29 شهریور 1382
باور كنيد
اگر حوصله كنيد و اين گفتگو را تا پايان بخوانيد به حتم دقايقي هم كه شده نسبت به سرنوشت
رسانه هاي خودمان اميدوار مي شويد. چند روز پيش با مترجم سرويس(عليرضا عبادتي)بحثي در گرفت.با اين مضمون كه وقتي مطالب تو را درباره دنياي رسانه اي غرب و بخصوص امريكا مي خوانيم درست در موقعيت ادمهايي هستيم كه به دنياي ديگر راه يافته اند.و پيشرفتهاي موجودات تكامل يافته آن دنيا را در امكانات ارتباطي با هم مي بينند:شبكه هاي بي انتهاي اطلاعاتي و فرايندهايي براي رساندن اطلاعات به يكديگر...گفتگو با مرداد ومرادف در حاشيه كنفرانس ميان منطقه اي جامعه اطلاعاتي كه چندي پيش در تهران برگزار شد انجام شده است.در خلال گفتگو گزارشي هم از مطبوعات و ارتباطات اينترنتي در اين كشور ميراث دار زبان فارسي ارائه شده.پس از خواندن آن مقايسه اي كنيد در فاصله ها:آيا به واقعه دنياي آينده جهان اطلاعات است؟
رسانه هاي تاجيكستان هنوز ميراث شوم كمونيسم را به همراه دارند.خود سانسوري به وفور در روزنامه ها ورسانه هاي تاجيكستان ديده مي شود.روزنامه نگاران تاجيكي به جاي انكه از سياستهاي اقتصادي دولت مامعلي رحمانوف انتقاد كنند مجورند درباره ناصرخسرو شاعر تاجيك،مدلهاي لباس،وسرگرميهاي روزانه ملت تاجكستان بنويسند.
اما مراد مرادف رئيس دپارتمان روزنامه نگاري تاجيكستان نظر ديگري دارد او كه نسل جوان روزنامه نگاري تاجيكستان را پرورش مي دهد معتقد است:”خود سانسوري در ذهن روزنامه نگاران تاجيكي رخنه كرده،انها خاطره سالهاي كمونيسم واز همه بدتر جنگهاي داخلي را از ياد نبرده اند.بهمين خاطر دوست ندارند مسائلي را مطرح كنند كه به جنگهاي داخلي دامن بزند“
در قانون اساسي تاجيكستان آزادي بيان، مطبوعات، مجالس، گردهمايي و نمايشها براي مردم به رسميت شناخته شده است.اما در عمل چنين چيزي ديده نمي شود.
تاجيکستان 9 سپتامبر سال 1991 ميلادی پس از چند ماه فروپاشی شوروی پيشين کشور مستقل اعلام شد. اين کشور در آغاز دوران استقلال خود وارد يک جنگ داخلی پنج ساله شد که در اثر آن تاجيکستان به بحران عميق اقتصادی و اجتماعی دچار شد. اما از 27 ژوئن سال 1997 که موافقتنامه صلح به امضا رسيد ، کشور به مرحله سازندگی و احيا وارد شد اوضاع رو به بهبود رفته است.با اينهمه، تاجيکستان برای تقويت روند اصلاحات اقتصادی و اجتماعی،همچنان به کمک سازمانهای مالی بين المللی و کشورهای خارجی وابسته است.در تاجيكستان هيچ روزنامه اي توان ان را ندارد كه روزانه منتشر شود.ضمن آن كه توان مردم تاجيك براي خريد بسيار پايين است.انها ترجيح مي دهند تا پول خود را صرف خريد مايحتاج روزانه خود كنند.
به گفته مرادف استاد روزنامه نگاري در تاجيكستان رونق دوباره مطبوعات از سال 1995 شكل گرفته است او مي گويد:”با به وجود امدن نظام نوي مطبوعات روزنامه گوناگون با عقايد مختلف به وجود امده است.درزمان كمونيسم نظام تك حزبي حاكم بود اما اكنون هر حزبي داراي نشريه مخصوص به خود است.“
در تاچيكستان 8 حزب سياسي دموكراتيك خلق ،حزب كمونيست ،حزب عدالت و ترقي ،حزب سوسياليست،حزب جنبش ملي،حزب كنگرة وحدت خلق،حزب كشاورزي،حزب نهضت اسلامي، فعاليت دارند بر اساس قانون فعاليتهاي احزاب سياسي و ديگر اتحاديههاي اجتماعاتي كه بيرون از سازماندهي و چهارچوب قانون عمل ميكنند، ممنوع است.روزنامه (منبر خلق) متعلق به دولت حاكم ،روزنامه (نجات) متعلق نهضت اسلامي و (نداي رنجبر) متعلق به حزب كمونيست از مهمترين نشريات حزبي است.در سالهاي بين 99 تا 2000 نشريه اي به نام نشريه جنبش فعاليت خوبي در عرصه مطبوعات داشت اما به دليل آنچه ضعف اقتصادي گفته مي شد از فعاليت بازماند.به عقيده مرداف توقف انتشار اين نشريه دلايل سياسي به همراه داشته است.نشريات در تاجيكستان بيشتر از ان كه به خاطر توقيف از كار بازبمانند به دلايل اقتصادي از صحنه حذف مي شوند.به همين دليل دولت مي تواند با فعاليتهاي پشت پرده از قبيل نپرداختن سهميه كاغذ نشريه اي را از حركت باز بدارد.
در سالهاي اخير دو روزنامه نگار تاجيكي به نامهاي اكبر ستار وشريف همدمپور منشا تحول وگوناگوني نشريات شده اند.اكبر ستار هم اكنون سردبيري پنج نشريه را به عهده دارد.روزنامه (چرخ گردون) يك روزنامه مستقل وخصوصي است كه با سرديري اكبر ستار بيشتر به مسائل اجتماعي وفرهنگي
مي پردازد.چرخ گردون به سبب قصه هاي پند آموز اخلاقي در ميان تاجيكها به محبوبيت دست يافته است.نسخه روسي اين نشريه نيز هم اكنون در مسكو منتشر مي شود.ديگر نشريه معروف او(دوشنبه)است.نشريه تاجيكستان كه هفته اي يك بار به سردبيري شريف همدم پور منتشر مي شود ونشريه(روزنو)كه نشريه اي منتقد دولت محسوب مي شود از جمله نشريات پرفروش تاجيكستان است.مختار باقي زاده سردبيري نشريه روزنو را بر عهده دارد.مرداف در توضيح اين كه نشريات تاجيك جرات انتقاد از دولت را ندارند مي گويد:”نشريات در هنگام انتخابات بسيار فعال مي شوند.همين چند وقت گذشته بر سر تصويب مدت رياست رئيس جمهور كه اكنون سه هفت سال پي در پي است بحثهاي زيادي در روزنامه ها امد.كه البته تغييري در اين قانون ايجاد نشد. “
مرداف مهمترين مشكل روزنامه نگاري در تاجيكستان مسائل اقتصادي مي داند:”مردم تاجيك با يك دلار
مي توانند تنها 5 روزنامه بخرند در حالي كه در كشورشما (ايران) مي توان بيش از 10 روزنامه خريد.در حالي كه حداقل معاش معمولي ماهي 5 تا 6 دلار است.روزنامه نگاران تاجيك چند شغله هستند ودر كنار روزنامه نگاري كارهاي ديگر نيز انجام مي دهد به همين دليل جستجوي ژورناليستي در تاجيسكتان نسبتا كم است“بالا ترين تيراژ نشريات در تاجيكستان 15 هزار نسخه است كه رقمي بسيار نازل حتي در مقابل تيراژ نشريات پرفروش ايراني با 350 هزار نسخه محسوب مي شود.اين در حالي است كه نشريات پرفروش جهان تيراژي بيش از يك ميليون نسخه در روز دارند.
مشكل ديگري كه در روزنامه نگاري تاجيكستان ديده مي شود.زبان نشريات است.نشريات تاجيك به سه زبان فارسي،روسي و ازبكي منتشر مي شود اما به دليل سالها حضور كمونيسم در اين كشور مردم به خواندن روزنامه هاي روسي زبان ميل بيشتري دارند. نارود ناگازتا به زبان روسي،خلق اوازي به زبان ازبكي منتشر مي شود.اين روزنامه ها دولتي هستند و مشتريان ابونمان دارند به همين دليل از نظر اقتصادي در وضعيت خوبي قرار دارند.
هفته گذشته مامعلی رحمانوف، رئيس جمهور تاجيکستان در دوازدهمين سالگرد استقلال تاجيكستان زبان تاجيکی فارسی را پيوند دهنده کليه مردم فارسی زبان دنيا دانست پيشنهاد کرد که سال 2006 ميلادی سال بزرگداشت از تمدن آريايی اعلام شود.او در ادمه سخنانش زبان تاجيکی فارسی را رکن مهم استقلال و دولت داری خواند و از مناسبت برخی از مسئولين نهادهای فرهنگی و نمايندگان رسانه های خبری نسبت به زبان تاجيکی انتقاد کرد. وی تاکيد کرد که گفتار و نوشت عاميانه و يا استفاده از کلمات رايج در شيوه ها، زبان تاجيکی را خراب کرده است.
