه ممكن است نام شما را در اينترنت پيدا كند. به طور مثال از سايتى مى نويسيد كه پيش از اين اسم شما در آن آمده. حال به احتمال زياد ردپاى خود را در اينترنت پيدا كرد ه ايد و اين درست برعكس روش جست وجوى سايت سنجش است. مسئولان سايت سنجش بارها در مصاحبه هاى خود دليل كندى و اختلال سايت را استقبال بيش از حد كاربران از اين سايت دانسته اند اما على شميرانى در وبلاگ آى تى ايران۲ به دلايلى اشاره مى كند كه چندان ربطى به دلايل مسئولان سايت سازمان سنجش ندارد. «در حال بازديد از سايت سنجش بودم كه همانند بسيارى با اشكال و عدم پاسخگويى مواجه شدم. صفحات سايت با تكنولوژى دات نت NET.
طراحى شده است ولى متوجه خطا هايى از موتور هاى ديتابيس بورلند شدم و حدس زدم كه ممكن است اين نسخه توسط دلفى دات نت نوشته شده باشد. به دليل بى دقتى برايم جالب است بدانم براى اين طرح چقدر هزينه و زمان صرف شده است و قطعاً مى دانم چنين كارى ارزشى برابر صفر دارد. نسخه فعلى سايت سنجش قطعاً يكى از بدترين استفاده ها از تكنولوژى قدرتمند دات نت net. و مايه تاسف براى سايت و تيم مديريت و توسعه آن است. كارى كه مى توانست به مراتب ده ها برابر بهتر انجام شود.» بهتر است براى مشاهده واقعيت ها از سايت سازمان سنجش ديدن كنيد و نتايج كنكور كارشناسى ارشد را از طريق نسخه كاغذى جست وجو كنيد.
نسخه چاپی روزنامه شرق یكشنبه ۲۰ ارديبهشت
ناشران كتاب هاي كودك بيگانه با اينترنت

گروه رسانه- مصطفي قوانلو قاجار: سالن 38 (ناشران كتاب هاي كودكان و نوجوانان) پر از كتاب هاي
رنگارنگ است. در اين سالن كودكان دست در دست والدين به خريد كتاب مشغولند. اما در ميان اين كتاب هاي رنگ به رنگ اثري از رايانه به چشم نمي خورد. به جاي آن تا دلتان بخواهد شخصيت هاي كارتوني والت ديسني روي جلد كتاب ها و پازل ها نشسته اند. در سالن به دنبال ناشراني مي گردم كه سايت اينترنتي داشته باشند. اما انگار تلاش بيهوده اي است. وقتي از ناشران مي پرسم چرا انتشاراتتان سايت اينترنتي ندارد با تعجب نگاهم مي كنند و مي گويند براي چه بايد انتشارات، سايت اينترنتي داشته باشد؟ مزيت ها را توضيح مي دهم بي حوصله مي گويند: «ما كه مسئول نيستيم آنها كه سرمايه دار يك انتشارات هستند پولشان را صرف اين كارها نمي كنند.»
آرش نورقرباني يكي از غرفه داران نشر «لك لك» است. از او مي پرسم آيا انتشاراتشان سايت اينترنتي دارد مي گويد: هنوز فرهنگش جا نيفتاده مي گويم: «شما فرهنگ (كتاب) منتشر مي كنيد؟» مي گويد: «چه فايده اي دارد.» فوايد را شرح مي دهم و مي گويم سايت اينترنتي باعث مي شود از طريق اينترنت مخاطب جذب كنيد، گزيده اي از مطالب كتاب هايي را كه هنوز منتشر نكرديد را در سايت بگذاريد. از طريق اينترنت با ايرانيان خارج از كشور ارتباط برقرار كنيد و از اين طريق نيز كتاب هاي خود را بفروشيد. با سليقه ها و نيازهاي مخاطبان آشنا شويد و... مي گويد: «كسي از طريق اينترنت كتاب نمي خرد.» مي گويم: «مطرح شدن نام يك انتشارات در اينترنت سود هم در بر دارد.» مي گويد: «اگر تمام اختيارها با من بود اول يك سايت اينترنتي درست مي كردم اما سرمايه گذاران اين انتشارات جملگي بالاي 50 سال سن دارند و از اينترنت اطلاع چنداني ندارند.» از خود مي پرسم چگونه چند پيرمرد كه از تحولات دنياي امروز سر در نمي آورند مي خواهند كودكان را براي فرداها آماده كنند و به جوابي نمي رسم.سالن به انتها مي رسد اما تعداد ناشراني كه سايت اينترنتي دارند از تعداد انگشتان يك دست هم تجاوز نمي كند. از سايت هايشان چيزي ننويسم بهتر است.
اما قرار نيست خوانندگان وبگردي ها را نااميد كنم.سايت انتشارات چيستا حداقل استانداردهاي يك سايت اينترنتي را داراست. نشر چيستا به همراه مؤسسه پژوهشي تاريخ ادبيات كودكان نهادي غيردولتي است كه در سال 1379 راه اندازي شد. پژوهش و انتشار مجموعه كتاب هاي تاريخ ادبيات كودكان و گردآوري و نگهداري اسناد و اطلاعات با ارزش تاريخي درباره زندگي فرهنگي كودكان ايران از جمله اهداف اين مؤسسه و ناشر آن است. كار نگارش كتاب هاي تاريخ ادبيات كودكان از سال 1376 آغاز شد. جلد نخست اين مجموعه ويژه ادبيات شفاهي كودكان و ادبيات كودكان در دوران باستان است. جلد دوم به ادبيات كودكان در دوره اسلامي مي پردازد. جلد سوم و چهارم دربرگيرنده ادبيات كودكان در مشروطه است.جلد پنجم و ششم و هفتم ويژه ادبيات كودكان از سال 1300 تا 1340 است. جلدهاي بعدي ادبيات كودكان سال هاي 1340 تا 1357 را بررسي مي كند. در سايت www.cheesta.com علاوه بر معرفي كتاب هاي فوق گزيده اي از مطالب آن در اختيار كاربران قرار گرفته است. مؤسسه پژوهشي تاريخ ادبيات كودكان سايت مستقلي به نشاني www.chlhistory.orgدارد كه آخرين اطلاعات و پژوهش هاي تاريخ ادبيات كودكان را در اختيار مخاطبان قرار مي دهد. اين سايت اينترنتي در سال هاي آينده به بانك اطلاعات ادبيات كودكان ايران، كتابخانه ديجيتال و موزه مجازي براي مشاهده اسناد تاريخي ادبيات كودكان تبديل خواهد شد.
نسخه چاپی ویژه نامه کتابخانه روزنامه شرق یكشنبه ۲۰ ارديبهشت
حمله ویروس ساسر به روزنامه شرق
حمله ويروس ساسر به شبكه رايانه اى شرق باعث اختلال در تمامى بخش هاى اين روزنامه شد. ويروس ساسر ارتباط شبكه رايانه اى شرق را كند كرد و در قسمت هاى حروف چينى، صفحه بندى مشكلاتى را پديد آورد. خبرنگاران اين روزنامه نيز براى مشاهده آخرين اخبار تلكس و آخرين خبرها بر روى سايت هاى اينترنتى با مشكل مواجه شدند به طورى كه دسترسى خبرنگاران از ظهر روز جمعه به اينترنت قطع شد و مشكلاتى را ايجاد كرد. پيش از اين ويروس ساسر در روز چهارشنبه موفق به نفوذ در شبكه رايانه اى شرق شده بود اما مسئولان فنى تا ظهر همان روز مشكل را برطرف كردند. اين براى اولين بار است كه يك ويروس به طور جدى در روزنامه شرق اختلالاتى را پديد مى آورد.
آلوده شدن شبكه رايانه اى به ويروس حتى باعث به وجود آمدن شايعاتى نظير منتشر نشدن روزنامه امروز شد اما مسئولان روزنامه اين شايعه را تكذيب كردند و اعلام كردند روزنامه تحت هر شرايطى منتشر خواهد شد. مسئول شبكه روزنامه شرق مى گويد: «از صبح امروز جديدترين نسخه آنتى ويروس هاى شركت هاى امنيتى را دانلود كرديم و چندين بار كرم ها (worm) و ويروس هاى نفوذگر را كشته ايم اما تا وقتى حفره هاى نفوذ را نپوشانيم مشكلات همچنان ادامه خواهد داشت. در تلاش هستيم اين مشكلات به روزهاى آينده كشيده نشود. بنابراين پس از اتمام كار روزنامه تا پاسى از شب، ويندوز را به روز مى كنيم و ويندوز جديدى نصب خواهيم كرد.
وى مسبب اين گونه خرابكارى ها را كاركنان اخراج شده از مايكروسافت دانست و افزود: «كسانى كه به حفره هاى ويندوز نفوذ مى كنند از مكان حفره ها اطلاع داشته اند بنابراين به راحتى مى توانند از اين راه ها رايانه را آلوده كنند.»ويروس ساسر بيش از يك هفته است كه به شبكه هاى رايانه اى نفوذ كرده است. اين ويروس در زمانى كه كاربر به اينترنت متصل شود فعال شده و باعث تخريب فايل ها و كندى سرعت اينترنت مى شود. پس از آن رايانه مبتلا شده به ويروس فعاليتش كند و در نهايت خاموش مى شود. ويروس ساسر برخلاف ويروس هاى رايج در چند ماه گذشته كه تنها از طريق پيام هاى الكترونيكى منتشر مى شوند هيچ استفاده اى از پست الكترونيكى نكرده و هيچ پيام يا فايل پيوست آلوده ارسال نمى كند.
