[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

25 آذر 1382

فهادان سهم جهانگردان


وارد محله فهادان، قديمي ترين محله تاريخي يزد مي شوي، چند قرن از خيابان مجاور فاصله
مي گيري.خانه ها خشتي هستند. كوچه ها همه تنگ است و نماي ساختمان ها همگي كاهگل.بافت قديمي همچنان سر پا است. با پا در مياني سازمان ميراث فرهنگي كشور مي گويند بهتر هم شده است. اما محله خلوت است. خيلي خلوت تر از يك محله قديمي.

«حميد شير، بچه محل فهادان» كه اسمش را با گچ سفيد روي يكي از ديوارهاي خشتي تازه مرمت شده نوشته را نمي شناسيم كه به سراغش برويم.با ورود اتوبوس هاي توريستي دو زن چادري ميانسال كمي آن طرف تر به نظاره تازه واردهايي نشسته اند كه اين بار از ۳۸ كشور جهان به تماشاي آنها و كسب و شيوه زندگي شان آمده اند.يكي از آن دو زن خديجه ۶۵ ساله است. او مي گويد: «هر كه از دستش برآمده از اينجا رفته. ما هم كه مانده ايم چاره ديگري نداشته ايم.»

در يك ميدان گاهي يك طرف مدرسه ضيائيه يا زندان اسكندر قرار دارد و طرف ديگر بقعه دوازده امام و بين آن در حسينيه فهادان سه پير مرد نشسته اند.

محمدعلي نجم بين، يكي از سه پيرمرد، چنانكه خود مي گويد ۶۴ ساله و بازنشسته است. او مي گويد: «ميراث [سازمان ميراث فرهنگي كشور] مي گويد حق نداريم از مصالح غير خشتي براي ساخت ديوارها استفاده كنيم. اما در اين دوره زمانه ديگر نه خشت پيدا مي شود نه خشت مال.»

پيرمردي كنار او ايستاده، در ادامه گفته هاي نجم بين مي گويد: «اگر زني زايمان داشته باشد، آمبولانس نمي تواند داخل كوچه بشود. اگر خانه اي آتش بگيرد از آتش نشاني خبري نيست.»

در نهايت اينكه، «قيمت زمين ها در اين منطقه از تمام مناطق ديگر يزد پايين تر آمده است و اگر اينجا را بفروشم، منزل من را مي گيرند بيابان مي دهند. براي همين هر كه از دستش برآمده از اينجا رفته است.»

وقتي مي پرسم به كجا رفته اند، مي گويد: «به محله هاي ديگر كه پولدار هستند... كه مردمش پولدار بوده اند و به آنجا رسيده اند و خانه ها را از نو ساخته اند.»

در حسينيه فهادان پيرمردي حدوداً ۸۰ساله عصا بر دست و عبا بر دوش روي يك سكو نشسته است. پشت او بناي تاريخي حسينيه فهادان رخ نموده است. وقتي مي بيند مي خواهند از بنا عكس بگيرند،مي خواهد از جا بلند شود. عكاسان نمي گذارند،كه او بلند شود انگار پيرمرد و حسينيه كنار يكديگر معنا يافته اند.

پيرمرد حسينيه ميرزا آقا منشاديان نام دارد و خود را معتمد و رئيس شوراي اسلامي محل معرفي مي كند. ميرزا آقا منشاديان از گذشته فهادان مي گويد: «سابق بر اين تمام خانه ها تاجرنشين بوده است.»

«در زمان ۶۰ سال پيش يادم مي آيد، اينجا ميدان فروش داشته است، داروخانه، عطاري، سه تا نانوايي.»

«اين محل آبادتر بود.» و بعد ادامه مي دهد: «كم كم تاجرهاي كوچه عرب ها رفتند، بعد تاجرهاي كوچه مسجد.»

«خيلي ها فوت كردند. چهارتا مثل من و امثال من كه دستشان به دهانشان نرسيد اينجا ماندند.»

اهالي فهادان مثل اهالي خيلي از محله هاي قديمي، اين روزها مدرسه، ورزشگاه، كتابخانه و بيمارستان مي خواهند وكوچه هايي مي خواهند كه آمبولانس از آنها عبور كند. و حالا كه اينها نيست راهي نمي ماند جز كوچ كردن به محله هاي بهتر همان جايي كه به گفته خديجه «محله هايي كه چون پولدار بوده اند به آن رسيده اند و آن را از نو ساخته اند.»

مثل محله تل، دو محل آن طرف تر از فهادان كه در آنجا اسكلت هاي آهني برپا شده اند. به گفته اهالي محله تل روبه روي مسجد تل بادگيري قرار داشت كه عظيم تر از بادگير باغ دولت آباد بود. اما امروز ديگر اين بادگير وجود ندارد. بولدوزرها به جان محله تل افتاده و آن را به تلي از خاك تبديل كرده اند.

محمدعلي طبرسا مدير حفظ و احياي بافت هاي تاريخي كشور، راهكار جالبي براي ارائه خدمات شهري در بافت هاي تاريخي ارائه مي دهد: «محل بازي كودكان، كافي نت از جمله تسهيلاتي است كه در زندگي امروز ضروري به نظر مي رسد. در بافت هاي قديمي قسمت هايي وجود دارند كه كاملاً از بين رفته و تخريب شده اند. در اين قسمت ها مي توان تسهيلات رفاهي كه در بافت هاي قديمي وجود نداشته را ايجاد كرد. در همين حال، بناهايي كه قابليت تغييركاربري دارند، مي توانند به عنوان مكان هاي عمومي مثل كتابخانه، درمانگاه و مكان دولتي به كار گرفته شوند.»

البته طبرسا اين نكته مهم را هم يادآوري مي كند كه بناهاي جديد در بافت هاي تاريخي بايد با ملاحظه معماري سنتي ساخته شوند.

