[ وبلاگ ]      [ روزنامه نوشتها ]      [ عکس روز ]      [ لينکدونی ]      [ تماس email me ]      [ درباره ]     

30 مهر 1382

توجه سطحي به وبلاگ نويسي

خبر گزاري مهركه از بدو تاسيسش توجه ويژه اي به وبلاگ و وبلاگ نويسي داشته در تازه ترين مصاحبه خود با مديا كاشيگر محقق ومترجم ادبيات از قول وي نوشته:"هيچ وقت وبلاگ نويس نخواهم شد"
البته اين توجه خيلي سطحي و فاقد يك نگاه كارشناسي است.صرف نظر از هر گونه تعصب نسبت به جامعه وبلاگ نويسان چه اهميتي دارد كه مديا كاشيگر از وبلاگ خوششان بيايد يا خير؟آيا يك خبر گزاري براي توليد خبرهاي خود بايد به ميان مترجمين و ادبي نويسان برود و از آنها بخواهد كه در مورد وبلاگ نويسي قضاوت كنند و بگويند وبلاگ خوب است يا بد! مگر وبلاگ پديده اي ادبي است يا اين كه از وبلاگ تنها ادبي نويسان استفاده مي كنند؟آيا تنها مي توان از وبلاگ به عنوان انجمن ادبي يا نوشتن داستانهاي كوتاه استفاده كرد؟
واقعيت اين است كه وبلاگ نويسي كاركردهاي فراواني دارد كه تنها يكي از آنها نوشتن داستانهاي كوتاه است.اما اين كه يك خبرگزاري بدون در نظر گرفتن ارزشهاي خبري گوناگون تنها به صرف اين كه يك مترجم مي گويد وبلاگ مي نويسم يا
نمي نويسم اين خبر نمي شود.

Posted by ghajar at 4:55 بֽظֽ | Comments (8)

28 مهر 1382

کوتاه اما ضربتی


"اولین قصه هایی که می نویسم چرک نویس هایی آشفته وناتمامند. اما آرام آرام مثل گیاه رونده از دیوارک ذهنم بالا می خزند و کنج و کنارسرم را می پوشانند هربار که داستانی را از نو بازنویسی می کنم کامل تر و بهتر می شود وقدمی به جلو بر می دارم"
داستان کوتاه(اولین روز)گلی ترقی در مجموعه ای با نام دو دنیا چاپ شده مجموعه قصه های بسیار دل نشینی دارد که از خواندن آن بسیار لذت می برم.نوشتن فصل مشترکی که در جای جای کتاب رد پای آن دیده می شود."اگر بنویسم خوب خواهم شد".کسانی که دیوانه نوشتن نویسندگی وروزنامه نگاری هستند می توانند این احساس را درک کنند.گاهی اوقات حس می کنم نباید بنویسم و بهتر است بخوانم اما پس از این که چیزی میخوانم شوق نوشتن دوباره در من می جوشد پس دوباره می نویسم گاهی اوقات بین حس نوشتن و خواندن سر گیجه می زنم.وبلاگ جایی است برای نوشتن،برای اشباع شدن از نوشتن،وبرای جوشیدن افکار تازه،فراوان دیده ام که بعضی از وبلاگ نویسان فکر می کنند حتما باید بنویسند واگر ننویسند و وبلاگشان را گرد گیری نکنند به رسالتشان عمل نکرده اند،البته عده ای دیگر در این وادی نگران هیت سایت خود هستند بنابراین می نویسند،کج ومعموج،هر چیزی که به دستشان آید.
اما من این جور نیستم رسالت وبلاگ نویسان اول درست نوشتن وخوب نوشتن است ونه همیشه نوشتن.
لینکدونی به مدد وبلاگ نوِِیسی آمده،اگر بهتر می نویسند یا حرف تازه ای می زنند باید لینک داد باید گفت دیگران این را می گویند.این جور می اندیشند،گاهی اوقات می نویسیم و این چشمه جوششان نوشتن بند نمی آید.پس باید چه کار کرد باید ادمه داد تا ارضا شویم یا باید بشکنیم،من راهی می شناسم به مدد
فن آوری می توان ان قدر نوشت تا بند بیاید.پس آز ان به جای دکمه پاپلیش متن را یک بار ونه چند بار بازنویسی کنیم که هر بار کامل تر وبهتر خواهد همانطور که در روزنامه نگاری می گویند اما چون نان به حجم ستون و کلمه می خورند وقعی به ان نمی نهند.اما گونه باید موجز و کوتاه اما ضربتی!

Posted by ghajar at 5:18 بֽظֽ | Comments (5)

22 مهر 1382

مصاحبه ایسنا با روزنامه نگار نو

وبلاگ ”روزنامه نگار نو“ در قالب سايت اينترنتي و با آدرس
www.ghajar.ws
ارائه شد.”مصطفي قوانلو قاجار“، نويسنده‌ي سايت ”روزنامه‌نگارنو“ در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين خبر، درباره‌ي راه‌اندازي اين سايت، اظهار داشت: اين سايت همان وبلاگ روزنامه‌نگارنو است كه با محور فرهنگ، ارتباطات و كامپيوتر و در قالب سايت ارائه شده است.
وي افزود: به عنوان روزنامه‌نگار در اين سايت درصدد هستم، ارتباطي دو سويه ميان خواننده و گزارش‌ها بوجود آوردم، بدين نحو كه نسخه‌اي از گزارش هايي كه قرار است در جايي چاپ شود، بدون ويرايش در اختيار خوانندگان قرار مي‌گيرد. چه بسا در طول يك سال گذشته، ميزان توجه و اهميت اين شيوه از نگارش توسط نظرات خوانندگان در وبلاگ مشهود است.
وي ياد آورشد: پس از روي آوردن وبلاگ‌ها به سوي تخصصي شدن در دومين سال نمو آن در كشور، اكنون اين روند به تغيير مسير وبلاگ‌ها در قالب سايت و گرفتن دامین شخصی
پيش مي‌رود. در اين زمينه اين نكته بسيار مهم است كه روزنامه‌نگاران در زمينه‌هاي تخصص خود، وبلاگي داشته باشند و مطالب مربوط به همراه لينك‌هاي مرتبط را در آن قرار دهند.
وي در پايان بخش‌هاي مختلف اين سايت را شامل لينك‌هاي روزانه، آرشيو مطالب، ورودي‌هاي تازه، لينك ساير سايت‌ها وبلاگ‌ها و امكان جستجو خواند.