مشكل ديگري كه روزنامه نگاران تاجيك به ان دچار هستند.عدم اشنايي با اينترنت است.به تازگي
روزنامه هاي روسي زبان ياد گرفته اند كه اخبار خود را از اينترنت فراهم كنند.مرداف درباره روزنامه نگاري الكترونيك مي گويد:”در تاجيكستان صحبت از اين مسائل بسيار زود است.در دانشكده روزنامه نگاري چند كامپيوتر بدون اتصال به اينترنت موجود است اما چون برق در طول روز فراهم نيست بنابراين نمي توان حتي صحبت از روزنامه نگاري الكترونيك كرد.چراكه هنوز جوانان تاجيكي با مفاهيمي مثل وب سايت اشنا نيستند.“بر روي اينترنت سايتهاي چنداني در مورد تاجيكستان ديده نمي شود.هيچ يك از روزنامه هاي تاجيكستان بر روي اينترنت قرار ندارند يا بهتر است بگوييم تاجيكستان سهمي از توليد محتوا بر روي اينترنت ندارد.
از سال1995 سرويس ايميل در تاجيكستان به راه افتاده و تنها مراكز دولتي به صورت محدود ازايميل استفاده مي كنند قيمت استفاده از ايميل 25 دلار است كاربران مي توانند تا حد 200 كيلو بايت از ايميل استقاده كنند.اولين اي اس پي تاجيكستان تله كام تكنولوژي است كه در حال حاضر سه اي اس پي
بابي لون،اينتركون وتاجيك تله كامدر زمينه اينترنت فعالت دارند قيمت استفاده از اينترنت بين دوتا 5 دلار براي هرساعت است.
روزنامه نگاري در تاجيكستان با مشكلات ديگري هم روبروست چندي پيش مجلس سفلاي پارلمان تاجيكستان پيش نويس قانون آگهي روزنامه ها را تهيه و اعلام كردبه گفته مسئولين نشريات مستقل،از آنجايي كه بخش اعظمي از عايدات نشريات مستقل از طريق آگهي ها كسب مي شود،قانون جديد مانعي جدي بر سر راه فعاليت نشريات خصوصي محسوب شده و حتي منجر به تعطيلي برخي از آنها مي گردد.
طبق قانون جديد، حجم آگهي در نشريات نبايد از ۳۰ درصد مطالب نشريه بيشتر باشد. در حال حاضر بيش از ۵۰ درصد مطالب برخي از نشريات و رسانه هاي اطلاعاتي را آگهي تشكيل مي دهد كه اين خود، نوعي سوءاستفاده محسوب مي گردد. شريف همدم پور، موسس چهار نشريه مستقل تاجيكستان مي گويد كه با اين نكته موافق است ولي اين موضوع نبايستي براي فعاليت نشريات ويژه آگهي مانع ايجاد كند. به اعتقاد كارشناسان قانون جديد، ركلام يا آگهي مي تواند براي نشريه هاي مستقل مشكل ايجاد كند و حتي به بسته شدن برخي از اين نشريه ها منجر شود. مختار باقي زاده، رئيس بنياد دفاع از حقوق خبرنگاران معتقد است، در زماني كه قيمت كاغذ و حق خدمات انتشارات به مراتب افزايش يافته است، ايجاد محدوديت در راه استفاده از آگهي يا ركلام، نشريات مستقل را كاملا در شكسته خواهد كرد. وي افزود، حدود ۹۰ درصد نشريات در مجتمعي موسوم به «شرق آزاد» منتشر مي شود. اين مجتمع زير نظر دولت بوده و در صورت عدم رقابت، اين چاپخانه حق چاپ روزنامه هاي مستقل را مكررا افزايش خواهد داد. در همين حال، سازمان امنيت و همكاري اروپا، آژانس همكاري سوئيس و صندوق آقاخان اعلام كرده اند كه براي تاسيس انتشارات مستقل در شهر دوشنبه مساعدت كمك خواهند كرد ولي تاكنون براي اجراي اين طرح در تاجيكستان شريك يا فرد قابل اعتمادي پيدا نكرده اند. كارشناسان مي گويند به دليل افزايش بهاي كاغذ و حق خدمات چاپ در تاجيكستان، تيراژ نشريات هر ساله كاهش پيدا مي كند. براساس خبر منابع رسمي تيراژ عمومي نشريات اين كشور از ۶۰۰ هزار نسخه در سال ۱۹۹۴ به ۶۰ هزار نسخه در سال جاري كاهش يافته است. به اعتقاد كارشناسان امكان دارد، اعمال محدوديت در استفاده از آگهي، به ورشكستگي شمار زيادي از نشريات مستقل منجر شده و به اين
ترتيب در راه بنياد جامعه دموكراتيك تاجيكستان مشكل ديگري به وجود آيد
روزنامه شرق شنبه 29 شهريور
نسخه چاپي
27 شهریور 1382
فرق اي تي با نان شب
انگار هيچ يك از مديران اي تي اين كشور دقيقا نمي انند اي تي چيست؟اين كلمه اي تي واي تي دهان به دهان در محافل كامپيوتري چرخيده!حالا اين اي تي چيست؟شما ميدونين؟اگه دوست دارين نگاه بعضي از مديران اي تي رو درباره فن اوري اطلاعات بدونين اين گزارشو بخونين
همراه وارد شدن يك فن آوري جديد بايد فرهنگ استفاده از آن را نيز آموخت.به همين مناسبت عصر دوشنبه ميزگردي از طرف موسسه خانه كتاب با عنوان«فرهنگ وفن آوري اطلاعات»بر گزار شد.
درابتداي ميزگرد هوشنگ مومني دكتراي مديريت در پاسخ به اين سوال كه از نظر جذب و پذيرش اجتماعي فناوري اطلاعات چه وضعيتي داريم؟گفت:”در تبادل و مديريت اطلاعات بسيار ضعيف هستيم.چرا كه سازمانها يا اطلاعات توليد شده خود را در اختيار ديگران قرار نمي دهد و به عنوان انحصار تلقي مي كنند يا اطلاعات توليد شده اغلب بدون پردازش هستند و كسي نمي تواند از آن استفاده كند.“
وي افزود:”وقتي به حواشي يك نامه اداري نگاه كنيد متوجه مي شويد كه مجموعه اي از تعارفها،تعريف و تمجيدهاي بي مورد براي يك درخواست ساده مطرح شده،متاسفانه با همين ذهنيت اطلاعات وارد رايانه مي شود حال آن كه در فن آوري اطلاعات صريح گويي،خلاصه نويسي،شفافيت در توليد اطلاعات شرط اصلي است“
سپس ابراهيم ابطحي استاد دانشگاه در پاسخ به سوال فوق افزود:”فن آوري بدون يادگيري فرهنگ آن تنها هدر دادن سرمايه و اتلاف انرژي است.كاركردن با ابزاري(رايانه)كه در كسري از ثانيه تصميم مي گيرند در خدمت مديراني است كه در كسري از سال تصميم مي گيرند.“
رضا آسياباني جانشين مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي قم در پاسخ به سوال وضعيت جذب وپذيرش فن آوري اطلاعات گفت:”از لحاظ محتوا و توليد علم بسيار قوي هستيم چراكه در دانشگاههاي بزرگ دنيا ايرانيها سر آمدند.كاستي در ارائه اين اطلاعات بر روي اينترنت است“
وي در توضيح منظور خود از توليد علم افزود:”موش وگربه عبيد زاكاني منبع يكي از پرفروشترين داستانهاي كارتوني(تام وجري) است.كتاب قانون بوعلي سينا به عنوان منبع دانشگاهي به 17 زبان زنده ترجمه شده و اشعار مثنوي مورد استفاده يكي از خوانندگاه امريكايي(مادونا) قرار مي گيرد. هري پاتر به عنوان يك داستان جادوگري پرفروش ترين كتاب مي شوداين در حالي است كه ما مباحث متافيزيك و عرفاني خوبي براي عرضه داريم كه تا به حال به آن توجه نشده است!“
در ادامه نشست محمد رضا نحوي كارشناس سيستمهاي اطلاعاتي در پاسخ به سوال تاثير فن آوري اطلاعات بر نهادهاي اجتماعي افزود:”با وارد شدن هر تكنولوژي عده اي كه با سيستمهاي سنتي كار
مي كردند در معرض نابودي و حذف قرار مي گيرند طبيعي است كه اين عده در برابر ورود تكنولوژي مقاومت نشان دهند. به طور گروهي حتي مخالف ورود سي دي به ايران بودند و آن را منبع فساد مي دانستند بنابراين ابتدا بايد امنيت شغلي رابراي كساني كه با سيسمتهاي سنتي كار مي كنند فراهم آورد آن گاه دست به وارد كردن آن زد وي با اظهار تاسف از وضعيت فن آوري اطلاعات در ايران افزود:”گسست بسياري شديدي بين بدنه دانشگاه و فن آوري اطلاعات ديده مي شود ومادامي كه اين شكاف پر نشود براي استفاده صحيح از فناوري مشكل خواهيم داشت.“