استانلي پرايس رئيس مركز بين المللي مطالعه حفظ و مرمت اموال فرهنگي (ايكروم) كه براي شركت در نهمين كنفرانس بين المللي مطالعه و حفاظت معماري خشتي، (ترا ۲۰۰۳) به يزد آمده، مي گويد: «اين كه معماري سنتي را با معماري هاي جديد تلفيق كنيم يك چالش بزرگ است. مثلاً اين كه راهي پيدا كنيم تا آمبولانس و ساير سرويس هاي شهري در دسترس ساكنان اين نواحي باشند.»

پرايس ادامه مي دهد: «مردم بسياري از نقاط دنيا در بسياري از موارد ابتكاراتي به خرج داده اند و راه حل هايي براي تطبيق بافت قديمي با زندگي مدرن يافته اند. البته يافتن اين راه حل ها كار ساده اي نيست. اما اين همان چالشي است كه ما با آن روبه رو هستيم.»

چاره انديشي هاي سازمان ميراث فرهنگي كشور در محله فهادان تا حدودي منجر به حفظ بافت تاريخي و ادامه زندگي در دنياي مدرن شده است.

در ورودي يكي خانه خشتي هنوز چوبي است و گل ميخ دارد. در همين حال يك اف اف خارجي با مارك Tamerكنار در ورودي خودنمايي مي كند. بر ديوار خانه لوله گاز بالا رفته وكنار آن تير چراغ برق علم شده است. ديوار خانه از داخل آجر و سيمان است و از بيرون كاهگل.

بوستان شاه عبدالقاسم نرسيده به آب انبار وزيري، مخصوص بازي كودكان به تازگي تاسيس شده است. با تاب و سرسره كه با معماري خشتي و آجر سه سانت اما با شكل و شمايل امروزي ساخته شده است. سازمان ميراث فرهنگي كشور در چند سال اخير برخي از خانه هاي تاجرنشين را تكميل و مرمت كرده است. مثل مجموعه خانگي عرب ها كه شامل چند خانه مثل خانه محمودي، ملك زاده و عرب زاده است.

اين روزها مي توان در گرماي تابستان دوباره در ساباط (كوچه سقف دار)هاي فهادان قدم زد و از سايه سقف هاي قوسي شكل خشتي لذت برد. جهانگردان از ديدن ساباط ها و عمارت هاي تابستانه و زمستانه به وجد مي آيند و با هيجان از هشتي ها، دالان ها، به دروني و بيروني ها مي روند و از داخل پنج دري ها و سه دري ها هم ديگر را مي پايند و گاه زير بادگيرها از فناوري كولرهاي اتوماتيك يزدي ها مي پرسند.

اما خانه هاي قديمي به هرحال خشتي هستند و خشت مواظبت مي خواهد.كوچه هاي محله فهادان همچنان تنگ هستند، سازمان ميراث فرهنگي اجازه نمي دهد يكي از تنها بافت هاي دست نخورده خشتي جهان تخريب شود و راه چاره اي براي رساندن آمبولانس و آتش نشاني هنوز پيدا نشده است. مردم محله از نماي خشت خسته شده اند، اما اجازه ندارند به غير از خشت از مصالح ديگري براي نماسازي استفاده كنند. ميرزا آقا منشاديان مي گويد: «من همين جا به دنيا آمده ام. و همين جا هم از دنيا خواهم رفت. اگر من هم ول كنم بروم اين حسينيه ديگر روضه اش هم خوانده نمي شود.»

نجم بين مي گويد: «جوان ها دنبال خانه هاي جديد هستند. خانه هاي اوپن. براي همين به جاهاي ديگر مي روند. اما ما ديگر اوپن موپن نمي خواهيم. ما همين جا مي مانيم.»

«اما من از مديريت هدف مي خواهم اگر ميراث مي خواهد به اينجا برسد بايد كارش را درست انجام دهد. مي گويد ديوارها خشتي باشد. پس بايد به ديوارها برسد نه اين كه پسر من شب بخوابد و ديوار سرش فرو بريزد.»

آيا ديوار واقعاً سرش فرو ريخته؟

«سر او نه. اما چند تاش رو سراغ دارم.»
نسخه چاپي :روزنامه شرق 25 آبان

Posted by ghajar at 1:41 بֽظֽ | Comments (4)

24 آذر 1382

سينا به بلژيك رفت

سينا مطلبي روزنامه نگار ايراني به همراه فرناز قاضي زاده وماني كوچولو براي هميشه به بلژيك رفته اند.پس از فهميدن اين خبر شوك زده شدم.اما خبر بهتر آن بود كه سايت سينا دوباره به راه افتاد.سينا در وبلاگش نوشته هفت ماه پس از آنكه از بازداشت انفرادي بيرون آمدم، هنوز احساس آزادي ندارم ... سخت است كه دائم خود را زير فشار و پرس و جو ببيني و حس كني كه آزاد هستي.چرخش روزگار، شگفت است: همان زمان كه همراه خانواده از مرزي به مرزي مي‌گذشتيم، خبر دستگيري صدام را شنيديم.ديكتاتور حتي در پناهگاه خود و به ياري مزدورانش نمي‌تواند ديري بپايد، اما «اميد» زنده است و پايدار: حتي اگر خسته و دست بسته باشد و به غربت رانده شود.
دل كندن از وطن و سرزمين با همه وابستگي‌ها و دلبستگي‌ها كه داري آسان نيست. اميدوارم دوران دوري زودتر به سر آيد»
توي مدت كوتاهي كه با سينا ارتباط داشتم خيلي چيزهاي خوب ازش ياد گرفتم.قرار بود،يه مجله بازيهاي كامپيوتري بزنه،اما رفت و همه مارو تنها گذاشت.من مي دونم كه چرا بي خبر رفت و چرا به كسي نگفت.اميدوارم به عنوان يك روزنامه نگار، نگاهي واقع بينانه به مسائل ايران داشته باشه.متاسفانه اين نگاه رو اكثر ايرانيهاي خارج از كشور ندارند

Posted by ghajar at 3:49 بֽظֽ | Comments (5) | TrackBack

برابري انسان و رايانه


هيجان انگيز ترين جدال انسان و تكنولوژي بر روي ميز مجازي شطرنج در حالي به پايان رسيد كه هيچ كدام از اين دو موفق به برتري بر يكديگر نشدند و همه چيز برابر تمام شد. كاسپاروف نماينده عقل بشري، در جدال با ابررايانه اي موسوم به «فريتز»، نشان داد، انسان مغلوب دست ساخته خود نمي شود.