Posted by ghajar at 5:31 بֽظֽ | Comments (9)

21 مهر 1382

وبلاگها آ لترناتیو رسانه ملی


در میان بی تفاوتی رسانه ملی(سازمان صدا وسیما)به پوشش خبری اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی قاضی سابق و
وکیل داد گستری وبلاگها کارکردی آلتر ناتیو پیدا کردند و اخبار و مطالب مربوط به نوبل صلح ومصاحبه خانم عبادی با بسیاری از رسانه های خبری جهان پوشش دادند.خبر صلح نوبل مورد توجه بسیاری از وبلاگ نویسها قرار گرفت سایت دماسنج
مطالبی که مربوط به خانم عبادی است در بالاترین رتبه قرار داده است.دماسنج
يک ابزار اينترنتی خودکار است که براساس لينک‌هايی که وب‌سايت‌های خبری فارسی‌زبان ووب‌لاگ‌ها به منابع ديگر می‌دهند، محبوبيت آنها را می‌سنجد.در رتبه بندی این سایت مطالب اول تا هیجدهم این سایت به گزارشها وآخرین اخبار مربوط به شیرین عبادی اختصاص دارد.بسیاری از وبلاگ نویسان با قرار دادن بنری در بالای وبلاگ خود اعطای این جایزه را به یکدیگر تبریک گفته اند.و آن را افتخاری بزرگ برای جامعه ایرانی دانسته اند.
متن ترجمه شده مصاحبه سی ان ان را می توانید از این وبلاگ به همراه مطالب خوب دیگر بخوانید ضمن این که وبلاگ شبح شما را به مطالب خوب دیگری در این زمینه راهنمایی می کند.
ضمنا دوستانی که مایلند میتوانند در روز سه شنبه ساعت 9شب به استقبال خانم عبادی در فرودگاه مهرآباد بروند.برخلاف بسیاری از دوستان که با تاسیس انجمن وبلاگ نویسان مخالف بودند فکر میکنم در اقدامات دسته جمعی این چنینی انجمن وبلاگ نویسها میتوانست با یک اعلان گروهی کمیته استقبال از خانم عبادی تشکیل دهد انجمن وبلاگ نویسها چون ابزار رسانه را هم در اختیار دارد میتواند مورد توجه مسئولان دولتی. رسانه ها قرار بگیرد وهم قدرت وبلاگ را به رخ دیگران بکشد.

Posted by ghajar at 3:22 بֽظֽ

19 مهر 1382

خاطرات يك روز گردش در دره جني

بردامنه هاي جنوبي البرزو بر فرازتهران جايي هست كه آن را دره جني مي نامند.ابراهيم گلستان كتابي به همين نام دارد(اسرار گنج دره جني)اين داستان كه اشاره هايي به سرنوشت شاه سابق و هويدا دارد كه پيش از انقلاب توقيف شد و حالا دوباره تجديد چاپ شده.ديروز رفتم آنجا كه نه خبري از گنج بود و نه از
دره اي هولناك كه آن را دره جنها بنامند.
در عوض آنجا چيزي ديدم كه فكر نمي كردم در كنار اين تهران پر از دود چنين جايي وجود داشته باشد.دره جني جنگلي است دست نخوره،زيباتر از جنگلهاي شمال با درختان انبوه و جويهاي روان كه بر فراز كاخهاي خاندان پهلوي ايستاده است.ديروز به همراه چند نفر از بچه هاي خبر گزاري ميراث فرهنگي و مدير مجموعه سعد آياد به آنجا رفتيم.وسعت جنگلهاي سعد اباد در حدود 420 هكتار است كه 120 آن به نام مجموعه سعدآباد با نزديك 80 ساختمان،كوشك وكاخ شناخته مي شود.
مابقي اين جنگلها در اختيار نيروهاي نظامي و بسيج است كه هم اكنون مرزي بين خود و مجموعه سعدآباد قائل شدند و محوطه خود را سيم خاردار كشيده اند.مدير مجموعه مي گفت: مرز بين ما و آنها همان
ديوار كشي است كه در زمان پهلوي براي محوطه كاخها قائل شدند و ما هر چند وقت يكبار سيم خاردارها را به عقب مي كشيم.بر بالاي اين جنگل نيروهاي نظامي اقدام به جاده سازي كرده اند و مسيرهاي آبي جنگل را از بين برده اند.به دليل از بين رفتن مسيرهاي آبي اگر روزي سيل مهيبي بيايد كاخهاي سعد آباد زير سيلاب مدفون خواهد شد.در اين چند ساله بخش عظيمي از جنگلهاي دره جني رو به خشكسالي گذاشته بود كه با

احياي مسيرهاي قبلي آبياري به همان شيوه سنتي درختان دوباره چان گرفته اند.
سوئديها در زمان پهلوي از بالاي كوههاي البرز لوله هاي چدني را از دامنه البرز تا يك استخر در ميان جنگل كشيده اند.آب در اين قسمت جمع مي شود وجنگلهاي سعد اباد را سيراب مي كند.لطافت هواي جنگل پوست را نوازش مي دهد به بالادست دره جني مي رسيم.منظره روبرو را باغ شاطر مي نامند كه درست در سمت راست دربند قرار دارد با ساخت ساز برجهاي بلند،آسمان خراشها و ساختمانهايي كه تا سقف آسمان بالارفته اند.در ميان جنگلهاي دره گم مي شويم و از جايي سر در مي آوريم كه آن را كاخ سبز
مي نامند.كاخ سبز با مرمرهاي سبز رنگ زنجان ساخته شده،رضا خان قزاق وقتي با كمك انگليسها تاج و تخت قاجار رابر انداخت درست در پايين دست كاخ احمد شاه منزلگاه شاهانه اش را بنا نهاد.
بر سر در كاخ نام پهلوي ديده مي شود.زمستان سال پيش وقتي به كاخ سبز آمدم كارگران مشغول
پي كني اطراف كاخ بودند مدير سعد اباد مي گويد:سفره هاي زير زميني پايه هاي كاخ را نمناك كرده بود به خاطر همين اطراف كاخ كنده شد و از نو بتون آرمه ريختند و محوطه به مانند گذشته سنگفرش
مي شود.درون كاخ مي شويم كه خود ناگفتنيهاي بسيار دارد.اخيرا پرده هاي مخملي را باموادي كه از خارج آورده اند شستشو داده اند.آيينه كاريها قسمتي تعمير شده و قسمتي ديگر بايد تعمير شود.دفتر
رضا خان مير پنچ تماما خاتم كاري است.كف زمين با فرش تهران مفروش شده كه از آن جز اسمس باقي نمانده وكسي به ياد ندارد كه روزي فرش تهران همپاي فرش كاشان و تبريز بود.ميز،ديوارها و تلفني كه از آن دوران باقي مانده، به همراه چكمه ها و پوتين ها همانهايي هستند كه زماني رعب وحشت در دل مردم ايجاد مي كرد وحالا قسمتي از تاريخ شده براي بازديد براي درس عبرت،براي خشمهاي ناشي از غرور،وبراي آنها كه چشم به قدرت وحكومت دارند.
حمام و توالت كاخ از مرمر سفيد است.اتاق پذيرايي كاخ سالها پيش پذيراي سلاطيني همچون ملك عبدااله پادشاه عربستان بوده است.عصا،ساعت،و وسايل شخصي رضاخان در اين مكان نگهداري مي شود.وحتي رختخوابي كه روزي قزاق ميرپنج به روي آن مي خوابيده.رضاخان با اين همه تجملات زندگي ساده اي داشته،وهيچ وقت روي تختخواب مجللش نخوابيده است.تقريبا در تاريخ ما همه شاهان همين وضع را دارند نفرهاي اول هميشه همين طور بوده اند.آقا محمد خان،كريمخان،نادر،شاه اسماعيل .......
آقا زاده نبودند،سرداراني جنجگو بودند كه روزي به اريكه سلطنت تكيه زدند.اخيرا دندان مصنوعي رضا خان قزاق نيز پيدا شده كه نگهداري مي شود.هنوز فرح وشهناز(همسرو خواهر محمد رضا) غير مستقيم منبع اطلاعات تاريخي هستند اينترنت كمك مي كند تا آنها جواب بسياري از ناگفتنيهاي را به محافظين سعد اباد بدهند ميرآبها،باغبانها همانها هستند كه 30 سال پيش و از كودكي در اين باغ كار مي كردند.
وتا چند ماه ديگر آشپزخانه وديگر قسمتهاي كاخ سبز رضاخاني براي بازديد اماده خواهد شد.تمام اين قولها را مدير مجموعه سعد آباد به ما مي داد.از كاخ سبز بيرون مي آييم.كالسكانه رضا خاني كه به علت حركت اب در زير آن نزديك به نابودي بود احيا شده است.در روبروي كاخ سبز كاخ احمد شاهي همچنان در تصرف بسيج خواهران است. گويي ماندگارهاي تاريخي برايشان اهميتي ندارد ديوارها را برافراشته اند وحتي اجازه نمي دهند پژوهشگران ومرمت كاران از آن بازديد كنند.از ديوارش بالا مي روم سرستونها روبه ويراني گذاشته،تركهاي بزرگي بر ساختمان كاخ ديده مي شود،نمي دانم بسيج خواهران در آن جا چه مي كند،اما اين مي دانم كه انها به تاريخ يك ملت دهن كجي مي كنند.و روزي تاريخ نيز به آنها دهن كجي خواهد كرد.كاخ احمد شاه اخرين شاه قاجار درحال ويراني است وكسي آن را در نمي يابد و من هر بار كه به اين جا مي آيم نالان تر از قبل به آن نگاه مي كنم وبغضم را فرو مي برم.به مدير سعد آباد مي گويم هيچ راهي براي نجات كاخ احمد شاه نيست. نا اميدانه نگاهي به كاخ مي اندازد و مي گويد ماهر كاري كه از دستمان بر آمده انجام داده ايم وتنها بايد فروريختنش را به انتظار بنشينيم.