در قسمتي ديگر از اين ميزگرد عباس نحوي تاثير فن آوري اطلاعات برنهادهاي خانواده و آموزشي را بررسي كرد:”اگر بخواهيم فن آوري اطلاعات را وارد بدنه آموزش كنيم بايد به همراه آن متون درسي را تغيير بدهيم.ذهنيت خانواده و معلم و مديريت آموزش بايد آماده پذيرش اين فن آوري باشد و گرنه همانند سازمانهاي دولتي رايانه به وسيله لوكس و تزييني تبديل مي شود.“
رضا بهبهاني مشاور آي تي پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات رابطه فن آوري اطلاعات با جهاني شدن را بررسي كرد و افزود:”فناوري اطلاعات از نان شب هم واجب تر است در واقع همان نان شب است. چرا كه فناوري اطلاعات نه يك ابزار غربي بلكه ابزاري جهاني است.فناوري اطلاعات جزئي از نظام جهاني است كه مارا با خود پيش مي برد“
ديگر سخنران اين ميزگرد حميد شهرياري مدير مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي قم بود وي در رابطه با جبر تكنولوژي افزود:ما گرفتار نوعي جبر براي تكنولوژي هستيم كه اين بر خلاف نظر همه مثبت است. همين كه مديري احساس مي كند ولو به عنوان يك وسله لوكس رايانه را در اتاق خود داشته باشد اتفاق مثبتي است.وي از عفت و اخلاق به عنوان دو مولفه قوي و قابل عرضه نام برد و افزود:”در گذشته به خاطر سلطه فرهنگي غرب امكان سخن گفتن نداشتيم در حالي كه امروز مي توان در اينترنت اين ابزار ناگفته را مطرح كرد“
در اين ميزگرد هشت سوال مختلف براي پاسخگويي عرضه شده بود كه حتي يك مورد آن نيز به درستي پاسخ داده نشد. حاضران تنها با تك گويي به بيان نظرات خود پرداختند در حالي كه هيچ يك از صحبتها به صورت زنجيروار به هم ربطي نداشت.زمان اين نشست بيشتر به انتقاد از وضعيت موجود وكمتر به ارائه راهكار سپري شد. .ضمن آن كه معلوم نشد منظور حاضران در اين نشست از فناوري اطلاعات چيست؟به نظر مي رسيد عده اي،رايانه و اينترنت عده اي سيستمهاي ارتباطي و عده اي ديگر سايتهاي اينترنتي را منظور خود از فن آوري اطلاعات مي دانستند.درسالهاي اخير در محافل كامپيوتري و ارتباطاتي ايران صحبتهاي بسياري راجع به اي تي يا همان فن آوري اطلاعات مي شود و روزي نيست كه خبري در اين زمينه چاپ نشود.اما باكمي دقت مشخصي مي شود كه دقيقا كسي نمي داند
چيست؟آيا ابزار است يا روش، آيا تكنولوژي است يا سيستم اطلاعاتي و اين كه حتي چه فرقي باit
اي تي سي يا همان فناوري ارتباطات و اطلاعات دارد.
فن آوري اطلاعات چيست؟
به مجموعه روشها و راهكارهايي كه به توليد، پردازش و عرضه اطلاعات كمك مي كنند فن آوري اطلاعات مي گويند.اگر چه سيستمهاي اطلاعاتي رايانه اي از فن آوريهاي اطلاعات براي پردازش داده هاي خام استفاده مي كنند، اما بين رايانه و برنامه هاي رايانه اي از يك طرف و سيستم اطلاعاتي از طرف ديگر تفاوت زيادي وجود دارد. رايانه هاي الكترونيكي و برنامه هاي نرم افزاري مربوطه، زير بناي فني، ابزار و مواد سيستمهاي اطلاعاتي مدرن هستند. رايانه ها،تجهيزات ذخيره و پردازش اطلاعات را فراهم مي كنند. برنامه هاي رايانه اي يا نرم افزارها مجموعه اي از دستورالعملهاي عملياتي هستند كه پردازش رايانه را كنترل و مديريت مي كنند.و، سيستم اطلاعاتي مجموعه اي از اجزاي وابسته به هم هستند كه اطلاعات را جمع آوري،بازيابي ، پردازش ، ذخيره و توزيع مي كند.
متاسفانه بسياري از كارشناساني كه به عنوان مشاور اي تي در سازمانهاي دولتي مشغول به كار هستند تصورات مبهم و بعضا گوناگوني از اي تي دارند كه چند مورد آن در ميزگرد فرهنگ و فن آوري بروز كرد.
روزنامه شرق پنج شنبه 27 شهريور
سكوت تابستانه
تابستون ميخواستم كامپيوتر قديمي مو عوض كنم اما بازم صبر كردم،بازار كامپيوتر تابستون بازار خلوتي بود اگه دوست داريد بدونين چرا؟اين گزارش رو بخونين!
تابستان امسال در حالي رو به پايان مي رود كه بازار خريد و فروش كامپيوتر فصل خوبي را سپري نكرد. ركود شديد بازار كامپيوتر باعث شد تا خريد وفروش سخت افزار به طرز چشمگيري كاهش يابد. مراكز كامپيوتر پايتخت، بازار رضا، علاالدين و ياران روزهاي ساكتي را پشت سر مي گذارند. انبوه سخت افزار و مانيتورهاي گوناگون به روي هم انبار شده اند.
. با آنكه كارشناسان فصل تابستان را با توجه به تعطيلي مدارس بازار خوبي براي مبادلات كامپيوتري مي دانستند اما تعطيلي مدارس باعث نشد تا اين بازار غرق سكوت كامپيوتر كمي تكان بخورد. «در حال حاضر بيشتر مراجعين به بازارهاي كامپيوتري به دنبال تهيه نرم افزارهاي كامپيوتري يا تعمير سخت افزار خود هستند». يكي از فروشندگان مجتمع پايتخت با اعلام مطلب فوق افزود: «ركود آنچنان اين بازار را فراگرفته كه بسياري از فروشگاه هاي رايانه اي مجبور شده اند سي دي بازيها و برنامه هاي گوناگون را به صورت فله اي عرضه كنند تا با فروش آنها ضرر ناشي از نفروختن كامپيوتر را جبران كنند.»
گرچه ضريب نفوذ كامپيوتر طي سالهاي دهه پاياني هفتاد و ابتداي دهه هشتاد افزايش يافته اما بازار كامپيوتر هميشه با نوسانات مختلف روبرو بوده است. آزاد سازي واردات سخت افزار رايانه اي، از بنادر و از طريق مرز هوايي، مونتاژ مانيتور، سي دي رام و توليد سخت افزارهاي مختلف عرضه كالاهاي كامپيوتري را بالا برد. اما رقابت ناسالم بين بخش خصوصي ودولتي باعث شد تا بسياري از شركتهاي خصوصي كه با سرمايه هاي اندك در اين بازار حضور داشتند ورشكست شوند.
محمد مهران مير مطلبي يكي از فروشندگان باسابقه در بازار كامپيوتر مي گويد:«اخيرا شركتهاي ايز ايران و گسترش انفورماتيك با سرمايه اي دولتي اقدام به فروش قسطي رايانه كرده اند. اين شركتها داراي سرمايه بسيار زيادي هستند و بازار واردات قطعات كامپيوتر را در اختيار دارند طبعا مشتري به علت فقر اقتصادي ونبود نقدينگي به سراغ رايانه هاي قسطي مي رود.»
به گمان كارشناسان وقتي روند عرضه وتقاضا از طريق مسيرهاي پنهاني و غيرقانوني فراهم شود زمينه رقابت را از بين مي برد و باعث ركود تقاضا مي شود. عرضه سخت افزارهاي كامپيوتري توسط نمايندگيهاي خارجي وضعيت بازار را تثبيت مي كند اما ورود كالاي قاچاق و بدون گمرك باعث شكسته شدن نرخها مي شود وتعادل بازار را به هم مي ريزد.
حميد جعفري شاغل در بازار كامپيوتر علاالدين مي گويد: «دربازار علاالدين دو فقره كلاهبرداري بزرگ انجام شد كه اين كلاهبرداريها ضربه بزرگي به اين بازار زد. رقم ۴۰۰ تا ۵۰۰ ميليون تومان كلاهبرداري چنان سنگين بود كه مدتها كسي جرات دريافت چك و مبادله كالا را نداشت. ضمن اين كه اكثر فروشندگان اين صنف جوان هستند و تجربه كاري بسيار كمي دارند. به همين خاطر افراد زيادي در همين بازار به طور كامل ورشكست شدند.» وي درباره اين كه اين ركود چه اثري در كار وي داشته مي گويد:«با مراجعه به فاكتورها حتي نصف فروش سال پيش را در تهران نداشته ايم.»
با ركود بازار تهران بازار شهرهاي ديگر ايران مورد توجه قرار گرفته با اين كه قيمت تمام شده يك سخت افزار در شهرهاي ديگر بيشتر از تهران است اما عرضه و تقاضاي كامپيوتر وضعيت بسيار بهتري از تهران دارد. بسياري از عرضه كنندگان قطعات كامپيوتري اكنون بازار شهرهاي شيراز، تبريز، قم، كرمانشاه، اصفهان ومشهد را مورد توجه قرار داده اند.