كاسپاروف و فريتز طي يك هفته از تاريخ ۱۱ تا ۱۸ نوامبر (۲۰ تا ۲۸ آبان) به نبرد با يكديگر پرداختند. كاسپاروف در هر مرحله هفت ساعت فرصت داشت تا بر رايانه غلبه كند. اين دو طي چهار مسابقه به نتيجه اي بهتر از مساوي ۲ بر ۲ دست نيافتند. در مسابقه اول نتيجه برابر نيم بر نيم حاصل بازي با مهره هاي مجازي شطرنج بود. مسابقه دوم را فريتز بر روي يك اشتباه كوچك كاسپاروف به نفع خود پايان داد. كاسپاروف مي گويد: «در مسابقه دوم من تنها يك اشتباه مرتكب شدم اما بدبختانه همان يك اشتباه باعث شكستم شد.» كاسپاروف در مسابقه سوم فريتز را شكست داد و مسابقه چهارم كه در واقع فينال مسابقات لقب گرفته بود نه كاسپاروف و نه فريتز موفق به مات كردن يكديگر نشدند. اين مسابقات چهار مرحله اي با نام جام جهاني شطرنج در باشگاه آتلتيك نيويورك انجام شد. اين اولين بار نبود كه كاسپاروف به مصاف رايانه مي رود. در سال ۱۹۹۶ وي موفق به شكست (ديپ بلو) شد و پردازشگر ۲.۸ گيگا هرتزي ساخت اينتل نتوانست بر كاسپاروف فائق آيد

دنياي سه بعدي شطرنج
اما مسابقه نوامبر امسال تفاوت ويژ ه اي با مسابقه ۹ سال پيش داشت. كاسپاروف با مهره هاي چوبي سروكار نداشت او بر روي تخته شطرنج مجازي بازي كرد. عينك مجازي سه بعدي X3D كه كاسپاروف بر چشم نهاده بود، صفحه اي از خيال را به واقعيت تبديل كرده بود. او مي توانست با صدا كردن مهره ها، جابه جايي آنها را به چشم ببيند. البته يك موس (موشواره) نيز براي كمك در اختيار وي بود تا در صورت لزوم از آن استفاده كند. هر چند كاسپاروف در بيشتر اوقات استفاده از موس (موشواره) را، به صدا كردن مهره ها ترجيح داد.

عينك مجازي به طور كامل منظره چشم چپ و راست را نمايش مي دهد. اين عينك بالاترين سرعت شاتر را دارد و از كريستال مايع ساخته شده. شاتر عينك مانند دوربين و حتي حساس تر از آن عمل مي كند. اگر در دوربين عكاسي شاتر به وسيله يك دكمه كنترل مي شود در اين عينك شاتر به طور خودكار با چشم هاي كسي كه عينك به چشم دارد هماهنگ است. وقتي كه كاسپاروف با چشم چپ به صفحه نگاه مي كند شاتر سمت چپ باز مي شود و شاتر سمت راست بسته مي شود. سپس تصوير تنها به وسيله چشم چپ وقتي از چشم راست به صفحه شطرنج نگاه مي كند، شاتر سمت راست باز مي شود و شاتر سمت چپ بسته مي شود. اين اتفاق خيلي سريع مي افتد و احتياج به درك عميقي از اين موضوع دارد. در هر باز و بسته شدن چشم، شاتر نيز صفحه را بازچيني يا به اصطلاح رايانه اي آن (رفرش) مي كند. باز و بسته شدن چشم در هر (رفرش) را مي توان با ضربه اي سبك و ناگهاني كه در تصوير ديده مي شود كاملاً حس كرد. بسياري از تماشاچياني كه اين بازي ها را ديدند اين ضربه هاي بسيار كوچك را بر صفحه نمايش كاملاً حس كردند. عينك مجازي X3D موقعيتي اختصاصي براي كاسپاروف فراهم كرد چرا كه او اولين كسي بود كه طور رسمي از اين عينك استفاده كرد. كاسپاروف در مصاحبه اي كه با هفته نامه نيوزويك در پايان مسابقه ها انجام داد، رضايت خود را از استفاده از عينك سه بعدي اعلام كرد. «خيلي سريع توانستم خودم را با محيط مجازي تطبيق دهم. استفاده از عينك به درك جابه جايي مهره هاي شطرنج كمك فراواني كرد.»

نگاه كردن از داخل عينك سه بعدي مثل شناور شدن در هوا است. مزيت بزرگ عينك سه بعدي، منظره عميقي است كه به بازيگر شطرنج مي دهد و او مي تواند به درك بهتر و واقعي تري نسبت به موقعيت مهره ها برسد. بسياري از كارشناسان تكنولوژي و بسياري از رسانه هاي خبري جهان به اين بازي لقب «واقعيت در دنياي مجازي» دادند. بينندگان اينترنتي و تلويزيون نيز از طريق يك صفحه بزرگ مسابقه را از داخل عينكي كه كاسپاروف بر چشم زده بود تماشا كردند. در ژانويه ۲۰۰۳ هيأت برگزاري مسابقه (فدراسيون شطرنج ايالات متحده) با پيشنهاد به كارگيري عينك مجازي در مسابقه شطرنج موافقت كرد. در تمام تابستان بر روي عينك كار شد. نتايج نشان داد هر كسي مي تواند از اين تكنولوژي استفاده كند. هم اكنون اين عينك از طريق اينترنت به فروش مي رسد.