Posted by ghajar at 1:45 بֽظֽ | Comments (7)

17 مهر 1382

دو روز براي دانلود كردن يك فيلم

نمي دونم تا حالا به سرتون زده كه يه فيلم دانلود كنين.تا حالا فكر كردين چند ساعت طول مي كشه؟تو اروپا در عرض 8 ساعت يه فيلم دانلود ميشه يكي از دوستانم در هلند مي گفت وقتي صبح ميره مدرسه يه فيلم رو دانلود مي كنه تابعد از ظهر كه برگرده زمانش تموم شده تا ژاپن اين اتفاق در عرض 20 دقيقه و در ايران 2 روز طول مي كشه .در اين باره اين يادداشت رو بخونين
«انجمن ارتباطات سازمان ملل اعلام كرد كه در حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از خانوارهاي كره جنوبي، از اينترنت با سرعت بالا برخوردار هستند، و همچنين در ژاپن سرعت اينترنت بسيار بالا و قيمت آن پايين است».
اين خبر در هفته اي كه گذشت ،بر روي بسياري از سايتها، روزنامه ها و خبرگزاريهاي داخلي ديده شد.
خواندن اين خبر براي كاربران ايراني اينترنت قطعا با حسرتي فراوان همراه خواهد شد وقتي در ادامه اين خبر مي خوانيم:«كاربران ژاپني قادر خواهند بود كه يك فيلم كامل را در زماني كمتر از ۲۰ دقيقه، از اينترنت به رايانه ي خود انتقال دهند .
در كشور كره ي جنوبي براي همان فيلم، مدتي زماني در حدود ۲۶ دقيقه، مورد نياز است» اين در حالي است كه به بقين مي توان گفت در ايران كاربران اصلا نمي توانند فيلمي را از اينترنت دانلود كنند و در رايانه شخصي خودشان به تماشاي آن بپردازند

با يك حساب سر انگشتي و با فرض اين كه از بهترين آي اس پي براي اينترنت استفاده كنيم، به طور متوسط براي دانلود كردن يك فيلم معمولي به ۱۱۰۰ مگابايت فضا احتياج است.
با لحاظ كردن سرعت انتقال اطلاعات در ايران به طور متوسط در هر ثانيه ۵ كيلو بايت اطلاعات دانلود مي شود و تقريبا ۲ روز وچهار ساعت زمان براي دانلود كردن يك فيلم نياز است.
البته اگر و اماهاي ديگري نيز مانند قطع نشدن ارتباط اينترنت، پايين نيامدن سرعت دانلود را نيز بايد در نظر گرفت.
متاسفانه بايد گفت فاصله بعيدي ميان ارتباط اينترنتي در ايران با كشورهايي مثل ژاپن و كره جنوبي وجود دارد.
سرعت نقل و انتقال داده ها در دنياي اينترنت به مشغله اصلي مسئولين ارتباطي كشورهاي پيشرفته تبديل شده، در اين مسابقه انتقال داده ها هر كشوري سعي مي كند تا باند دستيابي خود را به داده هاي اينترنتي عريض تر كند.
استفاده از سيستم بي سيم (واير لس) و استفاده از خطوط دي اس ال (خط ديجيتال)،در اروپا و آمريكا نيز در حال گسترش است. سرعت بالاي انتقال داده ها چند فايده مهم دارد.
۱- سرعت در تبادل اطلاعات
در عصر ارتباطات ودنياي ديجيتال كشوري موفق تر است كه بتواند با سرعت بيشتري اطلاعات را دريافت كند و آنها را بفرستد.
كاربران براي دريافت اطلاعات از سيستمهاي چند رسانه اي كه صدا وتصوير را با هم عرضه مي كنند احتياج به سرعت بالايي دارند تا بتوانند وقايع مهم دنيا زنده پخش كنند.
۲-كيفيت در تبادل اطلاعات
سرعت بر روي كيفيت تصوير و صدا هم تاثير مي گذارد.
سرعت باعث مي شود تا تصاوير تكه تكه دريافت نشوند و وضوح بيشتري داشته باشند.
۳- حجم گسترده تبادل اطلاعات
با افزوده شدن تعداد كاربران اينترنت بر ميزان تبادل اطلاعات اضافه مي شود.
وررد هر نفر به دنياي اينترنت و تبديل شدن او به كاربر فعال حجم اطلاعات را بيشتر مي كند اما اگر اطلاعات با سرعت بيشتري جابه جا شود از ترافيك اينترنتي جلوگيري مي شود.
در ايران استفاده از فيبر نوري براي بالابردن سرعت اطلاعات از سال ۱۳۶۴ و با پروژه كابل نوري تهران، كرج مورد توجه قرار گرفت؛اما از آن موقع تاكنون توسعه فيبر نوري با مشكلات بسياري همراه بوده است.
خريد ۲۸ هزار كيلومتر فيبر نوري از چين به علت عدم كارايي وتست نشدن آن باعث شد تا ميلياردها ريال سرمايه به هدر رود.فيبر نوري توانايي انتقال ۱۰ ميليون بيت در ثانيه را دارد در حالي كه روشهاي سيمي شماره گيري تلفن تنها مي تواند ۵۶ هزار بيت در ثانيه را جا به جا كند.
در حال حاضر به علت هزينه هاي بالاي كابل كشي فيبرنوري تنها مراكز مخابرات و آي اس پي هايي كه براي استفاده از فيبر نوري ثبت نام كرده باشند مي توانند از فيبر نوري بهره مند شوند. البته مشتركين اين آي اس پي ها نيز مي توانند از خطوط پر سرعت استفاده كنند.
گرچه مجهز شدن به سيستم فيبر نوري مي تواند سرعت انتقال اطلاعات را بالا ببرد ،اما فيبر نوري قابل قياس با سرعت اينترنت بي سيمي(واير لس) نيست