با اين حال دلايل مختلفي براي ركود بازار كامپيوتر مطرح مي شود. عباس نايب لويي مسئول فني هيرمند رايانه معتقد است: «يكي از منابع خريد رايانه سازمانهاي دولتي هستند كه تقريبا در اواخر فصل تابستان بودجه سالانه خود را دريافت مي كنند. شايد يكي از دلايل ركود فصلي عدم استقبال سازمانهاي دولتي از بازار رايانه و تامين سخت افزار مورد نياز از جاهاي ديگر باشد. در سالهاي اخير به دليل كمبود نقدينگي در ميان مردم فروش كامپيوترهاي قسطي رواج پيدا كرده، شركتهاي قسطي فروش براي آن كه بتوانند كامپيوتر را با قيمتي پايين عرضه كنند قطعات بدون كيفيت و بدون گارانتي جداگانه عرضه مي كنند اما مشتري تنها ارزاني را مي بيند وتوجهي به كيفيت قطعه ندارد.»
كارشناسان بازار كامپيوتر اميدوارند با شروع فصل پاييز و خريد مدارس از بازار كامپيوتر سكوت كسالت آور بازار كمي كاهش يابد اما ناصر صباغي مسئول شركت خدمات بهينه كارنو آور نظري خلاف اين مطلب عقيده دارد او مي گويد: بازار رايانه افتضاح است و هر سال بدتر از سال پيش مي شود. تا موقعي كه به واردات گمرك تعلق مي گيرد و سازمانهاي دولتي با واردات بدون گمرك به تعادل بازار لطمه مي زنند اميدي به بهبود وضعيت نيست. مگر آنكه يك قطعه به قيمت واقعي خود عرضه شود. وي مي افزايد: نان شب واجب تر از خريد كامپيوتر است. بسياري از مردم توانايي هزينه بالاي خريد كامپيوتر را ندارند بنابراين تا وقتي قيمتها كاهش پيدا نكند و مردم توانايي خريد سخت افزار را پيدا نكنند وضع به همين صورت باقي مي ماند و يا شايد بدتر هم بشود. اين مسئله ربطي به تابستان وپاييز هم ندارد.
به نظر مي رسد متقاضيان و خريداران كامپيوتر اعتماد خود را نيز به بازارعرضه از دست داده اند. عرضه قطعات بدون كيفيت كه پس از مدتي برگشت مي خورد، عرضه بدون گارانتي كالاها باعث شده تا متقاضيان براي خريد رايانه كمي دست نگه دارند. به نظر مي رسد ايجاد يك نهاد نظارتي بر ورود و عرضه كالاهاي كامپيوتري و پايان دادن به انحصار دولتي واردات بتواند وضعيت نابسامان عرضه سخت افزار را اندكي بهبود بخشد
نسخه چاپي
همشهري پنج شنبه 27 شهريور
26 شهریور 1382
ااتد خواننده ايراني اصل
اتد از مادری يونانی-ترکی وپدری ايرانی در آلمان زاده شد.اتد ۲۲ سال دارد.و از ۱۶ سالگی کار خوانندگی را اغاز کرده
اتد در حال تهيه اولين البومش است.اتد مدتی را با موسيقی پاپ سپری کرد اما امروزه به راک روی اورده.بی بی سی مصاحبه ای با وی انجام داده در اين مصاحبه اتد می گويد بزرگترين اشتباه زندگيش پوشيدن کفشهای پاشنه بلند بوده.اتد سايت بسيار قابل توجهی دارد.حتما روی لينکدونی بلينکيد وسايتشو ببنيد.
20 شهریور 1382
اشيا جيرفت در موزه لوور
اين مصاحبه رو هيچ روزنامهاي جرات چاپ پيدا نكرد
جيرفت بحران زده است، همه از يك فاجعه فرهنگي حرف مي زنند، اما به جرات مي توان گفت، هيچكس به
اندازه يوسف مجيدزاده عمق آن را درك نمي كند.
پس از نخستين غارت جيرفت در سال 80، دكتر يوسف مجيدزاده همراه با تيم كاوش خود، بررسي باستان شناسي در تپه كنار صندل و ريگ انبار را آغاز كرد و آنچه يافت، نشان از غناي فرهنگي و باستاني منطقه داشت.
مجيدزاده كه در پاريس زندگي مي كند، هميشه در حال پيگيري اتفاقات جيرفت است و رد پاي اين آثار را از زير خاك تا بزرگ ترين حراجي هاي اروپايي ،دنبال مي كند. اوست كه امروز با شجاعت تاكيد مي كند: «حاضرم در هر دادگاهي شهادت دهم كه اين آثار كه به اسم اشياء آسيايي فروخته مي شوند، به جيرفت تعلق دارند.» گپ كوتاه ما با دكتر مجيدزاده در حاشيه همايش سه روزه نخستين مجمع بين المللي پيوندهاي فرهنگي كهن در ايران و غرب آسيا انجام شد.
اسم 30 دلال و قاچاقچي بزرگ جيرفت به مسئولان داده شده اما هيچ برخوردي با آنها نشده است
شخصي با 300 شي در بردسير دستگير شد، اما يك شب هم در زندان نماند
شما چه راهكاري را براي مقابله با فروش اشياء جيرفت در اروپا پيشنهاد مي كنيد؟
به گفته بسياري از كارشناسان و مسئولان استان كرمان طي حفاري هاي غير مجاز جيرفت در دو سال اخير تاكنون100 هزار شي تاريخي از كشور خارج شده است. حتي موزه لوور پاريس نيز كه بزرگ ترين موزه دنيا است سه چهار ماه گذشته يكي از اشيا تاريخي جيرفت را به قيمت 150 ميليون تومان يعني 150 هزار يورو خريداري كرده است. ديگر آثار جيرفت نيز در بازارهاي اروپا، آمريكا و خارج از ايران بين 40 - 50 هزار يورو به بالا به فروش رسيده است و اگر ما ميانگين قيمت هر شي تاريخي جيرفت را 60 هزار يورو حساب كنيم و آن را در عدد 100 هزار شي ضرب كنيم، مي شود 6 ميليارد يورو و يا بهتر است بگوييم 6 هزار ميليارد تومان كه اين برابر 4 سال فروش نفت ايران است، در حالي كه يك سوم در آمد نفت هزينه توليد آن ميشود و در اصل فروش اشياء تاريخي جيرفت در خارج از كشور شش برابر درآمد سال نفت ايران درآمد داشته آيا به نظر شما اين مساله امنيت ملي و ثروت كشور را به خطر نمي اندازد و اين در حالي است كه نيروهاي نظامي و انتظامي تنها به خاطر 10 - 15 ميليون تومان بودجه از اين محوطه هاي تاريخي بيرون كشيده شده اند، مي دانم كه وضعيت اين نيروها بر سر محوطه هاي تاريخي بسيار بد است اما اين را مي خواهم بپرسم كه اگر ما در مقابل دشمن باشيم در حالي كه دولت بودجه و امكانات را نمي تواند تامين كند بايد نيرو هاي امنيتي را خارج كنيم و خاك كشور را به دست دشمن بدهيم اين يك اشتباه است و در اين فاجعه همه ما مسئول هستيم.
فكر نمي كنيد كه با اعلام قيمت اين آثار حفاران غير مجاز حريص تر شوند؟
خير اين گونه نيست، من شنيده ام كه بعضي ها از من انتقاد كرده اند و گفته اند كه چرا مجيدزاده از قيمت صحبت مي كند. ببينيد همه بايد ارزش اين اشياء را هم از نظر فرهنگي و هم از نظر مادي بدانند به اعتقاد من هنوز حداقل يك صد هزار شي تاريخي ديگر در جيرفت و در روستاهاي اطراف محوطه هاي تاريخي اين شهرستان پنهان شده است تا دوباره در موقعيتي مناسب مردم آنها را خارج كنند. خوب فكر مي كنيد آن شي كه از ايران خارج شده و موزه لوور آن را 150 ميليون تومان خريداري كرده است با چه قيمتي از روستايي خريداري شده است، يك ميليون، دو ميليون يا پنچ ميليون تومان، آنها قيمت و ارزش واقعي اين آثار را نمي دانند و حالا اگر اينها متوجه قيمت و ارزش اين آثار شوند حداقل اين آثار را ارزان نخواهد فروخت و در اين صورت تعداد خريداري كنندگان آثار هم كم خواهد شد و در اين حالت راحت تر مي شود آن يك صد هزار شي ديگر را يافت و تعداد كمتري از اين آثار از كشور خارج خواهند شد و تعداد بيشتري در كشور خواهند ماند و امكان پسگيري آنها بيشتر خواهد شد. من قيمت اين آثار را مي گويم كه همه مقامات، دولت و همه مردم بدانند كه چه ثروت فرهنگي و مادي عظيمي را اجازه مي دهند به راحتي از كشور خارج شود.