فريتز كيست
قدرت مندترين ابررايانه اي كه موفق به شكست كاسپاروف شد، فريتز نام دارد. فريتز يك اسم آلماني است. نام فريتز به اين خاطر انتخاب شد كه تداعي كننده عكس العمل سريع در زمان اندك است. زمان براي آلماني ها جايگاه ويژه اي دارد و مخترع فريتز نيز يك برنامه نويس آلماني به نام فرانس مورش است. وي به كمك همكارش فردريك فريدل در سال ۱۹۹۰ ماشين شطرنج را بر روي برد رايانه ايجاد كردند. حافظه اين برد فضاي كمتر از يك كيلو بايت را اشغال مي كند. برنامه فريتز در دو ثانيه يك ميليون حركت را حساب مي كند. فريتز يك بانك اطلاعاتي يك گيگابايتي براي شروع و به پايان بردن بازي در اختيار دارد. در اين بانك اطلاعات تمامي روش هاي مختلفي كه تاكنون براي شروع بازي شطرنج به كار گرفته شده وجود دارد. در شطرنج آغاز بازي بسيار مهم است چرا كه ممكن است سرنوشت مسابقه در همان حركت هاي اول رقم بخورد. مخترعان فريتز طي سال هاي دهه ۹۰ اين رايانه را براي جدال با كاسپاروف آماده كردند. تمامي حركات و شيوه هاي بازي پنجاه شطرنج باز نخست دنيا به حافظه فريتز انتقال پيدا كرد بنابراين كاسپاروف نه با يك نفر بلكه با پنجاه نخبه شطرنج جهان بر روي يك تخته شطرنج بازي كرد. ضمن آنكه نايجل شورت قهرمان سابق شطرنج جهان حركت هايي كه براي اصلاح فريتز لازم بود در طول ساخت و مجهز سازي فريتز به مورش تذكر مي داد.

فريتز اكنون به يك استاد چيره دست در صحنه شطرنج بدل شده كه رفتاري كشنده با مهره شاه دارد. امتيازي كه براي او قبل از مسابقات تخمين زده بودند تنها ۲۷ امتياز كمتر از كاسپاروف بود. مورش با كمك نايجل شورت موفق شده اند حركاتي در صحنه شطرنج ابداع كنند كه به حركات فريتزي مشهور شده است. قهرمان سابق شطرنج جهان مي گويد: «فريتز در شطرنج رو به جلو حركت مي كند وگاهي اوقات يك مهره را براي ۲۵ حركت قرباني مي كند.»

كاسپاروف استاد آذربايجاني الاصل شطرنج جهان پيش از شروع مسابقات ترس خود را از فريتز پنهان نمي كرد. او مي دانست كه هر حركت اشتباه منجر به مات شدن مي شود و پيروزي تنها با اشتباهات حريف ممكن مي شود. كاسپاروف پيش از شروع مسابقه اول گفت: «فكر مي كنم شانس را از دست داده باشم.»

معروف است كه كاسپاروف رخ قدرتمند خود را با فيل تعويض مي كند اما در چهار مسابقه انجام شده، برابر رايانه از اين كار عاجز ماند. قهرمان شطرنج جهان به نقاط قوت رايانه واقف است. «مشكلات روانشناسي و اضطراب بسيار بربازي اثر دارد در حالي كه رايانه از اين نقطه قوت برخوردار است كه تنها براساس برنامه نوشته شده حركت مي كند. اما انسان ممكن است پس از، از دست دادن يك مهره دچار اضطراب و نگراني شود.»

با اين همه جدال كاسپاروف و فريتز در نهايت به تساوي انجاميد. بسياري مي پرسند چرا فريتز با توانايي هاي بسيار بالاي محاسبه اي نتوانست كاسپاروف را با اقتدار شكست دهد. جواب بسيار ساده است. خلاقيت وسيله اي است كه رايانه در اختيار ندارد. به زبان ساده تر رايانه نتيجه عقل جمعي يك عده شطرنج باز حرفه اي است نه بيشتر، ولي در بازي شطرنج حركت هايي وجود دارد كه شايد در رايانه براي مقابله با آنها برنامه ريزي نشده چرا كه تاكنون چنين موقعيتي رخ نداده است. بنابراين يك شطرنج باز حرفه اي مانند كاسپاروف كه بارها يك تنه با بيش از پنجاه نفر بر دور يك ميز بازي كرده مي تواند از پس ابررايانه اي مانند فريتز برآيد. منتقدان كاسپاروف حتي معتقدند كه كاسپاروف خوب بازي نكرده است. «او به پيروزي فكر نكرده و تنها مي خواسته تا بازي خوبي را ارائه دهد.» بسياري نيز معتقدند اعتماد به نفس كاسپاروف و سرعت تصميم گيري وي باعث شكست نخوردن از رايانه شد. همان عنصري كه ولاديمير كرميناك شطرنج باز روسي را در جدال با رايانه در سال ۲۰۰۱ به شكست واداشت. استاد شطرنج فرانسه جوئل لاتير كه براي سايت يادداشت مي نويسد حركت هاي ابررايانه را متحير كننده و قدرتمند توصيف مي كند اما در عين حال مي افزايد: «ابررايانه گاهي اوقات حركت هاي بسيار قدرتمندانه اي انجام مي دهد اما سپس حركت هايي انجام مي دهد كه نشاني از دانايي به همراه ندارد.»برگزاري اين مسابقات محك تبليغاتي خوبي براي فريتز بود چرا كه اكنون شطرنج بازان مي توانند با پرداخت پول از طريق اينترنت با فريتز بازي كنند. البته ابتدا مي بايست در مراحل آغازين با فريتز مبتدي روبه رو شوند و اگر موفق به شكست وي شدند مي توانند توانايي هاي خود را در مراحل سخت تر بسنجند.براي اولين بار پخش مستقيم بازي شطرنج از طريق اينترنت ميسر شد ضمن آنكه علاقه مندان مي توانند از طريق سايت اينترنتي چهار مسابقه انجام شده را داون لود كنند و بر روي مانيتور شخصي خود جزئيات بازي را به دقت تماشا كنند.با به پايان رسيدن چهار مسابقه هيجان انگيز با ابررايانه آلماني (فريتز)، كاسپاروف يادگار طلايي مسابقات را به همراه ۱۷۵ هزار دلار دريافت كرد. در صورتي كه كاسپاروف موفق به شكست دادن فريتز در مجموع چهار مسابقه مي شد، مبلغ ۲۰۰ هزار دلار و در صورت شكست مبلغ ۱۵۰ هزار دلار دريافت مي كرد.
نسخه چاپي: روزنامه شرق دوشنبه 24 آذر