ويروس ساسر از نقطه ضعفى در سيستم عامل ويندوز استفاده مى كند كه دو هفته قبل جزئيات و نحوه اصلاح و ترميم آن از سوى شركت مايكروسافت در قالب برنامه ماهانه اعلام شد. مايكروسافت در دومين سه شنبه هر ماه ميلادى اصلاحيه انجام شده بر روى نرم افزارهاى خود را منتشر مى كند.
• مشخصات ويروس
ويروس ساسر از طريق فايل آلوده اى بنام skynetave.exe منتشر مى شود. اين ويروس ابتدا يك كپى در شاخه ويندوز ايجاد مى كند و سپس دستور اجراى آن در رجيسترى رايانه قرار مى گيرد. تا در هر بار راه اندازى رايانه ويروس دوباره فعال شود. اين ويروس قدرت نفوذ خوبى در شبكه هاى رايانه اى يا رايانه هاى متصل به هم دارد زيرا ابتدا نشانى هاى رايانه ها را كنترل و سپس آلوده مى كند. اين ويروس با از كار انداختن فايل lsass.exe باعث مى شود تا رايانه به طور خودكار reboot)) شود. تنها راه نابود كردن اين ويروس دانلود كردن آخرين اصلاحيه هاى مايكروسافت است. زيرا ممكن است آنتى ويروس ها اين ويروس را شناسايى و نابود كنند اما پس از فعاليت مجدد رايانه ويروس ها بار ديگر به خرابكارى مشغول مى شوند. در واقع آنتى ويروس ها تنها ويروس ها را نابود مى كنند اما راه هاى نفوذ را نمى بندند بنابراين بار ديگر ويروس ها از حفره هاى ويندوز نفوذ مى كنند. آخرين نسخه اين ويروس با نام (sasser.d) منتشر شده است. اين كرم ها مرتباً روزآمد مى شود تا ضد ويروس ها نتوانند آنها را شناسايى كنند.
• تخريبگر بين المللى
ويروس ساسر تاكنون ۱۸ ميليون رايانه را در سراسر دنيا آلوده كرده است. كميسيون اتحاديه اروپا در بروكسل، سرور هاى خبر و عكس خبرگزارى فرانسه و كشورهاى تايوان، استراليا، فيليپين و امارات عربى متحده از مهم ترين قربانيان اين كرم رايانه اى هستند. دولت تايوان اعلام كرد به دليل حمله ساسر سيستم الكترونيكى را تعطيل كرده و به سيستم دستى براى تبادل نامه ها روى آورده است.
اين ويروس در كار متروى سيدنى اختلالاتى را پديد آورد و شبكه بانكى صدها اداره اين شهر را فلج كرد. براساس گفته جوليا كوئين سخنگوى بانك وست پك حدود ۱۰ درصد از ۸۰۰ شعبه اين بانك در استراليا مجبور به استفاده از كاغذ شدند.
• اينترنت تعطيل مى شود

این خانه جوان 18 ساله آلمانی است که به عنوان خالق کرم ساسر دستگیر شده
شركت مايكروسافت به انتشار اين ويروس ها اذعان كرده اما در عين حال مسئولان اين شركت گفته اند« اين كه بگوييم ميليون ها رايانه آلوده شده اند اندكى اغراق آميز است.»شركت توليدكننده آنتى ويروس پاندا اعلام كرده بيش از ۵ درصد رايانه هاى دنيا به اين ويروس آلوده شده اند كه اين معادل ۱۸ ميليون رايانه از ۶۰۰ ميليون رايانه در سطح جهان است. رئيس شركت ضدويروس secure-f نيز گفت: ساسر در نسخه هاى بعدى خود بسيار وحشى تر خواهد شد و مى تواند بدتر از ساسر شود.كارشناسان امنيتى از يك طوفان سهمگين در اينترنت خبر مى دهند.
به گزارش جام جم آن لاين به رغم تلاش هاى شركت هاى ضد ويروس، اين ويروس همچنان در حال گسترده شدن است. ساسر جديد با تركيب و استفاده از كدهاى ويروس قبلى (نت اسكاى) به كرمى جديد تبديل شده است. كارشناسان پيش بينى كرده اند در صورت ادامه چنين وضعى شبكه اينترنت به حالت تعطيل درآيد.پيش از اين نيز ويروس بيگل، نت اسكاى و بلاستر باعث اختلالات زيادى در شبكه هاى رايانه اى شده بود. در چند سال اخير استفاده از حفره هاى ويندوز براى نفوذ به شبكه هاى رايانه اى گسترش يافته است.
نسخه چاپی روزنامه
۱۳۸۳شرق شنبه ۱۹ ارديبهشت
درباره ویروس ساسر از شرکت امنیتی سایمنتک
17 اردیبهشت 1383
فروش کتاب ایرانی از طریق اینترنت

سايت هاي فارسي كه در زمينه فروش و عرضه كتاب فعاليت مي كنند انگشت شمارند. در اين ميان چندتايي نيز تعطيل يا از كار افتاده هستند. اين گونه سايت ها با دو هدف متفاوت و به تقليد از سايت معظم آمازون راه اندازي مي شوند. يا آن كه تنها تجارت كتاب را دنبال مي كنند و يا با هدف فراهم آوردن كتابخانه مجازي ايجاد مي شوند. سايت هايي كه هدف اول را دنبال مي كنند به دو طريق كسب و كار تجارت كتاب را دنبال مي كنند.
با توجه به اينكه در ايران تجارت الكترونيك وجود ندارد و كاربران ايراني نمي توانند از مزاياي پول الكترونيكي استفاده كنند اين گونه سايت ها مجبورند سفارش هاي خود را از طريق اينترنت دريافت كنند و براي خواننده كتاب را از طريق پيك موتوري يا پست ارسال كنند. فقدان پول الكترونيكي باعث شده تا اين گونه سايت ها همانند كلبه اي متروك در دل جنگل اينترنت رها شوند. طريقه دوم فروش كتاب براي ايرانيان خارج از كشور است. بدين طريق آنها مي توانند با قيمت گذاري جهاني، كتاب را در سراسر جهان عرضه كنند. اما اين روش نيز دشواري هاي فراواني به همراه دارد. عوامل توزيع بايد توانايي رساندن كتاب به مشتري داشته باشند. ضمن آن كه آخرين و جديدترين كتاب هاي منتشر شده را بايد در ليست فروش خود داشته باشند. سايت هاي عرضه كننده كتاب براي رونق كار خويش بايد با ناشران قرارداد ببندند و مجوز پخش كتاب هاي منتشر شده را دريافت كنند. در واقع اين گونه سايت ها در چرخه سوم كه همانا چرخه فروش است قرار مي گيرند و واسطه بين ناشر و خريدار هستند اما متاسفانه به دليل نهادينه نشدن فرهنگ تجارت الكترونيك در ايران بسياري از ناشران تن به اين كار نمي دهند. متاسفانه فراوان ديده شده كه اين گونه سايت ها بدون اجازه ناشر و حتي نويسنده به فروش كتاب هاي فارسي در خارج از كشور مشغولند و سود خوبي نيز نصيب خود مي كنند. البته در اينجا منظور نظر عرضه نسخه چاپي كتاب است كه با نسخه الكترونيكي كه به آن (ebook) گفته مي شود كاملا متفاوت است. بسياري از اين گونه سايت ها ممكن است كه هم نسخه چاپي وهم نسخه الكترونيكي كتاب را عرضه كنند و در معرض فروش گذارند اما نسخه الكترونيكي خود ماجرايي ديگر دارد.
در ميان سايت هاي فارسي كه ظاهر قابل قبولي دارند، بايد از سايت سخن به نشاني www.sokhan.com نام برد. اين سايت در صفحه اول خود برگزيده اي از كتاب هاي جديد را به معرض نمايش گذاشته است. در سمت راست صفحه فهرست موضوعاتي كه كتاب ها بر اساس آن طبقه بندي شده اند نمايش داده شده است. به طور مثال در موضوع جامعه شناسي 139 عنوان كتاب وجود دارد كه با كليك روي هر عنوان، مشخصات كتاب مذكور هويدا مي شود. نام نويسنده، نام ناشر، اندازه و قيمت داخلي و خارجي از جمله موضوعاتي هستند كه كاربر مي تواند آنها را بيابد اما كار جالب سايت سخن كه از سايت آمازون الگو گرفته بخش «رسانه هاي ديگر» است. اين قسمت كه در انتهاي هر عنوان كتاب قرار دارد به نقدها و نظرهايي اختصاص دارد كه پيرامون كتاب نوشته شده است. به طور مثال مطلبي كه اتفاقا در روزنامه شرق در مورد كتاب «من تا صبح بيدارم» جعفر مدرس صادقي نوشته شده در پايين عنوان اين كتاب آمده است. همچنين خوانندگان و كاربران مي توانند ديدگاه هاي خود را درباره كتاب، در بخش نظرات خوانندگان بنويسند. به نظر مي رسد كه سايت سخن براي تبديل شدن به يك سايت خوب و كارآمد بايد تلاش فراواني كند چرا كه در بانك اطلاعاتي اين سايت تعداد اندكي كتاب وجود دارد. ضمن آن كه كتاب ها بيشتر به موضوعات ادبي اختصاص يافته اند و موضوعات سياسي، اجتماعي عنوان هاي چنداني به همراه ندارد.