با توجه به اينكه شما در فرانسه زندگي مي كنيد. آيا خبر حفاري هاي اخير جيرفت به آنجا رسيده است يا نه؟
خبر حفاري هاي غير مجاز اخير جيرفت در همه جاي دنيا پيچيده است و اين تبعات بسيار بدي را براي كشور و به خصوص فرهنگ ايران خواهد داشت. همه آنها مي دانند كه بسياري از آثاري كه هم اكنون در حراجي هاي معروف دنيا به عنوان شي آسيايي به فروش مي رسد متعلق به جيرفت در ايران است. من با دو سه نفر باستان شناس آمريكايي صحبت كرده ام، با باستان شناسان فرانسوي هم صحبت كرده ام حتي با رييس بخش خاورميانه موزه لوور نيز در اين باره حرف زده ام و همه آنها از اين وضع غارت آثار تاريخي جيرفت ناراحت هستند و حتي آنها و خود بنده حاضرم كه در هر دادگاهي كه شده شهادت بدهم كه اين آثار تاريخي كه در آنجا به فروش مي رسد متعلق به جيرفت است.
آن شي كه موزه لوور خريداري كرده است چه شكلي است؟
ببينيد آن يك كاسه سنگي است كه روي آن نقش يك كوزه كه زني سرش را از آن بيرون كرده است وجود دارد كه در كنار اين كوزه نيز دو بار به چشم مي خورد و اين نقش چهار بار تكرار شده است.
آيا خريد يك شي تاريخي جيرفت توسط موزه لوور جرم نيست؟
خريد اثر تاريخي جيرفت توسط موزه لوور پاريس يك لكه ننگ هم براي موزه و هم براي دولت فرانسه محسوب مي شود، ولي وقتي كه من درباره اين كار با آنها صحبت كردم آنها به من گفتند كه اين شي را از دست سوم خريده اند يعني شي در سه دست چرخيده است تا به موزه لوور رسيده و طبق قوانين آنها اگر شي دو يا سه دست چرخيده باشد، آنها اجازه خريد اين شي تاريخي را دارند و اين كار طبق قوانين آنها صورت گرفته است. آنها به من گفتند كه شما خودتان اشياء تاريخي تان را مي فروشيد و چرا از ما انتظار داريد كه آنها را نخريم مگر اين ما هستيم كه در محوطه هاي تاريخي شما حفاري غيرمجاز كرده ايم ما تنها شي را از قاچاقچيان خريده ايم
آثار تاريخي جيرفت در كجاها فروخته و به كجاها منتقل مي شود؟
آثار تاريخي جيرفت در حراجي هاي معروف دنيا در اروپا، آمريكا و ديگر كشورها به فروش مي رسند مثلا در فرانسه اين آثار در هتل دورو كه يك هتل نيمه دولتي و بسيار معروف است در يك روز خاص و ساعتي خاص به حراج گذاشته مي شود. همچنين اين آثار در حراجي هاي اينترنتي، روزنامه ها با عكس اثر و در بروشورهاي ويژه كه در اين باره به چاپ مي رسد فروخته مي شوند. هيچ مي دانيد اشياء تاريخي جيرفت ما به كجا مي روند به موزه هاي اروپا و آمريكا و موزه هاي شخصي.
فكر مي كنيد ايران مي تواند از طريق مراجع بين المللي اين آثار را پس گيرد؟
شما فكر مي كنيد كه موزه لوور ديگر حاضر مي شود كه اين اثر تاريخي را به ايران پس دهد اين امكان ندارد و تازه اين تنها يكي از آن 100 هزار شي است ولي ما نبايد دست روي دست بگذاريم و بايد تلاش كنيم و به دادگاه هاي بين المللي براي پس گيري اين آثار شكايت كنيم. حتي ما نمي توانيم توسط پليس بين المللي نيز به دنبال دستگيري قاچاقچيان و باز پس گيري آثار تاريخي جيرفت باشيم زيرا اين آثار از حفاري هاي غير مجاز به دست آمده است و ما از آنها هيچ مدرك و عكسي در دست نداريم كه در اختيار پليس بين المللي قرار دهيم. اين آثار شناسنامه هم ندارند. حتي در اروپا و بازارهاي عتيقه دنيا نيز آثار تاريخي جيرفت را به عنوان آثار آسيايي به فروش مي رسانند و براي اينكه بعدا براي آنها دردسر نشود. نمي گويند كه اين آثار متعلق به ايران و جيرفت است.
فكر مي كنيد در ماجراي حفاري هاي غير مجاز جيرفت تاكنون با عاملان اصلي برخوردي صورت گرفته است؟
ببينيد تاكنون هيچ برخوردي با عاملان اصلي صورت نگرفته است و بايد با آنها كه عاملان اصلي هستند برخورد كنند. اسم 30 دلال و قاچاقچي بزرگ را كه در جيرفت مشفول خريد و فروش هستند، به مسئولين داده شده است ولي تاكنون هيچ برخوردي با آنها صورت نگرفته است. در اين ليست از آدم هايي با درجه هاي مختلف وجود دارند. مثلا در بردسير يك شخص را گرفتند كه 300 قطعه شي را در اختيار داشت و قصد خارج كردن آنها را از كشور داشت. وقتي او را گرفتند حتي يك شب هم در زندان نماند و آنقدر از جاهاي مختلف تلفن زدند كه ماموران انتظامي مجبور به آزاد كردن او شدند. به نظر من پشت عاملان اصلي محكم است و بايد براي جلوگيري از غارت آثار تاريخي ابتدا ريشه ها را خشكاند و بعد در طول زمان و در يك نسل فرهنگ سازي كرد و در آن صورت است كه حتي مردم اگر فقير هم باشند ديگر اين كار را نخواهند كرد.
براي جلوگيري از حفاري هاي غير مجاز جيرفت در آينده بايد چه كاري كرد؟
يافته هاي جيرفت هيچ بعيد نيست كه مسير تاريخ تمدن بشر را تغيير دهد و اين يك واقعيت است و بايد در آينده جلوي حفاري هاي غير مجاز را گرفت. بايد مقامات كشور از بالاترين مقام تا پايين ترين مقام به ارزش فرهنگي آثار تاريخي جيرفت فكر كنند و اگر حتي نمي خواهند به ارزش فرهنگي اين آثار توجه كنند حداقل به ارزش مادي اين آثار فكر كنند و براي حفاظت از اين گوهرهاي گران بها بايد براي 20 - 30 سال در جيرفت نيرو مستقر كرد و برنامه ريزي دقيق كرد. بايد براي جيرفت هم كه حالا بحران زده است، كاري صورت گيرد و از محوطه هاي تاريخي آن حفاظت ويژه شود.
ولي الله خليلي
17 شهریور 1382
چه كسي مقصر است
قرار نيست همش مطالبي راجع به رايانه،روزنامه نگاري و ارتباطات بنويسم.مي خوام چرك نويس هم بنويسم.افكاري كه در خيابون،حمام،دستشويي،توي اتوبوس،ويا هر كجاي ديگه براي ادم پيش مياد.نميخوام خط بزنم يا دكمه ديلت روفشار بدم،ميخوام روزمرگي هم بنويسم.به نظر من حتي در يك وبلاگ تخصصي هم ادم مي تونه از خودش واز چيزهاي ديگه بنويسه،فقط لازمه دسته بندي كني و تا خواننده مطالب مورد نيازش رو گم نكنه يا فكر نكنه اهداف وبلاگ نويسي ات رو تغيير دادي.وقتي ادم همش از موضوعات جدي وانتقادي بنويسه،خود به خود حالت نوشتنش تغيير مي كنه وممنكه روح نوشتن در مقاله ها ويادداشتهاش افول كنه،حتي ممكنه نتونه يك تصوير خوب به خواننده بده وهزار تا چيز ديگه...........
اما اتفاقي كه برام افتاد ممكنه براي هر پسري بيفته،بر خيابون اومدم سوار تاكسي بشم.خانمي با موهاي هاي لايت ومانتوي مشكي درست در سه متري سمت راست من ايستاده بود.ظاهر چندان جذابي نداشت تنها شايد موهايش وعينك افتابي اش كمي جذابش كرده بود.ماشينهايي كه از طرف چپ مي امدند در رسيدن به اين خانم سبقت مي گرفتند،من هر چه دست تكان مي دادم تا شايد كسي من را سوار كند كسي محلم نميگذاشت.خيلي جالب بود علاوه بر ماشينهاي شخصي كه دوتاي انها يكي بي ام و ويكي پژو موازي با هم به طرف ان خانم رفتند.يك بار هم يك ماشين شخصي كه تنها به اندازه يك نفر در جلو جا داشت اصرار عجيبي داشت تا اين خانم را سوار كند.اين خانم هم كه معلوم بود مي خواهد در بستي بگيرد محل كسي نمي گذاشت.وقتي به چشمهاي مرداني كه اين خانم را نگاه ميكردند تعقيب مي كردم جز حرص وشهوت چيز ديگري ديده نمي شدند.بلاخره اين خانم دربستي گرفت و من هم توانستم سوار ماشين ديگري شوم.سوار بر ماشين به اين فكر
مي كردم چه كسي مقصر است؟مرداني كه به زن به عنوان طعمه نگاه مي كنند؟زناني كه با ارايشهاي رنگارنگ نگاه مردان را به خود جلب مي كنند؟عرف؟مذهب؟اجتماع؟حكومت؟و يا .......