Posted by ghajar at 0:44 بֽظֽ

22 آذر 1382

خاتمی:سایتهای خبری سانسور نمی شود

وقتي مشخص شد كه رئيس جمهور ايران محمد خاتمي بعد از ظهر روز پنج شنبه به وقت ژنو، در حاشيه اجلاس جهاني جامعه اطـلاعاتي، كــنفرانس مطبوعــاتي دارد، وبلاگ نويسان ايراني به سرعت دست به كار شدند و ســـئوالات خود را از رئيـــس جمهور ايـــران پرسيــدند. كارا ســويفت خبرنــــگار بي بي سـي كـــه در وبــلاگ جامعــه اطلاعاتي مي نويسد، از خوانندگان اين وبلاگ خواست تا سئوالات را خود پيرامون فيلترينگ اينترنت در ايران بنويسند. در حالي كه نظرخواهي مطالب نوشته شده قبلي از يك يا دو نظرخواهي تجاوز نمي كرد پس از اين فراخوان خانم سويفت به يك باره نزديك به پنجاه نظر در زير مطلب كارا سويفت نوشته شد. نقش ايرانيان وبلاگ نويس و نظرهاي اعتراض برانگيز آنان پيرامون فيلترينگ در وبلاگ جامعه اطلاعاتي آن قدر تاثير گذار بود كه بي بي سي نيوز نيز از مجموع اين نظرها گزارشي تهيه كرد و اين گزارش به تيتر اول صفحه تكنولوژي سايت بي بي سي انگليسي تبديل شد.

هر چند در كنفرانس خبري تنها بعضي خبرنگاران فرصت يافتند تا سئوالات خود را از رئيس جمهور ايران بپرسند اما سئوالات وبلاگ نويسان تاثير بسيار عمده اي بر سئوالات خبرنگاران خارجي گذاشت تا جايي كه خبرنگار روزنامه الاهرام چاپ مصر ضمن سئوال درباره روابط ايران و مصر از مسئله فيلترينگ در ايران پرسيد. خاتمي در جواب او گفت: «من فكر مي كنم كه در كمتر كشوري از كشورهاي جهان سوم فعاليت هاي ارتباطي اين چنيني رواج داشته باشد. الان طبق گزارشي كه به من دادند تعداد وبلاگ هايي كه در ايران ايجاد شده، بعد از وبلاگ هايي كه به زبان انگليسي و به زبان فرانسه موجود هست در جهان در جاي سوم قرار دارد. در ايران ارتباطات اينترنتي بسيار گسترده است اما همه كشورها ملاحظاتي دارند و اين ملاحظات با آزادي بيان منافاتي ندارد. فقط در مورد سايت هاي غير اخلاقي ملاحظاتي وجود دارد. و حتي سايت هاي سياسي كه نظر مخالفي هم با نظر ما دارند به طور كامل در دسترس هستند. يكي از مسايلي كه ما در اين اجلاس مورد توجه قرار داديم گسترش آي تي و گسترش ارتباطات ديجيتالي است كه نبايد به حيثيت و هويت كشورها لطمه بزند.»

خاتمي افزود: «تا آن جايي كه من اطلاع دارم يكي از حساس ترين كشورها، نسبت به زيان هايي كه مي تواند اين ارتباطات بي حساب و كتاب داشته باشد، فرانسه بود كه بحق استدلال هاي خوبي در مجامع بين المللي مطرح كرد. اولاً ما نبايد منفعت هاي اين ابزار ارتباطي را ناديده بگيريم ثانيا اين موضوع نبايد به آزادي فكر و بيان هم لطمه بزند. و بايد بر اساس قانون عمل كنيم. ما معتقديم آن چه كه ما در ايران كرديم (فيلترينگ اينترنت)، حداقل بوده و شايد در كشورهاي مختلف گسترده تر و بيشتر بوده است.»

در ادامه كنفرانس خبري خبرنگار بي بي سي نيوزآنلاين پرسيد: «طبق آن چه كه ما دريافت كرديم سانسور اينترنت بيشتر شامل سايت هاي سياسي مي شود. آيا ممكن است كه كشور شما فهرستي از سايت هايي كه سانسور مي شود براي اطلاع مردم منتشر كند.» خاتمي در حالي كه همان لبخند هميشگي را برلب داشت با قاطعيت گفت: «حتما مطمئن باشيد بي بي سي، صداي آمريكا و ديگر سايت هاي آمريكايي در ايران سانسور نمي شود. همه مطالبي كه در بي بي سي و در ساير مطبوعات دنيا و خيلي از سايت هاي خبري كه بر خلاف سياست هاي ايران مي نويسند آزاد است و سايت هايشان در سطح وسيعي باز هستند. بسياري از ايرانياني كه سايت هايي مخالف دارند اطلاعاتشان را در سطح وسيعي منتشر مي كنند. البته همان طوركه گفتم، با سايت هاي مستهجن كه با فرهنگ جامعه مطابقت ندارند برخورد صورت مي گيرد. البته عمده سايت هايي كه فيلتر مي شوند، تعدادشان بسيار كم است.» اين درحالي است كه بسياري از سايت هاي خبري سياسي نظير «خبرنامه گويا» و راديو آمريكا كه رئيس جمهوري ادعا كرده فيلتر نمي شوند در سطح وسيعي فيلتر شده اند.