Posted by ghajar at 3:25 بֽظֽ | Comments (13)

16 مهر 1382

باستان شناسان به دنبال در خروجي كرفتو

در سفري كه به كردستان داشتم غار كرفتو را با تمام جلال وعظمتش ديدم كه تنها مهجور باقي مانده جايي كه
مي تواند سالانه پذيراي ميليونها گردشگر باشد پذيراي اندك گردشگر داخلي است كه رنج طي كردن راه خاكي به غار كرفتو را به خود هموار مي كنند.دلم مي گيرد از اين همه بي مهري كه به ديدنيهاي ايران مي شود.مسئوليني كه نسبت جاذبه هاي تاريخي وطبيعي بي اعتنا هستند و مردمي كه پز سواحل انتاليا و اقامت در دوبي را مي دهند.
قصد دارم سلسله گزارشهايي از اين غار ديدني در روزنامه ها چاپ كنم.اولي را در خبر گزاري ميراث بخوانيد: غار كرفتو، پس از سال هاي بي سر و صداي فراواني كه پشت سر گذاشته است، هم اينك به يكي از نقاط مورد توجه سازمان ميراث فرهنگي تبديل شده و سر و صداي باستان شناسان و كارگراني كه به سامان دهي اطراف آن مشغول هستند لحظه اي قطع نمي شود. يادگارهايي از انسان پيش از تاريخ را در دل خود جاي داده است، همان جا كه قلم انسان هاي اوليه ديوارها را منقوش كرده است، روزهاي زيادي بشر را در دل خود پناه داده تا دوره ايلخاني مسكوني بوده است

فاصله سطح زمين تا در ورودي فعلي كرفتو 25 متر است. اين روزها پله هايي فلزي اين فاصله را كوتاه كرده در حالي كه پيش از اين علاقه مندان بازديد از كرفتو بايد راه سخت و صخره اي را بر خود هموار مي كردند. اما در ورودي اصلي كرفتو هنوز كشف نشده است و باستان شناسان اطراف كوه را در پي يافتن در اصلي كرفتو مي كاوند.
غار كرفتو به لحاظ بافت معماري صخره اي آن بي نظير است و انسان از آغاز دوره غارنشيني تا دوره هاي اسلامي به كرفتو رفت و آمد مي كرده است و زندگي در دوران هاي مختلف كرفتو را با چهار طبقه معماري به جاذبه اي براي گردشگران بدل كرده است. چهار طبقه معماري شناخته شده در كرفتو، ويژگي هاي دوران هاي مختلف را به نمايش مي گذارد.
از سال 1378 كرفتو مورد توجه باستان شناسان سازمان ميراث فرهنگي قرار گرفت، پيش از اين در 86 سال قبل «خانيكف» از اين غار بازديد و پلاني از غار تهيه كرده بود، اما ساليان زيادي اين غار با بي توجهي رو به رو شد، مهجور و ناشناخته ماند.
از اين غار تاكنون باستان شناسان زيادي چون «داونسون»، «دمورگان»، كوپروترن»، و «فون گان»، بازديد كرده اند. هم اينك گروه باستان شناسي به سرپرستي سيمين لك پور كرفتو را مي كاود اما به نظر مي رسد براي مطالعات باستان شناسي و روشن شدن نكات مبهم اين غار رشته هاي مختلف باستان شناسي بايد فعاليت كنند.
منصور مصطفوي غار باستان شناس به دنبال در ورودي كرفتو است، او گفت: «يكي از مسايل مبهم در مورد غار كرفتو كشف در خروجي است، هنوز نمي دانيم در خروجي غار در كدام سمت كوه قرار دارد.
به گفته وي گمانه زني درباره زندان غار و ارتباط تاريخي فضاي رو به روي غار كرفتو كه تمثالي از سه مجسمه رومي از سنگ هاي صخره اي است، از مهم ترين نكات تاريكي است كه باستان شناسان به دنبال روشن شدن آنها هستند.
طي ساليان، بسياري از كوهنوردان و مردمي كه به سختي خود را به كرفتو رسانده اند، عجابت آن را ديده اند و با استفاده از اسپري هاي رنگي كتيبه ها و فضاهاي داخلي غار را مخدوش كرده اند. يادگاري هاي نوشته شده حتي كتيبه سنگي «هرالكسي» را نيز مخدوش كرده است.
اين كتيبه، كتيبه اي يوناني است كه نشان مي دهد، سلوكيان نيز پاي به اين غار گذاشته اند.
كارشناسان معتقدند اين غار به دليل سكونت انسان در دوره هاي پيش از تاريخ تا ايلخاني در آن و به دليل كتيبه هاي يوناني و معماري اعجاب انگيزش شايسته ثبت در ميراث جهاني است، كرفتو هم اينك در فهرست آثار ملي جاي دارد.
اما به علت آسفالت نبودن راه رسيدن به پاي كوه غار كرفتو و كمبود امكانات رفاهي و پذيرايي و اقامتي اطراف آن هنوز آماده پذيرايي از گردشگران نيست.
در حال حاضر پاكسازي و خاك برداري قسمت هاي مقابل محوطه داخلي و بيروني غار انجام گرفته و عمليات ساخت و ايجاد سكوهاي سنگي در محوطه بيروني غار براي بازديد عموم به طور موقت در حال انجام است و عمليات خاك برداري در آخرين بخش از جاده منتهي به غار در روستاي «ازبالش كندي» براي ايجاد فضاي پاركينگ و وسايل نقليه در حال اجراست.
ساخت منبع فلزي و هدايت لوله كشي آب در مسيرهاي محوطه بيروني يكي از برنامه ها است كه تاكنون انجام نشده است.
احداث پايگاه باستان شناسي، و سرويس هاي بهداشتي، رفاهي، اطاقك بيروني بليط فروشي، سنگ فرش كردن محوطه بيروني غار انجام گرفته است.
همچنين محوطه داخل غار به طول 6 هزار متر و ساخت نرده هاي چوبي و محوطه داخلي غار به منظور سهولت در رفت و آمد بازديد كنندگان در محله هاي مخاطره آميز از جمله اقدامات انجام گرفته است.
به گفته محسن غنيمي مدير ميراث فرهنگي سقز بزرگ ترين مشكل براي اجراي هر چه سريع تر طرح سامان دهي غار كرفتو نبود مواد اوليه است وي گفت: «در حال حاضر براي سنگفرش كردن محوطه بيروني احتياج به سيمان داريم اما به علت دوري راه و مسافت فراوان همچنين گراني سيمان عمليات سامان دهي به كندي پيش مي رود.»
براي تهيه سنگ از كوه هاي اطراف و از چوب هاي جنگلي براي ساختن پلكان ها استفاده مي شود.
غار كرفتو از نوع غارهاي آهكي است كه در دوران دوم زمين شناسي (مزو زوييك) در زير آب قرار داشته، اما به تدريج انسان هاي غارنشين در اين غار ساكن شده اند و نشانه هايي در آن به جاي گذاشته اند. اين غار به علت سكونت اقوام مختلف دستخوش تغيير است زيادي شده. سنگ هاي تراشيده شده، راهروها، دالان هاي عبور همه نشانه هايي از دخالت انسان در شكل غار به همراه دارد.
غار كرفتو در استان كردستان در نزديكي شهرستان ايواندره واقع است