15 شهریور 1382
جامعه اطلاعاتي در جامعه سنتي
برگزاي سمينار دوروزه جامعه اطلاعاتي در تهران،در آستانه «کنفرانس عالي سران جهان درباره جامعه اطلاعاتي»كه آذرماه سال جاري در ژنو برگزار مي شود،فرصت مغتنمي بود تا مشكلات فراروي ايران براي پيوستن به جامعه اطلاعاتي مطرح شود.هر چند برگزاري چنين كنفرانسهايي با ارائه چند مقاله و يك قطعنامه پاياني تا زماني كه توجه برنامه ريزان دولت را به خود جلب نكند فايده اي در بر نخواهد داشت.تنها از مسئولان دولتي معاون امور اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک، حسن مير حسيني، مدير کل روابط عمومي مخابرات، داوود زارعيان و دبير شوراي عالي اطلاع رساني نصرالله جهانگرد با ارائه مقاله در اين سمينار شركت كردند.و بقيه شركت كنندگان را اسانيد دانشگاه تشكيل مي دادند
جامعه اطلاعاتي چيست؟
جامعه اي كه مبناي تمامي كارهاي خود را بر اطلاعات بنا نهاده است.با گسترش اينترنت وفن اوريهاي نوين تبادل اطلاعات به صورت كه نياز دائمي در امده است بر همين مبنا دنيا در حال گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي به سر مي برد.كارشناسان پيش بيني كرده اند كه در سال 2005 اولين كشورها وارد جامعه اطلاعاتي شوند.در اينده اي نه چندان دور دانش سرمايه هر كشوري خواهد بود.بنابراين ههم كشورها سعي مي كنند خود را براي ورود به اين جامعه اماده كنند.ضمن اين كه جهاني شدن نيز اين امر را تشديد ميكند.پيدائي و پيشرفت «اينترنت»، در ايجاد شرايط گذر از «جامعهي صنعتي»، به«جامعهي اطلاعاتي» جايگاه برجستهاي پيدا كرده است. شبكهي «اينترنت»،كه اكنون به قول برخي از محققان ارتباطي ، ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتي سراسري كرهي زمين و به عبارت ديگر، «شبكه شبكههاي اطلاعرساني» جهان شناخته ميشود، معرف ساختار تحول يافتهي يك شبكهي اطلاعاتي نظامي است.اينترنت يك سرويس اطلاعاتي عمومي و جهاني است كه بايد براي تمام اعضاي جوامع قابل دسترسي باشد و به اين طريق، امكان نوعي گفتگوي جهاني را پديد آورد كه در آن هر فرد بتواند سخن خود را بيان كند.
ايران در جامعه اطلاعاتي
در ايران به موازات مشكلاتي كه براي نشريات چاپي پيش امد.ارتباطات الكترونيك رشد كرد وبرتعداد كاربراني كه اطلاعات مورد نياز خود از طريق اينترنت تهيه ميكنند افزوده شد.گسترش سايتها و وبلاگهاي فارسي در اينرتنت باعث شده تا محتواي فارسي در رده چهارم زبانهاي دنيا قرار گيرد.اين موقعيت ممتاز سبب شده تا ايران زمينه هاي حضور در جامعه اطلاعاتي را مناسب ببنيد.اما در اين را امكانات زير ساختي و سياسي بايد همگام با اين پيشرفت جلو رود كه تاكنون اين گونه نبوده است.
كاظم معنمد نژاد دبير علمي سمينارجامعه اطلاعاتي مي گويد:” از لحاظ گذار به جامعه اطلاعاتي، متأسفانه امکانات چشمگيري نداريم. تا همين دوسه پيش اصلاً توجه چنداني به اين مقوله نميشد.طرح تکفا(توسعه کاربردي فناوري اطلاعات و ارتباطات) و اجرا آن نيز کمک زيادي به اين مقوله ميکند. اما به دليل آن که کار را دير آغاز کردهايم، کشورهاي بسياري از ما جلوتر هستند.
را جبران کنيم بايد سعي کنيم اين فاصله ها
وي درباره جبران اين فاصله مي گويد:بايد زيرساختهاي فني را تغيير دهيم که در اين زمينه اوضاع روبه بهبود است.خطوط تلفن و تلفنهاي همراه و همچنين اتصالات فيبرنوري که شهرها و کشورها را به هم متصل ميکند در اين سالها افزايش داشته همين امر، اطمينان به بقا و ثبات ارتباطات را بيشتر ميکند. چون هميشه نميتوان از امواج استفاده کرد. به اين دليل که گاهي دچار اختلال ميشود. در صورتي که فيبرنوري ارتباط را بدون اختلال حفظ ميکند. بعد از مسائل زيرساختي بايد به مسائل کاربردي بپردازيم و روي جنبههاي نرم افزاري كار كنيم.
محمد مهدی فرقانی عقيده دارد كه تنها امكانات زير ساختي براي ورود به جامعه اطلاعاتي كافي نيست وبايد امكانات سياسي نيز براي اين كار فراهم شود وي مي گويد:‚”امروزه يكی از اساسیترين و بديهیترين حقوق شهروندی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار است تا جايی كه مهمترين شاخص توسعه هركشور بر اساس ميزان توليد، امكان توزيع ومصرف اطلاعات ارزيابی میشود.اين در حاليست كه شرايط كنونی جامعه ما، توليد اطلاعات تنها در سطوح و لايههای خاصی از جامعه صورت میپذيرد و حق دسترسی به اطلاعات برای عموم شهروندان هنوز چندان گسترده نشده است.برای خروج از اين انسداد، بايد به لحاظ ذهنی و فرهنگی متحول شويم. درواقع نگرش به موضوع اطلاعات نيز بايد دگرگون شود. متاسفانه هنوز به اطلاعات نگاه امنيتی داريم و تا زمانی كه به انتشار اطلاعات و دسترسی همگانی به آن به عنوان مساله امنيتی نگاه كنيم با مشكل روبرو هستيم همچنين مادامیكه اطلاعات به عنوان سرمايه اجتماعی برای همگان شناخته نشده و انحصار دسترسی به آن در قلمرو عمومی هرچه محدودتر نشود، فرآيند توليد و مصرف اطلاعات با چالش روبرو خواهد شد.“
رئيس مركز مطالعات رسانه با ارائه مقاله به سوي جامعه دانش محور انحصار اطلاعات در ايران را مورد توجه قرار داد در اين مقاله امده است:”در كشور ما توليد اطلاعات دچار نقصان است.زيرا هنوز توسعه علمی پيدا نكردهايم و به جامعه دانش محور تبديل نشدهايم. علت اين امر نيز به يك ميراث تاريخی كهنه در ايران برمیگردد و آن رابطه عمودی و يكسويه قدرت و سياست با جامعه و مردم است كه اطلاعات را در انحصار خود قرار میدهد. در چنين فضايی تنها ساختار قدرت میتواند از اطلاعات برخوردار باشد و اين اطلاعات را در انحصار خويش نگاه دارد. چنين ساختاری حق مردم را برای آگاهی و دسترسی به اطلاعات را به رسميت نمیشناسد. هرچند كه اين طرز تفكر در طی چند سال اخير متحول شده است، اما ميراث گذشته آن هنوز باقی است. در صورتی كه توليد اطلاعات تنها در سطوح و لايههای خاصی از جامعه صورت پذيرد و حق دسترسی به اطلاعات تنها برای افراد خاصی وحودداشته باشد، كه از ابزارهای مهم توسعه كه همان دسترسی عمومی مردم به اطلاعات است، عملا محقق نشده است.جامعه اطلاعاتي دسترسی فردی را به حوزه اطلاعات گسترش داده و به تعاملی و دوسويه شدن ارتباطات كمك میكند. از طرفی حق انتخاب مخاطب را افزايش میدهد.“
خوب و بد همايش جامعه اطلاعاتي
برگزاري همايش در زمينه جامعه اطلاعاتي قطعا به روشن شدن موانع وارائه راهكارهاي مناسب جهت نزديك شدن به دروازه جامعه اطلاعاتي كمك مي كند.اما مادامي كه لوازم جامعه اطلاعاتي در اركان سياسي كشور فراهم نشود وحق دسترسي ازاد به اطلاعات محترم شمرده نشود حرف زدن از جامعه اطلاعاتي مانند مزه مزه كردن يك نوشيدني شيرين است.ضمن انكه عده اي از ارائه دهندگان مقاله به محافظه كاري مسئولين برپايي اين همايش معترض بودند يك استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد گفت:مقاله او با اين توجيه كه سياسي بوده رد شده است.يك دانشجوي دوره دكترا نيز گفت:مقاله او پس از چهار مرتبه بازبيني وسانسور پذيرفته شده،در حدود 50 مقاله به دبير خانه اين همايش ارائه شده مسئول روابط عمومي همايش با رد گرايشهاي سياسي در پذيرفتن مقالات گفت:”بسياري از مقالات به دليل طولاني بودن رد شده اند.“