محمد خاتمي براي آن كه خبرنگاران را، از تعداد اندك سايت هاي فيلتر شده، مطمئن كند رقم فيلترينگ را از وزير ارتباطات خود پرسيد و ادامه داد:«مجموعاً ۲۴۰ سايت فيلتر شده اند كه عمدتاً شامل سايت هاي غير اخلاقي مي شوند.» و براي توجيه مسدود كردن سايت هاي اينترنتي گفت: «فيلترينگ حتي در بعضي از كشورهاي غربي هم مورد توجه است طبعاً سايت هايي كه با جنبه هاي غيرمنطقي و غيراستدلالي و يا با دشنام دادن فعاليت مي كنند، كنترل مي شوند چرا كه احساسات را به نحو عجيبي بر مي انگيزند. ما صرفاً سايت هايي كه موهن هستند و يا به مقامات كشور توهين مي كنند را بسته ايم.» اما گزارش سايت بي بي سي تعداد سايت هاي فيلتر شده فارسي را بيش از ده هزار سايت عنوان مي كند.

كارا سويفت تحت تاثير نظرهاي ايرانياني كه خوانده بود، درباره وبلاگ مي پرسد، كه آيا رئيس جمهور وبلاگ مي خواند و آيا خودش يا معاونانش وبلاگ دارند يا خير؟ خاتمي با خنده مي گويد: «نه، بعضي معاونين من سايت دارند. اما من از وبلاگ استفاده نمي كنم. من از خيلي چيزهاي خوب استفاده نمي كنم. فرزندانم هم وبلاگ ندارند، اما فرزندانم به شدت از اينترنت استفاده مي كنند. در رابطه با دنيا هم چت هايي مي كنند.»

«به هر حال جوانان و نوجوانان ما ازدوره دبيرستان تا دوره دانشگاه به سطح وسيعي از اينترنت استفاده مي كنند الان در خود دانشگاه هاي ما دسترسي استادان و دانشجويان به اينترنت وجود دارد. جوانان از كافي نت ها استفاده مي كنند و در مجموع دسترسي جوانان به اينترنت بسيار خوب است.» خاتمي اين سخنان را در ادامه جواب خود به خبرنگار بي بي سي به زبان آورد.

او در پاسخ به پرسش خبرنگار شبكه تلويزيوني ژاپن درباره چشم انداز «آي سي تي» در ايران گفت:«در زمينه تكنولوژي هاي مدرن «آي تي» و «آي سي تي» فعاليت هاي وسيعي داشتيم. از سرمايه گذاري و تكنيك غرب نيز استفاده خواهيم كرد. به مناسبت برگزاري اين اجلاس با پيگيري هاي ما لايحه اي تصويب شد كه در آن، وزارت پست تلگراف و تلفن به وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات تغيير نام داد. ديروز اين لايحه در مجلس و در شوراي نگهبان هم تصويب شد و خوشبختانه براي عرصه «آي تي» و «آي سي تي» يك وزارتخانه قوي داريم.»

سئوال بسياري از خبرنگاران ربط چنداني به موضوع كنفرانس نداشت و از اهميت خبري چنداني بر خوردار نبود. دو خبرنگاري كه پس از وقت معمول فرصت بيان سئوال يافتند، با مطرح كردن سئوالات كليشه اي و كلي در رابطه با روابط ايران با آسياي ميانه و الجزاير وقت كنفرانس را هدر دادند. به گفته شهرام شريف خبرنگار حاضر در ژنو «هيچ كدام از خبرنگاران ايراني حاضر در جلسه به دليل خواست مجري جلسه در انتخاب سئوالات و رسانه ها اجازه پرسيدن سئوال خود را پيدا نكردند.» شريف مي گويد: «مترجم سئوالات را با دشواري تمام ترجمه مي كرد. در يك مورد او سئوالي را پيرامون سانسور اينترنت در ايران اصلا ترجمه نكرد كه بعد از تذكر وزير پست او اين سئوال را خواند البته متن سئوال اين بود كه مسئول فيلترينگ در كشور كيست كه مترجم اين سئوال را به ،نظرتان راجع به اينترنت چيست تغيير داد.» او با اشاره با مراقبت هاي ويژه از رئيس جمهور مي گويد:«مراقبت ها و حفاظت هاي بسيار گسترده و بي سابقه اي كه از ابتداي ورود به سالن كنفرانس مطبوعاتي اعمال شد، تعجب برخي خبرنگاران خارجي را بر انگيخته بود. اين حفاظت ها توسط نيروهاي سازمان ملل كه حفاظت اجلاس را برعهده دارند انجام شد. بحث مربوط به فيلترينگ نيز جالب توجه ترين بحثي بود كه توسط خبرنگاران خارجي دنبال مي شد. بعد از پايان كنفرانس خبري، خبرنگاران خارجي به سراغ سيد احمد معتمدي وزير پست رفتند و درباره فيلترينگ سايت هاي اينترنت سئوالاتي را از وي پرسيدند.»سيد محمد خاتمي به همراه ۷۰ نفر همراه به دليل اجلاس سران جامعه اطلاعاتي در ژنو حضور داشت. در اين اجلاس سران كشورهاي جهان طي اعلاميه اي بر موضوع اطلاعات و نقش تكنولوژي هاي ارتباطي براي انتقال و گسترش آن تاكيد كرده اند. اين اعلاميه در حقيقت نقشي همچون اعلاميه جهاني حقوق بشر را خواهد داشت و در آينده به آن استناد و ارجاع فراواني خواهد شد. نهادهاي غير دولتي فراواني در اين اجلاس شركت دارند و بخش هاي متعددي نيز به آنها اختصاص داده شده است. از سازمان ملي جوانان چندين انجمن غير دولتي در اين اجلاس شركت كرده اند اما نام و اعضاي شركت كننده آنان مشخص نيست. اين كنفرانس كه در سالن بزرگ پالكس پو شهر ژنو به طيف گسترده اي از موضوعات مربوط به جامعه اطلاعاتي پرداخت. دسترسي آزاد و ارزان به اطلاعات، امنيت در اينترنت، طرح يك نقشه فراگير براي اداره جهاني جامعه اطلاعاتي از جمله مهم ترين موضوعات قابل بحث بود.در اين اجلاس بيش از ۱۰ هزار كارشناس و متخصص مسائل اطلاعاتي و ارتباطاتي حضور داشتند.
متن چاپیروزنامه شرق شنبه 22 آذ