Posted by ghajar at 6:05 بֽظֽ | Comments (2)

نكنوتوژي جديد قوانين ابتدايي

هفته گذشته در همايشي شركت كردم كه شركتهاي ماهواره اي اينترنتي براي بازاريابي مديرهاي فروششون رو به ايران فرستاده بودن براي سرمايه گذاري اما انگار اين قدر تو رسانه هاي غربي بر عيله ايران حرف زدن كه اين بنده خدا به هيچ كس اعتماد نداشتن وحتي سراغ نمايندگان پارلمان رو ميگرفتن تا از قوانين و وضعيت ايران مطلع شن
هتل سيمرغ طي روزهاي 9 و 10 مهرماه پذيراي همايشي بود كه تكنولوژي مطرح شده در اين همايش
مي تواند اينترنت را براي روستا ها و نواحي دورافتاده ايران به ارمغان آورد. اولين همايش بين المللي ماهواره اي و اينترنتي با حمايت انجمن صنفي شبکه هاي اينترنتي و با حضور اعضاي جهاني VSAT در تهران برگزار شد، در اين همايش، نمايندگان سرويس‌دهنده تجهيزات شبكه‌ای و ماهواره‌ای،و فروشندگان آخرين دستاوردهای خود را ارائه كردند.
VSAT شامل شركتهايي است كه به ارائه خدمات تكنولوژي ماهواره مشغول هستند.اين مجمع مستقل به عنوان يك سازمان بين المللي در تمامي نقاط جهان فعال است.امروزه تمامي بانكهاي معتبر جهان و سازمانهاي عمده در آسيا و آمريكاي لاتين از تكنولوژي ماهواره براي مبادلات داده هاي خود استفاده
مي كنند.اما كشورهاي توسعه يافته مانند ايران براي استفاده از اين تكنولوژي ارتباطي با مشكلاتي روبرو هستند.نبود قوانين شفاف و مدون،عدم آشنايي مراكز دولتي وخصوصي با سيستمهاي ارتباطات
ماهواره اي از اين جمله اند.