در اين همايش در مورد موضوعات مختلفي مقاله ارائه شد.موضوعاتي كه شايد ربط مستقيمي با جامعه اطلاعاتي نداشت.به طور مثال تجارت الكترونيك،موج مجازي،دامنه هاي اينترنتي،مالكيت معنوي هر كدام در جاي خود قابل بررسي است اما مستقيما به جامعه اطلاعاتي مربوط نمي شود.در اين همايش كمتر راهكارها،موانع، وعلل دست يابي به جامعه اطلاعاتي در ايران مطرح شد.استادان دانشگاه هر كدام با توجه به حيطه كاري خويش به مقوله جامعه اطلاعاتي نگاه كردند.نگاههايي كه بينش سنتي به يك مفهوم جديد را در برداشت.ميهمانان خارجي همايش نيز در اين ميان حرفي براي گفتن نداشتند.كوركماز علمدار استاد دانشگاه انكارا در اين همايش حضور نداشت.مراد مرداف استاد دانشگاه تاجيكستان در كشوري زندگي مي كند كه حتي روزنامه هاي ان يك وب سايت نبيز ندارند بنابراين اين استاد ارتباطات حرفي براي گفتن نداشت.آرمان ماتلار و همسرش ميشل ماتلار به سبب دوستي چند ساله با كاظم معتمد نژاد به ايران امده بودند.ماتلار بيشتر به تاريخ جامعه اطلاعاتي توجه دارد او كتابي به همين نام را نيز نوشته است.اما وي در مورد جامعه اطلاعاتي حرفهاي جديدي به همراه ندارد.دردوروز بر پايي همايش در سالن كمتر جواني ديده مي شد كه براي گوش سپردن به مقلات همايش به سالن مركز تحقيقات ومخابرات امده باشد.از يك طرف مي توان موضوع جذاب و تازه اي مثل جامعه اطلاعاتي انقدر در قالبهاي خشك پيرمردان ارتباطات رفته بود كه هيچ جذابيتي به همراه نداشت.از طرف ديگر برگزاري خشك رسمي وغير دموكراتيك همايش امكان حضور جوانان را گرفته بود.در نشستهاي حاشيه اي امكان پرسش و پاسخ وجود نداشت ودايركنندگان ميزدگرد كه در پايان وقت همايش ودر بعد از ظهر ها انجام ميشد ان قدر خسته بودند كه رغبتي به پرسش وپاسخ نداشتند.انگار تنها برپايي ميزگرد اهميت داشت وچيزي كه بي اهميت بود مباحث طرح شده در نشست بود. به هر روي بر پايي اين همايش نشان داد كه نسل استادان ارتباطات رو پيري گذاشته اند.بديعي.فرقاني.محسينيان راد،شكرخواه،محمدي از نسل ديروز هستند.رشته ارتباطات هر روز با مفاهيم به روز شده وجديد سروكار دارد.اما استادان همان استادان ديروزند.
شنبه 15 شهريئر روزنامه شرق
14 شهریور 1382
نرم خبر درباره ميراث فرهنگي
”غواصان باستان شناس به قصد گمانه زني و شناسايي محوطه نهر داريون در شوشتر خوزستان به زير آب خواهند رفت“
اين ليد يك خبر به سبك سافت نيوز يا نرم خبر است.من در خبر گزاري ميراث فرهنگي اين فرصت رو پيدا كردم كه به خوبي نوشتن خبر رو تمرين كنم.در اونجا من مجبور نيستم روزي 5 خبر بنويسم.تمام تلاشم اينه كه به خوبي از سبك نرم خبر استفاده كنم.همين خبر رو خبر گزاري ايسنا نوشته بود.منتها سعي كردن با بكار گيري تصوير گرايي خبر رو مملوس كنم.بكار بردن كلمه به زير اب رفتن به همين خاطر بود.فكر كنم همين كار بود كه باعث شد در گويا نيوز لينك بشه.
در اين كاوش زيرآبي آثار تخريب و شكاف هايي كه بر روي آثار محوطه نهر داريون ديده مي شود تا زير آب دنبال خواهد شد. 2 نفر باستان شناس به همراه 6 غواص اين گروه را همراهي مي كنند
در خط بعد از ليد سعي كردم چرايي مطلب رو توضيح بدم كه باستانشناسها براي چي به زير اب
مي روند.ساختار خبر رو هم بر طبق نقل قول قرار ندادم تا بتونم به جا از نظر كارشناس استفاده كنم بنابراين اول به خوبي چرايي خبر رو توضيح دادم بعدا نقل قول اوردم
براي بررسي بستر رودخانه و تعيين دقيق ميزان تخريب بناهاي درون آب، همچنين آگاهي از كم و كيف وضعيت سازه هاي آبي، اين باستان شناسي زير آبي انجام مي شود.
محمود ميراسكندري سرپرست اين كاوش زير آبي در گفت و گو با ميراث خبر گفت: ”با مشخص شدن اندازه دقيق شكاف ها در زير آب، شكل مرمت سازه هاي آبي تغيير خواهد كرد. ضمن آن كه گفته شده كف نهر داريون سنگ فرش است و در صورت ثابت شدن چنين گمانه اي اطلاعات ذي قيمتي راجع به سابقه تاريخي نهر داريون به دست مي آيد.“
اگر چنين فرضيه اي ثابت شود اين گمان تقويت مي شود كه ابتدا نهر داريون ساخته شده با سنگ فرش و مفروش شده و سپس اب رها شده است.
نوشتن نرم خبر درباره ميراث فرهنگي واقعا لازمه چون اگه تصوير ندي خواننده نمي تونه يك بناي باستاني رو مجسم كنه.واصلا نوشتن خبر به سبك هرم وارونه در باره ميراث فرهنگي اشتباه ست
اما چيزي كه براي من در نرم خبر مشكله به پايان رسوندن خبره!در كتاب خبر نويسي حرفه اي يونس شكر خواه نوشته شده كه خبر پايانش بايد اغازي جديد باشه.اما من نميدونم چه جوري ضمن اين كه دبيران خبر اصلا اوردن جمله پرسشي رو در پايان خبر نمي پسندند.
13 شهریور 1382
رايانه ها تب دار شده اند
رايانه ها دو هفته اي است كه تب دار شده اند. حمله سه ويروس در عرض دو هفته باعث مي شود تا به چيز ديگري فكر نكني. امنيت رايانه مسئله بزرگي است كه به حيات و ممات آن بستگي دارد.
بلاستر، لاوسان، سوبيگ و چندين وچند كرم ديگر امروز جان رايانه ها را تهديد مي كنند. فردا مشخص نيست كدام ويروس گريبان رايانه ها را بگيرد. امنيت و حفظ اطلاعات ارزشمند رايانه اين قدر ارزش دارد كه وقتي را هم به امنيت رايانه تان اختصاص دهيد.
حداقل اگر در اين چند روز رايانه تان آلوده نشده حتماً از دوست وآشنا شنيده ايد كه رايانه شان ويروسي شده و آنها مجبور شده اند كه رايانه شان را فرمت كنند و وقت بسياري صرف راه اندازي دوباره رايانه كنند.
متأسفانه هيچ گونه آماري در دست نيست تا بر طبق آن بتوان تعداد رايانه هاي آلوده به ويروس را در ايران اعلام كرد.
در بيشتر كشورهاي دنيا مراكزي به عنوان مركز تحقيقات و اطلاعات اينترنتي وجود دارد كه به صورت آن لاين اطلاعاتي را از وضعيت اينترنت در كشور خود ارائه مي دهند. به طور مثال در كشور چين مركز تحقيقات اطلاعات اينترنتي چينه كه(CNNIC) يك مركز دولتي است اعلام كرد كه ۳۰ درصد رايانه ها در چين به ويروس سوبيگ آلوده شده است.
فقدان چنين مركزي در ايران علاوه بر آن كه اجازه تحقيق و پژوهش واقعي را از محققان مي گيرد، باعث مي شود تا هيچ گاه اطلاعات اينترنتي شفاف بيان نشود و خبرنگاران به منابع خارجي براي استخراج آمار مراجعه كنند، چه خوب بود در طرح تكفا كه ميلياردها تومان براي آن سرمايه گذاري شده به راه اندازي يك مركز تحقيق و پژوهشي اينترنت در ايران توجه مي شد.
اشكالي ندارد اگر بيل گيتس و مجريان طرح تكفا به فكر امنيت رايانه ها نيستند، حداقل هر كاربري مي تواند امنيت رايانه اش را تضمين كند. به راستي كاربران براي جلوگيري از حملات ويروسي چه كار بايد بكنند. اولين نكته اي كه كاربران بايد رعايت كنند نصب يك آنتي ويروس مطمئن و با امنيت بالاست. شركت Symantec يك محصول بسيار خوب و كامل را عرضه كرده است.
Norton system works 2003تمام نيازهاي امنيتي شما را برآورده مي كند. اين محصول به طور خودكار تمامي اعمال شما را زير نظر دارد واگر فعال باشد اجازه نفوذ هيچ ويروسي را به رايانه شما نمي دهد.
چه از طريق ايميل و چه از طريق سي دي يا فلاپي هيچ ويروسي جرات نزديك شدن به رايانه شما را نخواهد داشت. به شرط آن كه هر بار به هشدارهاي اين برنامه نرم افزاري جهت به روز كردن آن توجه كنيد.