نسخه چاپی ویژه نامه کتابخانه شرق نجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۳
16 اردیبهشت 1383
«ياهو» كشيدن براى مسنجر جديد

براى وبگردى امروز لازم نيست چهل، پنجاه سايت و وبلاگ را زيرورو كنم و از بين آنها نكاتى را نقل قول كنم. نسخه جديد ياهو مسنجر (Beta) اين قدر جذابيت دارد كه به پرسه زدن در اينترنت بيارزد. مسنجر جديد درست در زمانى به ميدان آمده كه هفته پيش بيل گيتس با سر و صداى فراوان نسخه جديد MSN مسنجر خود را معرفى كرد. Aol مسنجر نيز كه محبوب كاربران آمريكايى است هفته گذشته عرضه شد و حالا ياهو با فاصله زمانى اندك به ميان آمده تا با كشيدن هوى خود رقيبان را به در كند. از قرار معلوم ياهو مسنجر 5.6بر متحرك بودن اشكال و پيام ها متمركز است. ياهو مسنجر از نظر ظاهرى خودمانى تر و دوست داشتنى تر شده و شايد همين خصيصه ها باعث جذب كاربران بيشترى به استفاده از آن شود. هر چند ياهو با همان نسخه قديمى هم در ميان ايرانى ها محبوب ترين مسنجر است. ساعت ها گفت وگو و درآوردن شكلك و گذاشتن قرارهاى خودمانى با همين مسنجر انجام مى شود، آمارى در دست نيست تا بر اين ادعا پافشارد اما كافى است به آدرس هاى اى ميل دوستانتان نگاهى بيندازيد همه «ياهو» مى كشند و بر ارواح بلند مديران آن درود مى فرستند.
ليزا پولاك مان يكى از اين مديران در وصف خلق اين نرم افزار گفته «ياهو مسنجر مركزى براى ارائه خدمات مربوط به ارتباطات و مكاتبات است آنچه اهميت دارد آن است كه اين خدمات به گونه اى متمركز و مناسب ارائه شوند.» انگار همه مى خواهند بر مركز عالم بنشينند و حكم برانند. از اين حرف ها بگذريم به ظاهر زيباى يار مى رسيم. ظاهرى كه با جراحى پلاستيكى كامپيوترى كاملاً دگرگون شده و قيافه اى خواستنى يافته است. ۱۳ چهره جديد به خندانك ها و قيافه هاى قبلى اضافه شده اند تا احساس ها دقيق تر منتقل شوند. در نسخه جديد پوسته هاى ياهو به شكلى باور نكردنى زيبا شده اند و از حالت كسل كننده قبلى درآمده اند. مسنجر جديد داراى ۲ پوسته گرافيكى و يك پوسته معمولى مانند نسخه هاى قبلى است. تمامى آدمك ها تغيير كرده و به صورت متحرك جذاب و واقعى شده اند. اما باطن يار نيز دوست داشتنى است. ارسال و دريافت پيغام سريع تر شده، منوها تغيير كرده و سرعت اجراى برنامه بهتر شده است. نسخه جديد براى آنها كه دوستان پرشمارى را در ليست مسنجر خود قرار داده اند سرگروه انتخاب مى كند و تعداد كاربران هر گروه را نشان مى دهد.
آنهايى هم كه قبل تر با دوستان خود چت كرده اند مى توانند در قسمت contacs به بايگانى پيغام ها (massage archive) بروند و بخوانند كه پيشتر چه نوشته اند چه گفته اند. اما همه جذابيت هاى مسنجر ۵ و ۶ به اينجا ختم نمى شود اگر هوس گوش كردن ترانه داريد با يكى دو كليك اول نوع موسيقى خود را (پاپ، راك، جاز...) انتخاب كنيد سپس بر روى ترانه مورد نظر كليك كنيد. زمانى كه به ترانه اى گوش مى كنيد نام خواننده و نام ترانه بر روى نوار وضعيت شما نمايش داده مى شود. اگر هوس بازى به سرتان زده باشد مى توانيد آن لاين با دوستان خود شطرنج بازى كنيد يا بازى هاى ديگرى كه در مجموعه جديد قرار دارند. در موقع گفت وگوى اينترنتى نيز مى توانيد شكلك تان (Avater) را نمايش بدهيد. همچون شخصى با وقار كت و شلوار بپوشيد يا آنكه جين به پا كنيد يا پيراهن ورزشى بر تن. Avater براى آنها كه در چت ها مرتب مى نويسند «دخترى يا پسر؟» جواب دندان شكنى است چرا كه جنسيت شما در قالب يك تصوير نمايش داده مى شود. با تنظيم Stealth Settings هم مى توانيد خودتان را براى دوستان امروز آن لاين و براى رفيقان ديروز آف لاين نشان بدهيد. حال اگر با اين توضيحات علاقه مند شده ايد از آدرس زير براى دانلود كردن نسخه بتا ياهو مسنجر استفاده كنيد.
http://tinyurl.com/3h76k
نسخه چا پی روزنامه شرق سه شنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۳
14 اردیبهشت 1383
گوگل جزیره می خرد
شركت موتور جستوجوي مشهور گوگل قصد دارد جزيره «گوگوروا» را در اوايل ماه مه خريداري كند. اين جزيره كه در اقيانوس آرام واقع شده است دو مشخصه بسيار ويژه دارد كه اين شركت را به خريد آن تشويق كرده است.اين جزيره شكلي شبيه به حرف "G" دارد كه يادآور حرف اول نام گوگل و نشان اين شركت است.
از نظر جغرافيايي نيز اين جزيره صاحب domain (دومين) "go" است كه بسياري از نويسندگان وب سايتهاي سراسر جهان به دنبال آن هستند.
اين شركت موتور جستوجو، كه در حال حاضر...
در منطقه كوهستاني كاليفرنيا واقع است، به دنبال راهاندازي اين سايت جديد در اقيانوس آرام از طريق اين جزيره است. جزيرهاي كه تا چند هفته آينده رسما نام گوگلند (سرزمين گوگل) بر آن گذاشته ميشود
همچنين در آينده نزديك صفحه اصلي اين موتور جستوجو به نام دومين «گوگلگو» (google.go) تغيير خواهد كرد.
جزيره گوگوروا مكاني بسيار مناسب براي زندگي است و كارمندان گوگل از مزيتهاي بسياري كه زندگي در چنين جزيره بهشت گونهاي دارد ميتوانند بهرهمند شوند.
به عنوان مثال كارمندان گوگل هيچ مالياتي براي زندگي در آن نبايد بپردازند و به عنوان يك جامعه مستقل از نظر اقتصادي با درآمد گوگل زندگي ميكنند. هر يك از كارمندان گوگل در روي ميز خود يك تنگ با ماهي نواحي گرمسيري ميگذارد و در دفتر كار خود آكواريومي خواهد داشت.
در طول يك روز كاري هر يك از كارمندان گوگل ميتوانند 20 درصد از وقت كار خود را به ماهيگيري اختصاص دهند. با توجه به اين كه ماهي سرشار از فسفر و اسيدهاي امگا3 است، كه براي مغز انسان بسيار مفيد است، گوگل قصد دارد با اين كار نبرد خود را با ساير موتورهاي جستوجو شدت بخشد.
البته در اين جزيره هر كاري مجاز نيست. به طور مثال اگر كارمندي از كارمندان گوگل در تور ماهيگيرياش ماهي آينهاي بيفتد بايد تمام هفته به نامههاي شكايت وب مسترهايي كه از سمتهاي خود در موتور جستوجو ناراضياند پاسخ دهد.
دكتر اريك اشميت، سردبير اجراي گوگل ، بهزودي به عنوان «رييس جمهور سرزمين گوگل» برگزيده خواهد شد و سرگي برين و لري پيج، موسسان گوگل هر دو نخست وزيران آن خواهند شد كه به ترتيب در امور تجارت خارجي و فناوري آن فعاليت خواهند نمود.
در مطبوعات آمده بود كه بيل گيتس به عنوان «وزير تحقيقات ، توسعه و رقابت» اين جزيره فعاليت خواهد كرد، اما اخيرا وي اين خبر را تكذيب كرد و اعلام كرد كه اصلا از شنا كردن خوشش نميآيد و كوهستان را ترجيح ميدهد.
منابع خبري آگاه اطلاع دادهاند كه ممكن است موتور جستوجوي گوگل به دنبال پنج جزيره ديگر به شكل حروف "O"، "O"، "G" ، "L" و "E" در درياها و اقيانوسهاي ديگر باشد تا بدين وسيله شبكهاي جهاني از دادهها را در سرتاسر جهان راهاندازي كند و سلطه خود را بر هر پنج قاره نشان دهد. اما سخنگوي گوگل هنوز اين خبر را تاييد يا تكذيب نكرده است.
ديويد بيگ فيش را كه مباشر اين جزيره ناميده شده است، خوانندگان اين وب سايت به خوبي ميشناسند زيرا چند سالي است كه به اين كار مشغول است. وي در اين باره ميگويد: «اين كار يك كار رويايي است. من در كاليفرنيا زندگي ميكردم و عاشق ماهيگيري بودم. من ديوانه نيستم فقط قصد دارم كاري را كه به آن علاقه دارم در پيش گيرم.»