Posted by ghajar at 4:28 بֽظֽ | Comments (8) | TrackBack

21 آذر 1382

وبلاگ ليلا دختر خاتمي


در حالي كه كنفرانس جامعه اطلاعاتي بزرگترين
رويداد بين المللي اطلاعات و ارتباطات است.در رسانه هاي ايراني با واكنش در خور توجهي روبرو نشده،اخبار ساعت 9 شبكه يك سيما در حالي كه به وقت ژنو خاتمي مشغول پاسخگويي به خبرنگاران بود.از پخش مستقيم مصاحبه خاتمي با خبرنگاران سرباز زد.و تنها قسمتي از اين مصاحبه كه مربوط به اقدامات عمراني ايران در كشور بوسني بود اكتفا كرد.
اما در عوض وبلاگ خوب آي تي ايران پوشش خوبي به اين رويداد داده و عكسهاي جالبي نيز از محل كنفرانس تهيه كرده اند.بحث سانسور اطلاعات در ايران نيز با اقبال ايرانيان در وبلاگ جامعه اطلاعاتي روبرو شده و بسياري درباره فيلترينگ در ايران اظهار نظر
كرده اند.كارا سويفت خبرنگار بي بي سي نيز پيش قدم شده و بحث فيلترينگ را همراه حسين درخشان بسيار داغ كرده اند.هر چند مطرح كردن بحث فيلترينگ بسيار خوب است اما نبايد اطلاعات غلط داد.من وقتي در وبلاگ هودر خواندم كش گوگل بسته شده سريع امتحان كردم اما مشكلي نداشت ولي خوب همچنان وبلاگهاي پرشين بلاگ فيلتر مي شود كه اين خود قضيه جدايي است.در وبلاگ جامعه اطلاعاتي سوالات خوبي از خاتمي پرسيدند
يكي از اين سوالها را دختري به نام نازنين مطرح كرده واز رئيس جمهور پرسيده،آقاي خاتمي شما هر روز وبلاگ دخترتان (ليلا)را
مي خوانيد؟حالا بگرديد به دنبال پرتغال فروش و وبلاگ دختر خاتمي!!!

حالا كه سيماي لاريجاني سانسور مي كنه از اين جا مي توانيد سوالات خبرنگاران از خاتمي را ببنيد و بشنويد
صداي خاتمي به فارسي

تكميل

ديويد استيون از خاتمي در جلسه مطبوعاتي پرسيد ايا دختر شما وبلاگ دارد؟
جواب خاتمي:
دختر من وبلاگ نداره اما اونها خيلي در اينترنت و چت فعال هستند. ضمن اين كه وبلاگ خيلي پهنه وسيعي به خود اختصاص داده و جوانهاي ايراني در كافي نت به اينترنت دسترسي دارند واين خيلي خرسند كننده است!!

Posted by ghajar at 0:07 قֽظֽ | Comments (5)

9 آذر 1382

دومین روز شگفت انگیز

امروز روز سومی است که ما در یزد به سر می بریم.جای همه شما خالی شهر بسیار قشنگی است و البته بر خلاف انتظارسرد!!!دیروزهمراه خارجیها به بافت تاریخی یزد رفتیم.این بافت در محله فهادان قرار دارد.تمامی خانه های این محل از خشت درست شده و بسیار دیدنی است.من دیروز در مقابل خارجیها واقعا افتخار می کردم.این بنده های خدا از دیدن چنین مناظری شفگت زده اند.محله فهادان و شکوه معماری اش خانه های قدیمی وبا صفایش هر بیننده را دیوانه می کند.عجب که روزگاری بسیار متمدن بوده ایم.در خانه های گلی نظمی دیدنی وحساب شده وجود دارد.حتی یک اجر نیز به خطا قرار نگرفته.در این جا حتی برای اب خوردن پرندگان نیز فکری شده کاسه های گلی پشت بام بادگیر ها اب را برای پرندگان نگاه می دارد.دیروز برای شام به کاروانسرای شاه عباسی میبد رفتیم.این شهر دیدنی در 50 کیلومتری یزد قرار دارد.در این شهر کاروانسرا دوران صفویه به طرز بی بدیلی بازسازی شده مثل قدیم.در ورود با ناقاره و سورنا از ما استقبال کردند.و خارجیها که چنین محیطی را ندیده بودند در شگفت وگیجی خاصی بودند. یکی از اقایان حتی از بازکردن شیر سماور لذت برد وکلمه(اینترستینگ) به معنی هیجان انگیز را به کار برد.خوردنیهای ایرانی،انار دون شده ،کشک بادمجان،کباب،کوکو سبزی را چنان با ولع می خوردند که انگار از هزاران سال پیش گرسنه اند.در این کنفرانس110 دانشمندان خارجی ازامریکا.هلند.دانمارک.امریکا.ایتالیا.ژاپن.چین.انگلیس و سراسر جهان .شرکت دارند
خبرهایی که امروز ارسال کردیم.
ايجاد مركز دايمي حفاظت و آموزش معماري خشتي در يزد
استقبال رئیس ايکوموس از ایجاد مرکز بین المللی تحقیقات خشت در ایران
ادامه روند تخریب در بافت هاي تاریخی يزد
تمایل بنیاد ترا برای همکاری هاي پژوهشي،حفاظت و مرمت آثار خشتی با دانشگاههای ایران

گزارش تصويري از عمارت دولت آباد / يزد

Posted by ghajar at 5:28 بֽظֽ | Comments (7)