رضا پارسا عضو انجمن صنفي شبكه هاي اينترنتي در اين باره توضيح مي دهد:«متاسفانه در ايران در حوزه تنظيم قوانين ارتباطات ماهواره اي بسيار كم كار شده،امنيت يكي از مهمترين شاخصه هاي ازتباطات ماهواره است.شركتهاي عضو مجمع جهاني VSAT در اين زمينه تجربه خوبي دارند.بنابراين اين همايش فرصت خوبي براي استفاده از تجريبات كشورهاي صاحب تكنولوژي است.در اين همايش بسياري از مسئولين دولتي و قانونگذاري كشور دعوت شده تا بدون واسطه با آخرين دستاوردهاي فن آوري اطلاعات و ارتباطات آشنا شوند.»
كشور ايران به لحاظ جغرافياي داراي مناطق صعب العبوري وسيعي است كه نمي توان فيبر نوري وكابلهاي مسي را به انجا كشيد .ارتباطت ماهواره اي ارتباط بين روستاهاي غير قابل دسترس،جزيره هاي دور افتاده را با دنياي اينترنت و ارتباطات فراهم مي كند.
VSAT يا ارتباطات ماهواره اي و اينتنرنتي مزاياي فراواني دارد.شبكه زميني نياز به هزاران كيلومتر كابل ،حفر زمين و ايجاد مراكز سوييچ،تيرهاي تلفن و و ايجاد مراكز مخابراتي دارند كه بسيار هزينه بر است.در حالي كه دستگاه هاي VSAT شخصي وارزان هستند وبه راحتي مي توان انها را جايگزين كرد. هزينه ماهواره و هاب هم بين هزارن مشتري تقسيم مي شود.بر اين اساس هزينه تمام شده براي هر مشتري بسيار كمتر از روشهاي زميني است.
گرچه به دليل فقر سرمايه در بخش خصوصي شركتهاي يا اي سي پي هاي اينترنتي به تنهايي قادر به تامين هزينه اجاره يك ماهواره نيستند.اجاره 2 مگابايت فضا با ارزانترين ماهواره در ماه 5 هزار دلار هزينه در بر دارد.اصولا ارتباطت ماهواره اي براي icp(عرضه كننده اينترنت پر ظرفيت)و در كلان شهرها توصيه
نمي شود.رضا پارسا مي گويد:«استفاده از شبكه هاي ماهواره اي در حوزه هاي مختلف مثل نفت،گاز،پتروشمي،هواشناسي،هواپيمايي،بانك،دانشگاهها و مراكز نظامي توصيه مي شود.به علت اين كه بخشهاي مذكور در اختيار بخش دولتي است مخاطب اين همايش نيز سازمانهاي دولتي هستند.هر چند ispها مي توانند از خدمات مشاوره اي و پشتيباني شركتهاي بزرگ استفاده كنند.»
صالح حبيبي مدير عامل رايان روش كردستان درباره مفيد به حال بودن اين همايش براي isp خود گفت:«اين همايش براي استفاده از تجريبات تبادل اطلاعات و آشنايي بادستاوردهاي جديد مفيد بود اما مشكل اصلي در ايران نبودن قوانين مدون در اين زمينه است.در سالهاي اخير ديشهاي بسياري ازisp ها توسط نيروي انتظامي وديگر نيروها برچيده شد.در اين مدت ضررهاي بسياري از اين بابت متحمل شده ايم.»
علي صدر مدير عامل آمايش داده هاي صدف نيز همين عقيده را دارد:«حضور شركتهاي خارجي در اين همايش مانند غذايي است كه در پشت شيشه قرار داده باشند.چرا كه قوانين ايران اجازه برقراري ارتباط ماهواره اي توسط بخش خصوصي را نمي دهد.ضمن اين كه اينترنت عملا در انحصار عده اي خاص قرار گرفته در فراخوان مخابرات اعلام شد كه شركتهايي كه پهناي باند خود را به حد استاندارد مخابرات برسانند مجوز دريافت مي كنند اما پس از برواردن اين خواسته مخابرات اعلام كرد كه فراخوان به پايان رسيده .در حالي كه قرار بود 60isp در تهران مجوز فعاليت بگيرند از اين تعداد تنها 17 شركت جذب شده »
رئيس كميته مخابرات مجلس علي حسيني در نشست پاياني روز اول در پاسخ به اين سوال كه قوانين مدون در زمينه ارتباطات ماهواره اي وجود ندارد گفت:«در حال حاضرتنها ظابطه حاكم بر it كشور مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه از نظر پارلمان يك قانون تلقي نشده وتنها يك آيين نامه محسوب مي شود.در نتيجه مجلي با توجه به خلا قانوني موجود ،قانون استفاده از دستگاهها وشبكههاي رايانه اي را با يك فوريت تقديم مجلس كرده تا درهفته آتي در كميسيون صنايع قرار گرفته و در نهايت در صحن علني مجلس به راي گذاشته شود.»
ميهمانان خارجي با علاقه حرفهاي تماينده پارلمان ايران را دنبال مي كردند.آنها در نشستهاي حاشيه اي همايش در مورد قوانين ايران و امنيت كاري براي سرمايه گذاري در اين بخش it ايران از حسيني و موسوي خوييني نمايندگان مجلس سوال مي كردند.حسيني در پاسخ به يكي از اين پرسشها گفت:«آزاد سازي مخابرات از نظر قوانين مصوب ايرادي ندارد وتنها اختلاف بر سر نقاط تماس بين الملل بود كه بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اختيار دولت قرار داشت.اما اين موضوع در مصوبه جديد در انحصار دولت نيست.»
مهمانان شركت كننده در اين همايش عضو مجمع gvf يا Global VSAT Forum بودند.در اين همايش از شركتهاي هيوز،اريكسون،الكاتل،اينتل ست،سايبر استار،يوتول ست و اسكاي نت دعوت به عمل آمده بود.كه تعدادي از اين شركتها مديران فروش ومشاوران خود را به اين همايش اعزام كرده بودند.آنطور كه از شواهد پيدا بود ميهمانان با توجه به وضعيت سياسي موجود به امنيت سرمايه گذاري خود مطمئن نبودند و براي آشنايي و ارائه گزارش به مديران خود به تهران آمده بودند.
هر چند شركتهاي بزرگي همچون ورلد كام،تله گروپ،و سي اند دبليو كه از شركتهاي بزرگ در زمينه ارتباطات هستند به اين همايش دعوت نشده بودند.
سخنرانان خارجي همايش هر كدام به ارائه تواناييها و معرفي كمپاني خود،آشنائی با تكنولوژی‌های نوين ارتباطات ماهواره‌ای،بررسی مباحث حقوقی ارتباطات ماهواره‌ای و روش‌های قانونمندسازی آن،امنيت انتقال داده در ارتباطات ماهواره‌اي،بررسی زمينه‌های همكاری اقتصادی،فنی عضو ،سرمايه‌گذاری در طرح‌های حوزه IT و ارائه راه حل‌های ارتباطات زمينی،ماهواره‌ای، پرداختند.
سازمانهاي دولتي نيز از جمله مخابرات وصدا سيما در اين همايش حضوري فعال داشتند. اما بعضي از سخنرانيها به كشمكش ميان سازمانهاي دولتي تبديل مي شد.تا جاييكه نماينده مخابرات صداو سيما را به مداخله در ارائه سرويسهاي ارتباطاتي متهم كرد.و بحثهاي زيادي ميان دو طرف مذكور درگرفت.

نسخه چاپي
روزنامه شرق دوشنبه 14 مهرماه

Posted by ghajar at 9:54 قֽظֽ | Comments (2)

12 مهر 1382

حال سازگارا وخیم است

اخبار و شايعات متناقض درباره وضعيت جسمي محسن سازگارا زنداني مطبوعاتي ايراني به اوج خود رسيده است.ایلنا ورویداد از وخیم بودن حال وی خبر داده اند.این در حالی است که علی سازگارا به همراه مادرش در مشهد ودر حرم امام رضا بست نشسته اند.در تماسی که با یکی از نزدیکان سازگارا داشتم وی زنده بودن سازگارا تا امروز صبح تایید کرد.در حال حاضر نیز خبر گزاری ایلنا در حال پیگری این موضوع است. اخبار حکایت از آن دارد که وضعیت جسمی سازگارا بسیار وخیم است.محسن سازگارا در سی سی یو بیمارستان خاتم النبیا سپاه تحت مراقبت است.حال محسن از روزی رو به وخامت گذاشت که روزه سیاسی طولانی را دنبال کرد.سازگارا از روزنامه گلستان ایران از نزدیک می شناسم.او از کسانی است که به روشنفکری دینی اعتقاد عمیقی داشت.هیچ وقت فراموش نمی کنم که از عارفی این شعر را بر سر در روزنامه گلستان ایران زده بود.
هرکه در این سرای اید
از نامش نپرسید ونانش دهید
امیدوارم که مجبور نشوم در خبرهای تکمیلی خبر مرگ وی را منتشر کنم.
این چنین مباد
تحلیل روزنامه شرق

خبر تكميلي:سازگارا آزاد شد.درسته كه انتشار خبرهاي جعلي كار درستي نيست اما همين خبرها باعث شد تا سازگارا آزاد بشه.البته فكر كنم منبع اصلي خبر ايلنا بود كه بعد از اون روزنامه ها پيگيري كردند.

Posted by ghajar at 4:47 بֽظֽ | Comments (7)

9 مهر 1382

اينها هم هستند

تقريباً از ابتداي سال ۸۱ بود كه سوژه چت به سوژه جذابي براي مطبوعات ورسانه ها تبديل شد. چت يا گفت وگوي اينترتي خيلي زود مورد استفاده نويسندگان مطبوعات قرار گرفت. و درباره مذمت هاي آن صبحت هاي فراواني به ميان آمد. چت امكان جذابي است كه به كاربران اينترنت اجازه مي دهد تا به طور همزمان با چندين نفر در چند نقطه مختلف صحبت كند و به تبادل اطلاعات بپردازد.
ايرانيان در تجربه كار با اينترنت تقريباً به يك تجربه ده ساله رسيده اند. اين تجربه كمك مي كند تا كاربران استفاده بهتري از اينترنت داشته باشند. تجربه ثابت كرده كه يك پديده جديد در ابتدا ممكن است جذابيت هايي به همراه داشته باشد اما با گذشت زمان كم كم عادي مي شود.
در مورد چت نيز همين تجربه صادق است. به نظر نمي رسد در حال حاضر چت به عنوان يك معضل اجتماعي مد نظر باشد چرا كه كاربران ايراني امكانات متنوع تري در اينترنت براي خود يافته اند. امكاناتي كه هر كدام از آنها در سالهاي اخير نقش هاي متفاوتي بازي كرده اند. بعضي رو به افول گذاشته اند و بعضي تازه رونق يافته اند