چاپ شده در روزنامه صبح اقتصاد
12 اردیبهشت 1383
جنجال نمايندگى وبلاگ
جنجال از آنجا آغاز شد كه گروهى از وبلاگ نويسان خود را نماينده كاربران اينترنت و وبلاگ ناميدند و در جلسه پرسش و پاسخ خاتمى با جوانان شركت كردند. پينكفلويدىش يكى از شركت كنندگان اين جلسه نوشت: «ما به عنوان نمايندگان جوانان فعال در اينترنت و وبلاگ و اين حرفا اونجا بوديم» پس از آن بود كه موجى از اعتراض در وبلاگستان برخاست و بار ديگر مسئله «نماينده وبلاگ نويسان» و يا «انجمن وبلاگ نويسان» بر زبان ها افتاد. «همه يادشان هست كه چه مخالفت هاى سرسختانه اى با انجمن وبلاگ نويسان ايران شد. حالا شاهد پديده اى جديد به عنوان نماينده وبلاگ نويسان ايران (و بعضاً جوانان فعال اينترنت) هستيم. تاكنون چندين مورد پيش آمده كه سازمان ملى جوانان از عده اى كاملاً مشخص و محدود و به دفعات دعوت كرده كه با مسئولين بلندپايه سياسى جلسه داشته باشند و به عنوان نماينده وبلاگ نويسان ايران مسائلى را مطرح كنند.
از آنجايى كه اين افراد دعوت شده هميشه از بين يك عده مشخص هستند و به ظاهر هيچ انتخاب ديگرى هم از جانب سازمان ملى جوانان متصور نيست آيا ممكن نيست كه شما وبلاگ نويسان ايرانى وبلاگ نويسى در ايران را صرفاً از منظر خودتان برايشان توصيف كنيد و آنها هم به حساب تمامى اين قشر بگذارند.» بسيارى از كاربران از اين نقد نويسنده وبلاگ «مدرسه وب» استقبال كردند و با دادن لينك و نوشتن در قسمت نظرخواهى حمايت خود را اعلام كردند. نويسنده وبلاگ فارسى تك نيز با اشاره انجمن وبلاگ نويسان و مخالفت گروهى از كاربران با تشكيل يافتن چنين گروهى مى نويسد: «مشكل ما وبلاگ نويسان مى دانيد چيست؟
اين است كه هميشه مى گوييم اين خوب نيست، اين به درد نمى خورد، چرا اين باشد، چرا اصلاً به وجود بيايد، چرا اين طور است ولى وقتى پاى خودمان را وسط معركه ديديم مى گوييم اين خوب است، اين به درد مى خورد، چرا اين نباشد، چرا اصلاً به وجود نيايد، چرا اين طور نيست. البته مى گويم كه اين مشكل به يك نفر يا يك گروه خاص برنمى گردد حالا چه مى خواهد در دنياى مجازى باشد چه در دنياى واقعى! مهم اين است كه اين اتفاق افتاده و بايد قبول كرد كه از اين جريان سوء استفاده شده حالا هى بخواهيد اين مسئله را توجيه كنيد و بگوييد فلان است و بهمان به نظرم بى فايده است.» سال گذشته طرحى شكل گرفت كه بر مبناى آن وبلاگ نويسان فارسى زبان صاحب يك انجمن غيردولتى شدند تا بدين طريق بتوانند در مواقع لازم از حقوق كاربران دفاع كنند. اين در حالى بود كه عده اى از وبلاگ نويسان به بهانه اينكه اعضاى اين انجمن قصد لابى كردن با دستگاه هاى دولتى دارند با شعار وبلاگ مركزيت ندارد اين طرح را ناكارآمد دانستند. اما تشكيل انجمن وبلا گ نويسان و يا انجمنى به نام كاربران ايرانى اينترنت ضرورى به نظر مى رسد.
در زمانى كه وبلاگ نويسان به عنوان يك گروه مستقل در كنار ديگر اقشار، نظير هنرمندان، ورزشكاران و انجمن هاى دولتى در محافل سياسى و اجتماعى فرصت حضور پيدا مى كنند يك انجمن مستقل و با انتخاباتى دموكراتيك مى تواند به پيگيرى مطالبات كاربران اينترنت كمك شايانى كند. مسائلى نظير اينترنت پرسرعت، فيلترينگ وبلاگ ها و سايت هاى سياسى، استفاده از رسم الخط واحد فارسى در اينترنت، توليد محتواى فارسى و بومى كردن نرم افزار مى تواند پيگيرى و بررسى شود. بسيارى از كاربران به صورت انفرادى كارهاى ارزشمندى انجام داده اند كه از آن جمله مى توان به توليد نرم افزار فارسى محتواى وب (اسب سوار) كمك در پروژه فارسى كردن گوگل اشاره كرد. انجمن كاربران مى تواند بسيارى از جوانان جوياى كار و متخصص ايرانى را در پروژه هاى رايانه اى به كار گمارد و به توسعه اينترنت در ايران كمك كند.
نسخه چاپی روزنامه شرق شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۳
حرف ها و لینک های مرتبط
من این مطلب رو تو شرق نوشتم چون می خواستم اهمیت موضوع انجمن وبلاگ نویسان یا کاربران اینترنتی رو نشون بدم.اسمش مهم نیست اما وجودش خیلی لازمه.در ضمن دوستانی که در اون جلسه شرکت کردند باید بدونند که هیچ اعتراضی بهشون نیست.فقط مسئله اینه که کسی نباید خودشو به عنوان نماینده وبلاگ و کاربران اینترنت معرفی کنه وگرنه این که تعدادی از وبلاگ نویس های فعال در اون جلسه حضور پیدا کردند و سوال هایی که در جهت فیلترینگ مطرح شد خیلی هم خوب بود. به نظرم دو رویکرد در مورد انجمن وبلاگ نویسان قابل بررسی است( اسمش مهم نیست هر چی) یکی همین که حسین درخشان می گه، یعنی یه انجمن صنفی که پیگیر مطالب دررون گروهی کاربران از قبیل فیلترنیگ و... هست. یکی دیگه این که انجمن در مسائل سیاسی واجتماعی هم شرکت کنه ، اعتراض کنه و مطالباتشو مطرح کنه.من با نظر اول موافقم و با دومی مخالف. چون باید مسئله سیاست رو از اینترنت جدا کرد(جدایی اینترنت از سیاست) هر چند ممکنه مسئله فیلترینگ سیاسی تلقی بشه اما اگر نگاه ما صنفی ودرون گروهی باشه موفقیتش هم بیشتره.ما اعتراض می کنیم به فیلترینگ چون به آزادی فردی معتقدیم.اعتراض می کنیم به خوب نبودن سرویس های اینترنتی چون این ربط مستقیمی با فعالیت های ما داره.حدری که اون ور اب در عرض 5 دقیقه 30 تا سایت رو باز می کنه و لینک میده وماباید با اینترنت های نفتی 2 تا سایت رو به زور بالا بیاریم.اگه الوده به مسائل سیاسی نشیم می تونیم حداقل مطالبات خودمون رو پیگیری و عملی کنیم.اما یه انجمن می تونه در کنار مسائل صنفی فعالیت های خیرخواهانه داشته باشه برای کسی تعیین تکلیف نکنیم اما کمک کنیم.مثلا جمع آوری کمک به زلزله زگان بم اونم به عنوان یک کار اخلاقی.این بود انشای من به سبک هودر
10 اردیبهشت 1383
پوليتزرسمبل روزنامه نگاري افشاگرانه

پولیتزر کلمه نام آشنای حرفه روزنامه نگاری است.پولیتزر مظهر موفقیت روزنامه نگاری حرفه ای در آمریکاست.شاید هم کسانی که کتاب می خوانند یا حداقل آن را تورق می کنند نام پولیتزر را در گوشه اي از كتاب ديده باشيد.چراکه جوایز معتبر پولیتزر طیفی از فعالیت های فرهنگی را در بر می گیرد.نمایشنامه نویس، تاریخ نویس ، نویسندگان ادبیات داستانی، شخصیت نگاری، موزیسین و شاعر از جایزه پولیتزر سهمی دارند.اما سهم اصلی را روزنامه نگاران، ژورنالیست هاو عکاسان می برند. آن ها که اثری از خود بر جای گذاشته اند و سهمی از آگاه سازی افکار عمومی را به دوش کشیده اند.نام پولیتزر با حرفه روزنامه نگاری گره خورده چرا که ژوزف پوليتزر به عنوان سمبلي از خبرنگاري افشا گرا و عمق گرا شناخته می شود.
پولیتزر افشاگر
در سال هاي پاياني قرن نوزدهم، اين خبرنگار مجاري تبار، با شخصيت بی بدیل خود و نيز مهارت در حرفه روزنامه نگاري، به حقیقت یابی دست زد.قصه این افشا گری به ماجراي انفجار رزم ناو آمريکا «مين» در خليج هاوانا در سال ۱۸۹۸ باز مي گردد.
این انفجار دستاويز اعلام جنگ ايالات متحده عليه اسپانيا بود و به الحاق کوبا، پورتوريکو، فيليپين و جزيره گوام به اين کشور منجر شد.شب ۱۵ فوريه ي ۱۸۹۸، حوالي ساعت نه وچهل دقيقه انفجاري عظيم در رزم ناو «مين» روي داد. اين ناو در لنگر گاه هاوانا غرق شد و ۲۶۰ تن جان خود را از دست دادند. بلافاصله پس از اين حادثه، مطبوعات آمريکا اسپانيايي ها را متهم به بمب گذاري در بدنه کشتي کرده و "اردو گاه هاي مرگ" و حتي گرايش هاي آدمخوارانه آنان را به باد ناسزا گرفتند.