8 آذر 1382

اولین تجربه روزنامه نگاری ان لاین در یزد

از روز جمعه در شهر یزد به سر می برم.کنفرانس بین المللی خشت خام این روزها در شهر یزد برپاست ومن برای پوشش مهمترین رویداد خبری میراث فرهنگی به همراه دوستان خبرنگارم به این شهر رفته ام.جای همه دوستان خالی،در اتاق اینترنت محل همایش به سر می برم.خبر های اولین روز همایش رو نوشتم و از همین جا به صورت الکترونیکی برای سایت میراث خبر پاپلیش کردم(عجب اینترنت پر سرعتی دارن این یزدیها)این اولین تجربه روزنامه نگاری آن لاین بود که همه چیز را بدون استفاده از کاغذ انجام دادم.خیلی از این کار خوشم اومد.سعی می کنم بیشتر واما کوتاه بنویسم.در مطالب بعدی درباره فضای اینجا(باغ دولت اباد یزد)و شهر یزد بیشتر می نویسم.فعلا باید برم چون استراحت بین سخنرانیها تمام شد!

Posted by ghajar at 0:05 بֽظֽ | Comments (1)

2 آذر 1382

حاشيه هاي مراسم فروهرها

ساعتي پيش مراسم گراميداشت سالروز شهادت داريوش و پروانه فروهر(اسكندري)بدون جنجال خاصي به پايان رسيد.هرچند پس از مراسم درگيريهاي پراكنده اي اطراف حسينه ارشاد،حدفاصل خيابان شريعتي-بزگراه همت(سه راه ضرابخانه)روي داد.شرح سخنرانيهاي محسن كديور،علي اكبر معين فر و پرستو فروهر قطعا در سايتهاي خبر منشر مي شود.هر چند بسياري از گفته هاي اينان قابل درج در روزنامه ها نيست.اما حواشي اين مراسم باشكوه بيشتر به حضور گسترده دانشجويان و خبرنگاران رسانه هاي خارجي مربوط مي شود.علاوه بر آن تمامي صندليهاي سالن به اشغال حاضرين در امده بود عده بسياري نيز سر پا ايستادند.خبر نگاران و عكاسان خبر گزاريهاي بزرگ جهان منجمله رويتر،اي پي،بي بي سي و فرانس پرس حضور داشتند.از صدا سيما نيز يك فيلمبردار از مراسم فيلمبرداري كرد.
(لابد مي خواستند مراسم و شعارهاي تند حاضرين را در اخبار شامگاهي بازتاب دهند؟! البته براي
غني شدن ارشيو صدا وسيما بهتر است.)
خانمها و دختران در طبقه دوم حضور داشتند.شعارهاي سياسي اينان بسيار بيشتر از همتايان مذكرشان بود.گويي فريادشان در گلو مانده بود.اما اداره كننده جلسه هربار با فرياد مي گفت:«سكوت، سكوت، سكوت،ما نه تنها خواستار......زندانيان سياسي بلكه خواستار.......مردم ايران هستيم.»و اين گونه حاضرين را به كف زدن خواباندن صداي دختران وادار مي كرد.
كف زدن براي سخنرانان همانند صلوات كاربرد عملي دارد.منتها اولي براي ارامش حاضرين و جلب كردن حواسها به سخنران به كار مي رود.دومي براي تاييد صحبتهاي سخنران،اتحاد حاضرين و رفع خستگي سخنران به كار مي رود.منتها گاهي عده اي يا به عمد يا غير عمد وسط حرفهاي سخنرانان به كف زدن وشعار دادن مي پرداختند.در اين مراسم يك بار در ابتداي سخراني محسن كديور صلوات فرستاده شد وباقي مراسم با كف زدنهاي حضار در هنگام حرفهاي هيجان اور سياسي همراه بود.
جوان،بزرگسال،پيرمردان و شايد از هر قشر با سنين مختلف در مراسم حضور داشتند.
دوريبنهاي ديجيتال براي پرونده سازي هم خيلي به درد مي خورد.عده اي با اين دوربينها از تمامي حاضرين نشسته وايستاده عكس برداري كردند.
پرستو فروهر براي احترام به حاضريني كه براي او بلند شدند تا حد امكان خم شد.وي در هنگام صحبت چندين بار به بغض كامل رسيد اما خودش را نگه داشت. چند دختر كه در طبقه پايين حضور داشتند اشك ريختند.وقتي پرستو مي گفت داريوش(پدرش)سر در سينه او گذاشته بود و پيشاني اش را نگاه مي كردم كه زخمي از 28 مرداد داشت،و در سردخانه نيز جاي زخمهاي بسياري مانده بود اشكها سرازير شدند.
احساسات ناسيوناليستي و بيگانه ستيزي در حسينيه ارشاد بسيار موج مي زد. حضور برادران لباس شخصي نيز در سالن چشمگير بود.
پوستري با كاغذ گلاسه كه با عكس مصدق،دايوش و پروانه طراحي شده بود در بين حضار پخش شد.البته پوستر چندان چشم نوازي نبود!
در پايان مراسم و درست جلوي در وروردي دختري كه شعار مي داد توسط پليس دستگير شد.مرد ميانسالي به شوخي گفت:«سالهاست كه شعار مي دهيم اما هيچ چيزي نصيبمان نمي شود.»ديگري گفت:«چون حافظه تاريخي نداريم.ما هم شعار داديم در سي تير 1332 در انقلاب 57 وحالا،كاش نسل امروز كمي تاريخ بخواند كه نمي توان با شعار چيزي را حل كرد.
برادران نيروي انتظامي برخورد محترمانه اي با مردم داشتند اما برادران لباس شخصي فقط كمي عصباني بودند.بنده خدا صاحب اتومبيلي كه به كندي در خيابان حركت مي كرد با غضب سخت يكي از اين دوستان مواجه شد.عده زيادي به دليل ترافيك سنگين پياده مسير حسينيه ارشاد به پل سيد خندان پيمودند.

مراسم سالگرد فروهرها برگزار شد-ايسنا

Posted by ghajar at 6:40 بֽظֽ | Comments (9)

linkdoni.com