وبلاگ نويسي
تب وبلاگ نويسي باعث شد تا كاربران اينترنت وقت خود صرف نوشتن محتواي فارسي كنند. نوشتن در موضوعات مورد علاقه قطعاً با خواندن وبلاگهاي ديگر نيز همراه بود بدين ترتيب از ميزان ترافيك اتاق هاي چت كاسته شد.ضمن اين كه در بسياري از وبلاگهاي چراغهاي نشان دهنده آن لاين بودن صاحب وبلاگ به همراه آي دي او ديده مي شد و هر كسي مي توانست با صاحب وبلاگ به گفت و گو(چت) بپردازد. وبلاگ خيلي سريع مي تواند مخاطب خود را پيدا كند. تو بنويس تا ديگران بخوانند!
گروههاي اينترنتي
در حال حاضر گروههاي اينترنتي به تبادل عكس، لينك، فايلهاي صوتي،مي پردازند. گروههاي اينترنتي بسيار پراكنده و متعدد شده اند و ديگر خبري از گروههاي بزرگ با اجتماعات بيش از هزارنفر نيست. ضمن اين كه فرستادن فايلهاي صوتي و تصويري فضاي باكس ايميل را به سرعت اشغال مي كند به همين خاطر بسياري ترجيح مي دهند از گروههاي اينترنتي صرف نظر كنند.
«تالارهاي گفتگو»
فارومها يا تالارهاي گفتگو امكان بحث و تبادل نظر را به صورت دنباله دار فراهم مي كند. تالارهاي متعدد با موضوعات مختلف تشكيل مي شود و كاربران در يك مورد صحبتها را دنبال مي كنند. دوربين هاي ديجيتال نيز باعث شده تا كاربران عكسهاي خود در عرض چند دقيقه آپلود كنند و به دوستانشان نشان دهند. اكثر تالارهاي گفتگو جنبه تفريحاتي و طنز پيدا كرده اند و در بيشتر آنها به جز هجويات چيز ديگري ديده نمي شود.
«گيم نت»
اتصال رايانه ها به يكديگر و شبكه اي كردن آنها امكانات يك بازي جذاب گروهي را فراهم مي آورد.
بازي هاي چند نفره و گروهي در حالي كه هر كس پشت رايانه خودش نشسته به سرعت در ميان جوانان طرفدار پيدا كرده است. حضور درگيم نتها و بازي هاي گروهي بيشتر از رفتن به كافي نت و چت كردن طرفدار دارد.
آيا گيم نتها مثل قارچ در مراكز خريد رشد مي كنند و يا كافي نتها جاي خود را گيم نت مي دهند؟فعلا بايد منتظر بود.
وب گردي
بازي لينكها و از اين صفحه به صفحه ديگر پريدن به تفريحي مثبت براي جوانان تبديل شده. عده اي عادت دارند هر كجا كه مي روند و چيزهاي جالبي را كه مي بينند به دوستان خود نيز نشان دهند. وب گردي در دنياي بي انتهاي اينترنت چرخ زدن ميان سايتها قطعا چيزهاي خوبي را براي كاربر به همراه دارد. ضمن آن كه باعث تقويت زبان انگليسي مي شود.كافي است لينك جالبي براي دوستان خود بفرستيد اگر اين لينك آن قدر جالب باشد كه دوستتان را جلب كند شايد چند ساعت بعد همان لينك جالب را از دوست ديگري دريافت كنيد.او به شما مي گويد: ببين چه چيز جالبي پيدا كردم! و شما متوجه مي شويد كه لينكتان احتمالاً چند دستي ميان كاربران گشته و باز به شما رسيده است.
شمشيردولبه چت
با عرض تأسف آماري در دست نيست تا بتوان نسبت آن تعداد استفاده كنندگان از چت را نسبت به سالهاي قبل از دهه هشتاد سنجيد.اما آنچه از شواهد امر پيداست چت كردن به گفت و گويي هدفمند تبديل شده است.دوستاني كه در مسنجرها اضافه مي شوند. غالباً همانهايي هستند كه در وبلاگها و يا در گفت وگوهاي حضوري با آنها بر خورد كرده ايم. شناخت خصوصيات و علائق باعث شده تا كمتر اشتباه صورت بگيرد. و هرچه به طول (ليست دوستان) دسته بندي شده اضافه شود. از چتهاي بي هدف و بيهوده در اتاقهاي چت فاصله گرفته ايم.
در حال حاضر عده اي از جامعه شناسان و روانشناسان چت را پديده اي مثبت وعده اي منفي تلقي مي كنند. گروه اول معتقدند اصل برقراري ارتباط به جبران كمبود اعتماد به نفس كمك مي كند. بهزاد دوران جامعه شناس مي گويد: چت يا گفت و گوي اينترنتي ارتباط در زمان است كه متن و يا صوت و تصوير ماده مبادله شونده در آن مي باشد و مي توان عنوان ارتباط بي واسطه تصنعي را به آن اطلاق كرد و اين پديده ذاتاً نمي تواند محفل بروز فرم هاي مرضي ارتباط و موارد منفي باشد.
انور صمدي راد آسيب شناس اجتماعي و استاد دانشگاه علامه نيز معتقد است اگر چت مانند ساير موارد با محدوديت و موانع روبه رو نباشد خود به خود توسط افراد كنترل مي شود و به اين معني كه عطش افراد براي چت كردن كاهش پيدا مي كند و فرد به دنبال ساير امكانات وجلوه هاي مثبت اينترنت خواهد رفت.
قرائي مقدم - جامعه شناس با برشمردن جنبه هاي مثبت چت در غرب و ايران مي گويد: استفاده در جهت آگاهي هاي علمي و تحقيقاتي و پژوهش، همفكري و ارتباطرو در روي دانشمندان كشورهاي مختلف بدون ممانعت مرزها و به دور از ساختن توان علمي و امكان آشنايي مستقيم با فرهنگ هاي مختلف در سرتاسر جهان از پديده هاي مثبت چت است.
در كشورهاي غربي چت(گفت وگوي اينترنتي)در طول تفريحات و امكانات ديگر اينترنت قرار و دارد واين اصلاً بدين معني نيست كه در كشورهاي غربي چت تنها مورد استفاده دانشمندان و يا كارهاي تحقيقاتي است. در همه كشورهاي جهان از چت به عنوان وسيله تفريحي، ارتباطي استفاده مي شود و اگر به غير از اين فكر كنيم دچار خود فريبي شده اي
نسخه چاپي
پنج شنبه 3 مهر ماه 1382 روزنامه همشهري

Posted by ghajar at 2:35 قֽظֽ | Comments (3)

2 مهر 1382

سفر چند روزه


فردا ميخوام برم اينجا احتمالا تا يکشنه هم نيستم.تپه زيويه(۴۵کيلومتری سقز)يادگار اقوام مانايی است.اقوام مانايی اقوامی هستند که پيش از مادها درايران می زيسته اند کاوشهای باستانشانسی زيويه ادامه داره منم از طرفchn دارم ميرم اونجا تا گزارش تهيه کنم.اين گزارشيه که درباره زيويه نوشتم.اطلاعات بيشتر رو هم از اينجا بگيرين.يه کم دلهره دارم چون نميدونم چه جور جايی هست.تا وقتی که نيستم سرتون رو با اين لينکدونی ها گرم کنين تابرگردم.