دوتن از اربابان جرايد در پي اين ماجرا با هم به مسابقه برخاستند: ژوزف پوليتزر، از روزنامه ي ورلد و ويليام راندولف هرتس از نيويورک ژورنال. اين کارزار تبليغاتي مورد حمايت آن دسته از تجار آمريکايي که سرمايه گذاري کلاني در کوبا کرده بودند و روياي بيرون راندن اسپانيا را در سر مي پروراندند، نيز قرار گرفت. رقيب ستيزه جوي پوليتزر از هيچ گونه تلاشي براي مبالغه يا برانگيختن احساسات مضايقه نمي كرد.
هرست همه روزه، طي هفته هاي متوالي، چندين صفحه از روزنامه هاي خودرا به ماجراي مين اختصاص داده، علم انتقامجويي را افراشته و با پشتکار تمام تکرار ميکرد: " مين را از ياد نبريد، مرگ بر اسپانيا " . ديگر روزنامه ها نيز از او تبعيت مي کردند. تيراژ نيويورک ژورنال ابتدا از ۳۰ هزار به ۴۰۰ هزارنسخه افزايش يافت و ديري نپائيد که از مرز ۱۰۰هزار نسخه نيز گذشت.
افکار عمومي کاملآ به هيجان آمده و فضايي متشنج در آمریکا پديد آمده بود. رئيس جمهور وقت ويليام مک کينلي که از همه سو زير فشار قرار گرفته بود، روز ۲۵ آوريل ۱۸۹۸ به مادريد اعلام جنگ نمود.هرست کارزار عظيمي براه انداخت که آنرا مي توان بخوبي در فيلم همشهري کين ، اثر اورسون ولز (۱۹۴۱ ) ديد .
اما دورانديشي و مهارت روزنامه نگاری پولیتزر سبب پيروزي اش در اين مبارزه شد.سیزده سال بعد(۱۹۱۱) زحمات پولیتزر نتیجه داد.کميسيون تحقيق در رابطه با تخريب رزمناو مين به اين نتيجه رسيد که اين سانحه در واقع ناشي از يک انفجار تصادفي در موتور خانه بوده است
.
وصیت نامه پولیتزر
ابتكار عمل او در تشكيل روزنامه هاي نيويورك ورلد Newyork world»» و
سنت لوئيس پست ـ ديسپچ Stlouis post-Dispatch» روش جديدي از روزنامه نگاري را پديد آورد. او اولين كسي بود كه پيشنهاد تأسيس دانشكده اي را براي آموزش خبرنگاران در سطح دانشگاهي ارائه داد. طبق وصيتنامه پوليتزر در سال 1904 ميلادي، ثروت او، وقف اختصاص جوايزي براي بهترين هاي خبرنگاري، ادبيات، نمايشنامه و موسيقي گرديد.
وي در وصيتنامه اش نوشته بود كه هر سال به بهترين هاي هر حوزه، چهار جايزه به حوزه خبرنگاري، چهار جايزه به حوزه ادبيات و نمايشنامه، يك جايزه براي آموزش و چهار جايزه به صورت بورس خارج اعطا شود. در حوزه ادبيات، اين جايزه به بهترين و جديدترين رمان آمريكايي، كتاب درباره تاريخچه آمريكا، زندگينامه يك فرد مشهور آمريكايي و معرفي خدمات دولتي توسط مطبوعات داده شود.
اما بر اثر مرور زمان نحوه اعطای جایزه پولیتزر دستخوش تغيير و تحولات بسياري شده است.از آغاز اعطاي جوايز پوليتزر در سال ،1917 هيأت نظارت به «انجمن جايزه پوليتزر» تغيير نام يافت و اکنون تعداد جوايز به 21جايزه رسیده و موضوعات جديدي چون شعر، موسيقي و عكس نيزبدان ها اضافه شده است.ازوصیتنامه پولیتزر88 سال می گذرد اما هر سال در ماه آوريل رياست دانشكده كلمبيا برندگان معتبرترین جایزه ادبی ، فرهنگی آمریکا را به طور رسمی اعلام می کند.پولیتزر در وصيتنامه اش مبلغ دو ميليون دلار به خاطر تأسيس دانشكده خبرنگاري وقف اين دانشگاه کرده بود.
او عاشق روزنامه نگاری بود واین عشق در وصیت نامه اش نیز بازتاب یافته« من شديدا به پيشرفت و ارتقاي حرفه خبرنگاري علاقه مندم و زندگي ام را در اين حرفه سپري كردم و به آن به عنوان يك حرفه بي نظير نگريسته و معتقدم كه اهميت شگفت آن به خاطر تأثيراتش بر اذهان و افكار عمومي است.مايلم كه در جذب جوانان باشخصيت و توانا به اين حرفه كمك كرده و همچنين آنهايي را كه در اين حرفه مشغول به كار هستند ياري دهم تا به بالاترين درجات روشنفكري انديشمندي و اصول اخلاقي نائل شوند. » پولیتزرهیچ گاه به خاطر تلاش هایش مورد تقدیر قرار نگرفت اما نامش نیک و پایدار باقی ماند.
پولیتزر2004پولیتزر2004 را باید به نام لس آنجلس تايمز ثبت کرد.نويسندگان و خبرنگاران و همچنين يک عکاس برجسته روزنامه لس آنجلس تايمز، با گرفتن جايزه پوليتزر در پنج رشته مختلف، اين روزنامه را در صدر جوائز امسال پوليتزرنشاندند. دررشته
« گزارش خبری» براي پوشش آتش سوزي هاي گسترده در جنگلهاي جنوب كاليفرنيا در رشته «گزارش ملي» به خاطر مقاله هایی که در این روزنامه در مورد غول توزيع امريكا شركت دال مارت وتاکتیک هایی که براي تبديل شدن به بزرگترين فروشگاه زنجيرهاي جهان به کار بست برنده جايزه پوليتزر شناخته شد.
لس آنجلس تايمز، همچنين در رشته اخبار روز و انعکاس اخبار ملي نيز جايزه دريافت کرد و دن نیل براي نقد مطبوعاتی و ویلیام استال برای سرمقالهنويسي دو جايزه ديگر گرفتند. جايزه عکاسي براي مقالات، نصيب خانم Carolyn Cole شد او به خاطر عکسهاي خيره کننده اي که از سربازان خردسال در جنگ ليبري گرفته بود مستحق دریافت جایزه شناخته شد.
این دومین باری بود که یک روزنامه موفق می شد 5 جایزه را در عرض دو سال از ان خود کند.پیش از این نیویورک تایمز در سال 2002 به دلیل پوشش خبری 11 ستامبر وعوآقب آن موفق به چنین مقامي شده بود. سردبیر روزنامه لس آنجلس تايمز در حالی که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود گفت:« احساس می کنم این (جوایز) بازتاب عمیق استعدادی است که در روزنامه وجود دارد.
مردن به خاطر فداکاری آرمانی است که در سرتاسر ساختمان روزنامه به چشم می خورد.»
در رشته گزارش تحقيقي يا investigative reporting)) جايزه پوليتزر به دو خبرنگار روزنامه محلي روزنامه Blade در شهر توليدو ايالت اوهايو داده شد. خبرنگاران اين روزنامه: Michael D. Sallah و Joe Mahr گزارشی در باره جرائم سال 1967 يک گردان از نيروهاي آمريکا در ويتنام منتشر کردند.
در رشته گزارش تشریحی دو نويسنده وال استريت جورنال Kevin Helliker و Thomas M. Burton جایزه دریافت کردند این جایزه به خاطریک گزارش مفصل در باره بيماري مرموز انوريسم که سالانه جان هزاران
نفرر را در آمريکا مي گيرداعطا شد.
جایزه گزارش حوزه خبري((Beat Reporting به دانیل گولدن خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال رسید به خاطر مقاله دقيق و پرمدرکي که در باره قبول شدن بچههاي پولدار فارغ التحصيلان دانشگاههاي عمده در اين دانشگاهها، نوشته بود.
از ديگر برندگان جوائز روزنامه نگاري پوليتزر، بايد از نيويورک تايمز نام برد و از USA Today، دو روزنامهاي که سال گذشته با افتضاحهاي جنجالي ناشي ازجعل خبر توسط خبرنگاران خود مواجه شدند. جايزه خدمات اجتماعي از طريق روزنامه نگاري نيز به آقايان ديويد David Barstow و Lowell Bergman از روزنامه نيويورک تايمز تعلق گرفت که در يک سلسله مقاله، به تحقيق در باره صدمات بدني و مرگ کارگران آمريکائي در محيط هاي کار پرداخته بودند.
دررشته کاريکاتور سياسي و خبري ، عليرغم رقباي عمده اي چون گري ترودو، خالق مجموعه دونزبري و استيو سک Steve Sack ار روزنامه Star Tribune در مينياپوليس، جايزه پوليتزر نصيب Matt Davies، کاريکاتوريست روزنامه محلي جورنال نيوز در ناحيه White Plains در شمال نيويورک شد.