Norton system worls 2003 به اين دليل برنامه كاملي است كه تا حد ممكن حتي به رفع عيب هاي سخت افزاري و نرم افزاري شما هم مي پردازد. ضمن اين كه سر زدن به سايت اين نرم افزار WWW.Symantec.com به هر كاربري توصيه مي شود.
دومين نكته بازنكردن ايميل هاي مشكوك و با عناوين نامشخص است گرچه بعضي از ويروس ها مثل ورم بلاستر اصلي كاري به باز كردن يك فايل آلوده ندارد و در صورت اتصال به اينترنت جان رايانه تان را تهديد مي كنند.
پس سومين نكته سر زدن به سايت هاي امنيت رايانه اي مانند antivirusworld.com ومطالعه به روز در اين زمينه است.
پنج شنبه 13 شهريور روزنامه همشهري صفحه روزنت
بازار مكاره جهاني
بر گزاري ميزگرد در حاشيه همايشها لااقل از خود كنفرنسها جذابتر است.در ميزگردي كه با عنوان
چشم انداز جهاني جامعه اطلاعاتي در حاشيه سمينار ميان منطقهاي کشورهاي آسياي مرکزي ـ غربي و جامعه اطلاعاتي انجام شد.حاضرين در ميزگرد درباره همه چيز به جز چشم انداز جامعه اطلاعاتي صحبت كردند.اما در اين ميان حرفهاي استاد ارتباطات دانشگاه ناتينگهام علي محمدي شنيدني بود.وي از مبحثهاي مطرح شده در كنفرانس انتقاد كرد و افزود:”ضرورت ايجاد جامعه اطلاعاتي ابتدا بايد در بين رهبران و سياستگذاران يك جامعه حس شود.اگر در برنامه ريزي و اختصاص بودجه به فرهنگ ايجاد جامعه اطلاعاتي توجه نشود و اگر مسئولين دولتي با مفهوم جامعه اطلاعاتي وكاركردهاي آن آشنايي نداشته باشند چگونه مي توان اين بحث را به يك جامعه تسري داد؟“
علي محمدي كه در كشور انگليس به تدريس ارتباطات اشتغال دارد كتابهاي زيادي درزمينه ارتباطات نوشته است.كتابهاي مهم او هيچ كدام به زبان فارسي ترجمه نشده اند.وي مي گويد:” هر استادي در انگليس اگر به توليد اطلاعات نپردازد او را از دانشگاه اخراج مي كنند.“وي كه كتاب اسلام و جهاني شدن(گلوباليزم)را نوشته در ادامه مي گويد:در جهان كنوني سرمايه هر مملكتي ميزان اطلاعات و توليد علمي است.در انگليس هر چهار سال يك دانشگاهها توسط دولت ارزيابي مي شود.هر دانشگاهي كه توليد علمي افزونتري داشته باشد و اساتيدش كتابهاي بيشتري نوشته باشند و فارغ التحصيلان آن جذب بازار كار شده باشند درجه بندي مي شوند و برهمين اساس به انها بودجه تعلق
مي گيرد.دانشگاههايي كه توليد محتواي علمي كمتري داشته باشند بودجه اندكي دريافت مي كنند ودر آخر آن دانشگاه تعطيل مي شود.“
وي با اشاره به كتاب گلوباليزم و اسلام مي گويد:”هر ساله كشورهاي اسلامي 70 بيليون دلار صرف خريد تسليحات جنگ مي كنند تا به آنها حمله نشود در حالي كه اگر وحدت فرهنگي خود را حفظ كنند و سرمايه ملي خود را صرف توليد اطلاعات كنند در جامعه اطلاعاتي حل نمي شوند.اينها مسائلي است كه گلوباليزم آنها را محسوس ميكند.جهاني شدن بازار مكاره ايست كه هر كشوري ميتواند
توانايي هاي خود را به نمايش بگذارد و اگر چيزي براي عرضه نداشته باشد خود به خود حل مي شود.
وي افزود:”مك دونالد در كشورهاي بسياري نفوذ پيدا كرده اما همين مك دونالد در بعضي از كشورهاي گسترش چنداني نداشته بنابراين هر كشوري كه داراي فرهنگ مستقل باشد مي تواند در جهاني شدن فرهنگ بومي خود را حفظ كند.“
شهرت جوانان كامپيوتر باز ايراني به گوش محمدي هم خورده،او كه صحبتهايش را با غيظ بيان
مي كند گفت:”كشور ما معدن استعدادهاي جوان ايراني است.در دنياي امروز ايرانيها وهنديها از نظر علوم كامپيوتري در دنيا سر شناس هستند.بسياري از آنها به دليل بي تفاوتي مسئولين به خارج از كشور مهاجرت كرده اند.اين نشان مي دهد جوانان ايراني از نظر علمي از دولت جلوتر هستند.“
انتقادهاي محمدي بعضي از حاضرين در ميزگرد را هم هدف قرار داد جايي كه او رو به علي اكبري استاد دانشگاه علم صنعت كرد و گفت:”شما در حالي صحبت از روستاي مجازي مي كنيد كه بسياري از روستاها از كمترين امكانات نظير راه ارتباطي و آب وبرق محرومند.يك روستايي محروم چگونه مي تواند آرمانشهر شما را در خيالاتش واقعي كند در حالي كه امكانات اوليه زندگي هنوز برايش يك روياست.بيان چنين مسائلي جز ايجاد افسردگي براي شهروندان سودي ندارد.“
وي سخنانش را با انتقاد از مسئوليني سياستهاي سخت گيرانه در ارتباط با اينترنت و ساير وسايل ارتباط جمعي دارند دنبال كرد:”دستگاه رهبري وسايل ارتباط جمعي بايد به اهميت توليد اطلاعات واقف بشود.اينترنت امروز كنترل شدني نيست.در جامعه اطلاعاتي سانسور،بستن،شل كردن و سفت كردن،سيستم منحطي است.يك جامعه اطلاعاتي داراي درهاي باز است ويك جامعه نمي تواند با كشيدن ديوارها خود را از خطر نابودي نجات دهد.“
محمدي كه حرفهايش را در غالب يك درد ودل مطرح مي كرد در پايان صحبتهايش با نيشخندي تلخ گفت:”حرفهاي قشنگي در اين سمينار مطرح شد اما وقتي هيچ گونه طرحي براي بستر سازي
جامعه اطلاعاتي وجود ندارد و وقتي مسئولان اصلا اين جامعه را نمي شناسند و با ان سرو كاري ندارند.از بر پايي اين همايش چه چيزي عايد ما مي شود؟.“
سخنران بعدي مراد مرادف رئيس دپارتمان روزنامهنگاري دانشگاه ملي تاجيکستان بود.وي كه با لهجه غليظ تاجيكي فارسي را حرف مي زد بارها با تكرار لغت ضرور به تشكيل جامعه اطلاعاتي اشاره كرد.در حرفهاي او نكته خاصي ديده نمي شد جز آنكه گفت در تاجيكستان حتي حرف جامعه اطلاعاتي هم به ميان نيامده است.سخنران بعدي پرفسور ارمان ماتلار استاد ارتباطات دانشگاه پاريس بود.پرفسور تا ميكروفن به دست گرفت به زبان فرانسوي شروع به صحبت كرد.در حالي كه رو به ميشل ماتلار داشت و انگار نمي دانست در سالن كسي حرفهاي او را نمي فهمد.پس از آنكه يك مترجم فرانسه حرفهاي اورا نصفه و نيمه ترجمه كرد ماتلار باز هم به همان مسائلي اشاره كرد كه سالهاست به طور مرتب آنها را تكرار مي كند.جبر تكنولوژي،امپرياليسم رسانه اي،تكنولوژي در خدمت جنگ ونه در خدمت صلح از جمله مسائلي بودند كه دوست وهمراه النده (رئيس جمهور اسبق شيلي)به آن اشاره كرد.انگار نه انگار كه قرن بيستم سپري شده است.كاظم معتمد نژاد سخنران بعدي سعي داشت تا ميزگرد را به نوعي جمع كند.وي با بي حوصلگي تنها به دو نظريه در باره جامعه اطلاعاتي اشاره كرد و بر نقش يونسكو براي پيشبرد جهان چند زبانه و حق دسترسي عموم مردم به اينترنت تاكيد كرد.در حالي كه صداي آهسته اش را كمتر كسي در سالن همايش مي شنيد وبه آن توجه مي كرد. يونس شكرخواه به عنوان اداره كننده ميزگردي كه هر كسي از دري سخن گفته بود.سعي كرد تا به نوعي نتيجه اي از ميزگرد بگيرد. وي در پايان با اشاره به فاصله ديجيتال هشدار داد مسئله داراها وندارها مسئه مهمي است.وبايد در انتظار زاغه هاي ديجيتالي در كنار برجهاي ديجيتالي باشيم وي در پايان با تاكيد بر سواد رسانه اي ميزگرد را بدون هيچ نتيجه گيري خاصي به پايان برد.
پنج شنبه 13 اذر روزنامه شرق صفحه رسانه