فصل پاييز فصل دلگيريه من اصلا دوسش ندارم.شايد اونجا در ارامش و سکوت وبه دور از دنيای خبر واينترنت کمی با خودم خلوت کردم.کاش لب تاپ و و امکان وايرلس بود تا براتون می نوشتم.فعلا تا.......... 


 


 


 


 

Posted by ghajar at 6:05 بֽظֽ | Comments (4)

1 مهر 1382

فقط ثبت می کنند

روند ثبت بناهاي تاريخي در چند ساله اخير شدت گرفته به طوري كه تا به امروز نزديك به ده هزار اثر در فهرست آثار ملي جاي گرفته اند. ثبت بنا، محوطه، يادمان ها و شهرهاي تاريخي با هدف حفظ و حراست از بناهايي انجام مي گيرد كه داراي اصالت تاريخي و ارزش فرهنگي هستند اما ثبت آثار تاريخي در ايران كمتر با چنين هدفي انجام مي گيرد. ثبت بنا موقعي ارزش پيدا مي كند كه اثر مشمول حفاظت دائمي و مرمت قرار گيرد نه آن كه پس از ثبت رها شود و پس از مدتي اثري از آن به جاي نماند. در سال هاي گذشته تعدادي از آثار ثبت شده در فهرست ميراث فرهنگي به دليل نبود حفاظت از بين رفته است. در سال جاري تپه باستاني بهرام در شوش به همين دليل تبديل به زمين كشاورزي شد.

سياست سازمان ميراث فرهنگي در سال هاي اخير تنها بر ثبت بي رويه آثار فرهنگي استوار شده است. به طوري كه 2380 اثر در سال 81 به ثبت رسيده است. اين در حالي است كه در سال 76 تنها 195 اثر به ثبت رسيده بود. ثبت آثار تاريخي به خودي خود امري لازم الاجرا محسوب مي شود. در انگلستان حتي قاشق و چنگال لردها هم در فهرست آثار ملي ثبت مي شوند. بنا بر آمارهاي موجود اثرهاي به ثبت رسيده در كشور ژاپن كه از لحاظ قدمت تاريخي به پاي كشورمان نمي رسد بيشتر از آثار ثبتي ايران است. اما مسئله مهم نحوه حفاظت و حراست از اين آثار است كه كمتر مورد توجه قرار مي گيرد. مديريت فعلي ميراث فرهنگي همواره از ثبت آثار به عنوان يكي از نقاط درخشان كارنامه خويش نام برده است. ثبت آثار ملي يك اهرم تبليغاتي خوب براي سازمان ميراث فرهنگي است. وقتي صحبت از تخريب و تاراج ميراث فرهنگي مي شود، روابط عمومي هاي ميراث فرهنگي با به ميان كشيدن ثبت يك بقعه يا امامزاده سعي در فرافكني خبرهاي تاراج آثار ميراث فرهنگي دارند.

ثبت اثر براي مديريت ميراث فرهنگي تبديل به اهرمي براي اثبات شايستگي مديران اين سازمان شده است. بهشتي مدير سازمان ميراث فرهنگي در سخنراني هاي خويش به تمامي مديرانش تاكيد كرده تا اثرهاي بيشتري به ثبت برسانند. رقم ثبت آثار ملي در استان قزوين (با 209 اثر) از ابتداي امسال تا كنون حتي از رقم ثبت تمامي آثار به ثبت رسيده در سال 1376 (با 195 اثر) بيشتر است. تشكيل شورا هاي ثبت منطقه اي و واگذاري تشكيل پرونده هاي ثبت به استان ها به اين دليل انجام شد تا پرونده هاي ثبت بيشتري تهيه شود. علاوه بر اين مرمت و احياي يك عمارت تاريخي وقت و بودجه كلاني مي برد. اما ثبت يك عمارت با 50 هزار تومان پول هم ميسر مي شود. توجيه مديران فرهنگي اين است كه بودجه اي كه به اين سازمان تعلق مي گيرد بر اساس تعداد اثرهاي به ثبت رسيده است. اين در حالي است كه اكثر اداره هاي ميراث فرهنگي در استان هاي كشور از كمبود اعتبار مي نالند. آثار تاريخي با سرعتي باورنكردني به ثبت مي رسند، اما تا كنون براي هيچ كدام از آنها تك به تك بودجه اي براي مرمت يا حفاظت در نظر گرفته نشده است. به طور مثال حجم آثار تاريخي در استان خوزستان آن قدر زياد است كه بودجه اداره ميراث فرهنگي خوزستان صرف مرمت هاي اضطراري مي شود. از طرف ديگر ثبت آثار بدون يك سياستگذاري منسجم انجام مي گيرد.

به هر صورت در هر استاني آثاري بايد در اولويت ثبت قرار بگيرند كه اصالت تاريخي بيشتري دارند به طور مثال حفاظت از يك تپه باستاني دوره ساساني بيشتر از يك عمارت دوره صفويه ارزش دارد. چرا كه اولا نظير معماري دوره صفويه را مي توان پيدا كرد اما آثار دوره ساساني بسيار اندك است. دوم آن كه در دل يك تپه دوره ساساني نشانه هاي فرهنگي، و طرز زندگي اقوام ساساني خوابيده و كشف هر راز از آن مي تواند به روشن شدن زواياي تاريك تاريخ ايران كمك بزرگي كند. اما در عمل و به خاطر آن كه آثار بيشتري به ثبت برسد مسئولان ثبت سعي مي كنند هر اثري را كه به دستشان رسيد ثبت كنند. از طرفي ثبت و مستندسازي ميراث در بسياري از كشورها به يك حرفه تخصصي تبديل شده است. اگر چه حفاظت كنندگان هم مي توانند در كار ثبت و مستندسازي محوطه و نيز گزارش دهي مشاركت داشته باشند، اما پيچيدگي يك روند ثبت دقيق باعث مي شود تا متخصصين اين رشته استخدام شوند. اين افراد بايد بتوانند ويژگي و ارزش هاي محوطه هاي ميراث را دريافته و درك نمايند تا قادر به مستند سازي در ست آنها باشند.
روزنامه شرق اول مهرماه 1381
نسخه چاپی

Posted by ghajar at 4:39 بֽظֽ | Comments (1)

linkdoni.com