جایزه بهترین یادداشت به لئونارد پیتز نویسنده روزنامه میامی هرالد اختصاص یافت.او 13 سال است براي روزنامه ميامي هرالد کار مي کند و درمقالات خود به موضوعهاي گوناگوني از روابط نژادي، موسيقي پاپ و زندگي خانوادگي در جهان امروز پرداخته است.
در بخش «گزارش بين المللي» واشنگتن پست موفق به كسب پوليتزر براي گزارش هاي مربوط به عراق شد. . جايزه بهترين خبرنگار بينالمللي نصيب Anthony Shadid از روزنامه واشنگتن پست شد به خاطرتوانائي فوق العاده اي كه در انعکاس عواطف واحساسات مردم عراق در روزهای سرنگونی صدام حسین به خرج داده بود.
تيم عکاسي David Leeson (L) and Cheryl Diaz از روزنامه دالس مورنينگ نيوز به خاطر عکسهاي خبري از جنگ عراق نصيب خود ساختند. هر جایزه پولیترز 10 هزار دلار ارزش مادی دارد.به غیر از جایزه بخش عمومی که تنها شامل یک مدال طلا می شود
گزارش نویسی از سطح تا عمق
حرفه روزنامه نگاری با مدد گرفتن ازتکنولوژی های جدید دستخوش تغییرات فراوانی شده اما همچنان ارزش روزنامه نگاری عمق گرا حفظ شده است.
گزارش هایی که دورغگویی را رسوا و حقیقتی را فاش می کند.روز نامه نگار بنا بر مسئولیت اجتماعی خویش سوژه ای را تعقیب می کند و پس از ماهها مرارت بر سر کشف حقیقت به رازهای پنهان دست می یازد. به همین سبب است که 6 جایزه از مجموع 21 جایزه پولیتزر به انواع مختلف گزارش نویسی اختصاص یافته است.اما متاسفانه گزارش نویسی بنا بر دلایل متعدد در روزنامه نگاری ایرانی کمتر رواج دارد.آنان که مسئولیتی در روزنامه دارند تر جیح می دهند بیشتر، وقت مصاحبه بگیرند و اگر حوصله ای داشتند مقاله ای قلمی کنند وبدین ترتیب کسی زحمت تهیه گزارش را به جان نمی خرد.دبیران و سردبیران غالبا تازه واردها را وادار به نوشتن گزارش می کنند که در آن صورت حاصل چیزی جز اطلاعات سر هم بندی شده
نمی شود.گزارش به عمق نمی رود و تنها کف های روی آب را تکان می دهد.
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۳
9 اردیبهشت 1383
اعتراض وبلاگى به اخراج پناهندگان افغانى
گروهى از وبلاگ نويسان فارسى زبان در اعتراض به اخراج خانواده هاى افغانى در يك اقدام گروهى به جمع آورى امضا براى يك اعتراض نامه اينترنتى پرداخته اند. گروهى ديگر از وبلاگ نويسان نيز با قرار دادن لوگوى «به اخراج پناهندگان از ايران اعتراض كنيم» به اين جمع پيوسته اند. اخراج دسته جمعى پناهندگان افغانى كه بسيارى از آنها داراى همسر ايرانى هستند مورد توجه وبلاگ نويسان قرار گرفته است. عباس معروفى نويسنده وبلاگ حضور در خلوت انس در اين باره مى نويسد: «فكر مى كنم افغان ها در اين ربع قرن از بمب و جنگ و خشونت و طالبان گريختند و به كشور ما پناه آوردند تا بر سفره ما نان را به زبان فارسى بگويند و با لهجه افغانى چشمانشان بخندد، كمى هم احساس امنيت كنند.
از تركش جنگ ابرقدرت ها در خاك شان زخمى شدند و خودشان را به خاك ما كشيدند، و چقدر براى ما ارزش و احترام قائل بودند و چقدر دوستانه در خاك ما بيل به دست گرفتند و كار سخت كردند تا نان ما را بفهمند! و چقدر ساختند. هر جا مى رفتم كه كارگران جوان افغانى داشتند در گل و خاك پير مى شدند و فكر مى كنم ما ميزبان مهربانى برايشان نبوديم. به هنگامى كه نان مى خورديم، به هنگامى كه از حقوق بشر سخن مى گفتيم و مى گفتيم كه بشريت «فرامرز» است و جغرافيايش همين دل ماست، ما ميزبانان مهربانى برايشان نبوديم به هنگامى كه هر جنايتى را در جامعه به نام آن دلسوختگان خواندند و فضاى هولناكى از ناامنى برايشان ساختند، تا آنها سر خود بگيرند و از سواد شهر بگريزند مبادا گير بيفتند، مبادا گناهكار شناخته شوند و نتوانند بى گناهى خود را اثبات كنند و فكر مى كنم آنكه در سر پناه خود آرام خفته، از بى سرپناهان و آوارگان چيزى نمى فهمد، مگر روزى به سرش آيد و بفهمد كه چه دردى دارد غربت در سرزمينى كه دوستش دارى و دوستت نمى دارند.
نان را از تو دريغ مى كنند، هويت ات را مى گيرند، به كار سخت ات وامى دارند، و عاقبت بيرونت مى كنند. دلت گرفته است. فرصت خداحافظى بهت نداده اند با چهار تا آدم مهربان در و همسايه. چه تلخ مى روى از جايى كه دوست مى داشتى، و دارى نام خيابان و كوچه را در خاطرت مى نويسى تا بارها به آن فكر كنى. بيست ساله اى، سى ساله اى، چهل ساله اى، پنجاه ساله اى، عاشق به ناكجا آبادت مى روى و نمى دانى با دلت، دلك بيچاره ات چه كنى. در راه زبانت مدام مى گيرد و نمى توانى بگويى اهل كجايى. افغانى ؟ ايرانى؟ اصلاً چه فرق دارد بى انصاف! جهان سست است و بى بنياد، از اين فرهادكش فرياد. و فكر مى كنم افغان ها از تيره بخت ترين پناهندگان دهه هاى آخر قرن بيستم و آغاز قرن بيست و يكم بودند و من ياد سومين دوره پناهندگان ايرانى قرن بيستم مى افتم. غم انگيز بوده است اين دوره كه حدود چهل هزار ايرانى به شوروى پناهنده شدند، اما حدود دو هزار نفرى از آنها باقى ماندند...حال افغان ها مى خواهند به داورى بنشينند، و ما را ميزبان مى دانند. ما كه ميزبانان اصلى باشيم چه كرده ايم؟ چرا مى گذاريم با مهمان مان چنين كنند؟»
نويسنده وبلاگ شبح با ذكر دو خاطره از پناهندگان افغانى اخراج آنها را درست ندانسته است: «دوستان ما در ايران كه «افغانى» شان مى خوانند و دوستان ديگرمان در آمريكا، اروپا و استراليا كه «ايرانى» شان مى خوانند در معرض اخراج از محل زندگى شان هستند. از حق انتخاب محل زيست دفاع كنيد.»اخراج پناهندگان افغانى يك موضوع اجتماعى است اما وبلاگ نويسان سعى دارند در يك اقدام دموكراتيك و از طريق اينترنت اعتراض شان را نشان دهند. وبلاگ «هزار حرف نگفته» كه بانى اين حركت هاى اجتماعى است در وبلاگ خود از همه وبلاگ نويسان دعوت كرده تا به اين اعتراض اينترنتى بپيوندند. اكنون علاوه بر انجمن هاى غيردولتى مى توان از وبلاگ نويسان نيز به عنوان يك جنبش اجتماعى ياد كرد. طومار اينترنتى اعتراض به اخراج پناهندگان افغانى را می توانید از این آدرس امضا کنید
نسخه چاپی روزنامه شرق چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۳
در همین رابطه
زنان ايرانی و مشکلات ازدواج با افغانها
چرا من مخالف حضور افغانيها در ايران هستم؟
6 اردیبهشت 1383
«جستار» وبلاگي داريوش آشوري
مصطفي قوانلو قاجار: داريوش آشوري پژوهشگر و جامعه شناس ايران به حلقه وبلاگرها پيوست. اين خبر براي كساني كه در حوزه فرهنگ و ادبيات علاقه مند به مطالعه هستند بسيار خوشحال كننده خواهد بود. چرا كه او از پژوهشگران بنام ايراني است كه سال ها مقالاتش زيبنده روزنامه ها و مجلات بوده و ادبيات نوشتاري اش سرمشقي براي درست نوشتن. داريوش آشوري دليل وبلاگ نويسي خود را چنين توضيح مي دهد «قرار شد كه در سراي «ملكوتيان» حجره اي براي من نيز ترتيب دهند تا مقاله هاي پراكنده من در چند سايت، يك جا جمع شود. باري، از آنجا كه در ازل «ره آدم خاكي به يكي دانه زدند»، من هم كه در برابر پيشنهاد و وسوسه داشتن يك وبلاگ تاكنون ايستادگي مي كردم و آن را مال «جوان ها» مي دانستم (اما، نه «جاهل ها»! به خلاف طعنه آن دوست) سرانجام پذيرفتم و به حلقه «ملكوتيان» پيوستم، كه برخلاف نامش، ساكنانش همه رندان خاكي اند و مرغان زيركسار.» حضور يك اديب سرشناس در ميان جمعيت وبلاگ نويس باعث افتخار نيز هست. اكنون مي توان به راحتي با او ارتباط برقرار كرد و درباره چند و چون آثار و كتاب هايش از خود او پرسيد.
گرچه پيش از اين نيز با اينترنت بيگانه نبود و مقاله هايش در سايت اينترنتي بي بي سي، واژه و سايت نيلگون منتشر مي شد. او خود از حسن داشتن وبلاگ و استفاده از اينترنت مطلع است و معتقد است كه اين كار باعث تمركز و جمع آوري آثار پراكنده اش از سايت هاي اينترنتي مي شود: «و اما، چنان كه مي دانم و مي دانيد، يكي از سودمندترين كاربردهاي اينترنت آن است كه به آساني تمام نوشتارها را در اختيار خواستاران در چارسوي جهان قرار مي دهد و از آنجا كه فارسي زبانان، به ويژه بخش چشمگيري از اهل انديشه و سخن، از ايراني و افغاني و تاجيك، در چارگوشه جهان پراكنده اند، اين بانيان خير سبب شده اند كه خواستاران اين نوشته ها آسان تر و يك جاتر به آنها دسترس پيدا كنند.» وبلاگ داريوش آشوري در حلقه وبلاگ هايي به نام ملكوت قرار دارد. حلقه ملكوت شامل وبلاگ هايي است كه نويسندگان آن را گروهي از ايرانيان مقيم خارج از جمله عباس معروفي تشكيل مي دهند. اين وبلاگ ها از نظر ظاهري داراي ظاهري يكسان و يك شكل هستند تا ساختار گروهي آن حفظ شود. اما مهم ترين ويژگي حضور او در عرصه وبلاگ، به نثر دلنشين او باز مي گردد. در هنگامه اي كه بسياري از وبلاگ نويسان با رعايت نكردن رسم الخط فارسي به نوعي ابتذال ادبي دست زده اند. گرچه بسياري نيز بر اين باورند كه وبلاگ عرصه آزمون و خطاست و درست نويسي احتياج به ممارست و توجه به آثار ادبي دارد. چنان كه بسياري از آنها جواناني پرشورند كه از خود، نوشتن را به ساكت ماندن ترجيح داده اند.
حضور آشوري و ديگر نويسندگان فارسي زبان در عرصه وبلاگ مي تواند پرچمدار موجي باشد كه
منجر به رعايت رسم الخط فارسي در وبلاگستان شود. چنان كه آشوري نوشته، او به رعايت نكات دستوري در وبلاگ معتقد و مصر است. «اين وبلاگ را با گذاشتن چند مقاله و دو مصاحبه آغاز مي كنم كه تاكنون در چند سايت منتشر شده اند. من آنها را براي انتشار در اينجا بازبيني كرده ام و به ويژه زبان نگاره يا شيوه نگارشي پيشنهادي خود را در آنها يكدست به كار بسته ام. براي اين متن ها چنان كه بايد به دست خوانندگان شان برسد، مقاله ها به صورت PDF ظاهر خواهند شد اين نكته را هم لازم مي دانم بگويم كه اين مقاله ها بلندند و از آنجا كه سرسري نوشته نشده اند، مرور سرسري آنها بي فايده است. بهتر آن است كه خوانندگان اهل نظر آنها را چاپ كنند و سر فرصت بخوانند. در مورد زبان نگاره (يا به اصطلاح رسم الخط) اين مقاله ها ياد كرد چند نكته اصلي را براي خوانندگان ضروري مي دانم. براي دلايل آنها نگاه كنيد به: داريوش آشوري، «چند پيشنهاد درباره روش نگارش و خط فارسي» و «سرهم نويسي و جدانويسي» در بازانديشي زبان فارسي، نشر مركز، تهران.»دارنده وبلاگ «سيبستان» درباره حضور آشوري در ميان وبلاگ نويسان مي نويسد او در صحنه فكري ما نمونه معدود روشنفكراني است كه آينده را مي شناسند چون از حال ما شناخت درستي دارند. او همچنين از كساني است كه هرگز مقلد غرب نبوده است و مسائل ما را ذيل نام اين و آن فيلسوف و يا مكتب انديشگي غربي نينديشيده است. سر حلقه وبلاگ ملكوت كه باني حضور وبلاگي آشوري است چنين نوشته دير زماني است كه جوياي اين بودم تا داريوش آشوري با نوشته هاي نقاد و جاندارش پا به وادي ملكوت بگذارد تا هم نوشته هاي خود او يك جا و با نظم و ترتيب بهتري در پهنه اينترنت مجال ظهور پيدا كند و هم مجموعه ما از وزن و اعتبار معرفتي، علمي و زبان شناسانه آشوري بهره مند شود.
شايد اين گام نخست، ساير انديشمندان ما را نيز متقاعد كند تا براي ارتباط برقرار كردن با بخش پويا و زنده جامعه جوان ايراني از اين ابزار توانمند بهره لازم را ببرند و خود را اسير تلقيات كهن و ابزارهاي سنتي نكنند. انديشه اگر پا به پاي زمانه و به شتابي از همان دست به پيش نرود مهجور و مستور خواهد ماند.
داریوش آشوری بیشتر با ترجمه آثار نیچه شناخته می شود. کتاب «چنین گفت زرتشت» مهمترین ترجمه ای است که او از آثار نیچه ارائه داده از دیگر آثار ترجمه شده می توان به «غروبِ بُتها» «فراسوي نيك و بد» و«تبار شناسي اخلاق» نیز اشاره کرد.او علاوه بر ترجمه، کتاب های بسیاری نیز به رشته تحریر در آورده «فرهنگ سياسي» ، « عرفان و رندي درشعر حافظ» از آن جمله اند.عادت به مطالعه در همان اوان کودکی واز زمانی که بقال سرکوچه شان تکه پنیری را داخل روزنامه می پیچید در او شکل گرفت و هنوز این عادت نیز با روزی ده تا دوازده ساعت مطالعه حفظ شده.آشوری به سبب طبع ناسازگار و جستجو گرش در یک رشته خاص به مطالعه و تحقیق نپرداخت وهمین مسئله باعث شد تا عنوانِ دكتري را نيمهكاره رها کند وهرگز به دنبال عنوانِ رسميِ علمي و دانشگاهي نرود.گرچه هميشه امكانش فراهم بود.داریوش آشوری شاگرد پیگیراحمد فردید بود.هم او بود که احمد فردید را در مقاله ای جنجالی در قطب مقابل صادق هدایت نشاند و او را درغگو خطاب کرد.آشوری اكنون در شهر پاريس زندگي مي كند.وبلاگ او با نشانی زیر در اینترنت قابل دسترس است.
وبلاگ او با نشاني زير در اينترنت قابل دسترس است: Ashouri.malakut.org
نسخه چاپی روزنامه شرق يكشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۳
3 اردیبهشت 1383
نيمه خالي وبلاگستان
در اين ستون هر چه نوشته ايم براي اين بوده كه نشان دهيم وبلاگ نويسي متعلق به يك عده انسان تازه به دوران رسيده نيست و در وبلاگ ها مي توان مطالب جالب و قابل توجه بسياري پيدا كرد. تا امروز از نيمه پرليوان وبلاگستان نوشته ايم اما امروز مي خواهيم به نيمه خالي آن نگاهي بيندازيم. گروهي اين نيمه را «ابتذال در وبلاگستان» و گروهي ديگر نيز «مافياي وبلاگستان» مي نامند. وبلاگ «اين خانه سياه است» درباره نيمه خالي ليوان وبلاگستان نوشته «وبلاگستان فارسي اكنون بعد از ۳ سال به قله اي رسيده است، كه محبوب ترين روزنامه پايتخت از آن به عنوان اقليت تاثيرگذار نام مي برد. همان طور كه پيش از اين اشاره كردم، حاشيه هايي در وبلاگستان به وجود آمده كه فضاي اين شهر شيشه اي را غبارآلود ساخته است. ابتدا فكر مي كردم مافياي وبلاگستان تنها زائيده ذهن و تفكر من است، ولي وقتي از برخي دوستان نيز اين عنوان نامانوس را شنيدم باور به وجود مافيايي آوردم كه بر فضاي وبلاگ شهر سايه افكنده است.
مافيايي كه برخلاف معمول يك گروه واحد نيست، مافياي وبلاگستان را چند گروه مختلف با عقايد مختلف تشكيل مي دهند. گروه اول اين مافيا از بخش نظرخواهي برخي وبلاگ ها ظهور كرد. عده اي آشناي به ظاهر ناشناس با گذاشتن پيام هايي مغرضانه كه اغلب سراسر توهين و دشنام به نويسنده و بازديدكنندگان آن وبلاگ بود و با راه انداختن جنجال كه غالباً در وبلاگ هاي سياسي شاهدش بوديم فضاي وبلاگستان را متشنج مي كردند. اين عده كه خود را از قافله عقب مانده مي ديدند، در فاز بعدي فعاليت خود دست به ايجاد وبلاگ هاي شخصي زدند. مطالب اين وبلاگ ها و لحن آن، همان ادبياتي است كه در روزنامه فخيمه... شاهدش هستيم به اضافه مطالبي كه چكيده آن چيزي جز توهين به جماعت بلاگر ناهمسو با اين تفكر نيست. نكته جالبي كه در وبلاگ اينان ديده مي شود كپي برداري جزءبه جزء و بسيار ناشيانه از شكل ظاهري وبلاگ هاي مطرح فارسي است، كه در نگاه اول گمان مي شود آنها از روي اينها! كپي كرده اند. اما عده ديگر همان گروه كذايي هستند كه هميشه نگاهشان به مردم از بالا است و تحمل كوچك ترين انتقادي را هم ندارند. اگر وبلاگي به يكي از اينان نقدي بنويسد، به صورت سازماندهي شده وبلاگ بخت برگشته را آماج توهين و تحقير قرار مي دهند.
هك و تهديد به هك وبلاگ ها اين روزها ديگر عجيب و غيرمنتظره نيست. هدف از نوشتن اين مطلب فقط يك هشدار بود. هشدار نسبت به وجود مافيايي مخوف وبلاگستان كه هر روز دايره فعاليت اش را گسترده تر مي كند و خواهان ايجاد فضايي تك قطبي و بدون مخالف در وبلاگستان فارسي است.» مافيا و ابتذال هر دو وجود دارند، اما مسائلي هم هستند كه شايد خيلي به چشم نيايند. اگر مي خواهيد خود و اطرافيان خود را بهتر بشناسيد خصوصيات و تفكرات زير را در آنها بررسي كنيد و نمره بدهيد.
«سعي مي كنيد در دنياي وبلاگي مشهور و سرشناس شويد. سعي مي كنيد در آينده رئيس جمهور، وكيل مجلس يا يك ديپلمات شويد پس سعي مي كنيد با اهالي وبلاگستان دوست شويد تا در آينده شما را ياري دهند. سعي مي كنيد ديگران شما را به عنوان يك روشنفكر و انسان متفكر بشناسند. از به كاربردن عباراتي نظير «تحليل من درست از آب درآمد»، «نقد من شامل نظريه...» و يا «اين روزها دغدغه ذهني من» غافل نمي شويد. در وبلاگ خودتان را آدم فيلم دوست و كتابخوان معرفي مي كنيد. هر چند كه كتاب نمي خوانيد و فيلم نگاه نمي كنيد اما چند نقد فيلم دست اول از اين جا و آن جا برمي داريد و به نام خودتان در وبلاگتان قرار مي دهيد. از اسم هايي مانند «ريخت شناسي، پساساختارگرايي، چالش، خوانش انتقادي، تريكولوژي» در لابه لاي نوشته هاي خود استفاده مي كنيد. كسي نمي فهمد كه شما معني اين لغات را نمي دانيد، اما همه فكر مي كنند شما چه قدر دانا هستيد.
سعي مي كنيد به آخر بعضي از كلمات «ايسم» بچسبانيد و لغات جديدي از خود اختراع كنيد. زياد مطلب مي نويسيد و در مورد همه چيز اظهارنظر مي كنيد. به طور مثال در آن سوي دنيا اتفاقي در حال وقوع است به سرعت نظر خود را مي گوييد. اهميتي ندارد اگر بعدها نظر شما درست از آب درنيايد مهم اين است كه شما اثرگذار شده ايد و در مورد همه چيز اطلاع داريد. تا آن جا كه ممكن است سياسي مي نويسيد و به اين و آن بد و بيراه مي گوييد. از رنگ هاي تيره براي وبلاگ خود استفاده مي كنيد. اگر بخش نظرخواهي (كامنت) وبلاگ خود را باز مي گذاريد به ديگران مي فهمانيد كه چه قدر آدم دموكراتي هستيد. اگر عليه شما چيزي نوشتند خيلي شيك و مرتب آن را پاك مي كنيد و هر گونه سانسوري را انكار مي كنيد. سعي مي كنيد به آدم ها يا وبلاگ هايي لينك بدهيد كه شخصيت هاي سرشناسي محسوب مي شوند. اگر امكانش را داريد يك عكس پرتره از خودتان (در حالي كه دستتان را زير شانه گذاشته ايد) در وبلاگ مي گذاريد. يك بخش بيوگرافي در وبلاگ ايجاد مي كنيد و در آن جا مي نويسيد چه شخص شخيصي هستيد. از دروغ نمي ترسيد براي خودتان مدرك خرج مي كنيد. به طور مثال مي نويسيد با معدل ۹۹/۱۹ از دانشگاه صنعتي شريف فارغ التحصيل شده ايد و در حال حاضر مشغول نوشتن يك كتاب هزار صفحه اي هستيد. خودتان را در سفرهاي خارجي نشان مي دهيد. به طور مثال مي نويسيد من الان در يك كافي نت در شهر لندن نشسته ام، بعد چند كلمه فينگيليش مي نويسيد تا نشان دهيد فونت فارسي در اختيار نداريد. اگر زن هستيد سن خود را پايين مي آوريد و اگر مرد هستيد سن خود را سي ساله نشان مي دهيد تا خانم ها شما را مرد جا افتاده اي بدانند و اگر خواستند فكرهايي در مورد شما كنند تكليف خودشان را بدانند.»
نسخه چاپی روزنامه شرق پنجشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۳
توضیح اضافی: لطفا این یادداشت را به خودتان نگیرید. چون اصلا منظور من کس خاصی نبوده، آن چیزی که پس از دوسال در وبلاگستان دیدم گرد هم اوردم که حتی می توان باز هم به آن اضافه کرد.جان کلام این است خودتان باشید.اگر روشنفکرید بگذارید دیگران شمارا چنین بنامند.اگر زیاد می دانید زکات علمتان را با نوشتن بدهید.اگر نمی دانید ننویسید و وقت دیگران را نگیرید.صادق باشید ویک رو البته اگر امری شد ببخشید همه این موارد شامل خود حقیرم می شود.
2 اردیبهشت 1383
روزنامه نگاری فناوری اطلاعات و رپرتاژ آگهی
این روزها سرویس جامعه اطلاعاتی به سوژه ای به نام « روزنامه نگاری فناوری اطلاعات» پرداخته که علاوه بر استادان دانشگاه و اساتید ارتباطات با کسانی که به طور مستقیم درگیر چنین کاری هستند به مصاحبه پرداخته، بسیاری از این دوستان و همکاران حرف هایی زدند که یک حقیقت مسلم است.این که روزنامه نگاری آی تی جوان است و کسانی که در این حوزه کار می کنند احتیاج به آموزش و گذراندن یک دوره تخصصی دارند.نمو نه اش را می توانید در این مصاحبه ببیند.سردبیر هفته نامه عصر ارتباط نیز ضمن
بر شمردن نکاتی که در بالا به آن اشاره شد به نکاتی دیگر اشاره کرده که قابل تامل و بسیار جالب است.آن جا که گفته « ديد صرفا تجاري در حوزهي IT سبب ميشود مطبوعات اين حوزه محلي براي كسب درآمد صاحبان آن شود، عنوان كرد: به طور طبيعي بعد تجاري در هر نشريهي چاپي كه صفحاتي را به IT اختصاص ميدهد قابل انكار نيست و خود اين امر نشان دهندهي اين موضوع است كه IT جايگاه خود را در رسانهها باز كرده است، اما اگر رسانهاي صرفا به دنبال اهداف تجاري باشد ممكن است با تامين نشدن اهداف تجاري صاحبان آن رسانه با توقف مواجه شود» مدير مسؤول ماهنامهي دنياي مخابرات و ارتباطات نیز به مشکل دیگر این عرصه اشاره می کنند«اگر نشريهاي بتواند بازار مناسبي براي عرضهي كالايش فراهم كند، مدير مسؤول به خود اجازه نميدهد هر روزنامهنگاري را براي توليد مطلب، بدون در نظر گرفتن كيفيت كالايش به كار بگيرد.»
من سعی کردم به نکاتی اشاره کنم که در این چند ساله خیلی خوب آن ها را لمس کردم.تجربه ای که از کارکردن با طیفی از روزنامه های مختلف این مملکت رو در بر می گیره.روزنامه هایی مثل بنیان(سیاسی) گلستان ایران(دانشجویی سیاسی)همشهری(اجتماعی) جام جم( اجتماعی) یاس نو ( سیاسی) و بالاخره
شرق و صبح افتصاد باعث شده تا کاملا در جریان مشکلات این حوزه قرار بگیرم.دلیل دومش هم اینه که من فقط و فقط نوشته هام رو از این حوزه شروع کردم.و از هیچ حوزه ای دیگه ای به این حوزه پرتاپ نشدم.چون به تکنولوژِی علاقه وافر دارم و بدون تکنولوژی افسرده می شم کارم رو از این حوره با نوشتن ستون «چت» در روزنامه بنیان شورع کردم.در این مصاحبه هم به چند مسئله که به نظرم خیلی مهمه اشاره کردم.یکی این که این لغط های آی تی و آی تی سی مفهوم های چندان گسترده ای ندارند که ما مخابرات، موبایل، کامپیوتر و ارتباطات رو در این چند کلمه خلاصه کنیم. دوم این که آرام آرارم خبرنگاران این حوزه به آگهی دچار می شوند.و این مسئله رو شما می توانید در روزنامه ها و حتی خبرهای خبرگزاریها ببنید.اکثر این خبرها مثبت هستند و پراز وعده وعیدهای خیالی مسئولان اما کسی نیست که آن ها را به نقد بکشد و ازشان بازخواست کند.کیست که نداند چه پولها در پروژه تبدیل کردن کیش به شهر اینترنتی خورده شده اما چرا از کسی صدایی بلند نمی شود.خودتان بخوانید و قضاوت کنید.اگر کسی باشد که کمکم کند می توانم تحلیل محتوای خبرهای ای تی را تحویلتان دهم تا ببنید چه حجم وحشتناکی به آگهی ومصاحبه های سفارشی اختصاص دارد.حالا اگر دوست دارید مصاحبه من را با ایسنا بخوانید.
